معرفی بهترین انیمیشنهای تاریخ | مینیونها: ظهور گرو
انیمیشن مینیونها: ظهور گرو (Minions: The Rise of Gru) که دنباله مستقیم انیمیشن مینیونها و یک پیشدرآمد از مجموعه من نفرتانگیز است، داستان دوران کودکی گرو را به تصویر میکشد. در خط داستانی این انیمیشن، گرو هنوز به ابرشروری که از وی سراغ داریم تبدیل نشده، اما مینیونها که یک ارباب جدید پیدا کردهاند، میخواهند کاری کنند که او به یک شرور بزرگ و معروف تبدیل شود.
من نفرتانگیز (Despicable Me) در سال ۲۰۲۶ حکم پرفروشترین فرنچایز انیمیشنی تمام دوران را دارد؛ دستاوردی بزرگ که با اکران چندین و چند نسخه مختلف از مجموعه به دست آمده و اصلا کار سادهای نبوده است. یکی از این نسخهها که در به دست آوردن مقام پرفروشترین فرنچایز انیمیشنی تاریخ کمک چشمگیری کرد، انیمیشن مینیونها: ظهور گرو بود. این انیمیشن که در سال ۲۰۲۲ روی پرده رفت، در واقع دنباله انیمیشن مینیونها (Minions) محسوب میشود که اولین دفعه در سال ۲۰۱۵ اکران شد. نکته قابل توجهی که درباره ظهور گرو وجود دارد، حضور شخصیت اصلی مجموعه یعنی خود گرو است.
البته در اثر مورد بحث خبری از نسخه بالغ و سالخورده گرو نیست. بلکه برعکس، داستان ما را سالها به عقب میبرد و نسخهای از این شخصیت را نشان میدهد که یک پسربچه ۱۱ ساله است. منتها گرو از همان زمان آرزوهای بزرگی در سر داشت و میخواست به بزرگترین ابرشرور یا ویلن دنیا تبدیل شود. مینیونهای زرد، کوچک و بامزه هم که عاشق خدمت به ابرشرورها و افراد خبیث هستند، پتانسیل Gru را میبینند و تصمیم میگیرند به زیردستهای وی تبدیل شوند.
انیمیشن مینیونها: ظهور گرو در ابتدا قرار بود در سال ۲۰۲۰ به اکران برسد، اما شیوع ویروس کرونا و محدودیتهایی که این دوره تاریک به وجود آورد، باعث شد اکران اثر مورد بحث دو سال تاخیر بخورد و در نهایت در سال ۲۰۲۲ به دست طرفداران برسد. اگر راستش را بخواهید Minions: The Rise of Gru نمرات درخشانی دریافت نکرد و بسیاری از منتقدها، داستان آن را معمولی و بدون هیجان توصیف کردند. اما این نمرات متوسط تاثیر بدی روی فروش نهایی پروژه نگذاشت. استودیو ایلومینیشن که برای ساخت این اثر ۸۰ الی ۱۰۰ میلیون دلار بودجه داشت، در گیشه حسابی درخشید و توانست رقم فروش آن را به ۹۴۰.۲ میلیون دلار برساند. راستی، قسمت جدید مینیونها در راه بوده و قرار است در سال جاری میلادی با عنوان Minions & Monsters روی پرده برود.
حالا که مروری کلی در مورد انیمیشن مینیونها: ظهور گرو داشتیم، بیایید کمی در مورد داستان آن دقیقتر شویم. داستان در سال ۱۹۷۵ تعریف میشود و گرو فقط ۱۱ سال دارد. اما این سن کم آرزوهای شخصیت مذکور را محدود نمیکند. گرو دوست دارد به کمک مینیونهای خود به یک ابرشرور تبدیل شود و دست به انجام کارهای خصمانه بزرگی بزند. هنگامی که او از سوی گروهی از ویلنها با اسم ۶ شرور (Vicious 6) دعوتنامهای برای عضویت دریافت میکند، در پوست خود نمیگنجد. این گروه که رهبری آن به دست فردی به نام بل باتم افتاده، به دنبال یک عضو جدید هستند تا او را جایگزین بنیانگذار گروه با اسم وایلد ناکلز کنند.

در این انیمیشن، گرو فقط ۱۱ سال دارد و در رویای تبدیل شدن به یک ابرشرور بزرگ است
هنگامی که گروه ۶ شرور مشغول یک سرقت بزرگ برای دزدیدن یک سنگ جادویی چینی بودند، اعضای آن به موسس گروه یعنی وایلد ناکلز خیانت میکنند و سعی در کشتن او دارند. پس از اتمام ماموریت، اعضای گروه وایلد ناکلز را از رهبری خلع میکنند و بل باتم جای او را میگیرد. مدتها از این قضیه میگذرد و گرو برای انجام مصاحبه کاری به مقر Vicious 6 میرود. مصاحبه کاری خوب پیش نرفته و احتمال قبول نشدن گرو زیاد است؛ اما او در حرکتی غیرمنتظره سنگ جادویی مذکور را میدزدد و به همراه مینیونها یک سرقت بزرگ را ترتیب میدهد. گرو سنگ را پیش یکی از مینیونها به اسم اوتو امانت میگذارد، اما اوتو که نمیتواند طبیعتش به عنوان یک مینیون را تغییر دهد، سنگ جادویی را با یک تکه سنگ بیارزش مبادله میکند.
در همین حین وایلد ناکلز در حرکتی زیرکانه گرو را به گروگان میگیرد و او را به سان فرانسیسکو میبرد. پس از انجام این کار، ناکلز یک پیام مهم به مینیونها میدهد: اگر آنها در طی ۴۸ ساعت آینده سنگ جادویی را به دستش نرسانند، گرو را خواهد کشت. مینیونها که چاره دیگری ندارند و جان ارباب خود را در خطر میبینند، تصمیم میگیرند به دنبال سنگ جادویی بیافتند و تمام تلاش خود را برای تکمیل این ماموریت انجام میدهند. ولی خب از آنجایی که مینیونها بیش از حد خنگ و بازیگوش هستند، نمیتوانند همه چیز را طبق برنامه پیش ببرند.
در انیمیشن مینیونها: ظهور گرو ما با نسخهای از گرو روبهرو هستیم که هنوز به آن نابغه جنایتکار دنیای Despicable Me تبدیل نشده؛ او فقط پسری ۱۱ ساله است با رویایی بزرگتر از سن و جایگاهش. همین فاصله میان آنچه هست و آنچه میخواهد باشد ریشههای شکلگیری یک ضدقهرمان را در وجودش میسازد. میل گرو به شرور بودن بیش از آنکه از تاریکی درونی بیاید، از نیاز شدیدش به دیده شدن و جدی گرفته شدن نشأت میگیرد. او در مدرسه و حتی میان ابرشرورها تحقیر میشود و همین طرد شدگی، جاهطلبیاش را تیزتر میکند. برای گرو، شرارت نوعی هویتسازی است؛ راهی برای اثبات اینکه کوچک بودن به معنای بیاهمیت بودن نیست. این عطشِ اثبات خود، همان جرقهای است که بعدها تبدیل به آتشی بزرگ در مسیر حرفهایاش میشود.

مینیونها با وجود اینکه جان ارباب خود را در خطر میبینند، نمیتوانند از بازیگوشیهای همیشگی خود دست بردارند
فیلم با ظرافت نشان میدهد که گرو از سر پلیدی محض دست به خلاف نمیزند؛ بلکه غرورش جریحهدار شده و میخواهد جایگاهش را به دنیا تحمیل کند. همین نکته او را از یک ویلن ساده جدا میکند و به قلمرو ضدقهرمانها میبرد؛ شخصیتی که خطا میکند اما انگیزههایش انسانی و قابل درک است. مواجهه او با وایلد ناکلز نیز نقش مهمی در این مسیر دارد؛ گرو در او تصویری از آیندهی آرمانی خود را میبیند، اما همزمان درمییابد که قدرت بدون وفاداری و پیوند عاطفی، معنایی ندارد. این تضاد درونی میان میل به قدرت و نیاز به تعلق، هسته اصلی شخصیت گرو را شکل میدهد و باعث میشود ظهور گرو نه فقط داستان تولد یک ابرشرور، بلکه روایت شکلگیری تدریجی یک ضدقهرمان پیچیده و ماندگار باشد.
نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: Despicableme.fandom
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات