اخبار سینما و انیمیشن خبر

راز فلش‌بک‌های طولانی و نبرد کوتاه در قسمت ۵ شوالیه هفت پادشاهی

قسمت پنجم از فصل اول سریال شوالیه هفت پادشاهی (A Knight of the Seven Kingdoms) را می‌توان نخستین قسمتِ جنگ‌محور این مجموعه دانست؛ هرچند دوربین به‌شکل غافلگیرکننده‌ای خیلی زود از کانون درگیری فاصله می‌گیرد. پس از آن‌که مقدمات رویارویی تیم‌های «محاکمه هفت‌تنه» سر دانکن بلندقامت (Ser Duncan the Tall) و شاهزاده ایریون تارگرین (Aerion Targaryen) چیده شد، لحظه موعود فرا رسید. دو گروه هفت‌نفره در برابر هم صف‌آرایی کردند، شیپور جنگ نواخته شد، اسب‌ها به تاخت درآمدند و همه چیز نویدبخشِ تداومِ سنتِ دیرینه نبردهای حماسی در قسمت‌های ماقبلِ آخرِ دنیای بازی تاج‌وتخت (Game of Thrones) بود.

تنها حدود سه دقیقه پس از آغاز اپیزود و درست در لحظه شروع درگیری، تصویر ناگهان قطع می‌شود و به گذشته می‌رود؛ فلش‌بکی از دانک جوان (با بازی بامبر تاد (Bamber Todd)) و دوستش ریف (با بازی کلوئی لی (Chloe Lea)) در میدانی جنگی که تقریباً خالی از سکنه است، به‌جز سربازی که در حال جان دادن است و آن‌ها مشغول غارت اموالش هستند. روایت حدود ۲۰ دقیقه روی این خط داستانی باقی می‌ماند و سپس دوباره به زمان حال و نبرد هفت‌تنه بازمی‌گردد. بخشی از این تصمیم احتمالاً ترفندی برای مدیریت بودجه است: سریال شوالیه هفت پادشاهی هزینه‌های سرسام‌آور سریال خاندان اژدها (House of the Dragon) یا بازی تاج‌وتخت را ندارد و این روشی هوشمندانه برای کاهش هزینه‌های تولید محسوب می‌شود.

 

این رویکرد شباهت بی‌بدیلی به استراتژی فصل اول بازی تاج‌وتخت دارد که در آن سازندگان به دلیل محدودیت منابع مالی، هوشمندانه از نمایش مستقیم نبرد ویسپرینگ وود (Battle of the Whispering Wood) و نبرد گرین فورک (Battle on the Green Fork) اجتناب کردند. طبیعی است که هرچه حجم اکشن بیشتر و ابعاد آن حماسی‌تر باشد، هزینه تولید هم بالاتر می‌رود؛ بنابراین محدود کردن نبرد به چند دقیقه که تمرکز اصلی‌اش روی گلاویز شدن دانک و ایریون در گل‌ولای است، هم توجیه اقتصادی دارد و هم در خدمت روایت داستان است.

 

مفهومِ پس‌پرده فلش‌بک‌های دانک جوان

فلش‌بک‌های دانک و ریف اهداف چندگانه‌ای را دنبال می‌کنند. پیش از هر چیز، موقعیت مکانی اهمیت دارد: به نظر می‌رسد اینجا میدان ردگراس (Redgrass Field) است؛ همان‌جایی که نبرد نهایی شورش بلک‌فایر (Blackfyre Rebellion) رخ داد و تارگرین‌ها پیروزی قاطعی بر بلک‌فایرها به دست آوردند. درگیری خونینی که هم بیلور (Baelor) و هم میکر تارگرین (Maekar Targaryen) نقش به‌سزایی در آن ایفا کردند. این وقایع حدود ۱۳ سال پیش از داستان فعلی سریال رخ داده و از آنجا که بارها در طول سریال به این شورش ارجاع داده شده (و طبق کتاب‌ها در فصل‌های ۲ و ۳ نیز نقش پررنگی خواهد داشت)، این فلش‌بک پس‌زمینه داستانی ضروری را فراهم می‌کند.

تماشای رایگان سریال شوالیه هفت پادشاهی (A Knight of the Seven Kingdoms)

علاوه بر این، فلش‌بک‌ها مسیری را ترسیم می‌کنند که نشان می‌دهد چطور دانک، پسرکی یتیم از محله فقیرنشین فلی باتم (Flea Bottom)، کارش به جایی رسید که حالا باید رو در روی یک شاهزاده تارگرین شمشیر بکشد. این روایت یک قرینه‌سازی کلیدی میان دانک و سر آلان پنی‌تری (Ser Arlan of Pennytree) ایجاد می‌کند: سر آلان در گذشته دانک را نجات داد، نه به این خاطر که مجبور بود، بلکه به این دلیل که وظیفه یک شوالیه محافظت از بی‌گناهان است. حالا سر دانکن همان میراث را به دوش می‌کشد و در نبردی می‌جنگد که نیازی به حضور در آن نداشت، اما پایش ایستاد چون کار درست همین بود و او سوگندهای شوالیه واقعی را از یاد نبرده است.

