معرفی بهترین انیمیشنهای تاریخ: شرک ۳ + تماشای رایگان
پس از موفقیت دو قسمت ابتدایی، زمان آن رسیده بود که شرکت دریمورکس در سال ۲۰۰۷ سهگانه فوقالعاده محبوب شرک را تکمیل کند. سازندگان پس از اکران قسمت دوم خیلی سریع مشغول ساخت انیمیشن شرک ۳ یا Shrek the Third شدند تا این دفعه داستانی جاهطلبانهتر، بزرگتر و گستردهتر بسازند. در داستان قسمت سوم چالشها بزرگتر از درگیریهای شخصی هستند و آینده قلمرو بر دوش شرک و دوستان قرار میگیرد.
پس از اینکه انیمیشن Shrek 2 در سال ۲۰۰۴ روی پرده رفت، شرکت دیگر یک پدیده غیرمنتظره نبود. شرکت دریمورکس غول سبزِ زشت اما مهربان را به عنوان یکی از نمادهای دنیای انیمیشن تثبیت کرد و کمتر کسی وجود داشت که از ماجراجوییهای این شخصیت و دوستانش بیخبر باشد. اما در اوج قله موفقیت، هنوز یک ماموریت دیگر وجود داشت که سازندگان باید آن را تکمیل میکردند: تکمیل سهگانه اول. پس از موفقیتهای قسمت دوم و حمله عظیم مردم به صفهای سینما، همه منتظر بودند تا ببینند سرنوشت شرک، فیونا، خره، گربه چکمهپوش و سایر رفقا به کجا منتهی میشود.
ماحصل تمامی این انتظارات و هیجانات به اکران انیمیشن شرک ۳ در سال ۲۰۰۷ منتهی شد؛ اثری که با نام رسمی Shrek the Third یا شرک سوم روی پرده رفت. اما چرا دریمورکس برای اسمگذاری اثر مورد بحث چنین تصمیمی گرفت؟ بدون شک تا به حال اسم پادشاهها در دل تاریخ را شنیدهاید. لویی شانزدهم، ریچارد سوم، هنری هشتم و سایر موارد مشابه نام پادشاهان معروف هستند و اسم شرک سوم هم در واقع ارجاعی به همین نامگذاری است. از آنجایی که داستان انیمیشن Shrek 3 درباره تاج و تخت روایت میشود، سازندگان با این تصمیم ارجاعی به رسم اسمگذاری پادشاهها داشتند و با آن شوخی کردند.

با گذر از تمامی این بحثها بیایید در مورد داستان انیمیشن ۳ و حال و هوای سلطنتی آن صحبت کنیم. شاه هارولد که پدر پرنسس فیونا محسوب میشود، در همان دقایق ابتدایی فیلم جانش را از دست میدهد و قلمرو «خیلی خیلی دور» را سیاهپوش میکند. با مرگ پادشاه انتخاب یک جانشین ضروری است و همه قوانین، به خود شرک رای میدهند. او همسر پرنسس فیونا است و به همین خاطر باید پس از مرگ پادشاه و به عنوان داماد وی، روی تخت شاهی بنشیند. اما خب همانطور که همه ما شرک را میشناسیم، او اصلا به دنبال قدرت تاج و تخت نیست و فکر میکند انتخاب یک غولِ سبزِ زشت به عنوان پادشاه اشتباه محض است.
شاه هارولد که در لحظات پایانی زندگیاش متوجه طرز فکر شرک میشود، یک گزینه جایگزین را مطرح میکند: آرتور پندراگون، خواهرزاده شاه هارولد. شرک هم که قصد دارد آرتور را پیدا کند و او را روی تخت شاهی بنشاند، خره و گربه چکمهپوش را با خود همراه میکند تا به جستوجوی وارث برود. اما درست در زمانی که گروه سه نفره راهی سفر میشوند، فیونا خطاب به شرک میگوید باردار است و او به زودی پدر خواهد شد. شرک هم که اصلا آماده شنیدن این موضوع نبود حسابی شوکه میشود و یکه میخورد. از این نقطه به بعد او در مورد بچهها کابوس میبیند و فکر میکند که اصلا برای پدر شدن آماده نیست.
شرک، خره و گربه چکمهپوش به یک مدرسه شبانهروزی به اسم وورسترشایر میرسند و آرتور را در آنجا پیدا میکنند؛ پسربچه لاغر و ۱۶ سالهای که ترجیح میدهد با اسم آرتی صدا زده شود. برخلاف اسم افسانهای شاه آرتور، این نوجوان ۱۶ ساله هیچ شباهتی به آرتور افسانهها ندارد و به شدت بیعرضه است. تقریبا تمام اعضای مدرسه او را تحقیر میکنند و صرفا برای سرگرمی به اذیت کردن وی میپردازند. شرک و سایر دوستان که متوجه قضیه میشوند، تصمیم میگیرند آرتی را برای تخت پادشاهی آماده کنند تا او ظاهر یک مرد و شاه تمامعیار را به خود بگیرد. منتها در این بین یک مشکل بزرگ وجود دارد. پرنس چارمینگ که عقده بزرگی از شرک و فیونا به دل دارد، مرگ شاه هارولد را موقعیت مناسبی میداند تا به پادشاه تبدیل شود و از قهرمانهای داستان انتقام بگیرد.

