۷ دشمن قدرتمند مرد عنکبوتی که در فیلمهای مارول حضور ندارند
اگر از طرفداران دنیای مارول و مخصوصا مرد عنکبوتی باشید، بدون شک با دشمنان اسپایدرمن آشنایی دارید. گرین گابلین، دکتر اختاپوس، ونوم، مرد شنی، هابگابلین، الکترو، لیزارد و راینو… اینها شرورهای مشهور دنیای مارولاند که همیشه پایشان به مبارزه با مرد عنکبوتی باز شده و از طرفی آنها را روی پرده سینما و در مقابل مرد عنکبوتی هم دیدهایم. با اینکه آنها بزرگی از دشمنان معروف او را تشکیل میدهند، فهرست ویلنهای مرد عنکبوتی فقط به همین چند نفر ختم نمیشود. حتی اگر ساخت فیلمهای اسپایدرمن تا یکی دو دهه دیگر ادامه پیدا کند، هنوز میتوان سراغ دشمنان جدید رفت.
در ادامه، قرار است سراغ همین گروه برویم؛ دشمنانی که تاکنون در هیچ فیلمی از مارول حضور نداشتهاند. به همین دلیل اسمهایی مثل کریون شکارچی (Kraven the Hunter) یا آفتابپرست (Chameleon)، در این فهرست نیستند، چون در فیلم «Kraven the Hunter» حضور داشتند. موربیوس نیز شامل آنها میشود و همچنین شخصیت کینگپین هم کنار گذاشته شده چون قبلا در فیلم «Daredevil» ظاهر شده و احتمالا در آینده وارد MCU هم میشود
۷. Living Brain
«لیوینگ برِین» اولینبار در شماره ۸ کمیک «The Amazing Spider-Man» در سال ۱۹۶۴ معرفی شد. یعنی از همان روزهای ابتدایی همراه مرد عنکبوتی بوده، با این حال حتی یک اشارهی کوچک هم در هیچکدام از فیلمها به او نشده.
«لیوینگ برِین» را دکتر پِتی از شرکت International Computing Machines طراحی کرده بود تا به هر سوالی که از آن پرسیده میشود پاسخ بدهد. اما وقتی چند خلافکار برای دزدیدنش وارد عمل میشوند، در درگیری با دکتر پتی به صفحه کنترل دستگاه برخورد میکنند و همین باعث اختلال در عملکرد آن میشود.
با توجه به ترسی که امروز درباره هوش مصنوعی وجود دارد، حضور یک رباتِ پاسخگوی همهچیز بهعنوان ویلن داستان کاملا مناسب به نظر میرسد. مخصوصا وقتی توانایی پرواز، قدرت بدنی بالا و امکان شناسایی دقیق نقطهضعف دشمنانش را هم دارد. با این ویژگیها، «لیوینگ برین» انتخاب خوبی برای یک دشمن فرعی خواهد بود.
۶. Gog
«گُگ» هیولایی بیگانه و همراهِ کریون شکارچی است که ظرف چند روز از موجودی کمسنوسال به غولی عظیم تبدیل شد. شاید فعلا برای بازگرداندن Kraven the Hunter به دنیای سینما زمان مناسبی نباشد (بهخصوص با توجه به بازخورد ضعیفی که فیلمش گرفت). اما گگ میتواند بهعنوان یک دشمن فرعی کنار شخصیت دیگری ظاهر شود؛ مخصوصا کسی که خاستگاه فرازمینی دارد.
البته گُگ معمولا کنار ویلنهای معروفتر دیده میشود، اما هوش کافی برای ساختن اختراعهایی دارد که یکی از آنها حتی باعث شد بتواند انگلیسی حرف بزند! همین ویژگی نشان میدهد این شخصیت آنقدر پتانسیل زیادی دارد که بهجای یک هیولای غران، میتواند نقش دشمن اصلی فیلم را هم بر عهده بگیرد. از طرف دیگر، گگ یک جفت دستبند میسازد که امکان تلهپورت به او میدهد؛ قابلیتی که میتواند صحنههای جذاب و چشمگیری برای طرفداران رقم بزند.
۵. Mister Negative
«مستر نگِتیو» در انیمیشن «Ultimate Spider-Man»، دو بازی عالی اسپایدرمن روی پلیاستیشن (نسخههای PS4 و PS5) و همچنین «Moon Girl and Devil Dinosaur» حضور داشته، اما هنوز پایش به هیچ فیلمی از مارول باز نشده و با این روند، احتمال دارد دیر یا زود نوبت او هم برسد.
«Mister Negative» یک گانگستر است و «سیلورمین» او را دستگیر میکند تا بهعنوان موش آزمایشگاهی در یک آزمایش علمی استفاده شود. نتیجه این کار، مردی با توانایی کنترل «دارکفورس» و «لایتفورس» است. اما این نیروها بهایی سنگین دارند: دوگانگی شخصیتی. در یک سوی این سکه، «Mister Positive» قرار دارد؛ همان مارتین لی خیرخواه، بنیانگذار پروژه F.E.A.S.T. (جایی که عمه مِی در بازیها کار میکند).
اما سوی دیگر، «مستر نگِتیو» است؛ شخصیتی سرشار از خشم که قدرت بدنی فرابشری دارد و میتواند اطرافیانش را به زیردستهایی بیاختیار و مطیع تبدیل کند. بدترین دشمنان سینمایی اسپایدرمن همیشه با خود کشمکشهای درونی داشتهاند؛ به همین دلیل «مستر نگِتیو» انتخابی کاملا مناسب خواهد بود.
۴. Silvermane
اسم واقعی «سیلورمین» سیلویو مانفردی است؛ یک جنایتکار شناختهشده و ترسناک که برای رسیدن به جاودانگی یک معجون مصرف میکند. اما این کار نتیجه عکس میدهد و میبینیم که به سرعت در حال پیر شدن است. در نهایت، او تصمیم میگیرد مسیر دیگری برای دستیابی به جادوانگی انتخاب کند و خود را به یک سایبورگ تبدیل میکند.
او در قالب سایبورگ میتواند مهارتهای رزمی و آکروباتیک مرد عنکبوتی را به چالش بکشد. سیلورمین همچنین از هوش فوقالعادهای برخوردار است و میتواند با توان ذهنی پارکر رقابت کند. وقتی قدرت، سرعت، استقامت و مقاومت بدنیاش هم بهبود یافته باشند، او به دشمنی سرسخت تبدیل میشود. علاوه بر این، بهعنوان یکی از افراد سطح بالای دنیای زیرزمینی جنایت، سیلورمین تعداد زیادی مزدور در اختیار دارد که اسپایدرمن باید با آنها روبهرو شود.
۳. Professor Mendel Stromm
پروفسور مندل استروم، که به نامهای «روبات مستر» یا «گانت» (Gaunt) هم شناخته میشود، نسبت به سیلورمین میتواند حتی سایبورگ بهتری برای مقابله با اسپایدی باشد. حضور او در این فهرست کمی استثناست، چون قبلا در اسپایدرمن اصلی سم ریمی دیده شده بود. با این حال، آن حضور بیشتر جنبهی «ایستراگ» داشت تا استفاده واقعی از شخصیت. او در آنجا تنها دوست و همکار نورمن آزبورن بود که توسط او به سوی مرگ پرتاب شد.
در واقع، اگر دنیای سینمایی مارول روزی نسخهای غیر از آزبورن ویلم دفو را بسازد، شخصیت واقعی استروم یک گزینه فوقالعاده خواهد بود. در کمیکها، استروم همراه آزبورن روی سرم گابلین کار میکرد، اما همزمان بودجهای را هم از اوسکورپ اختلاس کرده بود. نورمن او را تحویل پلیس داد و پس از چند سال، استروم آزاد شد و راه انتقام را در پیش گرفت. ابتدا گروهی از رباتهای مرگبار را گرد هم آورد و سپس (پس از حمله قلبی که تا حدی خودش برنامهریزی کرده بود) روحش را به یک نمونه رباتی منتقل کرد.
۲. Molten Man
این هم یک مورد استثنای دیگر است، چون میستیریو در «Spider-Man: Far From Home» از «ملتن من» بهعنوان بخشی از حقه خود استفاده کرد. اما آن فقط یک هولوگرام بود و او بیشتر شبیه یک هیولای مذاب بود تا یک انسان واقعی. در مورد «ملتِن من» واقعی، با هویت مارک رَکستون، باید گفت که او هرگز در هیچ فیلمی از مارول حضور نداشته است.
قدرتهای رکستون شبیه به مرد شنی (و الکترو) از یک حادثه به وجود آمد. البته احتمالا در آینده موضوع آن را تغییر دهند، چون فیلم Spider-Man: No Way Home قبلا یک شوخی درباره داستان منشا آن کرده بود. به هر حال، رکستون همان قدرت فیزیکی نسخه *Far From Home را دارد، اما واقعی و نه فقط در قالب پهپادهایی که اطراف پرواز کرده و ایجاد آسیب میکنند. «ملتِن من» واقعی نسبت به نسخه فیلم یک برتری دیگر هم دارد: هوش بالاتر از حد متوسط.
۱. Carrion
چند نسخه از «کریون» وجود داشته، اما نکته مشترک همه آنها، کلونسازی است (و البته شباهت عجیب به گرین گابلین). اولین نسخه، کلونی از مایلز وارن، معروف به جکال، بود. وارن به گوئن استیسی علاقه داشت و وقتی پایان غمانگیزی برای او رقم خورد، این خشم را سر مرد عنکبوتی خالی کرد.
این نسخه بهترین انتخاب برای شخصیت کریون به نظر میرسد. حالا که پیتر پارکر حافظه همه را پاک کرده، منطقی است که ممکن است با گوئن ارتباطی برقرار کند و او معمولا ماندگار نخواهد بود. شاید بتوانند جکال را جای گرین گابلین بیاورند؛ گوئن در حین مبارزه مرد عنکبوتی با جکال میمیرد و سپس جکال خودش را کلون میکند تا اگر مرد، مقابل اسپایدرمن ظاهر شود. این ایده میتواند یک فیلم دو قسمتی باشد و به این ترتیب فرنچایز پرطرفدار مرد عنکبوتی مدت بیشتری ادامه پیدا خواهد کرد.
منبع: Comicbook











نظرات