هرکسی که تازهترین اثر راکستار را تجربه کرده باشد، به خوبی میداند که رازهای بازی Red Dead Redemption 2 تمامی ندارند. این بازی پر شده از داستانهای فرعی و کاراکترهای جالبی که در گوشه و کنار بازی حضور دارند اما ممکن است خیلی از آنها را تا به حال یک بار هم تجربه نکرده باشید. امروز در این مطلب میخواهیم به مرور ۱۰تا از رازهای بازی Red Dead Redemption 2 بپردازیم و ببینیم علاوه بر تمام آن ماجراجوییها و حوادث پر پیچ و خمی که در این بازی پشت سر گذاشتهایم، چه محتواهای جالب دیگری در بازی Red Dead Redemption 2 وجود دارند که تا به حال از آنها بیخبر بودهایم. با مرور ۱۰تا از جالبترین رازهای بازی Red Dead Redemption 2 همراه ما باشید.
یادداشتهای سخنرانی داچ
اگر بخش داستانی بازی Red Dead Redemption 2 را به پایان رسانده باشید، به خوبی میدانید که داچ وندرلین، رئیس گروه گنگسترهای وندرلین، با اینکه نهایتا گروهش را به سمت فروپاشی و اختلافات داخلی هدایت میکند، سخنران بسیار خوبی است و همیشه همین سخنوری استادانهاش بوده است که گروه را از سختترین موقعیتها با روحیهای سرشار از امید مضاعف بیرون کشیده. پس از به پایان رسیدن چپتر ابتدایی بازی، با کمی جست و جو در محیط کمپ میتوانید نوشتهای متعلق به داچ را پیدا کنید که سخنرانیهای اخیرش را در آن یادداشت کرده است. این راز جالب بازی Red Dead Redemption 2 به ما نشان میدهد که بیدلیل نیست که داچ به این خوبی سخنرانی میکند و با صحبتهایش روحیهی گروه را حفظ کرده است. داچ حتی قسمتهایی که باید مکث کند را در متن سخنرانیاش مشخص کرده تا صحبتهایش بیشترین تاثیر ممکن را روی اعضای گروه داشته باشد. یادداشتهای سخنرانی داچ را میتوان یکی از جالبترین رازهای بازی Red Dead Redemption 2 دانست که کمتر کسی از آن باخبر است.
جهشیافتهی ساخت انسان
اگر وارد محیط جنگلی در جهت غربی اداره پست Van Horn شوید، یک امارت قدیمی بزرگ را مشاهده میکنید که ظاهرا متروکه است و کسی در آن زندگی نمیکند. در طبقهی بالای این ساختمان یکی از پنجرهها را میبینید که کاملا باز است و با بالا رفتن از سکوهای جلوی پنجره، میتوانید وارد ساختمان شوید. به محض اینکه وارد این امارت میشوید، منظرهی یک جانور عجیب و غریب توجه شما را به خود جلب میکند که گویا یک موجود ساختهی دست انسان است و از به هم پیوسته شدن اعضای بدن چند حیوان مختلف همراه با بدن یک انسان ساخته شده است و همانطور که در تصویر مشاهده میکنید، سر یک گاو را بر روی آن میبینیم. البته بقایای به جا مانده از این موجود عجیبالخلقه، تنها راز این خانه نیست. اگر محیط اطراف این موجود جهشیافته را مشاهده کنید، چندین دستنوشته و یادداشت همراه با تصاویر مختلف را مشاهده میکنید که در واقع به پروژهی ساخت این موجودات جهشیافته توسط یک سری دانشمند دیوانه اشاره میکند. همچنین مقدار زیادی استخوان از موجودات مختلف نیز به چشم میخورند که در واقع جانوران جهشیافتهی دیگری مثل همین مرد گاوی هستند!
