معرفی بهترین انیمیشنهای تاریخ: داستان اسباب بازی ۴ + تماشای رایگان
بسیاری از ما پس از اکران انیمیشن داستان اسباب بازی ۳ در سال ۲۰۱۰ فکر میکردیم که کار پیکسار با وودی و دوستان تمام شده است. منتها از آنجایی که داستانسراهای پیکسار هر پایانی را نقطه شروع یک ماجراجویی دیگر میدیدند تصمیم گرفتند دست به ساخت انیمیشن داستان اسباب بازی ۴ بزنند. در این قسمت، شخصیتهای داستان بیشتر در مورد معنی و هدف زندگی فکر میکنند و مثل سازندگان، به دنبال شروع جدیدی هستند.
سهگانه ابتدایی مجموعه Toy Story یا همان داستان اسباب بازی بدون شک یکی از بهترین سهگانههای تاریخ سینما است. اجازه ندهید حالت انیمیشنی و مخاطبین هدف آن شما را فریب بدهند؛ چرا که پیکسار با این مجموعه همواره به تعریف داستانهای عمیق و چند لایه پرداخته. اما در مورد داستان اسباب بازی ۴ یک نکته خاص وجود دارد که در سهگانه اول شاهدش نبودیم. در این قسمت شخصیتهای داستان میخواهند به نقطهای بیش از زندگی به عنوان یک اسباب بازی برسند.
در انیمیشن Toy Story 3 که به اعتقاد بسیاری از افراد بهترین نسخه مجموعه است، وودی، باز و سایر شخصیتها یک پایانبندی ارزشمند دریافت کردند و کمتر کسی انتظار ادامه دادن داستان را داشت. جاش کولی (Josh Cooley) به عنوان یکی از سازندگان قسمت سوم هم فکر مشابهی میکرد. ولی او اعتقاد داشت که در دنیای انیمیشنسازی هم مثل دنیای واقعی، هر پایان آغازگر یک ماجراجویی دیگر است. به همین خاطر او سکان کارگردانی قسمت چهارم را بر عهده گرفت و پس از کلی چالش و تغییر، داستان اسباب بازی ۴ در سال ۲۰۱۹ روی پرده رفت.
این انیمیشن با وجود بودجه سنگین ۲۰۰ میلیون دلاری موفق به فروش ۱.۰۷۴ میلیون دلار شد تا لقب پرفروشترین نسخه مجموعه را به خود نسبت دهد. این در حالی است که Toy Story 4 در جدول پرفروشترین فیلمهای سال ۲۰۱۹ هم رتبه هشتم را کسب کرد. اثر مذکور درست مانند قسمتهای قبلی حسابی مورد تحسین منتقدها قرار گرفت و در نود و دومین مراسم اسکار هم توانست جایزه بهترین انیمیشن بلند سال را به دست آورد. البته Toy Story 4 علاوه بر اسکار در مراسمهای بزرگ دیگر هم موفق بود و نامزدیها و جوایز متعددی به دست آورد.

اما از آنجایی که بانی کودک باهوشی است، این زبالهها را سر هم کرده و با آنها یک اسباب بازی جدید به اسم فورکی (Forky) میسازد. برخلاف آنچه که وودی انتظار داشت، فورکی مثل سایر اسباب بازیها زنده میشود و شروع به حرف زدن میکند. این موضوع در ابتدا وودی را میترساند، اما از آنجایی که بانی علاقه زیادی به فورکی پیدا کرده، تصمیم میگیرد با تمام قوا از فورکی مراقبت کند. منتها اینجا یک مشکل بزرگ وجود دارد: فورکی دچار بحران هویت میشود و فکر میکند که یک اسباب بازی نیست.
در ادامه خانواده بانی به یک سفر خانوادگی میروند و فورکی هم که خود را یک اسباب بازی نمیدانست، به یک ماشین کنترلی میرسد و با آن فرار میکند. منتها وودی که دوست ندارد بانی اسباب بازی مورد علاقهاش را از دست بدهد به دنبال او میرود و بالاخره با یکدیگر سر از یک پارک در میآورند. در این پارک یک مغازه عتیقهفروشی وجود دارد که وودی در آن لامپ بو پیپ را میبیند؛ عروسکی که مدتها پیش عاشق وی بود. به همین دلیل او به همراه فورکی وارد مغازه میشود تا به دنبال سرنخی از بو پیپ برود.
این دو نفر در مغازه عتیقهفروشی با یک اسباب بازی به اسم گبی گبی و دوستانش آشنا میشوند. اما اسباب بازیهایی که در این مغازه هستند میخواهند جعبه صدا وودی را بدزدند و آن را با جعبه صدا گبی گبی که خراب شده عوض کنند. وودی و فورکی تصمیم میگیرند فرار کنند. هر چند که وودی موفق به فرار میشود، فورکی در مغازه گیر میافتد و زندانی میشود. وودی در اعماق ناامیدی بو پیپ را پیدا میکند که حالا دیگر صاحبی ندارد و آزاد است. با وجود رابطه پیچیده بین این دو، آنها تصمیم میگیرند فورکی را نجات دهند و شرایط را به حالت عادی بازگردانند.

وودی درست مثل یک برادر بزرگتر سعی دارد فورکی و نقشش در زندگی را به وی آموزش دهد
در انیمیشن داستان اسباب بازی ۴ وودی بیش از هر زمان دیگری در مرکز تحول شخصیتی قرار گرفته است. این انیمیشن، از یک سو وفاداری دیرینه او به اندی و سپس باز لایتیر را به نمایش میگذارد و از سوی دیگر، مسیر تازهای از خودشناسی و بازتعریف هویت را برای او رقم میزند. وودی، که پیشتر نماد اسباب بازی وظیفهشناس و همواره مطیع بود، اکنون با پرسشهایی بنیادین درباره نقش و ارزش خود مواجه میشود: آیا او تنها برای خوشحال کردن کودک خود معنا دارد یا میتواند فراتر از این وابستگی، زندگی مستقلی برای خود تعریف کند؟
این تحول نه تنها عمق تازهای به شخصیت وودی میبخشد، بلکه مضمون اصلی داستان را نیز تقویت میکند؛ مفهومی که بر اهمیت انتخاب شخصی و مسئولیت در قبال خویشتن تأکید دارد. نگاه دقیق پیکسار به این جنبه از شخصیت وودی، او را از یک قهرمان صرف کودکانه به شخصیتی چندلایه و قابل تأمل تبدیل کرده و این روند تحول، نقطهٔ قوتی برای ارتقای کیفیت داستانی و احساسی فیلم محسوب میشود. البته که اضافه شدن فورکی به داستان هم در همین راستان قرار میگیرد.

پیکسار در این بخش، با ظرافت ویژهای نشان میدهد که ارزش اسباببازی بودن نه از جنس و ظاهر آن، بلکه از نقش احساسی و تاثیری است که بر زندگی کودکان میگذارد. تلاش وودی برای هدایت و حفاظت از فورکی، مفهومی عمیق از مسئولیت، عشق و وفاداری را بازتاب میدهد و همزمان مخاطب را به تأمل درباره هویت، تعلق و ارزش در زندگی واقعی دعوت میکند. به این ترتیب، فورکی نه تنها یک شخصیت طنز و جذاب است، بلکه وسیلهای برای پرداخت به تمهای وجودی و اخلاقی در دل یک داستان کودکانه و سرگرمکننده محسوب میشود.
نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: Disney.fandom
نظرات