میراث گوجو ساتورو زنده است؛ بررسی وقایع مانگای جوجوتسو کایسن مدولو
مرگ گوجو ساتورو (Satoru Gojo)، یکی از محبوبترین شخصیتهای این مجموعه، در مانگای اصلی جوجوتسو کایسن موجی از ناامیدی را میان هواداران به راه انداخت. ماجرا از آنجا شروع شد که در جریان آرک حادثه شیبویا (Shibuya Incident Arc)، گوجو درون شیء ویژهای به نام قلمرو زندان (Prison Realm) مهروموم شد و عملاً هیچ راه فراری برایش باقی نماند. اما ماجرا به اینجا ختم نشد؛ او پس از سالها غیبت، سرانجام در پایان آرک بازی کشتار (Culling Game Arc) و به لطف تلاشهای بیوقفه شاگردانش به داستان بازگشت.
قویترین جادوگر عصر مدرن بلافاصله پس از آزادی، سراغ کنجاکو (Kenjaku) رفت؛ همان کاربر نفرین باستانی که بدن بهترین دوستش، سوگورو گتو (Suguru Geto) را تسخیر کرده بود. اما درست پیش از آنکه گوجو بتواند کار را تمام کند، ریومن سوکونا (Ryomen Sukuna) وارد معرکه شد و او را به مبارزه طلبید.
با وجود پایان غمانگیز این نبرد، رویارویی دو قدرت برتر همچنان بهعنوان هیجانانگیزترین دوئل در تاریخ شونن مدرن شناخته میشود. اگرچه مرگ گوجو در ابتدا برای همه دردناک بود، اما مانگای دنباله این اثر با نام جوجوتسو کایسن مدولو ثابت کرد که میراث او فراموش نشده است؛ حتی حالا که نزدیک به هفت دهه از مرگش میگذرد. داستان این دنباله که به قلم گگه آکوتامی (Gege Akutami) و تصویرسازی یوجی ایواساکی (Yuji Iwasaki) خلق شده، ۶۸ سال پس از وقایع بازی کشتار رخ میدهد. در این دوران، دنیای جوجوتسو پس از آن نبرد بزرگ دستخوش تغییرات بنیادین شده است. درست است که این دنیا هنوز با مدینه فاضله فاصله دارد، اما به آن تصویری که گوجو در ذهن داشت بسیار نزدیکتر شده است.
جوجوتسو کایسن مدولو و تداوم ظریف میراث گوجو
گوجو از همان ابتدا یک هدف بزرگ داشت: تغییر دنیای جوجوتسو از ریشه. او در دوران دبیرستان به این حقیقت تلخ پی برده بود که دشمنان واقعی، نه نفرینها، بلکه بزرگان فنی جوجوتسو (Jujutsu Tech elders) و خاندانهای ردهبالا هستند; کسانی که برای حفظ قدرت خود حاضرند هر تعداد قربانی بدهند. گوجو بهخوبی میدانست که نبرد با سوکونا ممکن است به قیمت جانش تمام شود، به همین دلیل پیش از آن مبارزه، دست به اقدامی رادیکال زد و بزرگان فاسد را از سر راه برداشت تا شاید شاگردانش شانس دیدن فردایی روشنتر را داشته باشند.
اگرچه سرنوشت دقیقاً طبق خواسته او پیش نرفت، اما فداکاریهای گوجو و تلاشهای شاگردانش برای اصلاح سیستم بیهوده نبود. در دنیای جدید، خاندانهای بزرگ دیگر نمیتوانند آشکارا به ضعیفترها زور بگویند. تکنیکهایی مانند دامنه ساده (Simple Domain) نسبت به چند دهه قبل رواج بیشتری پیدا کرده و این یعنی همه شانس پرورش مهارتهای کاربردی را دارند. اما مهمتر از تمام این موارد، اتحاد بیسابقهای است که در دنیای جوجوتسو شکل گرفته است.
در بخشی از داستان، شخصیتی به نام کراس (Cross) که یک سیموریایی (Simurian) است، به نکته جالبی اشاره میکند. او میگوید جادوگرانی مثل یوکا (Yuka) و تسوروگی اوکوتسو (Tsurugi Okkotsu) نجات دادن مردم را بخشی از زندگی روزمره خود میدانند، نه وظیفهای سنگین و اجباری که سرنوشت بر دوش آنها گذاشته باشد. برخلاف گذشته، جادوگران حالا آزادی عمل دارند تا مسیر زندگیشان را خودشان انتخاب کنند و دیگر در بند دستورات بزرگان نیستند. اگر گوجو آن زمان نقش هیولا را بازی نمیکرد و بزرگان را از میان برنمیداشت، و اگر شاگردانش راه او را ادامه نمیدادند، جامعه جوجوتسو همان جهنمی باقی میماند که استعدادهای جوانی مثل گوجو و سوگورو گتو را در خود میبلعید و نابود میکرد.
منبع: comicbook
نظرات