
وقتی صحبت از بازیهای ویدیویی و ورزش به میان میآید، من همیشه بر طبل این حقیقت خواهم کوبید که تقابل قدیمی «نردها در برابر ورزشکاران» که برای فروش بلیط فیلم در دهه ۱۹۸۰ استفاده میشد، یک دروغ است. این مورد در حقیقت یک مرز مصنوعی بین دو ایدهای است که مردم فکر میکنند با هم سازگار نیستند. در واقعیت، استراتژی، مهارت و خلاقیت در بازیها مستقیماً به ورزش ربط داده میشود و بالعکس. و نه، منظورم فقط عناوین EA Sports نیست. با این اوصاف، من واقعاً دلم میخواهد شهر ساخته شده مایک تامیلن در ماینکرفت را ببینم.
نمونههای بیشماری وجود دارد که نشان میدهد ورزشکاران، بازیهای ویدیویی و بازیهای کارتی تجربه میکنند. اما البته، با توجه به اینکه بازی کردن به سرگرمیای تبدیل شده که ۶۵٪ از آمریکاییها از آن لذت میبرند، این موضوع منطقی است، به خصوص که بازیکنان NFL بین ۲۲ تا ۴۲ سال سن دارند. اما حتی با وجود یک زامبی مانند آرون راجرز برای تیم سابق تامیلن یعنی پیتسبورگ استیلرز، هر چه باشد ورزشکاران جوان هستند و خب، جوانان عاشق بازیهای ویدیوییاند.
اینکه مربیان به خاطر عادات بازی کردنشان مورد بحث قرار بگیرند، موردی کم یاب است. به همین دلیل است که اظهارات مایک تامیلن در برنامه Today Show، چیزی سرگرمکننده و هیجانانگیز به نظر میرسد. تامیلن با لبخند میگوید: «من یک ماینکرفتر (بازیکن ماینکرفت) بزرگی هستم.» در ادامه با مجله بازار همراه باشید تا بدانید ماجرا از چه قرار است.
مایک تامیلن شهر خود را در ماینکرفت ساخته است | اما چرا؟

تامیلن بخاطر بچههایش وارد دنیای ماینکرفت شد.
همانطور که این مقاله را مینوشتم، تمرکز آن از برجسته کردن این موضوع که ورزشکاران، مربیان و به طور کلی افراد ورزشی عاشق بازی کردن هستند، بصورت عمقی ماجرا به این تغییر کرد که چرا عشق تامیلن به ماینکرفت اهمیت دارد؟ چون این فقط تلاش برای رفع همان افسانه قدیمی نیست، بلکه به این دلیل است که او یک پدر است و این عشق بین نسلی به چیزی است که در حال حاضر قدرت بیشتری از هر چیز دیگری دارد. و مانند بسیاری از والدین، تامیلن به خاطر فرزندانش وارد دنیای بازی شد. وقتی مجری، کریگ ملوین، اشاره میکند که نمیدانسته تامیلن اهل گیم است، او پاسخ میدهد: «چون بچههای من اهل گیم بودند. پس چگونه با آنها ارتباط برقرار کنم؟ پاسخ این است که باید جایی که آنها هستند با آنها باشم و وقت بگذرانم.»
خیلی از ماها خاطرهای کلیدی از یک بازی ویدیویی در جایی با والدینمان داریم. برای من اینگونه بود که پدرم متوجه شد که عاشق درامهای راک بند (Rock Band) شده و آهنگهایی که بچههایش عاشقشان بودند، صداهای دوران کودکی و نوجوانی او بودند. ما ساعتها روی Wii بازی کردیم و راک بند تنها یکی از شش بازی بود که برای آن کنسول داشتیم. با این حال، بچههای تامیلن فقط آن خاطره را ندارند؛ آنها به پدرشان کمک میکنند تا او به اندازه کافی از بازی لذت ببرد، لذتی که مدتها پس از کمرنگ شدن علاقه خودشان باقی مانده است. تامیلن با هیجان آشکار توضیح میدهد: «من شروع به تجربه بازی ماینکرفت کردم وقتی بچههایم کوچک بودند. من یک شهر ماینکرفتی دارم که خودم خلق کردم، اوه مرد!!!، لازمه بگم که دوازده سال روی این شهر کار کردهام.»
همانطور که تامیلن اشاره میکند، بچههایش اکنون خانه را ترک کردهاند، اما آنها هنوز هم وقت میگذارند تا مطمئن شوند پدرشان خوشحال است. تامیلن میگوید: «وقتی به خانه میآیند، میگویند: هی، پدر، شهرت را به ما نشان بده؛ بگذار ببینم چه خبر است. بچههای من این شهر را از PS3 به PS4 و سپس به PS5 منتقل کردهاند. آنها به حفظ آن علاقهمندند چون میدانند من مهارت لازم را ندارم.»
نشاطی که تامیلن هنگام تعریف این داستان درباره شهر «به ظاهر خیلی عجیبش» دارد، از آن نوع انرژی خالص و سالمی است که در اخبار ورزشی و بازی، در میان تمام اتفاقات دیگر، آن را از دست دادهایم. این مورد میتواند یک یادآوری مهم برای ما باشد که بدانیم بازی کردن برای همه است.
تامیلن میگوید: «اخیراً صحبت از این بوده که شهر خودم را با دنیای بیرون به اشتراک بگذارم. پسر بزرگم میگوید: پدر، باید این شهر را با دیگران به اشتراک بذاری. مردم باید این شهر را که دوازده سال روی آن کار کردهای، ببینن.» همانطور که تامیلن و پسرانش در مورد چگونگی رونمایی از این بیلد ۱۲ ساله بحث میکنند، امیدوارم او بداند که این لحظه کوچک چقدر بر کسانی که آن را میبینند تأثیر میگذارد.
این داستان فقط این نیست که تامیلن و پسرانش نشان میدهند که بازی میتواند صرف نظر از نسل، شادی آفرین باشد، چون وقتی آن کلیپ گفتگو تامیلن را تماشا کردم، بلافاصله در گروههای چتی که برایم ارسال شده بود گفتم: «من میخواهم آن را ببینم.» دیدن شهر تامیلن کمتر به معنای مشاهده خلاقیت اوست و بیشتر به معنای تجربه و اشتراکگذاری نشاطی است که با دسترسی به فرزندانتان و در مورد او، شادیای که فرزندانش توانستهاند با انتقال آن در هر نسل جدید کنسول، از آن محافظت کنند.
پیدا کردن شادی با فرزندانتان چیزی بسیار شیرینتر است

مایک تامیلن برنامهای هم برای پدرش دارد تا او را هم وارد دنیای ویدئو گیم کند.
تامیلن میگوید: «این موضوع باعث شد به گفتگویی که اخیراً با مادرم داشتم فکر کنم. خانواده میداند که احتمالاً پدرم به پارکینسون مبتلا خواهد شد. پدربزرگم هم به خاطر همین موضوع از دست رفت و پدرش قبل از او هم همینطور. در حال حاضر هماهنگی ذهنی او رفته رفته بدتر میشود و حافظهاش نیز آسیب میبیند. بخشی از آن فقط بخاطر افزایش سن است، اما هر بار که او اشتباهی میکند، نمیتوانیم نگران نباشیم.»
«بنابراین، چند هفته پیش، به مادرم پیشنهاد دادم که ایکسباکس برادرم را به طبقه پایین منتقل کند و پدر را وارد بازیها کند. اگرچه هنگام ملاقات با پدرم، با او در مورد بازی کردنش صحبت نکردهام، ولی فکر میکنم زمان آن رسیده که این گام را برداریم.»
«حالا، من میخواهم چیزی را به پدرم برگردانم. شاید این به او اجازه دهد تا پیروزی تیم کوماندرز را در یک جام لومباردی ببیند (چیزی که، بیایید واقعبین باشیم، شاید در طول عمر او اتفاق نیفتد) یا هیجان دیدن تگزاس لونهورنز در مسابقات قهرمانی ملی که با هم بازی میکنیم.»
نظر شما در این باره چیست؟ لطفا نظرات خود را با ما درباره این موضوع به اشتراک بگذارید.
منبع: butwhytho
پارتنر گیمر داشتن چطوریه؟ میزگیم با سایه و حمید
















نظرات