
۵ شیء جادویی در دنیای هری پاتر که از اَبَر چوبدستی هم قویترند
اَبَر چوبدستی (The Elder Wand) که با نامهای دیگری مثل «چوبدستی مرگ» یا «چوبدستی سرنوشت» هم شناخته میشود، معمولا به عنوان قدرتمندترین شیء در دنیای هری پاتر و کلیدیترین عامل تغییردهنده بازی معرفی شده است. این همان سلاحی بود که لرد ولدمورت باور داشت حتی پس از خلق هفت هورکراکس میتواند پیروزی را برای او به ارمغان بیاورد و به خاطر آن حاضر بود مقبره دامبلدور را بشکافد.
اَبَر چوبدستی به عنوان یکی از «یادگاران مرگ» و قدرتمندترین چوبدستی در این جهان معرفی شده است و مالکیت آن باعث شد که هری پاتر بتواند ولدمورت را در پایان The Deathly Hallows از بین ببرد. اگرچه این چوبدستی ارادهای به معنای متعارف ندارد، اما زمانی که ولدمورت نفرین مرگ را اجرا کرد، اَبَر چوبدستی برای محافظت از هری به عنوان ارباب حقیقیاش وارد عمل شد؛ سپس نفرین بازگشت و ولدمورت را کشت. در واقع این چوبدستی موجودی را که اساسا شکستناپذیر بود، از بین برد.

اما چوبدستی مرگ تنها شیء فوقالعاده قدرتمند در دنیای جادوگری جی. کی. رولینگ نیست؛ اشیاء بسیار قدرتمند دیگری نیز وجود دارند که میتوانند قویتر از آن ظاهر شوند. برای مثال «قدح اندیشه» (Pensieve) در دفتر دامبلدور، اگر در دستان یک جادوگر شرور قرار میگرفت، میتوانست به عنوان سلاحی ویرانگر حتی علیه قدرتمندترین جادوگران مورد استفاده قرار گیرد. «اتاق نیاز» (Room of Requirement) هم از نظر فنی میتواند به هر جادوگری امکان ارتقای قدرتش را بدهد. یا به عنوان یک مثال دیگر میتوان به «کلاه گروهبندی» (Sorting Hat) اشاره کرد که با توجه به نقشش در تعیین سرنوشت، یکی از تاثیرگذارترین اشیاء در دنیای جادوگری است، اما قدرتی غیرمستقیم دارد.
با این حال، اشیاء دیگری نیز وجود دارند که واقعا قدرتمندتر از چوبدستی مرگ هستند و تاثیرگذاری مستقیم دارند. در ادامه قصد داریم ۵ مورد از آنها را به شما معرفی کنیم و با قدرتهایشان آشنا شویم. پس اگر از طرفداران هری پاتر و دنیای جادوگری هستید، حتما تا انتها با ما همراه باشید.

۵. شمشیر گریفیندور
هر چیزی که گابلینها بسازند، یک سر و گردن از بقیه قدرتمندتر است. شمشیر گریفیندور هم بدنامترین ساخته آنها در دنیای هری پاتر به حساب میآید. این شمشیر از نقرهای که خود گابلینها ساختهاند درست شده و جادوی گابلین در آن دمیده شده است؛ به همین دلیل تواناییهای جادوییاش از درک و فهم حتی بزرگترین جادوگران هم فراتر رفته است.
اَبَر چوبدستی هم قدرتمند است، اما فقط نقش یک کانال را بازی میکند که جادوی معمولی از آن عبور میکند؛ قوانین همیشگی مالکیت، نابودی و ساخت هم برایش تعریف شده و سقف قدرتش همیشه ثابت میماند. شمشیر گریفیندور اما اینطور نیست؛ هر چیزی که از خودش قویتر باشد را جذب میکند و درست همان چیز باعث قویتر شدن خودش میشود. یعنی هر جادو یا هر مادهای که از شمشیر قویتر باشد، در عمل شمشیر را قویتر میکند. همین ویژگی باعث میشود شمشیر یکی از آن اشیاء بسیار کمیاب جهان باشد که میتواند یک هورکراکس را از بین ببرد؛ کاری که حتی اَبَر چوبدستی هم از انجامش ناتوان است.

۴. پرده (The Veil)
برخلاف تمام اشیائی که تا اینجا معرفی کردیم، پردهای که در قلب تالار مرگ در اعماق وزارت سحر و جادو قرار دارد، از هیچکدام از قوانین جادویی که میشناسیم پیروی نمیکند. این پرده هم مثل اتاق نیاز، تا حدی هوشمند به نظر میرسد و فراتر از جادوی آدمبزرگها عمل میکند.
این پرده تقریبا بیهمتاست، چون هیچکس نمیداند از کجا آمده است. جی. کی. رولینگ هم هیچوقت توضیح نداده که این پرده دقیقا چیست، چطور کار میکند یا چه محدودیتهایی دارد. تنها چیزی که دربارهاش میدانیم این است که مثل یک مرز بین دنیای زندهها و مردهها عمل میکند که میشود از آن عبور کرد. اَبَر چوبدستی شاید بتواند نفرین مرگ را روی هر کسی اجرا کند، اما برای این کار حتما به یک جادوگر نیاز دارد که آن را در دست بگیرد. پرده اما نه به جادوگر احتیاج دارد، نه به نیت، نه به ارباب و نه حتی به طلسم. پرده فقط هست؛ و قدرت جذبش هم غیرقابل توقف است.
وقتی بلاتریکس لسترنج با یک طلسم، سیریوس بلک را غافلگیر کرد و او به سمت پرده پرتاب شد، سرنوشت سیریوس همان لحظه برای همیشه مهر و موم شد و راه بازگشتی نداشت. پرده در واقع یک سلاح ترسناک با قدرت ویرانگریِ باورنکردنی است؛ اگر دست آدمهای اشتباه بیفتد، میتواند فاجعههای وحشتناکی به بار بیاورد. واقعا آدم دلش نمیخواهد به این فکر کند که وقتی مرگخوارها کنترل وزارت سحر و جادو را در دست داشتند، با این پرده چه کارهایی انجام دادند.

۳. زمان برگردان (The Time Turner)
همانطور که تانوس در فیلم Avengers: Infinity War نشان داد، کنترل زمان قدرتی باورنکردنی است. این یعنی تسلط بر مرگ؛ چون هیچ سرنوشتی دیگر قطعی و تغییرناپذیر نیست. کسی که بتواند در زمان سفر کند، عملا اختیار همه چیز را در دست دارد؛ از یادگیری طلسمهای خطرناک گرفته تا پیروزی در هر دوئلی که فکرش را بکنید.
زمان برگردان (Time-Turner) همیشه در دنیای جادوگری موضوعی جنجالی بوده؛ بهخصوص وقتی که داستان اصلی «فرزند نفرین شده» (The Cursed Child) حول محور آن چرخید. با این حال، در پایان «زندانی آزکابان» (The Prisoner of Azkaban) صحنههای بینظیری را با این وسیله دیدیم. اینکه دامبلدور اجازه داد هرماینی از این وسیله استفاده کند، هم کمی عجیب و پرخطر بود و هم نشان میداد که دامبلدور چقدر به تواناییهای هرماینی اعتماد داشت. هرچند هرماینی هم در بیشتر مدتی که آن را داشت، نتوانست از تمام قدرت واقعیاش استفاده کند.
فقط وقتی هرماینی به همراه هری به گذشته سفر کرد، توانستیم گوشهای از قدرت واقعی زمان برگردان را ببینیم. آنها موفق شدند دو نفر را نجات دهند (یعنی همان تسلط بر مرگ) و در واقع هرماینی قوانین طبیعت را زیر پا گذاشت. هیچ طلسم یا وسیله دیگری نمیتواند چنین کاری انجام دهد. از نظر تئوری، کسی که این وسیله را داشته باشد، حتی میتواند شکستهایی که با چوبدستی مرگ خورده را جبران کند (البته اگر قبل از استفاده از آن کشته نشود.) هیچ وسیله دیگری در دنیا چنین ارزش استراتژیکی را ندارد.

۲. سنگ جادو (The Philosopher’s Stone)
چوبدستی مرگ به این معروف است که صاحبش را در دوئل تقریبا شکستناپذیر میکند. ولدمورت هم به همین خاطر به دنبال آن بود تا بر مرگ مسلط شود، اما جالب است بدانید اولین چیزی که ولدمورت برای رسیدن به جاودانگی سراغش رفت، سنگ جادو بود. چوبدستی مرگ با اینکه خیلی قدرتمند است، نمیتواند زندگی را حفظ کند (که اتفاقا هدف اصلی ولدمورت هم همین بود)؛ چون ماهیت خودِ این چوبدستی طوری است که انگار مرگ را به سمت خودش میکشاند.
در مقابل، سنگ جادو که توسط نیکلاس فلامل ساخته شده، واقعا بر مرگ غلبه میکند. این سنگ کلید ساخت اکسیر زندگی است؛ اکسیر، هم جوانی همیشگی و عمر طولانی به آدم میدهد که عملا یعنی جاودانگی. سنگ جادو یک قدرت دیگر هم دارد که راه رسیدن به ثروت را خیلی سادهتر میکند: یعنی میتواند هر فلزی را به طلای خالص تبدیل کند.
البته این سنگ هم محدودیتهای خودش را دارد. مثلا اکسیر زندگی نمیتواند جلوی آسیبهای جادویی خشن یا مرگ بر اثر حادثه را بگیرد. با این حال، سنگ جادو ترس از مرگ را برای همیشه از بین میبرد و به دستاوردی میرسد که قبل از آن فقط شنل نامرئی توانسته بود به آن برسد: یعنی نافرمانی از مرگ.

۱. شنل نامرئی (The Invisibility Cloak)
داستان سه برادر (The Tale of the Three Brothers) در ظاهر شاید فقط یک قصه کودکانه باشد، اما در واقع بخشی از تاریخ واقعی دنیای جادوگری است. ما هم داستان واقعی چوبدستی مرگ را مدیون همین قصه هستیم. در همان داستان است که متوجه میشویم شنل نامرئی هری، یکی از یادگاران مرگ محسوب میشود.
ولدمورت انگار شنل نامرئی را اصلا به حساب نمیآورد، شاید چون در مقایسه با چوبدستی مرگ خیلی زرق و برق ندارد و جلب توجه نمیکند. اما چوبدستی مرگ یک ایراد اساسی دارد؛ این چوبدستی مثل همان هدیه شومی است که مرگ به برادر اول داد، چون همیشه خیانت و خونریزی به دنبال دارد و هر کسی سعی میکند خودش ارباب چوبدستی باشد. سنگ رستاخیز (Resurrection Stone) هم دستکمی از آن ندارد و یک کابوس تمامعیار بود که برادر دوم را دیوانه کرد، بدون اینکه هیچ تسلط واقعی به مرگ بدهد. اما شنل تنها چیزی بود که توانست بر مرگ پیروز شود.
فقط همین یک دستاورد کافی است تا بگوییم شنل از چوبدستی مرگ قویتر است (که البته باید هوش و ذکاوت برادر سوم و هری را هم در آن دخیل دانست.) از نظر کاربردی هم شنل در برابر طلسمها و جادوهای احضار کاملا مصون است و عملا قدرتمندترین وسیله دفاعی در کل این دنیا به حساب میآید.
حالا شما بگویید که کدام شیء جادویی در دنیای هری پاتر از بقیه قدرتمندتر است؟
منبع: Screenrant
دنیای جی تی ای 6 چه شکلیه؟ میزگیم با مریم خواجوی و امید لنون – قسمت دوم














نظرات