آرتی یک پسر بیعرضه است و برای تبدیل شدن به شاه، باید حسابی تمرین کند
یکی از برجستهترین ویژگیهای شرک ۳ تمرکز آن بر رشد شخصیتها و مسیر تحول فردی است. شرک که پیش از این بیشتر به عنوان یک هیولای ترسناک و خندهدار شناخته میشد، در این قسمت با چالشهای واقعی مواجه میشود: مسئولیت پادشاهی سرزمین خیلی خیلی دور. او که از قدرت و سلطنت هراس دارد، باید یاد بگیرد چگونه با ترسها و محدودیتهای خود روبهرو شود و از راحتی زندگی شخصی به سمت وظایف سنگینتر حرکت کند. در همین مسیر، فیونا نیز نقش کلیدی دارد و با حمایت و همدلی خود، به شرک کمک میکند تا تصمیمات مهم زندگی و حکومت را بپذیرد. همزمان، آرتی به عنوان پادشاه جوان و کماعتماد به نفس معرفی میشود که برخلاف نامش، هنوز شجاعت و اعتماد به نفس لازم برای سلطنت را پیدا نکرده است.
آرتی در ابتدا یک نوجوان عادی است که توسط همکلاسیها تحقیر میشود و از مسئولیتها فراری است، اما در طول داستان با راهنمایی شرک، خره و گربه چکمهپوش و نیز معلم خود به اسم مرلین، آرامآرام به فردی شجاع و آماده برای پذیرش تخت سلطنت تبدیل میشود. این تمرکز روی رشد شخصیتها و مسئولیتپذیری در برابر خود و دیگران، یکی از دلایلی است که شرک ۳ را نه تنها یک انیمیشن طنزآمیز، بلکه داستانی با پیامهای آموزشی و اخلاقی جذاب برای کودکان و بزرگسالان میکند. فیلم به خوبی نشان میدهد که قهرمان بودن صرفاً به معنای قدرت یا ظاهر شجاعانه نیست، بلکه در پذیرش مسئولیتها و مواجهه با ترسها معنا پیدا میکند.


شرک که از پدر شدن و بچههای آیندهاش میترسد، شبهای کابوس بچه میبیند
این سبک طنز بینامتنی باعث میشود که شرک ۳ تنها یک انیمیشن کودکانه نباشد و برای بینندههای بالغ نیز جذاب و خندهدار باقی بماند. در نهایت، طنز فیلم نه تنها برای سرگرمی است، بلکه به شخصیتپردازی و پیشبرد داستان کمک میکند؛ تعاملات بامزهی شخصیتها و واکنشهای طنزآمیز آنها به مشکلات و چالشها، پیامهای فیلم درباره مسئولیتپذیری، شجاعت و دوستی را به شکل جذابتری منتقل میکند. با وجود تمام نقدها و واکنشهای متوسط، Shrek the Third با همین دقت به جزئیات در یاد ما باقی مانده و فقط با مرگ فراموش خواهد شد.
نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: Shrek.fandom
نظرات