معمای مجسمههای درون غار
در سومین مورد از لیست جالبترین رازهای بازی Red Dead Redemption 2 یک غار پر از مجسمه را داریم که از قضا پاداش بسیار خوبی برای کاوشگران در خود جای داده. اگر به منطقه Window Rock بروید و کمی در محیط اطرافش به جست و جو بپردازید، یک صخرهی منحصر به فرد بزرگ را مشاهده میکنید که ظاهرا شبیه به یک پنجره به نظر میرسد و اتفاقا منطقهی Window Rock (سنگ پنجرهای) نیز اسم خود را از همین صخره گرفته است. از نقاشیهای روی این صخره که تعدادی مجسمه را نشان میدهند عبور کنید، با ادامه دادن مسیر به سمت شمالی این صخره، ورودی باریک یک غار را مشاهده میکنید که داخل آن همان مجسمههای موجود در نقاشیهای روی صخرهی قبلی به چشم میخورند. روی هرکدام از این مجسمهها یک کلید وجود دارد که اگر با ترتیب مشخصی آنها را فشار دهید، درب یک صندوق در وسط غار باز میشود که در آن سه شمش طلا منتظرتان هستند. به راستی که شاهد یکی از طلاییترین رازهای بازی Red Dead Redemption 2 هستیم که میتوانید با کمک آن پول زیادی به دست آورید.
دیگ معجون یک جادوگر
در همان مکانی که مجسمههای درون غار را پیدا کردید، اگر کمی به سمت شرق نقشه حرکت کنید، وارد یک محیط جنگلی کوچک میشوید که در آن یک کلبهی چوبی مخروبه و رها شده وجود دارد. درون این کلبه آیتمهای بسیار زیادی وجود دارند که میتوانید با آنها تعامل برقرار کرده و آنها را لوت کنید. از پوشنهای مختلفی که خیلی از آنها به درد شخصیت اصلی نمیخورند گرفته، تا یک صندوقچه و تعداد زیادی استخوان و بقایای به جا مانده از پرندهها و حیوانات کوچک. نکتهی اصلی این کلبه اما یک دیگ بزرگ جادوگری است که آتش زیرش هنوز روشن است و حجم زیادی از یک معجون ناشناس در آن درحال پخته شدن است. نکتهی جالب این دیگ معجون این است که اگر به آن نزدیک شوید، کلید تعاملی نوشیدن (Drink) در گوشه صفحه به نمایش در میآید و این یعنی میتوانید کمی از آن معجون را بنوشید. با اینکه این اصلا کار منطقیای برای انجام دادن نیست؛ قطعا هر گیمر کنجکاوی میخواهد بداند این معجون با شخصیت اصلی چه کار میکند؟ بعد از نوشیدن این معجون، شخصیت اصلی بازی بیهوش شده و در مکانی بسیار دورتر از محل آن کلبه، از خواب بیدار میشود!
به میزبانی یک خرس گریزلی!
در منطقهی Big Valley در قسمت شمالی ناحیهی الیزابت غربی (West Elizabeth) یک کلبهی عجیب و غریب دیگر را مشاهده میکنید که از دور اینطور به نظر میرسد که خالی است و هیچ ساکنی درون آن حضور ندارد. پس به قصد پیدا کردن لوتهای جدید وارد کلبه میشوید که ناگهان یک خرس گریزلی غولپیکر به شما حملهور میشود و اگر به سرعت با ضربههای چاقو و سپس شلیک پیاپی گلوله از آن پذیرایی نکنید، سریعا از خجالت آرتور مورگان در میآید و شخصیت اصلی شما را میکشد. بعد از شکست دادن این خرس و نجات پیدا کردن از حملهی ناگهانیاش، متوجه میشوید که این کلبه همیشه خالی از سکنه نبوده است. بلکه به تازگی این خرس به کلبه و ساکنینش حمله کرده و هرکسی که در اینجا حضور داشته را کشته و جالبتر از آن این است که با وجود اینکه درب پشتی کلبه کاملا باز است، در آنجا منتظر مانده تا صرفا شخصیت اصلی بازی را هم شکار کند. خرس طمعکاری که به شکار NPCهای معمولی راضی نیست و خود شخصیت اصلی را میخواهد!
سفینه فضایی
بازیهای راکستار همیشه ایستر اگها و رازهای زیادی را در خود جای دادهاند و یکی از موارد همیشه ثابت در میان این ایستر اگها، UFOها یا همان سفینههای فضایی هستند که در خیلی از بازیهای راکستار حضور دارند و بازی Red Dead Redemption 2 نیز از قاعده مستثنا نیست. در قسمت شمالی منطقهی Emerald Ranch یک کلبهی چوبی بزرگ را پیدا میکنید که با توجه به اشیای به جا مانده در آن، به نظر میرسد یک نوع مراسم فرقهای در این کلبه برگزار شده است. اما نکتهی اصلی در رابطه با این کلبه این است که نخستین باری که در تایم شب وارد این کلبه میشوید، به محض ورودتان، محیط تاریک داخل کلبه با یک نور سبزرنگ روشن میشود و وقتی که بالای سرتان را نگاه میکنید، یک سفینهی بزرگ را در آسمان مشاهده میکنید که دقیقا بالای کلبه قرار گرفته و داخل آن را روشن کرده است. علاوه بر این، اگر شبانه به ارتفاعات کوهستان Mountshann در منطقه Big Valley مراجعه کنید، یک سفینه فضایی دیگر را میبینید که درحال پرواز در فراز کوهستان برفی الیزابت غربی است. سفینههای فضایی را میتوان یکی از جالبترین موارد در بین رازهای بازی Red Dead Redemption 2 دانست که در دو جای مختلف در بازی حضور دارند.
مقبرهی باستانی وایکینگها
یکی دیگر از هیجانانگیزترین رازهای بازی Red Dead Redemption 2 در شمال غربی منطقه Annesburg قرار گرفته است که پس از کشف آن میتوانید یکی از کمیابترین آیتمهای پوشیدنی داخل بازی را از آن خود کنید. در این ناحیه یک مقبرهی سنگی و باستانی بزرگ را مشاهده میکنید که در اطراف و قسمت میانی آن استخوانهای زیادی به چشم میخورند که تاییدگر آن هستند که این مکان، یک مقبرهی قدیمی برای دفن کردن انسانهاست. اما دقیقا کدام انسانها و از کدام مردم؟ در میان همان استخوانها یک تبر پیدا میکنید که با اسم Viking Hatchet به شما معرفی میشود و نشان میدهد که این مقبره متعلق به وایکینگهایی است که هزار سال پیش از انگلیسیها و اسپانیاییها وارد سرزمین آمریکا شدهاند. با کمی جستوجو در اطراف این مقبره، وارد یک غار میشوید که در آنجا تعداد بیشتری از همین مقبرهها به همراه یک لوت ارزشمند منتظرتان هستند. این لوت با ارزش هم چیزی نیست جز یک کلاهخود مخصوص وایکینگها که به جرات میتوان آن را یکی از خاصترین کلاههای درون بازی به شمار آورد.
تاکسیدرمی یک گوریل بزرگ
شکار حیوانات و پر کردن فضای داخل پوستشان با کاه یا اشیای دیگر، یکی از روشهای قدیمی انسانها برای حفظ بقایای به جا مانده از شکارهای ارزشمندشان است که تمام پروسهاش با اسم تاکسیدرمی شناخته میشود. ظاهرا تاکسیدرمیهای شکارچیان آمریکایی از یکی دو قرن پیش در این سرزمین رواج داشته و رد پای آن را نیز میتوان در یکی از رازهای بازی Red Dead Redemption 2 مشاهده کرد.
اگر از کوهستان Mountshann کمی به سمت جنوب شرقی نقشه حرکت کنید، در طول مسیر خود به یک پل چوبی میرسید که بر روی یک درهی سنگی کشیده شده است. اگر اطراف خود را بررسی کنید متوجه میشوید که در کنار این پل چوبی، یک کالسکهی چوبی همراه با متعلقات خود به درون دره سقوط کرده است و اگر به آن مراجعه کنید، تاکسیدرمی یک گوریل بزرگ را مشاهده میکنید که در ابتدا گویا قصد حمله به شخصیت اصلی را دارد. اما کمی که به آن نزدیکتر شوید، متوجه میشوید که یک پوستهی پر شده از یک گوریل است که متاسفانه با باقی مرسولهها به درون دره سقوط کرده است. گوریلی که باری دیگر به طبیعت برگشته اما…؟!
قطار ارواح
با مراجعه به شمال غربی منطقهی Lemoyne در نزدیکی ناحیهای به نام Scarlet، یکی از جالبترین رازهای بازی Red Dead Redemption 2 انتظارتان را میکشد. اگر شبهنگام به این منطقه مراجعه کنید و خودتان را در امتداد ریل قطار قرار دهید، خیلی زود صدای سوت قطار را میشنوید که ظاهرا درحال نزدیک شدن به شماست اما هیچ نور چراغی از دوردست قابل مشاهده نیست!
این قطار در حقیقت قطار ارواح است و وقتی که به شما نزدیک میشود، میتوانید ماهیت شبحگونهی آن را مشاهده کنید که از یک سوی آن، طرف دیگرش قابل مشاهده است و به رنگ سبز مخصوص ارواح در آمده است. هنوز راز اصلی این قطار برملا نشده است که دقیقا با استناد به کدام نکتهی داستانی در بازی قرار گرفته است. اما در همان نزدیکیها میتوانید بقایای به جا مانده از یک قطار قدیمی را مشاهده کنید که ظاهرا از ریل خارج شده و تمام سرنشینانش هم کشته شدهاند. شاید این قطار ارواح در واقع روح به جا مانده از همین قطار است که همچنان بر روی ریل درحال حرکت است و در هیچ ایستگاهی توقف نمیکند!
روبات مارکو دراجیک
در طول یکی از خطوط داستانی فرعی بازی Red Dead Redemption 2 تحت عنوان Chain My Last Boy با مخترعی به نام Marco Dragic آشنا میشوید که ظاهرا از خیلی از دانشمندان هم عصر خود جلوتر است و شروع به اختراع لوازم برقی کرده است و از آرتور میخواهد تا در تست این لوازم با او همکاری کند. با پیشروی در این خط داستانی فرعی، به آزمایشگاه مارکو دراجیک مراجعه میکنیم و در آنجا با مهمترین اختراع مارکو که یک روبات انساننما است آشنا میشویم. راز اصلی این بخش از بازی این است که پس از به پایان رساندن ماموریتهای مارکو دراجیک، اگر پس از مدتی به محل زندگیاش مراجعه کنید، جنازهی مارکو دراجیک را پیدا میکنید و خبری هم از روبات انساننمای او نیست.
اگر به ناحیهی سرد و کوهستانی در قسمت شمال غربی نقشهی بازی، کمی پایینتر از منطقهای به نام Glacier مراجعه کنید، در بلندای یکی از قلهها یک چراغ سوسوزن را مشاهده میکنید و اگر به آن نزدیک شوید، روبات مارکو دراجیک را پیدا میکنید که بدون حرکت روی قله نشسته و هذیان میگوید. در اینجا باخبر میشوید که قاتل مارکو دراجیک در واقع کسی نیست جز همین مخلوق ماشینیاش که یک روبات انساننماست. حالا تصمیم با شماست که یا انتقام مارکو را بگیرید یا یک روبات قاتل را در کوهستان رها کنید.
عالی بود اما میتونم بگم اینا حتی یک پنجم رازای بی نظیر رد دد هم نیست. گرگینه و داستان زندگیش،پاگنده، نایت فولک ها، خونآشام، قاتل سریالی، گنگ دل بولو و مقرش، گنجای جذاب بازی، اسب شیطان، غار شیطان، فیاض دیوانه، گنج ریچ که فوق العادست، اسکلت انسان نما، شهاب سنگ، هوایپمای سوخته، شهر سوخته، مکان شیطانی بازی، دختر جن زده، زیرزمین اسلحه فروش شهر rhodes که مربوط به همون گرگینه است، نژادپرستا، بخش رمزگشایی ورودی شهر سن دنیس، درمانگاه ولنتاین و اتاق پشتیش، مار غول پیکر و… اینقدر هستن که بشه باهاش یه کتاب صد صفحهای رو نوشت به هر حال خوب بود ممنون
دمت گرم داداش تو دیگه کی هستی بابا خفن من یک دونش هم نمیدونستم ممنون بابت ای همه راز هایی که گفتی
من فقط اون اتاق پشت درمانگاه ولنتاین رو رفتم 😂