این یادآوری که دانک از کجا آمده و چه چیزهایی را قربانی کرده تا به اینجا برسد، آتش مبارزه را در درونش شعله‌ور می‌کند. اما فراتر از انگیزه، تجربه زیستن در آن محیط خشن هم به کارش می‌آید. شاید مهارت شمشیرزنی او کلاسیک و بی‌نقص نباشد، اما او راه و رسم مبارزه کثیف و خیابانی را خوب بلد است. وقتی کار به دعوای تن‌به‌تن با ایریون در گل‌ولای می‌کشد، دانک دست بالا را دارد چون تمام عمرش برای زنده ماندن در چنین شرایطی جنگیده است. این همان جنس سختی است که او پیش‌تر بر آن غلبه کرده، پس اطمینان دارد که توان تکرار آن را خواهد داشت.

معرفی شخصیت‌های سريال شوالیه هفت پادشاهی | دیرون تارگرین

چرا نبرد کوتاه محاکمه هفت‌تنه، همچنان تماشایی بود؟

شاید برخی تماشاگران از اینکه کلِ سکانس محاکمه تنها حدود ۱۰ دقیقه زمان برد دلخور باشند، اما اگر دقیق نگاه کنیم، این تصمیمی عالی بود که با اتمسفر سریال هم‌خوانی کامل دارد و داستان را روی مهم‌ترین نقطه متمرکز می‌کند. شاید بگویید نمایشِ بیشترِ هرج‌ومرجِ میدانِ نبرد جذاب‌تر بود، اما محدود کردن زاویه دید به دانک، تعلیق و تنش را به اوج می‌رساند. این کار باعث می‌شود نبرد با ایریون جنبه‌ای کاملاً شخصی پیدا کند و شدتی نفس‌گیر به خود بگیرد که تماشایش را لذت‌بخش می‌کند.

 

هیچ زیبایی ظاهری در این نبرد دیده نمی‌شود و نکته دقیقاً همین‌جاست. اینجا خبری از فنون ظریف شمشیرزنی یا مهارت‌های نمایشی نیست؛ اینجا فقط غریزه بقا حکم‌فرماست. مبارزه‌ای زشت، خشن، کثیف و دلهره‌آور. نزدیک‌ترین معادل آن در دنیای وستروس، نبرد تن‌به‌تن برین (Brienne) و سگ شکاری (The Hound) در پایان فصل ۴ بازی تاج‌وتخت است. با در نظر گرفتن اینکه برین از نوادگان دانک است (هرچند جزئیات دقیق این نسبت فامیلی هنوز مشخص نیست)، این شباهت بسیار معنادار و بجا جلوه می‌کند.

 

ندیدنِ نبردِ جاری در سایر نقاط میدان، یک کارکرد مهم دیگر هم دارد: تأثیرگذاریِ بیشترِ پیچشِ نهایی داستان. چون ما خبر نداریم در گوشه‌وکنار میدان چه گذشته، پیروزی دانک در ابتدا یک جشن تمام‌عیار به نظر می‌رسد. همین بی‌خبری باعث می‌شود وقتی ناگهان با مرگ بیلور تارگرین مواجه می‌شویم، شوکِ ناشی از آن بسیار کاری‌تر باشد؛ اتفاقی که اگر لحظه‌به‌لحظه شاهدش بودیم، هرگز چنین ضربه احساسی سنگینی وارد نمی‌کرد. ترکیب هوشمندانه نبرد با فلش‌بک‌ها، اپیزودی را خلق کرده که نه‌تنها از اکشن باکیفیت چیزی کم ندارد (و نماهای اول شخص از پشت نقاب کلاه‌خود واقعاً شاهکارند)، بلکه هم‌زمان در شخصیت‌پردازی و عمق بخشیدن به داستان هم موفق عمل می‌کند.

قسمت پایانی فصل اول سریال شوالیه هفت پادشاهی روز یکشنبه، ۳ اسفند ۱۴۰۴ (۲۲ فوریه ۲۰۲۶) ساعت ۱۰ شب به وقت شرقی از شبکه اچ‌بی‌او (HBO) و سرویس اچ‌بی‌او مکس (HBO Max) پخش می‌شود. نظر شما درباره این تغییر رویکرد چیست؟ آیا تمرکز بر داستان را به اکشن طولانی ترجیح دادید؟ دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید.

منبع: Comicbook


رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سک‌شات – قسمت اول

رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سک‌شات - قسمت اول

Loading

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها