
شاید از قبل شنیده باشید که پس از یک دهه تحقیق، دانشمندان موفق شدند نقشه کامل مغز یک مگس را ترسیم کنند. شاید هم تیترهایی را دیدهاید که ادعا میکنند مغز این مگس به کار گرفته شده است تا بازیهایی مثل دووم (Doom) را تجربه کند. حتی ممکن است به این ادعا برخورد کرده باشید که یک مگس، چندان که از برگشتن هوشیاریاش به بازی محبوب ماینکرفت نگذشته بود، دست به خودکشی زده است! این ادعاهای شگفتانگیز تا حدی واقعیت دارند، اما بسیاری از آنها با اما و اگر همراه هستند. بخش عمدهای از این ابهامات ریشه در یک سوءتفاهم اساسی درباره دستاورد دانشمندان روی نقشه مغز مگس دارد. در ادامه با مجله بازار همراه باشید تا بدانید ماجرا از چه قرار است.
باز چه اتفاقی در دنیای ماینکرفت افتاده است؟

ساختار مغز مگس مورد استفاده در تجربه بازی ماینکرفت
Ro0oney یک یوتیوبر ماینکرفت است که اخیراً پس از انتشار یک ویدیو کوتاه با عنوان «من یک عامل هوشیاری را وارد ماینکرفت کردم» در مرکز توجه عمومی قرار گرفت. او در این ویدیو میگوید که یک موجود عنکبوتی دارای اراده آزاد را به صورت دیجیتالی به دنیای بازی آورده است و اولین کاری که این موجود انجام داد، این بود که خودش را خفه کرد! یک ویدیوی دنبالهدار که در اواخر سپتامبر آپلود شد، جزئیات بیشتری درباره اینکه Ro0oney دقیقاً چه کرده و چگونه به این نتیجه رسیده است را بررسی میکند.
هدف اصلی Ro0oney سرگرم کردن مخاطب است، اما چاشنی از جنس دقت علمی نیز در کار او دیده میشود. او ویدیو را با مشورت با دکتر «آری مسلیان» (Arie Matslian)، پژوهشگر و دانشمند دانشگاه پرینستون که ابزار عمومی مورد استفاده بازیکنان برای کار با مغز دیجیتال مگس را ساخته است، آغاز میکند. این پژوهشگر صراحتاً میگوید که این ابزار «زیادی از اصول بیوفیزیک را سادهسازی میکند.» با این حال، باز هم یک اجرای درست از نحوه کارکرد مغز را به نمایش میگذارد.

از آنجا که این یوتیوبر باید به صورت دستی کارکرد مگس را برنامهنویسی کند تا به محرکهای ماینکرفت واکنش نشان دهد، در عین حال فضای زیادی برای خطای بازیکن باقی میماند. نسخههای اولیه مغز ماینکرفت فاقد نورونهای هدایتگر فعال بودند یا در مورد عنکبوت، حتی توانایی پرواز هم نداشتند. مگس میتواند تصمیم بگیرد چگونه به محیط پیرامون خود واکنش نشان دهد، اما این انتخابها تا حدودی توسط Ro0oney محدود شدهاند. یک عنکبوت دیجیتال با مغز یک مگس، دقیقاً برای موفقیت برنامهریزی نشده و بازتاب دهنده هیچ ایده بزرگ فلسفی درباره ماهیت هوشیاری نیست.
اولین چیزی که Ro0oney به مگس اضافه میکند، حس «ترس» است؛ که به ادعای او «عامل اصلی زنده نگه داشتن هوشیاری است.» احتمالاً میتوانیم ساعتها درباره این نکته بحث کنیم که کارکرد ترس در زیستشناسی تکاملی، روانشناسی و علوم اعصاب چه تفاوتی با هم دارد. این موضوع همچنین نمونه روشنی از این است که چگونه نکات ظریف چنین نمایشی در ترجمه گم میشوند. پس باید گفت که بسیار آسان است که ادعای او را با این ایده اشتباه بگیریم که ترس باعث ایجاد هوشیاری میشود.
یک مثال دیگر برایتان میآورم: مگس ممکن است گرسنه شود، اما آیا واقعاً آنچه را که یک موجود زنده حس میکند، درک هم میکند؟ پاسخ منفی است، اما از نظر عملکردی، مگس در ماینکرفت کم و بیش همان کاری را میکند که بدن ما هنگام گرسنگی انجام میدهد. مگس دیجیتال سطح انرژی خود را ردیابی میکند و اگر این سطح به اندازه کافی پایین بیاید، نورونهای گرسنگیاش فعال شده و به آن دستور میدهند تا ذخایر خود را پر کند.
نورونهای ما نیز مدام در حال ارسال سیگنال به بدنمان هستند و برعکس. در عین حال، مگس نمیتواند واقعاً چیزی را به خاطر بسپارد. این موجود ساختار مشابهی با یک مگس واقعی دارد (از نظر کلی) اما برخلاف یک نمونه واقعی، آن ساختار نمیتواند به خودی خود بازسازی شود. این در واقع تنها یک اسکرینشات از یک مغز است، تازه یک مغز مرده، نه یک موجود زنده که واقعاً بفهمد دور و برش چه میگذرد.

حتی با در نظر گرفتن تمام این اما و اگرها، کاوشهای مبتنی بر خطا و تلاش Ro0oney در حوزه هوشیاری، لحظات بسیار سرگرمکنندهای دارد. نظر شما در این باره چیست؟ لطفا نظرات خود را با ما درباره این موضوع به اشتراک بگذارید.
منبع: polygon
دنیای جی تی ای 6 چه شکلیه؟ میزگیم با مریم خواجوی و امید لنون – قسمت اول














خوب بود این گونه از مقالات چه جایگاهی در زندگی واقعی میتونه داشته باشه
مگسه دور سرش میچرخیده ؟ یا نه ؟ 😂