بازی مورد انتظار مترو ۲۰۳۹ (Metro 2039) اوایل سال ۲۰۲۷ میلادی از راه میرسد و طرفداران این مجموعه حسابی برای تجربه آن مشتاق هستند. سری مترو همیشه امضا و حال و هوای خاص خودش را داشته و نسخه ۲۰۳۹ نیز قرار است همان روند متفاوت و دوستداشتنی را ادامه دهد – روندی که دقیقا خلاف دیگر بازیهای مدرن حرکت میکند.
اکثر بازیهای شوتر اول شخص در دوران مدرن تفاوت چشمگیری با عناوین قدیمیتر دهه گذشته و پیش از آن دارند و یکی از مهمترین تغییراتی که در این سالها شاهدش بودهایم، تکیه بیش از حد خیلی از بازیسازان روی نشانگرهای HUD و رابط کاربری است. به سختی میتوان یک بازی شوتر اول شخص یافت که یک نقشه کوچک در گوشه تصویر، یک چرخ مدیریت اسلحه و تجهیزات، یک قطبنما در بالای صفحه، لیست ماموریتها و یا بخشی مفصل مختص نمایش وضعیت بازیکن نداشته باشد. با تمام این اوصاف یکی از جذابترین بازیهای سال ۲۰۲۷ یعنی مترو ۲۰۳۹ باتوجه به سنت خودش کاملا از این ترند فاصله گرفته و به نوعی حتی در جهت مخالف حرکت میکند.

بازی Metro 2039 به جای آنکه مدام شما را با اطلاعات محیطی و گیمپلی بمباران کند، بیش از هر چیز روی واقعگرایی تمرکز دارد و در نتیجه HUD آن مینیمالترین حالت ممکن را دارد. حتی مکانیزمهایی مثل دیدن نقشه و یا ساخت و ارتقای اسلحه بخشی از خود گیمپلی هستند و نه یک منوی جداگانه. مترو جدید در حقیقت مفهوم غوطهوری در بازیهای ویدیویی را به حد اعلا رسانده و از شما میخواهد به معنای واقعی کلمه کوله پشتی خود را زمین بگذارید، اسلحه و تجهیزات را شخصیسازی کنید، نقشه را از داخل جیبتان بیرون بکشید و با چشم آن را بررسی کنید، یا حتی با استفاده از یک لامپ UV یک سری جزئيات محیطی را کشف نمایید.
این وفاداری تحسینبرانگیز به واقعگرایی بدان معناست که مضامین تاریک و تلخ در داستان مترو ملموستر جلوه میکنند و ارتباط شما با دنیای اطرافتان عمیقتر و تاثیرگذارتر میشود. هرچه باشد، بازیکن در اینجا به شکل خالصتری درگیری اتفاقات است و انواع و اقسام نشانگرها و منوهای فرعی مدام او را از تجربه بیرون نمیکشد.
غوطهوری و واقعگرایی تمرکز اصلی Metro 2039
کسانی که سابقه تجربه بازیهای مترو را دارند به خوبی میدانند که این فرنچایز چگونه از HUD مینیمال و عناصر محیطیاش برای غرق کردن مخاطبان در دنیای پسا آخرالزمانی و تاریکش بهره میبرد. در بازی اول ما صرفا نوع اسلحه و تعداد گلولهها را به عنوان HUD در گوشه سمت راست تصویر میدیدیم و ورای آن تقریبا هیچ چیزی بین بازیکن و دنیای یخزده مترو قرار نگرفته بود.
شما این موضوع را با بازی جدیدتر S.T.A.L.K.E.R. 2: Heart of Chornobyl مقایسه کنید که از قضا یکی از فرنچایزهای الهامبخش مترو در گذشته بوده و در نسخه جدیدش به وضوح از عناصر نشانگر و منوهای جانبی بیشتری استفاده میکند. وجود این المانهای رابط کاربری و ارقام و آمارهایی که مدام به بازیکن نشان داده میشود به طور کلی تجربه استاکر را «بازیگونهتر» جلوه میدهد.
البته نباید فراموش کنیم که وجود قابلیتهای رابط کاربری به خودی خود چیز بدی نیست و اینگونه انتخابها از سوی توسعهدهندگان برای راحتی بازیکنان اتخاذ شده تا آنها مجبور به صرف وقت اضافی برای پیدا کردن عناصر مورد نیازشان نکنند. اما همزمان قابل انکار نیست که وجود اینهمه نشانگر و عدد و رقم در گوشه و کنار صفحه حس واقعگرایانه و غوطهوری به شدت کاهش مییابد و بازیکن تقریبا در تمام لحظات میداند که مشغول تجربه یک بازی ویدیویی است و نه چیزی بیشتر.
این همان جایی است که فرنچایز مترو همیشه درخشیده و عنوان Metro 2039 نیز قطعا بیشترین بهره را از این نقطه قوت خواهد برد. باتوجه به تریلرهای گیمپلی و پیشنمایشهای اولیه، مشخص است که بازی با استفاده حداقلی از رابط کاربری و دیگر ترفندهای جذاب حسابی روی واقعگرایی متمرکز شده. اول از همه، نگاه کردن به یک مینیمپ یا ورود به منو برای یافتن موقعیت فعلیتان ممکن نیست؛ در عوض شما نقشه را در داخل کوله پشتی شخصیت اصلی بیرون میآورید و با بررسی چند ثانیهای آن متوجه لوکیشن و مقصد پیشرویتان میشوید.

پس از آن بحث ساخت و ساز و تعمیر تجهیزات وجود دارد که تا حد زیادی مشابه همان نقشه عمل میکند. در اینجا نیز شما کوله پشتی خود را روی زمین میگذارید و آن را باز میکنید. همین سیستم باعث میشود تا رابطه شما با چیزی که اکثر بازیها در قالب یک منو ارائه میکنند کاملا متفاوت باشد.
باتوجه به اینکه جزئیات بسیاری برای اکتشاف در محیطهای مترو وجود دارد و سیستم گشت و گذار بازی هم با مهارت فوقالعادهای طراحی شده، شما بدون نیاز به نقشه یا نشانگرهای سنتی میتوانید گوشه و کنار شهر مرده و یخزده مسکو را بررسی کنید و با اتفاقات غیرمنتظره و چالشهای جذابی مواجه شوید. ترکیب همه این المانها با یکدیگر نتیجهای جز یک تجربه بهشدت عمیق و غوطهورکننده ندارد – تجربهای که آن را با گوشت و پوست خود احساس میکنید و تا سالها در خاطرتان میماند.
داستانهای خوب باید مخاطب را در خود حل کنند
نکته اساسی آن است که غوطهوری و واقعگرایی زمانی که صرفا یک سری مکانیک پرزرق و برق برای نمایش در تریلرها و ویدیوهای اینستاگرامی باشند، عملا بیمعنی و بیفایده هستند. این عناصر در نهایت ابزاری به شمار میروند تا توسعهدهنده بتواند هدف و پیام اثر خود را مخاطب – آن هم به بهترین شکل ممکن – منتقل نماید. سری مترو خیلی از اوقات به واسطه جهانسازی و ایجاد فضاهای رعبآور و سورئال پیام خودش را به گیمرها منتقل کرده و مترو ۲۰۳۹ نیز با توجه به داستان به شدت تاریک و عمیقی که دارد، باید از چنین المانهایی کمک بگیرد تا بیشترین تاثیرگذاری را روی مخاطب داشته باشد.
بسیاری از فرنچایزهای ویدیو گیمی پس از چند سال برای گسترش طیف مخاطبانشان سراغ طراحیهای جنریک و مرسومتر میروند، اما خب مترو سعی دارد روی همان نقاط قوت همیشگیاش بیشتر و بیشتر تکیه کند و آنچه تاکنون به بهترین شکل انجام داده را به قلههای جدیدی برساند.

مشخصا طرفداران قدیمی مترو از فضای سنگین و رویکرد واقعگرایانه این بازی استقبال میکنند، اما بازیکنانی که به تجربههای مدرن و راهنماییهای مداوم عادت دارند احتمالا در ابتدا برای پیدا کردن مسیر خود با مشکل مواجه خواهند شد. حذف بسیاری از امکانات راحت و سادهتر شدن رابط کاربری باعث شده حتی کارهای ابتدایی مثل بررسی نقشه هم به چند مرحله بیشتر نیاز داشته باشند. البته این رویکرد لزوما نقطه ضعف بازی نیست و مانند هر تصمیم طراحی دیگری، میتواند برای گروهی از بازیکنان جذاب و برای گروهی دیگر آزاردهنده باشد.
با این حال همین ویژگیها چیزی است که مترو را از بسیاری از شوترهای امروزی متمایز میکند. در حالی که بیشتر بازیهای این ژانر روی سرعت، اکشن و روایت سرراست تمرکز دارند، Metro 2039 بیشتر به فضا، اکتشاف و شناخت تدریجی دنیایی پیچیده اهمیت میدهد. اگر از بازیهای غوطهورکننده با HUD مینیمال لذت میبرید، مترو ۲۰۳۹ احتمالا تجربهای ایدهآل برای شما خواهد بود. در غیر این صورت شاید بهتر باشد ابتدا سراغ نسخههای قدیمیتر بروید تا ببینید آیا این رویکرد متفاوت با سلیقه شما همخوانی دارد یا نه.
بازی Metro 2039 در تاریخ ۴ فوریه ۲۰۲۷ (۱۵ بهمن ۱۴۰۵) برای پیسی، پلی استیشن ۵ و ایکس باکس سری ایکس/اس منتشر خواهد شد.
منبع: Game Rant
دنیای جی تی ای 6 چه شکلیه؟ میزگیم با مریم خواجوی و امید لنون – قسمت اول














نظرات