
رتبهبندی آثار مارول در سال ۲۰۲۴
سال ۲۰۲۴ به نسبت سال آرامی برای مارول بود. چون دستکم از نظر تعداد، فیلم و سریالهای کمتری نسبت به سال ۲۰۲۳ پخش کرد. اما میتوان گفت این آثار از نظر کیفیت وضعیت بهتری داشتند. اصلا شاید ۲۰۲۴ بهعنوان سال بازسازی این فرنچایز محبوب در ذهنها ماندگار شود. خلاصه که ۲۰۲۴ نشانههای مثبتی برای طرفداران مارول داشت. پس باید رتبهبندی فیلمهای ۲۰۲۴ مارول را باهم ببینیم.
اگر به لیست آثار ۲۰۲۴ استودیو مارول نگاهی انداخته باشید، میبینید که امسال محصولات متنوعی داشتند. بین آنها میتوان ماجراجوییهای مستقل جدیدی دید که برای طرفدارهای معمولی جذابند. البته آثار با موضوعات هیجانانگیز هم داشتند که برای طرفداران پروپاقرصی مناسب بودند که دلشان میخواهد در دنیای افسانههای MCU غرق شوند. پس در این فاصله که منتظر آثار هیجانانگیز ۲۰۲۵ هستید، باید مروری بر فیلمهای سال قبل داشته باشیم.
Echo
بعد از اتفاقات سریال Hawkeye، مایا لوپز در حال فرار است. چون به صورت ویلسون فیسک ملقب به کینگپین جنایتکار شلیک کرده است. لوپز حالا در زادگاهش اوکلاهاما مخفی شده است و برای نابودی امپراتوری کینگپین برنامهریزی میکند. اما بالاخره اقدامات او در نیویورک دامن خودش و خانوادهاش را میگیرد و او حالا باید یک تصمیم مهم بگیرد: آیا باید قبل از آنکه دیر شود مسیر زندگیش را تغییر دهد یا دوباره به زندگی قبلیش برگردد؟
بازیگر نقش مایا یعنی الاکوا کاکس نمایش قابلقبولی دارد. اما چیزیکه بیش از همه طرفداران را خوشحال میکند بازگشت کینگپین است. ویلسون فیسک قرار است برای قهرمانان دنیای مارول دردسرساز شود. ماجراهای سریال اکو، کینگپین را به سمت درگیری جدیدش با دردویل هدایت میکند. این وقایع را در سریال Daredevil: Born Again میبینید که مدتی پیش شروع به پخش کرده است.
سریال اکو برخلاف بسیاری از سریالهای نتفلیکس مشکل روایت پیچیده را ندارد. اما مشکلش اینجاست که به نسبت سرعت داستانگویی پایین است و همین باعث میشود هر قسمت طولانیتر از آنچه که هست بهنظر برسد. احتمالا این یکی از دلایل مهمی است که باعث میشود کسی امیدی به ساخت فصل دوم این سریال نداشته باشد. اما خیلیها دوست دارند به شخصیت اکو در دردویل فرصت بیشتری داده شود و دوباره بتوانند او را ببینند.
What If…?
مجموعه چه میشد اگر…؟ براساس یک سری از کتابهای مصور مارول با همین اسم ساخته شده است. موضوع این مجموعه جالب است. در هر قسمت به این پرداخته میشود که اگر یکی از قهرمانهای مهم مثلا آیرون من یا ثور در موقعیتهای حساس تصمیمهای متفاوتی میگرفتند چه میشد. معمولا هر قسمت با معرفیهای ناظر شروع میشود. ناظر یا نگهبان شخصیتی است که همهچیز را میبینید، اما نمیتواند در اتفاقات دخالت کند.
فصل سوم که فصل پایانی What If هم بود، همچنان به ماجراجوییهای عجیبش ادامه میدهد. در قسمتهایی شخصیتها را در غرب وحشی میبینیم. آنها از لباسهای مکانیکی برای مبارزه با هیولاها استفاده میکنند. هرکدام از داستانهای این مجموعه عجیبند و در همه آنها باید انتظار پیچشهای داستانی غیرمنتظره را داشت. گاهی همه این بالا و پایینها به پایانی خوش ختم میشود و گاهی هم بینندهها را در ناامیدی رها میکند.
این مجموعه در ساخت و پرداخت آنتالوژی به خوبی عمل میکند. چون میتواند داستانها را خوب ترکیب کند و چیزی بسازد که برای ببیندهها کاملا رضایتبخش باشد و حتی بخواهند بار دیگر آن را ببیند تا به جزئیات بیشتر توجه کنند.
Agatha All Along
آگاتا تماممدت، داستانی است که از دل ماجرای وانداویژن درآمده. در این داستان با آگاتا هارکنس همراه میشوید. در واندا ویژن، الیزابت ویچ روی او طلسمی گذاشته بود. آگاتا در پایان آن فیلم توانست خودش را از شر طلسم خلاص کند. بعد از آنکه از زندان ذهنیش بیرون آمد، نوجوانی مرموز او را تحت فشار قرار میدهد و از او میخواهد در مسیر افسانهای جاده جادوگران همراهش شود. ماجرا از این قرار است که جاده وعده داده هرکس آن را به اتمام برساند میتواند به هرچیزیکه میخواهد دست پیدا کند.
آگاتا دلش نمیخواهد خودش را درگیر این ماجرا کند. اما بالاخره او را راضی میکنند. بعد از قبول درخواست، آگاتا تصمیم میگیرد گروهی از جادوگران محلی را دورهم جمع کند تا آنها باهم بتوانند از این مسیر خطرناک عبور کنند. البته در این میان گروهی جادوگر انتقامجو هم آنها را تعقیب میکنند. به هرحال این گروه تازه تاسیس باید از خطرهای بسیاری جان سالم بهدر ببرد که بزرگترین آنها احتمالا خود آگاتا است!
این فیلم داستانی مستقل را روایت میکند. بنابراین برای اینکه متوجه همهچیز شوید لازم نیست همه فیلمهای قبلی را دیده باشید. شاید این فیلم برای طرفداران قدیمی مارول و آنهایی که دنبال نبردهای سنتیاند چندان جذاب نباشد، اما نگاهی جالب و پویا به شخصیت دارد. اینجور آزمون و خطاها برای دنیای سینمایی مارول ضروری است. خلاقیتهایی مثل آگاتا تماممدت میتوانند موفقیتهای غیرمنتظرهای خلق و علاوهبر آن به حفظ تازگی فرنچایز هم کمک کنند.
هان نمایشی سرگرمکننده دارد و مشخص است که خودش هم حسابی از این نقش لذت میبرد. اما پتی لوپون با بازی در نقش لیلیا کالدرو جادوگر بسیار خوش میدرخشد. مخصوصا در قسمت دست مرگ در دستان من بهترین قسمت این مجموعه را میسازد.
X-Men ’97
این مجموعه دقیقا از جاییکه انیمیشن کلاسیک مردان ایکس به پایان رسید، داستان را ادامه میدهد. رهبر تیم یعنی پروفسور ایکس حالا اینجا نیست و گروه سعی میکند در غیاب او باز هم هماهنگ عمل کند. آنها کمکم متوجه ظهور انسانهای افراطی میشوند که قصد دارند به آنها آسیب برسانند. در این بین یکی از دشمنهای قدیمی خیلی غیرمنتظره اعلام میکند که پروفسور ایکس مسئولیت گروه و مدرسه را به او سپرده است. در طی ۱۲ قسمت، مردان ایکس دشمنهای قدیمی مثل Mr. Sinister و Mojo را دوباره بیرون میآورد تا برای قهرمانان جهشیافته مشکل ایجاد کنند. البته در مقابل اینها شخصیتهای محبوبی مثل کیبل هم به مردان ایکس میپیوندند تا شانس دو گروه برابر شود. در مجموعه مردان ایکس به همه، حتی کوچکترین قهرمانها، زمانی اختصاص داده میشود تا بتوانند خودشان را نشان دهند و قدرتهای ویژهشان را به نمایش بگذارند.
این مجموعه موفقیت مردان ایکس را میگیرد و از آن بهعنوان نقطه ورودی عالی به جهانی آشنا برای طرفداران قدیمی استفاده میکند. در عین حال به بینندههای جدید هم درباره این جهشیافتهها میگوید. کسانیکه قدرتی ویژه دارند و قسم خوردهاند که از کسانیکه ازشان متنفرند یا از آنها میترسند، محافظت کنند. خبر خوب این است که سریال برای دو فصل دیگر تمدید شده. این داستان هیجانانگیز است. اما باید دید آیا تیم خلاقیت این مجموعه میتواند از پس استانداردهای بالایی که برای خودش تعریف کرده بربیاید یا نه.
درست است که Deadpool & Wolverine بزرگترین موفقیت مارول در جریان اصلی بود. اما مجموعه X-Men ’97 توانست با هر قسمت حس باز کردن و ورق زدن یک کتاب مصور را برای بینندهها زنده کند.
Deadpool & Wolverine
مزدور وراج دوباره راهش را به پرده سینما باز کرده و اینبار یک دوست هم با خودش آورده است! ددپول و ولورین تنها فیلم ۲۰۲۴ استودیو مارول بود که در سینما پخش شد. در این فیلم از هیچکدام از شخصیتهایی که فرنچایزها در چندسال اخیر رویشان کار کردهاند خبری نیست. در این فیلم ددپول با بازی رایان رینولدز پیشنهادی دریافت میکند. از او میخواهند تا وارد دنیای سینمایی مارول شود. اما او متوجه میشود اگر پیشنهاد را قبول کند دنیای خودش و دوستانش از بین میرود. بنابراین از ولورین کمک میگیرد. رابطه ایندو در شروع اصلا دوستانه نیست. اما در انتهای کار اوضاع بهتر میشود و حداقل کمتر به هم خنجر میزنند!
شاید یکی از دلایل موفقیت فیلم حضور هیو جکمن در نقش ولورین باشد. علاوه بر آن، فیلم درجه R گرفت که همین هم کمی بینندهها را برای تماشای فیلم کنجکاوتر کرده بود. فروش فیلم با اختلاف چشمگیری بیشتر از دو فیلم قبلی ددپول و ولورین بود. این اتفاق هم درست زمانی افتاد که مارول بیش از هر زمان دیگری به موفقیت نیاز داشت. دیزنی انتخاب کرد محتوای طنزآمیز و جسورانه فیلم را حفظ کند. این رویکرد خوب جواب داد. بهعلاوه، نشان میدهد که محتوای فیلم چقدر منعطف است.
این فیلم پر بود از کامئوهای جذاب و برای بسیاری یادآور حالوهوای دوران طلایی آثار ابرقهرمانی کمپانی فاکس بود. به همین خاطر هم برای طرفداران کمیک بوکهای قدیمی هدیه شیرینی محسوب میشد. جدای از اینها، میتوان این فیلم را نشانه واضحی در نظر گرفت که قرار است بهزودی جهشیافتهها نقش پررنگتری در دنیای سینمایی مارول داشته باشند.
جمعبندی
سال ۲۰۲۴ استودیو مارول آثار زیادی عرضه نکرد. این رویه نسبت به سالها اخیر کمی عجیب بود. البته باز هم طرفداران دست خالی نبودند. در این سال MCU پنج اثر مختلف را عرضه کرد. در بین آنها یک فیلم بلند و چهار سریال دیده میشد. البته این را نباید نادیده بگیرید که شاید تعداد آثار سال ۲۰۲۴ کمتر بود. اما از نظر کیفیت نسبت به سال ۲۰۲۳ پیشرفت خوبی دیدیم. خلاصه که اگر هنوز این ۵ اثر را ندیدهاید و میخواهید از بهترین یا بدترینش شروع کنید این لیست برای شماست. در این مطلب خلاصهای از هرکدام از این فیلم و سریالها ارائه کردیم و البته آنها را از بدترین به بهترین رتبهبندی کردیم تا انتخاب از بین آنها برایتان راحتتر باشد. نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: Collider
چطوری استریمر حرفهای بشیم؟ میزگیم با امید لنون و سایه
نظرات