
پنج شخصیت ارباب حلقهها که سائورون از آنها میترسید
با اینکه سائورون یکی از قدرتمندترین شخصیتهای ارباب حلقهها محسوب میشود، از پنج شخصیت دیگر میترسید. با مجله بازار همراه باشید.
اگر رمانهای ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) را خوانده باشید یا اقتباسهایش را تماشا کرده باشید، باید بدانید که شخصیتهای شرور متعددی دارد. یکی از شناختهشدهترینها، سائورون است که نامش میتواند لرزه بر اندام هر شخصیتی بیاندازد. البته سائورون با همه قدرتی که دارد، از پنج شخصیت میترسید که در ادامه قصد داریم به معرفیشان پرداخته و دلیل این ترس را توضیح دهیم. با مجله بازار همراه باشید.
گالادریل

رابطه میان سائورون و گالادریل در سریال The Lord of the Rings: The Rings of Power در اکثر موارد با چیزی که در رمانهاست، تفاوت دارد. با این حال، سائورون واقعاً از گالادریل میترسید. گالادریل یکی از معدود الفهای سرزمین میانه بود که در والینور و در دوران دو درخت مقدس متولد شده بود. به همین دلیل، از نظر قدرت به مایارها شبیه بود. علاوه بر این، اصل و نسب خانوادگی او به هر سه قبیله اصلی الفها میرسید و همین موضوع باعث شده بود نفوذ زیادی در بین اعضای نژاد خودش داشته باشد.
قدرت، علم بالا و محل تولد گالادریل باعث شده بود فریب دادن یا تحت تاثیر قرار دادنش خیلی سخت باشد. او از معدود شخصیتهایی بود که هیچ وقت به سائورون در چهرههای مختلفش اعتماد نکرد. بعدها گالادریل صاحب نِنیا، یکی از سه حلقه الفی شد. این حلقه توانایی محافظت در برابر شر و حفظ سرزمینهای تحت نفوذش را به او میداد و قدرتش را بیشتر از قبل میکرد. همه این عوامل باعث میشدند سائورون گالادریل را دشمنی خطرناک در نظر بگیرد. البته بزرگترین ترس سائورون موضوع دیگری بود. او احتمال میداد گالادریل یک روز حلقه یگانه را برای خود تصاحب کند. اگر چنین اتفاقی میافتاد، قدرت گالادریل میتوانست از قدرت سائورون هم بیشتر شود.
آراگون

آراگورن از لحاظ قدرت به گالادریل یا سائورون نمیرسد اما بهعنوان یک دونِداین، عمر طولانیتری نسبت به دیگر انسانهای سرزمین میانه داشت و از برخی تواناییهای ویژه مثل استقامت فوقالعاده، قدرت بهبود زخمها و پیشبینی محدود آینده برخوردار بود. با این حال، هیچ کدام از این ویژگیها قابل مقایسه با قدرت عظیم سائورون نبودند. چیزی که آراگورن را به تهدیدی جدی برای سائورون تبدیل میکرد، میراثش بود. او وارث مستقیم ایسیلدور به شمار میرفت؛ همان پادشاهی که در پایان دوران دوم، حلقه یگانه را از دست سائورون جدا کرده بود. همچنین آراگورن شمشیر بازسازیشده نارسيل را در اختیار داشت؛ همان سلاحی که ایسیلدور با آن حلقه را از انگشت سائورون برید.
سائورون قرنها مراقب نسل ایسیلدور بود. اگر روزی تحت فرمان یک پادشاه متحد میشدند، ممکن بود اتفاقات گذشته دوباره تکرار شود. از آنجایی که حلقه یگانه گم شده بود، نگرانی سائورون درباره آراگورن بیشتر هم شد. او احتمال میداد وارث حکومت گاندور حلقه را پیدا کرده و از آن استفاده کند. اگر چنین اتفاقی رخ میداد، نه تنها انسانها، بلکه الفها و حتی بسیاری از موجودات دیگر هم ممکن بود زیر پرچم آراگورن متحد شوند.
والار

مورد سوم به یک شخصیت خاص مربوط نمیشود، بلکه درباره نژاد والارها است؛ موجوداتی که در جهان داستانی جی. آر. آر. تالکین نوعی نیمهخدا محسوب میشدند. آنها نمیتوانستند موجودات زنده خلق کنند اما در شکلگیری آردا و سرزمین میانه به ایلوواتار، خالق جهان، کمک کردند. والارها ناظر جهان هستند و معمولاً تلاش میکنند تا حد امکان در مسائل الفها و انسانها دخالت نکنند. با این حال، در شرایط بسیار بحرانی که راه دیگری باقی نمانده باشد، وارد عمل میشوند.
والارها معمولاً زمانی مداخله میکنند که موضوع به یکی از همنوعان خودشان مربوط باشد. مورگوت، اولین ارباب تاریکی، یک والار بود و در نهایت والارها بودند که علیه او متحد شدند و شکستش دادند. سائورون که در اصل یک مایا بود، از لحاظ قدرت در جایگاهی پایینتر از والار قرار داشت و به همین دلیل، همیشه از آنها میترسید؛ چون میدانست در برابر قدرتشان شانسی ندارد. بعد از شکست مورگوت، سائورون مدتی بابت کارهایش پشیمان شد و از والارها درخواست بخشش کرد اما قبل از اینکه مجازات شود، فرار کرد. به همین دلیل، سائورون میدانست اگر روزی دوباره در برابر والارها قرار بگیرد، بعید است که آنها عذرخواهیهایش را بپذیرند.
مورگوت

سائورون معمولاً بهعنوان دشمن اصلی داستان The Lord of the Rings شناخته میشود اما بزرگترین شرور سرزمین میانه نیست. هزاران سال قبل از اینکه حلقه یگانه را بسازد، سائورون در خدمت ارباب تاریکی دیگری به نام مورگوت بود. مورگوت یکی از والارها به شمار میرفت و مانند بقیه همنوعان خود، قدرت زیادی داشت. تفاوت مهم بین سائورون و مورگوت در انگیزههایشان است. سائورون میخواست سرزمین میانه را مطابق میل خود کنترل کند اما مورگوت هدف بسیار تاریکتری داشت. او از زندگی متنفر بود و فقط به نابودی فکر میکرد؛ زیرا خودش توانایی آفرینش حیات را نداشت.
زمانی که سائورون در خدمت مورگوت بود، بشدت از ناامید کردن اربابش میترسید و میدانست شکست در انجام ماموریتها میتواند عواقب سنگینی برایش داشته باشد. با اینکه سقوط مورگوت ضربه بزرگی به سائورون زد، فرصتی را برای او ایجاد کرد تا از سایه اربابش خارج شود. او توانست به قدرتمندترین نیروی تاریکی سرزمین میانه تبدیل شده و نقشههای خود را دنبال کند. در تمام مدت، یکی از بزرگترین نگرانیهای سائورون احتمال بازگشت مورگوت بود. اگر اربابش دوباره ظهور میکرد، تمام قدرت و جایگاهی که سائورون به دست آورده بود بیارزش میشد.
ارو ایلوواتار

ارو ایلوواتار آفریننده جهان در داستانهای The Lord of the Rings است؛ موجودی که همه چیز را خلق کرده و تنها کسی است که میتواند به زندگی یک موجود جاودانه پایان دهد. در ابتدا، سائورون به ایلوواتار احترام میگذاشت و او را میپرستید اما پس از مدتی تحت تاثیر مورگوت به سمت تاریکی کشانده شد. سائورون از مجازات ایلوواتار میترسید و برای کنار آمدن با این ترس، کم کم خود را متقاعد کرد که بهتر است به او فکر نکند.
سالها بعد، سائورون مردم نومهنور را گول زد و آنها را به حمله به والینور (محل سکونت والارها) سوق داد. این اتفاق آنقدر مهم بود که ایلوواتار شخصاً وارد عمل شد. او سرزمین نومهنور را نابود کرد و جسم فیزیکی سائورون را هم از بین برد. در نتیجه، سائورون مجبور شد برای مدت طولانی بصورت روح باقی بماند تا جسمش شکل بگیرد. بعد از این اتفاق، سائورون هیچ وقت نتوانست ترس خود از ایلوواتار را کاملاً کنار بگذارد.
سائورون فکر میکرد ایلوواتار فقط زمانی مستقیماً مداخله میکند که والینور یا سرزمینهای جاودان در خطر باشند. به همین دلیل، بخاطر ترسی که داشت هیچ وقت دوباره سمت سرزمینهای جاودان نرفت.
نظر شما در رابطه با پنج شخصیتی که سائورون از آنها میترسید چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Screen Rant
پرونده با امید لنون؛ کدوم بازیهای خفن کنسل شدن؟












دمتگرم برارم خیلی باحال توصیف کردی اما خودم سائورون را تحسین میکنم
خیلی عالیییییی
[…] پنج شخصیت ارباب حلقهها که سائورون از آنها میترسید […]
[…] پنج شخصیت ارباب حلقهها که سائورون از آنها میترسید […]
[…] پنج شخصیت ارباب حلقهها که سائورون از آنها میترسید […]