معرفی بازیگران فیلمهای هری پاتر؛ نویل لانگباتم | متیو لوئیس
در این مطلب قرار است بازیگر نقش نویل لانگباتم (Neville Longbottom) در سری فیلمهای هری پاتر را معرفی کرده و رزومهی این شخصیت یعنی متیو لوئیس (Matthew Lewis) را با یکدیگر بررسی کنیم. در ادامه همراه مجله بازار باشید.
در سایهی بلندِ «پسری که زنده ماند»، پسری دیگر ایستاده بود؛ پسری با چهرهای گرد، حافظهای که مثل آبکش سوراخ بود و وزغی که مدام فرار میکرد. نویل لانگباتم. اگر هری پاتر داستانِ «استعداد» و «سرنوشت» است، نویل لانگباتم داستان «تلاش» و «انتخاب» است. او کسی شمرده میشود که نویسندگان معمولاً فراموشش میکنند اما جی.کی. رولینگ با استادی تمام، او را به مهرهی مخفیِ صفحهی شطرنجِ خود تبدیل کرد و بازیگر این نقش یعنی متیو لوئیس، کسی بود که همپای این شخصیت بزرگ شد؛ نه فقط از نظر فیزیکی که از نظر هنری نیز مورد تاثیر مستقیم قرار گرفت. این مطلب، ستایشی است از بازندگانِ ظاهری که در دقیقهی نود، بازی را میبرند.
پرده اول | تراژدی فراموش شده
بیایید به عقب برگردیم. پیشگوییِ پروفسور تریلانی به دو نوزاد اشاره داشت: هری و نویل. لرد ولدمورت هری را انتخاب کرد و ناخواسته او را به مساویِ خود تبدیل کرد. اما اگر او سراغ لانگباتمها میرفت چه؟ طبیعتا اتفاق ناگواری رخ میداد. نویل با بار سنگینتری از هری بزرگ شد. هری پدر و مادرش را از دست داده بود و آنها را قهرمان میپنداشت اما نویل؟ پدر و مادر او (فرانک و آلیس) زنده بودند اما شکنجههای بیرحمانهی بلاتریکس لسترنج، آنها را به جنون کشانده بود. آنها در بیمارستان سنتمانگو بستری بودند و حتی پسر خودشان را نمیشناختند. تصور کنید کودکیتان را با مادربزرگی سختگیر بگذرانید که مدام شما را با پدرِ قهرمانتان مقایسه میکند و ناامید میشود. لکنتِ زبان، فراموشکاری و دستوپاچلفتی بودنِ نویل در فیلمهای ابتدایی، کمدی نیست؛ تروما است. او پسری است که زیر فشارِ انتظارات اطرافش خرد شده و اعتمادبهنفسش را باخته است.
پرده دوم | متیو لوئیس؛ بازیگری در لباس مبدل
وقتی کریس کلمبوس، متیو لوئیس را انتخاب کرد، او پسربچهای تپل و خجالتی از شهر لیدز بود اما برخلاف دن، روپرت و اما که اجازه داشتند جلوی دوربین بزرگ و خوشتیپ شوند، متیو لوئیس با یک قرارداد عجیب روبرو بود: او نباید جذاب میشد! برای سالها، متیو مجبور بود دندانهای مصنوعیِ زرد و کج بپوشد، قطعاتِ پلاستیکی پشت گوشهایش بگذارد تا آنها را بلبلهگوش نشان دهد و حتی در سالهای نوجوانی که لاغر شده بود، لباسهایی با پدهای چاقکننده (Fat Suit) بپوشد تا متفاوتتر ظاهر شود. این شکنجهی فیزیکی و روانی برای نوجوانی که در اوج سن بلوغ است، میتوانست ویرانگر باشد. تصور کنید که در فرش قرمزها همه برای اما واتسون غشوضعف میروند و شما را بهعنوان «آن پسر چاق و خنگ» میشناسند.
اما همین محدودیت، متیو را به بازیگری توانمند تبدیل کرد. او یاد گرفت که بدون تکیه بر چهره، فقط با زبان بدن و حالت چشمها، حسِ ترحم و همذاتپنداری را در مخاطب بیدار کند. او یاد گرفت که چطور «کوچک» دیده شود، حتی وقتی قد کشیده بود.
پرده سوم | لحظات درخشانِ شجاعت
مسیر رشد نویل در فیلمها (و کتابها) شاهکارِ شخصیتپردازی است. این رشد ناگهانی نیست بلکه قطرهقطره اتفاق میافتد:
- ایستادن مقابل دوستان (سنگ جادو): وقتی نویل جلوی هری، رون و هرماینی میایستد تا نگذارد شبانه بیرون بروند، دامبلدور دیالوگی طلایی میگوید: «شجاعت زیادی میخواد که جلوی دشمنات بایستی اما شجاعت بیشتری میخواد که جلوی دوستانت بایستی.» این اولین جرقهی گریفیندوریِ نویل بود.
- درسهای ارتش دامبلدور (محفل ققنوس): جایی که میفهمیم نویل پتانسیل جنگجویی دارد. خبر فرار بلاتریکس از آزکابان، آتش خشم را در او روشن میکند. او اولین کسی است که طلسم «اکسپلیارموس» را یاد میگیرد. بازی متیو لوئیس در این سکانسها تغییر میکند؛ نگاهش متمرکزتر و صدایش محکمتر میشود.
- نبرد هاگوارتز (یادگاران مرگ): و آن لحظهی باشکوه. زمانی که هری مرده به نظر میرسد و همه ناامیدند، نویل لنگلنگان جلو میآید. سخنرانی او در برابر لرد سیاه، قلبِ تپندهی فیلم آخر است و در نهایت، اوست که با شمشیر گریفیندور، ناجینی (آخرین جانپیچ) را گردن میزند. نویل، پسری که روزی از سایهی خودش میترسید، حالا ناجیِ دنیای جادوگری شده بود.
پرده چهارم | اصطلاح Longbottoming
بعد از اتمام فیلمها، ناگهان اینترنت منفجر شد. عکسهای جدید متیو لوئیس روی جلد مجلات رفت و دنیا با دهانی باز به این تغییر نگاه کرد. پسری که دندانهای مصنوعی میگذاشت، حالا تبدیل به یکی از جذابترین مردان بریتانیا شده بود. این پدیده چنان فراگیر شد که اصطلاح “To Longbottom” (لانگباتم شدن) وارد فرهنگ لغتِ اربن (Urban Dictionary) شد؛ به معنای کسی که در کودکی ظاهر معمولی دارد اما در بزرگسالی به شکلی باورنکردنی جذاب میشود.
اما متیو لوئیس اجازه نداد این «جذابیت» رزومهی کاریاش را ببلعد. او نمیخواست فقط یک مدل باشد.
- فیلم من پیش از تو (Me Before You): او نقش پاتریک، نامزدِ وسواسی و ورزشکار امیلیا کلارک را بازی کرد. نقشی که عامدانه کمی غیرقابلتحمل بود تا نشان دهد او از خراب کردنِ وجههی خودش ترسی ندارد.
- سریال Happy Valley: بازی در نقشی تاریک و پیچیده در درام جنایی بریتانیایی، مُهر تاییدی بود بر تواناییهای دراماتیک او.
- سریال All Creatures Great and Small: بازگشت به فضایی کلاسیک و روستایی که در آن بسیار خوش درخشید.
متیو لوئیس ثابت کرد که بر خلاف نویل، حافظهی خوبی دارد؛ او فراموش نکرد که از کجا آمده و اجازه نداد زرقوبرقِ ناگهانی، مسیر حرفهایاش را منحرف کند.
پرده پنجم | طلوعِ روری ویلموت؛ نویلی برای نسل Z
اما میرسیم به جدیدترین برگ از دفتر تاریخ هاگوارتز. پس از ماهها گمانهزنی و جستجو در میان هزاران بازیگر نوجوان بریتانیایی، بالاخره HBO از چهرهی کسی که قرار است ردای نویل لانگباتم را بپوشد رونمایی کرد؛ روری ویلموت (Rory Wilmot). انتخاب روری ویلموت، یک انتخاب هوشمندانه و کلاسیک از سوی تیم کستینگ (لوسی بوان و امیلی براکمن) به شمار میرود. برخلاف سه بازیگر اصلی (دومینیک مکلاکلین، آرابلا استنتون و آلستر استاوت) که چهرههایشان کمی شناختهشدهتر است، ویلموت تقریباً یک «هندوانهی دربسته» محسوب میشود. او چهرهای دارد که دقیقاً تداعیکننده توصیفات رولینگ در کتاب است: صورتی گرد، کمی خجالتی و چشمانی که معصومیت و تردید در آن موج میزند.
چالش بزرگی که روری ویلموت پیش رو دارد، تفاوت «نقطهی شروع» او با متیو لوئیس است. زمانی که متیو لوئیس نقش نویل را گرفت، نویل صرفاً یک شخصیت فرعیِ بامزه بود اما حالا؟ روری ویلموت نقش شخصیتی را بر عهده گرفته که میلیونها طرفدار، او را بهعنوان «قهرمان واقعیشان» میشناسند. او باید بتواند آن ترس و بیعرضگیِ ظاهریِ فصلهای اول را چنان طبیعی بازی کند که مخاطب باورش شود که این پسر واقعاً دستپاچلفتی است، نه اینکه دارد ادای قهرمانها را در میآورد. گزارشهای اولیه از پشتصحنه حاکی از آن است که شیمیِ بین او و آرابلا استنتون (بازیگر هرماینی) فوقالعاده است؛ نکتهای کلیدی، چرا که نویل و هرماینی در کتابها لحظات مشترکِ حمایتیِ زیادی دارند. حالا باید دید که آیا روری ویلموت هم میتواند مسیر افسانهای «لانگباتم شدن» (Longbottoming) را طی کند و از یک پسرکِ خجالتی، به رهبری کاریزماتیک برای ارتش دامبلدور تبدیل شود یا خیر؟
چیزی که قطعی است، این است که شمشیر گریفیندور منتظر دستانِ اوست و روری ویلموت، با آن نگاهِ آرام، نشان داده که برای بیرون کشیدن آن آماده است.
کلام آخر | گیاهشناسی که تاریخ را هرس کرد
نویل لانگباتم در نهایت استاد گیاهشناسی هاگوارتز شد. شغلی که شاید به اندازهی کارآگاه بودن (Auror) هیجانانگیز نباشد اما کاملاً برازندهی اوست. او کسی است که معنای «رشد کردن» را بهتر از هرکسی میفهمد. او میداند که برخی گیاهان برای شکوفه دادن نیاز به زمان، صبر و البته کمی کود دارند. متیو لوئیس و نویل لانگباتم، هر دو به ما یادآوری میکنند که نباید هیچکس را زود قضاوت کرد. آن پسرکی که امروز در مدرسه به خاطر کفشهایش مسخره میشود یا آن بازیگری که نقشهای فرعی و خندهداری میگیرد، ممکن است فردا همان کسی باشد که شمشیر را از کلاه بیرون میکشد و سرِ مار را قطع میکند.
پس اگر جایی احساس کردید که مثل هری پاتر، «برگزیده» و در کانون توجه نیستید، نگران نباشید. شاید شما نویل لانگباتمِ داستان خودتان باشید و باور کنید، پایانِ داستان نویل، اگر باشکوهتر از هری نباشد، کمتر از آن نیست. نظر شما چیست؟ بهنظر شما آیا کسی میتواند جای متیو لوئیس (Matthew Lewis) را در نقش دوستداشتنی نویل لانگباتم (Neville Longbottom) بگیرد؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار بهاشتراک بگذارید.
بتلفیلد ۶ بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان
نظرات