حماسیترین صحنه سریال شوالیه هفت پادشاهی و یک اشتباه ناامیدکننده
قسمت چهارم از فصل اول سریال شوالیه هفت پادشاهی (A Knight of the Seven Kingdoms)، تا به این لحظه حماسیترین رویداد کل مجموعه را به نمایش میگذارد؛ اما پتانسیل این را داشت که حتی درخشانتر عمل کند. نقطه قوت این سریال تا بدینجا، تفاوت آشکار آن با دو اثر دیگر این دنیای فانتزی، یعنی بازی تاج و تخت (Game of Thrones) و خاندان اژدها (House of the Dragon) بوده است. این مجموعه مقیاسی کوچکتر دارد، لحن آن سبکتر است و تمرکز خود را بر زوج اصلی داستان، دانک (Dunk) و اگ (Egg) گذاشته است. با این حال، پس از افشای هویت واقعی اگ بهعنوان یک تارگرین و حمله دانک به ایریون تارگرین (Aerion Targaryen)، ورق برگشته و فضا تغییر کرده است.
تازهترین قسمت سریال ثابت میکند که وقتی پای لحظات کوبنده و رویدادهای بزرگ تلویزیونی در میان باشد، این اثر چیزی از دو سلف پرآوازه خود کم ندارد. پس از آنکه حکم صادر میشود تا سرنوشت دانک و ایریون در یک «قضاوت هفتنفر» مشخص شود، با واقعیتی تلخ روبرو میشویم: دانک شوالیههای کافی برای تکمیل سپاه خود ندارد. او با استیصال به نجیبزادگان حاضر در میدان رو میاندازد و طی یک سخنرانی پرشور، از آنها میخواهد شرف خود را بازیابند و در نهایت با صدایی رسا فریاد میزند: «آیا هیچ شوالیه واقعیای میان شما نیست؟»
ترکیب این سخنرانی با وقایع بعدی، یعنی لحظهای که بیلور تارگرین (Baelor Targaryen) تصمیم میگیرد برای دانک بجنگد و همزمان موسیقی متن مشهور بازی تاج و تخت طنینانداز میشود، یکی از آن لحظات مشتگرهکردن و فریاد شادی کشیدن را خلق میکند که سالها بود در این فرنچایز ندیده بودیم. این از آن دست صحنههاست که مو به تن آدم (یا حداقل من) سیخ میکند. اگر بخواهیم مشخصاً درباره سخنرانی سر دانکن (Ser Duncan) صحبت کنیم، با اینکه نیت و فحوای کلامش متفاوت است، اما بهترین نمونه در نوع خود پس از سخنرانی فراموشنشدنی تیریون لنیستر (Tyrion Lannister) در فصل ۴ بازی تاج و تخت محسوب میشود. این لحظهای است که شما را نیمهشب در اتاق نشیمن از جا بلند میکند، اما متأسفانه به یک مشکل تکراری برمیخورد.
سخنرانی دانک و تشدید بزرگترین ایراد سریال
نکات دوستداشتنی بسیاری در سخنرانی دانک و حواشی آن وجود دارد. دیالوگها که مستقیماً از کتاب شوالیه آواره (The Hedge Knight) اثر جرج آر. آر. مارتین (George R.R. Martin) وام گرفته شدهاند، تکاندهندهاند و پیتر کلافی (Peter Claffey) آنها را استادانه ادا میکند. پسزمینه غمآلود صحنه نیز اتمسفر را سنگینتر میکند؛ تمنای نوری در دل تاریکی. اما انگار سازندگان شوالیه هفت پادشاهی نمیتوانند جلوی خودشان را بگیرند؛ درست در لحظهای که دانک ملتمسانه به جمعیت نگاه میکند، اوتو براکن (Otho Bracken) ملقب به «دیو براکن» برمیخیزد و روزنه امیدی ایجاد میکند… اما ناگهان بادی همتراز با جثه غولپیکرش از معده خارج میکند که باعث خنده شدید جمعیت میشود.
طنزهای اینچنینی در سریال پیشتر هم محل بحث بودهاند. این موضوع یکی از معدود نقاط ضعف اثر برای من بود و این صحنه دقیقاً همان جایی است که کاسه صبر را لبریز میکند. صحنه مدفوع در قسمت اول و نمایش اغراقآمیز اندام سر آلان (Ser Arlan) در قسمت دوم، شاید به اندازه کافی خندهدار بودند و در بافت سکانسهای خودشان جواب میدادند (و باور کنید بهعنوان کسی که با عشق به بلینک-۱۸۲ (blink-182)، کلهخرها (Jackass) و آمریکن پای (American Pie) بزرگ شده، هیچ مشکلی با طنزهای نوجوانانه ندارم). اما این مورد خاص، بیشازحد توی ذوق میزد و به معنای واقعی کلمه، بادِ صحنه را خالی کرد.
این حرکت کاملاً غیرضروری بود و حواس مخاطب را از یک لحظه قدرتمند پرت کرد. میشد همین تأثیر را با پچپچ کردن جمعیت یا خندههای تمسخرآمیز به دانک ایجاد کرد؛ اینگونه هم تحقیر دانک و هم بیشرفی جمعیت نشان داده میشد، بدون آنکه ابهت سخنرانی زیر سوال برود. در کتاب، دانک از اوتو براکن درخواست کمک میکند و پاسخ اوتو چنین است (با معنایی مشابه اما اجرایی بسیار بهتر):
«دانک آرام در طول حصار اسب راند. جایگاه تماشاگران مملو از شوالیه بود. او آنها را صدا زد: “سرورانم، آیا هیچیک از شما سر آلان پنیتری را به یاد نمیآورد؟ من ملازم او بودم. ما به بسیاری از شما خدمت کردیم. بر سر سفرههایتان غذا خوردیم و در تالارهایتان خوابیدیم.” او مانفرد دانداریون (Manfred Dondarrion) را دید که در بالاترین ردیف نشسته بود. “سر آلان در خدمت پدر لردِ شما زخم برداشت.” شوالیه چیزی به بانوی کنار دستش گفت و اعتنایی نکرد. دانک ناچار شد بگذرد.
“لرد لنیستر، سر آلان یک بار در تورنمنت شما را از اسب انداخت.” شیر خاکستری (The Grey Lion) به دستان دستکشدارش خیره شد و عامدانه نگاهش را بالا نیاورد. “او مرد خوبی بود و به من آموخت چگونه شوالیه باشم. نه تنها با شمشیر و نیزه، بلکه با شرافت. او گفت یک شوالیه از بیگناهان دفاع میکند. این تمام کاری بود که من کردم. من به یک شوالیه دیگر نیاز دارم تا کنارم بجنگد. فقط یکی، همین. لرد کارون؟ لرد سوان؟” لرد سوان آرام خندید، در حالی که لرد کارون در گوشش چیزی زمزمه میکرد. دانک مقابل سر اوتو براکن ایستاد و صدایش را پایین آورد. “سر اوتو، همه تو را قهرمانی بزرگ میشناسند. به ما ملحق شو، التماست میکنم. به نام خدایان قدیم و جدید. هدف من برحق است.” دیو براکن که حداقل آنقدر ادب داشت که پاسخ دهد، گفت: “شاید اینطور باشد، اما این هدف توست، نه من. من تو را نمیشناسم پسر.”»
دو فرصت طلایی که قسمت ۴ از دست داد
جدای از شوخی نابهجا، در مقایسه با کتاب چند مسئله دیگر نیز به چشم میآید. مورد اول شاید جزئی باشد، اما معرفی تیم همراهان دانک کمی عجولانه به نظر میرسد. یکی از کارهایی که سریال غالباً بهخوبی انجام داده، بسط دادن شخصیتها از صفحات کتاب به تصویر است؛ شخصیتهایی مثل بیلور، لیونل براتیون (Lyonel Baratheon) و ریمون فوسووی (Raymun Fossoway) بیشترین بهره را از این رویکرد بردهاند.
با این حال، سریال نتوانسته این تعادل را برای همه حفظ کند. برای مثال، تانسل (Tanselle) میتوانست دیالوگهای بیشتری داشته باشد و جای خالیِ هرچند کوچک هامفری بیزبری (Humfrey Beesbury) در اینجا حس میشود. حتی یک نمای نزدیک (Close-up) هم میتوانست کمککننده باشد، اما حالت ایدهآل این بود که صحنهای از تلاش اگ برای گردآوری شوالیهها میدیدیم.
مسئله دوم اما ریشه در کتاب و یکی از مهمترین جملات آن دارد. وقتی دانک برای قضاوت وارد میدان میشود، پیش از سخنرانی، متوجه گروهی از مردم عادی (Smallfolk) میشود که جمع شدهاند. او ابتدا گمان میکند آنها برای تماشای مرگش آمدهاند، اما زود میفهمد که آنها برای تشویق او آنجا هستند. مردان دستش را میگیرند و زنی گونهاش را میبوسد. آنها برایش آرزوی موفقیت میکنند و صدها نفر تنها به خاطر او گرد آمدهاند. وقتی دانک از آهنگر، پیت پولادین (Steely Pate) میپرسد چرا مردم به او اهمیت میدهند، او پاسخ میدهد: «چون تو شوالیهای هستی که سوگندهایش را به یاد آورد.»
این جمله جوهره و ذات شخصیت دانک و قلب تپنده داستان است. این همان انگیزهای است که تمام اعمال دانک را هدایت میکند و دلیلی است که باعث میشود بیلور در کنارش بجنگد. اگرچه حذف این بخش آسیبی به روند کلی داستان نمیزند (و تأکید میکنم که این سکانس در مجموع عالی است)، اما گنجاندن آن میتوانست عمق بسیار بیشتری به روایت ببخشد؛ بهخصوص اگر سازندگان بهجای تمرکز روی شوخی باد شکم، روی این مفاهیم انسانی مانور میدادند.
قسمتهای جدید سریال شوالیه هفت پادشاهی یکشنبهها ساعت ۱۰ شب به وقت شرقی از شبکه اچبیاو (HBO) و سرویس اچبیاو مکس (HBO Max) پخش میشود.
نظر شما چیست؟ دیدگاه خود را در پایین بنویسید و همین حالا به بحث بپیوندید.
منبع: Comicbook
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات