
جهان داستانی مرد عنکبوتی (Spider-Man) از همان نخستین جرقههای خلق خود، با درد و فقدان پیوند خورده است. در شماره ۱۵ مجموعه فانتزی شگفتانگیز (Amazing Fantasy) در سال ۱۹۶۲ به قلم استن لی (Stan Lee) و هنر استیو دیتکو (Steve Ditko)، مخاطبان با پیتر پارکر (Peter Parker) آشنا شدند؛ نوجوانی معمولی که نیش یک عنکبوت جهشیافته رادیواکتیو، سرنوشت او را برای همیشه دگرگون ساخت. پیتر در ابتدا تلاش کرد از این نیروی تازه به سود مالی برسد، اما بیتفاوتی او نسبت به مهار یک سارق فراری، به بهای سنگین از دست رفتن جان عمو بن (Uncle Ben) تمام شد. این ضایعه سهمگین، پیتر را وادار ساخت ردای قهرمانی به تن کند و نجات جان انسانها را رسالت همیشگی خود بداند.

چندین سال پس از آن واقعه، خط داستانی ماندگار شبی که گوئن استیسی مرد (The Night Gwen Stacy Died) شکل گرفت؛ رویدادی تلخ که طی آن نامزد پیتر در جریان نبرد نفسگیر با گرین گابلین (Green Goblin) از پل سقوط کرد و جان باخت. این حادثه تیره، مرزهای معصومیت را شکست و نقطه پایانی بر دوران نقرهای کمیک (Silver Age of Comic Books) گذاشت؛ چرا که به همگان ثابت کرد در دنیای قهرمانان نقابدار، هیچ شخصیتی از گزند مرگ در امان نیست. با این حال، اگر صفحات تاریخ این قهرمان نامآشنا را عمیقتر واکاوی کنیم، درمییابیم که با وجود بار روانی شدید مرگ گوئن، این رویداد تلخترین نقطه پایان در زندگی مرد عنکبوتی به حساب نمیآید؛ این جایگاه غمانگیز بدون تردید به سرنوشت دوست صمیمی او، هری آزبورن (Harry Osborn) تعلق دارد.
بازخوانی مرگهای تاریخساز در مسیر پیتر پارکر
در طول دهههای متوالی، داستانهای مرد عنکبوتی همواره با فقدان چهرههای اثرگذار دگرگون شده است. فوت عمو بن جرقهای بود که روحیه مسئولیتپذیری پیتر را شعلهور ساخت. کشته شدن کاپیتان استیسی (Captain Stacy) سایه سنگین سوءتفاهم را بر رابطه پیتر و گوئن انداخت، زیرا دخترش مرد عنکبوتی را مقصر این حادثه میدانست. در ادامه، جان باختن کاپیتان جین دیولف (Jean DeWolff) پرده از حقیقتی تلخ برداشت: مرد عنکبوتی هرگز نمیتواند همگان را نجات دهد. حتی زنعمو می (Aunt May) نیز تجربه لمس مرگ را پشت سر گذاشت، هرچند بعدها به جریان داستان بازگشت. اما در میان تمام این رخدادها، مسیر زندگی هری آزبورن بیش از هر داستان دیگری اشک را به چشمان مخاطب مینشاند.

هری نهتنها نزدیکترین دوست دوران جوانی پیتر بود، بلکه در دورهای با مری جین واتسون (Mary Jane Watson) پیوند عاطفی داشت. با این وجود، سراسر زیست او در سایه بحرانهای مداوم روحی گذشت؛ رازهایی که سالها بعد، با یک بازنگری داستانی یا رتکان (Retcon) در شماره ۷۲ کمیک مرد عنکبوتی شگفتانگیز (The Amazing Spider-Man) در سال ۲۰۲۱ روشن شد. در این شماره مشخص شد نورمن آزبورن (Norman Osborn) زمانی که هری نوزادی بیش نبود، روح فرزندش را در معاملهای شوم با مفیستو (Mephisto) در ازای موفقیت مادی معاوضه کرده بود. هری از همان آغاز کودکی طلسم شد و تقدیری جز تحمل رنجهای طاقتفرسا در جوانی و سقوط به دوزخ در پیش نداشت.
سقوط تدریجی و بار سنگین خیانت پدر
این تقدیر تحمیلشده، تمام جوانی هری را ویران کرد. در دورانی که پیتر بهترین همراه او به حساب میآمد، هری در خلا محبت پدری در گرداب اعتیاد به مواد مخدر گرفتار شد. نورمن همواره فرزندش را فردی بیکفایت و اضافه در زندگی میپنداشت. هنگامی که هری به دلیل مصرف بیش از حد دارو و مواد تا آستانه مرگ رفت، پدرش به جای پذیرش کوتاهیهای خویش، دوستان او را مقصر معرفی کرد. با کشته شدن ناخواسته گوئن و سپس مرگ گرین گابلین، بندهای روحی هری به کلی از هم گسست.

کشف این موضوع که پدرش همان گابلین شرور بوده و دوست وفادارش نقاب مرد عنکبوتی را به چهره میزند، روان هری را فرو ریخت. او لباس گابلین را به تن کرد تا انتقام پدری را بگیرد که خود معمار تباهی فرزندش بود؛ رویدادی تلخ از وفاداری به مردی که هیچ مهری به او نداشت.
نقطه اوج این کشمکش احساسی در شماره ۲۰۰ کمیک مرد عنکبوتی خارقالعاده (The Spectacular Spider-Man) در سال ۱۹۹۳ به قلم جی. ام. دیماتیس (J.M. DeMatteis) و طراحی سال بیوسما (Sal Buscema) ثبت شد. هری پس از درمانهای سنگین، زندگی خانوادگی آرامی را کنار همسرش لیز آزبورن (Liz Osborn) و پسر خردسالش نورمی آزبورن (Normie Osborn) آغاز کرده بود. اما آزادی زودهنگام او از زندان فوقامنیتی والت (The Vault) با بازگشت توهمها همراه شد. پیتر که از صدمه دیدن دوباره خسته شده بود، با خشم به هری حمله برد، در حالی که هری دیگر میلی به نبرد فیزیکی نداشت و صرفاً از قضاوتهای یکطرفه پیتر گلایه میکرد.

فداکاری در دل آتش؛ رهایی از تاریکی
فرجام این دوئل نفسگیر بسیار شوکهکننده رقم خورد. با وجود تلاشهای پیدرپی مری جین برای متوقف ساختن این خصومت، خشم پیتر فروننشست و هری در واکنشی تند، مرد عنکبوتی را درون ساختمانی تلهگذاریشده با مواد منفجره به بند کشید. با این حال، وجدان هری در واپسین لحظات بیدار شد. او پس از فراری دادن همسر و فرزندش از میان شعلههای آتش، با التماس مری جین دوباره سوار بر گلایدر خود به قلب حریق بازگشت تا مرد عنکبوتی را نجات دهد. هری موفق شد دوست قدیمیاش را از مرگ نجات بخشد، اما مسمومیت ناشی از استنشاق دود و فرمول سمی گابلین، نفسهای او را برید. هری در آغوش کسی جان سپرد که تمام روز در پی آسیب زدن به او بود؛ تراژدی بزرگی برای پیتر که بهترین دوستش را از دست داد و نورمی که بیپناه شد.
منبع: Comicbook
میزگیم سه لبه؛ چرا بازی ولورین رو کسی دوست نداره + ۲ بازی مخفی













نظرات