مارول ۳۳ سال پیش ولورین را نابود کرد تا او را محبوبتر کند
شرکت مارول حدود ۵۲ سال پیش ولورین را وارد دنیای کمیک بوکی خود کرد تا امروزه از او به عنوان یکی از محبوبترین و جذابترین شخصیتهای کمیک بوکی دنیا یاد کنیم. اما آنها حدود ۳۳ سال پیش مجبور به اتخاذ یک تصمیم سخت شدند؛ آنها باید این شخصیت را نابود میکردند تا بتوانند از خاکسترهای آن، یک نسخه جذابتر و موفقتر به وجود آورند.
ولورین اولین دفعه در سال ۱۹۷۴ و به عنوان یکی از دشمنهای هالک شگفتانگیز راه خود را به دنیای مارول پیدا کرد. ما امروزه از این ضد-قهرمان به عنوان یکی از معروفترین شخصیتهای مارول یاد میکنیم که باعث شد MCU جان تازهای بگیرد. پس از چندین و چند پروژه ضعیف و ناموفق در دنیای سینمایی مارول، این فیلم Deadpool & Wolverine بود که باعث شد یک اثر از MCU بیش از یک میلیارد دلار بفروشد. ما در مورد یک شخصیت نمادین صحبت میکنیم که حتی از گروه خود یعنی مردان-ایکس هم معروفتر است و همه او را بهتر از گروهی که در آن حضور دارد، میشناسند.
مجموعه مردان ایکس در اوایل دهه ۱۹۹۰ میلادی به اوج محبوبیت رسید. با ریبوت کمیک بوکهای X-Men در سال ۱۹۹۱ و پخش انیمیشن سریالی X-Men: The Animated Series در سال ۱۹۹۳، همه چیز جان تازهای به خود گرفت و جذابتر شد. در سال ۱۹۹۳ و با پخش شماره ۲۵ کمیک بوک (X-Men (Vol. 2، شخصیت مگنیتو تصمیم گرفت تمام توانش را به کار بگیرد و کار تیم مردان-ایکس را تمام کند. ولورین در این نبرد رهبری گروه را به دست داشت و حتی به پیروزی نهایی هم نزدیک شد، اما مگنیتو در حرکتی غیرمنتظره و خشن، اسکلت فلزی او را از بدنش جدا ساخت؛ اسکلتی که از جنس آدامنتیوم بود و ویژگی اصلی لوگان محسوب میشد.
شرکت مارول در حال حاضر و برههای که ولورین یک شخصیت فوقالعاده محبوب است، هیچ وقت چنین تصمیمی نمیگیرد. اما ۳۳ سال پیش و در داستان کمیک بوکی که برای شما تعریف کردیم، Wolverine را نابود ساخت که اگر منطقی به قضیه نگاه کنیم، باعث شد آیندهای بهتری انتظار او را بکشد. در دنیای کمیک بوک امروز، معمولا اتفاقات سهمگین مشابهی رخ نمیدهند و حتی اگر رخ بدهند، زیاد ماندگار نیستند. این وضعیت به گونهای است که نویسندگان معمولا شخصیتهای اصلی و معروف داستان را سالم و سرحال نگه میدارند تا بتوانند با استفاده از اسم آنها نسخههای بیشتری بفروشند.

مگنیتو با بیرون کشیدن اسکلت فلزی ولورین از بدنش، او را زمینگیر کرد
اما در دهه ۱۹۹۰ میلادی از این خبرها و مراعات حال مخاطبین نبود. در آن دوران گروه مردان-ایکس در اوج محبوبیت قرار داشت و چه کمیک بوکهای این فرنچایز و چه انیمیشن سریالی آن، کاری کردند که مردم ولورین را بشناسند. اوضاع در آن زمان به گونهای بود که مردم Wolverine را نماد مارول (یا حداقل یکی از نمادهای آن) میدانستند. به همین خاطر به تصویر کشیدن سقوط وحشتناک او تصمیم جسورانهای بود که میتوانست هم اعتراض طرفداران را به همراه داشته باشد و هم روی فروش کمیک بوکهای بعدی اثر منفی بگذارد.
از زمانی که ولورین توسط مگنیتو به این شکل درآمد، او دیگر قهرمان رویینتن و شکستناپذیر قبلی نبود. اما تصمیم جسورانه مارول جواب داد و حتی پس از تضعیف این شخصیت، مردم کمیک بوکهای مردان ایکس را رها نکردند و حتی جدیتر از قبل به دنبال کردن آن میپرداختند؛ موضوعی که آمار فروش کمیک بوکها هم آن را تاییدمیکند. ولی همانطور که همه ما میدانیم این نابودی پایان کار نبود و شخصیت مورد بحث بعدا قدرتمندتر از همیشه به دنیای کمیک بوکها بازگشت.
پس از اتفاق وحشتناکی که برای ولورین رخ داد، او مجبور بود بدون اسکلت فلزیاش خود را از صفر بسازد. او که دیگر چنگالهای معروف خود را نداشت، مورد حمایت طرفداران قرار گرفت تا بتواند باز هم به دوران اوج خود بازگردد. خوشبختانه نویسندگان مارول داستان احیا او را به بهترین شکل ممکن تعریف کرد و لوگان به تدریج به قهرمانی تبدیل شد که او را میشناسیم. شخصیت مورد بحث در یکی از نبردهای مهم خود پس از اتفاق وحشتناک مذکور، موفق شد Sabertooth را شکست دهد. این در حالی است که پیش از این وقایع، او نمیتوانست از پس فرد قدرتمندی مثل Sabertooth برآید. این بازگشت تدریجی نه تنها او را قدرتمندتر کرد، بلکه باعث شد فکر و وجهه بالغانهتری به خود بگیرد. لوگان دیگر آن شخصیت شکستناپذیر قبلی نبود، ولی وجهه انسانی عمیقی به خود گرفت که الان ارتباط بهتری با آن برقرار میکنیم.
نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: Comicbook
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات