معرفی تمام ایستراگهای بازی تاجوتخت در سریال شوالیه هفت پادشاهی
در این مطلب ما به معرفی و بررسی ایستراِگهای موجود در سریال A Knight of the Seven Kingdoms میپردازیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
سریال «شوالیه هفت پادشاهی» (A Knight of the Seven Kingdoms) شاید مانند بازی تاجوتخت یا خاندان اژدها یک داستان حماسی و پرکششِ گسترده شمرده نشود اما همچنان سرشار از «ایستراگها» (نکات مخفی) و ارجاعات جذاب به دنیای نغمه یخ و آتش اثر جرج آر.آر. مارتین است. ما در طول فصل اول، تمامی ارجاعات، جزئیات تاریخی و حقایق افسانهای را در هر قسمت (اپیزود) مستند کردهایم که اکنون میتوانید اطلاعات تمامی آنها را در اینجا مطالعه کنید. در ادامه و با بررسی نکات مخفی اسپینآف جدید سریال گیم آو ترونز همراه ما باشید و این نکته را در نظر بگیرید که ممکن است دچار اسپویل داستانی شوید.
اپیزود ۱ – «شوالیه پرچیننشین»
تمامی نکات مخفی بازی تاجوتخت در اپیزود اولِ شوالیه هفت اقلیم
از لوردهای محبوب و شوالیههای مغرور گرفته تا خاندانهای مشهور و مفهوم واقعی «شوالیه پرچیننشین» بودن؛ اولین اپیزود این سریال مملو از نکات جذاب از دنیای وستروس و پیوندهای گوناگون به سایر سریالهای شبکه HBO در این قلمرو بود.
در این اپیزود، ایستراگها صرفاً برای یادآوری نامها نیستند، بلکه ریشهی طبقاتی وستروس را هدف قرار دادهاند. اشاره به «شوالیههای پرچیننشین» که نه قلعهای دارند و نه اربابی، تقابل مستقیمی است با آنچه در بازی تاجوتخت از شوالیههای پرزرقوبرق کینگزلندینگ دیده بودیم. حضور خاندانهای کوچکی که نامشان را در نبردهای قرنها بعد شنیدهایم، نشاندهندهی هوشمندی جرج آر.آر. مارتین در «جهانسازی» (World Building) است؛ جایی که حتی سپری کهنه با طرحی خاص، میتواند داستانی از افتخار یا سقوط یک خاندان را در خود پنهان کرده باشد که سالها بعد به ثمر میرسد.
اپیزود ۲ – «گوشت نمکسودِ سفت»
تمامی نکات مخفی بازی تاجوتخت در اپیزود دومِ شوالیه هفت اقلیم
ورود خاندان پر قدرت و پر نفوذ «تارگرین» به تورنمنت «اشفورد» با حجم زیادی از افسانهها و تاریخچههای غنی همراه بود که ارزش بررسی عمیقی دارند. دومین اپیزود این سریال، مملو از ارجاعاتی به خاندانهای اشرافی متعدد، وقایع کلیدی، شخصیتهای افسانهای و نکات بسیارِ دیگر بود.
ورود خاندان تارگرین به تورنمنت اشفورد، یکی از غنیترین لحظات از نظر «لور» (Lore) داستانی است. ایستراگهای این قسمت به دوران اوج قدرت اژدهاسواران فاقد اژدها اشاره دارد؛ جایی که نمادها و زرههای سیاه و سرخ تارگرینها، یادآور شکوهی است که در زمان سریال اصلی (GoT) به ویرانهای بدل شده بود. ارجاعات به شخصیتهای اساطیری در صحبتهای شوالیهها، نشان میدهد که چطور تاریخ و تاریخچهها در وستروس به افسانه تبدیل میشوند؛ این همان تکنیکی است که ما در نقد سینما به آن «لایهبندی تاریخی» میگوییم. درواقع این موضوع باعث میشود که دنیای داستان برای مخاطب، زنده و ملموس به نظر برسد.
اپیزود ۳ – «اسکوایر» (پا رکاب)
تمامی نکات مخفی بازی تاجوتخت در اپیزود سومِ شوالیه هفت اقلیم
این اپیزود ممکن است یک «راز» بزرگ را فاش کرده باشد اما کسانی که به تاریخ هفت پادشاهی یا هفت اقلیم مسلط بودند، بسیاری از سرنخهایی که پایانبندی بزرگ این قسمت را زمینهسازی میکرد، از قبل میشناختند.
این قسمت با استفاده از نشانههای بصری و دیالوگهای دوجانبه، کدهایی را برای مخاطب حرفهای ارسال میکند که خبر از هویت واقعی برخی شخصیتها (مانند «اگ») میدهد. ایستراگهای این قسمت بیشتر از جنس «پیشآگاهی» (Foreshadowing) هستند؛ یعنی کاشتن بذرهایی که قرار است در پایانبندی فصل، مخاطب را شوکه کنند. کسانی که تاریخ وستروس را میشناسند، با شنیدن نامهای خاص یا دیدن رفتارهای غیرمعمول از یک «پا رکاب»، متوجه میشوند که توازن قدرت در این مسافرخانههای بینراهی بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که در ظاهر به نظر میرسد.
اپیزود ۴ – «هفت»
تمامی نکات مخفی بازی تاجوتخت در اپیزود چهارمِ شوالیه هفت اقلیم
از سنتهای باستانی فراموششده گرفته تا مفهوم واقعی یک شوالیهی حقیقی؛ اپیزود چهارم و فوقالعادهی این سریال، حکم یک کلاس تاریخ را داشت برای درک این موضوع که در هفت اقلیم، به دست آوردن لقب «سر» (Ser) واقعاً به چه معناست.
در این قسمت، ایستراگها به عمق مذهب و سنتهای پهلوانی نفوذ میکنند. عدد «هفت» که در نام اپیزود هم تجلی یافته، ارجاعی مستقیم به مذهب رسمی وستروس و هفت وجهی بودن خدا در این سرزمین است. نکات مخفی این قسمت، بر «شوالیهگری واقعی» تاکید دارند؛ مفهومی که در بازی تاجوتخت توسط شخصیتهایی مثل برین از تارث یا جیمی تارگرین به چالش کشیده شد. اینجا میبینیم که لقب «سِر» فراتر از یک اسم، یک مسئولیت اخلاقی سنگین است و ایستراگهای مربوط به سوگندهای باستانی، به ما یادآوری میکنند که چرا در آینده، فروپاشی این ارزشها منجر به جنگهای خونین داخلی میشود.
اپیزود ۵ – «دادگاه هفتگانه» (The Trial of Seven)
این قسمت جایی است که سیاستهای خاندانی تارگرینها با مفهوم عدالت در وستروس گره میخورد. ایستراگهای این قسمت بیشتر حولمحور «سنتهای قضایی وستروس» میچرخد. ارجاع به «دادگاه از طریق مبارزه» (Trial by Combat) که ما پیشتر در بازی تاجوتخت (نبرد کوه و افعی) دیده بودیم، اینجا در سطح بسیار وسیعتر و باستانیتری به نام «دادگاه هفتگانه» نمایش داده میشود. حضور هفت مبارز در هر طرف، ریشه در تقدس عدد هفت در مذهب «هفت» دارد که ایستراگهای بصری آن در زرهها و نمادهای مبارزان مشهود است. در این اپیزود، ایستراگها از حالت «اشاره به نامها» خارج شده و به «نمادشناسی قدرت» تبدیل میشوند. وقتی شوالیههای نامدار برای ایستادن در کنار یک «شوالیه پرچیننشین» تردید میکنند، ما شاهد ارجاعاتی به کدهای اخلاقی هستیم که قرنها بعد در وستروس به کلی رنگ میبازند. این قسمت به خوبی نشان میدهد که چطور اتفاقی در یک تورنمنت محلی، میتواند کل سلسلهی تارگرینها را تحت تأثیر قرار دهد. ایستراگهای مربوط به «شاهزاده میتکار» و «شاهزاده بئولور»، درواقع زمینهسازی برای جنگهای داخلی آینده (شورشهای بلکفایر) هستند که هواداران دوآتشهی کتاب از شنیدن کنایههای مربوط به آن لذت خواهند برد.
حرف آخر
در نهایت بایستی بگوییم که تماشای «شوالیه هفت پادشاهی» و ردیابی ایستراگهای آن، فراتر از یک سرگرمی ساده، سفری به لایههای پنهان تاریخ وستروس است که نشان میدهد چگونه کوچکترین تصمیمات در گوشهای از یک تورنمنت، میتواند تقدیر یک امپراتوری را رقم بزند. این سریال با دقت وسواسگونهای میان نوستالژیِ طرفداران قدیمی و کشش داستانی برای مخاطبان جدید تعادل برقرار کرده و ثابت میکند که در دنیای جرج آر.آر. مارتین، هیچ نامی اتفاقی نیست و هیچ نشانی بدون پیشینه به کار نرفته است. برای شما که بهعنوان تماشاگری حرفهای و تحلیلگر به دنبال درک ساختارهای روایی هستید، این مجموعه سریال، درسنامهای کامل در زمینهی «جهانسازی منسجم» است؛ جایی که هر ایستراگ مانند قطعهای از پازلی بزرگ، نهتنها گذشته را زنده میکند، بلکه سایهی وقایع آینده را نیز بر سر شخصیتها میگستراند.
نظر شما چیست؟ بهنظر شما ایستراگ دیگری وجود دارد که به آن نپرداخته باشیم؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: yahoo
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات