
سه فیلم ابرقهرمانی شبیه Avengers Endgame که حتی از آن هم بهترند
فیلم Avengers: Endgame یک پایانبندی بینظیر برای حماسه Infinity مارول بود و به عنوان یکی از بهترین فیلمهای ابرقهرمانی تاریخ شناخته میشود.
این اثر ابرقهرمانی که محصول سال ۲۰۱۹ محسوب میشود، داستانهای مرتبط بیش از یک دهه را به هم وصل کرد و بعد از اتفاقات بشکن تانوس، یک خداحافظی احساسی با شخصیتهای محبوبی مثل مرد آهنی و کاپیتان آمریکا رقم زد. جلوههای ویژه عالی، ابعاد عظیم داستان و لحظات فراموشنشدنی مثل نبرد نهایی با تانوس، باعث شد تا این نسخه از Avengers خیلی زود به یک موفقیت بزرگ تجاری تبدیل شود. با وجود تمام جذابیتهای Avengers: Endgame، بعضی از فیلمهای ابرقهرمانی به مراتب بهتر عمل کردهاند؛ آثاری که داستانهای منسجمتری روایت کردند، شخصیتپردازی عمیقتری داشتند یا این ژانر را به مسیرهای جذابتری بردند. قطعا این نسخه از Avengers یک اتفاق تاریخی و بزرگ برای طرفداران مارول بود، اما بهترین فیلم ابرقهرمانی دنیا به حساب نمیآید.
The Batman

کارگردانی جسورانه ریوز و بازی بسیار زیبای رابرت پتینسون، این فیلم را به یکی از جذابترین آثار ابرقهرمانی سالهای اخیر تبدیل کرده است
در فیلم The Batman، بروس وین گوشهگیر وارد دومین سال فعالیتهای ابرقهرمانی خود میشود. او در خیابانهای تاریک گاتهام پرسه میزند و سرنخهای مرموزی از ریدلر دریافت میکند؛ یک قاتل سریالی که در حال پاکسازی سیاستمداران فاسد شهر است. بتمن برای دستگیری این قاتل، باید به دل دنیای زیرزمینی خلافکاران گاتهام بزند و همزمان رازهای تاریک گذشته خانوادهاش را برملا کند. این فیلم با تمرکز کامل روی مهارتهای کارآگاهی شوالیه تاریکی و یک روایت نوآر، یکی از واقعگرایانهترین و خشنترین داستانهای بتمن در تاریخ سینما را ارائه میدهد. به همین دلیل، درگیریهای داستان خیلی شخصیتر و نفسگیرتر از تهدیدات جهانی فیلمی مثل Avengers: Endgame احساس میشد.
طرفداران بتمن تا حالا آثار فوقالعادهای دیدهاند، اما شاهکار مت ریوز با خلق یک تجربه عمیقتر و شخصیتر، در سطح کاملا متفاوتی قرار میگیرد. این فیلم سهساعته با موسیقی دلهرهآور، اتمسفر تاریک و یک موشوگربهبازی جذاب بین ریدلر و بتمن، فرصت کافی داشت تا هر دو جنبه شخصیتی این قهرمان را به خوبی موشکافی کند. شاید فیلمی مثل Avengers: Endgame یک پایان حماسی و پر زرقوبرق برای مارول رقم زده باشد، اما The Batman با روایت یک داستان کاملا مستقل و منسجم به موفقیت میرسد؛ داستانی که برای لذت بردن از آن، هیچ نیازی به دانستن پیشزمینه داستانی یک فرنچایز طولانی ندارید.

از آنجایی که Avengers: Endgame باید بازیگران و کاراکترهای بیشماری را مدیریت میکرد، بعضی از خطوط داستانیاش عجولانه پیش رفتند یا به حاشیه رانده شدند. در طرف مقابل، شخصیتهای فرعی The Batman مثل سلینا کایل، پنگوئن و جیم گوردون آنقدر پخته و درگیرکننده هستند که وقتی زمان فیلم به آنها اختصاص داده میشود، اصلا جای خالی بروس وین را حس نمیکنید.
Logan

وقتی به پایانبندی تلخ فیلم میرسیم، Logan ثابت میکند که از نظر احساسی، به مراتب بهتر از نسخه آخر Avengers عمل کرده است
داستان فیلم Logan محصول ۲۰۱۷ در آیندهای تاریک جریان دارد؛ جایی که جهشیافتهها تقریبا منقرض شدهاند. ولورین پا به سن گذاشته با بیمیلی قبول میکند تا از دختربچهای جهشیافته به نام لورا محافظت کند که قدرتهایی شبیه به خودش دارد. هیو جکمن در این نقش، یک قهرمان خسته و درهمشکسته را نشان میدهد که بعد از دههها خشونت، به دنبال رستگاری است. فیلم Logan برخلاف زرقوبرقهای همیشگی آثار کمیکبوکی مثل Avengers، یک داستان به شدت شخصی و وسترن را روایت میکند که مفاهیمی مثل خانواده، میراث و مرگ را زیر ذرهبین میبرد.

این شاهکار جیمز منگولد معمولا به عنوان بهترین فیلم X-Men شناخته میشود. یکی از بزرگترین نقاط قوت Logan این است که تمام کلیشههای رایج فیلمهای ابرقهرمانی را کنار میگذارد و حس یک پایانبندی واقعی را به مخاطب میدهد. همه شخصیتهای اصلی به خوبی رشد میکنند، خشونت پیامدهای واقعی دارد و برخلاف شوخیهای همیشگی فیلمهایی مثل Avengers، اتمسفر جدی داستان تا آخر حفظ میشود. با این مقیاس جمعوجور، روایت پخته و نقشآفرینیهای بینظیر، کاملا مشخص است که چرا Logan به چنین موفقیتی رسید. فیلم Avengers: Endgame دهها قهرمان و داستان مختلف را مدیریت میکند، اما Logan تقریبا فقط روی رابطه ولورین، چارلز اگزاویر و لورا تمرکز دارد؛ به همین دلیل تمام لحظات احساسی فیلم کوبندهتر هستند. درجه سنی R برای پرداختن به مفاهیم عمیقی مثل تروما کاملا ضروری بود
Spider-Man: Into The Spider-Verse

انیمیشن Into The Spider-Verse با موسیقی متن شاهکار و یک داستان بلوغ فوقالعاده، ثابت کرد که فیلمهای ابرقهرمانی هنوز هم میتوانند مخاطبان را غافلگیر کنند
در انیمیشن Spider-Man: Into the Spider-Verse، نوجوانی اهل بروکلین به نام مایلز مورالز بعد از نیش خوردن از یک عنکبوت رادیواکتیو، در تلاش است تا با زندگی جدیدش کنار بیاید. وقتی کینگپین یک دستگاه شتابدهنده ذرات خطرناک را روشن میکند و دنیای واقعی را به خطر میاندازد، انفجار آن پای قهرمانان دنیاهای موازی (مثل یک پیتر پارکر خسته و گوئن استیسی) را به دنیای مایلز باز میکند. این انیمیشن درست مثل پردههای حماسی فیلمهای Avengers، تمام ویژگیهای جذاب اسپایدرمن را جشن میگیرد و همزمان این کاراکتر را برای نسل جدید بازآفرینی میکند. استایل بصری پرانرژی این اثر با ترکیب زیباییشناسی کمیکبوکها، بافتهای دستکشیده، افکتهای هافتون و حبابهای دیالوگ، تصاویر خیرهکنندهای میسازد که مخاطبان تا قبل از آن شبیهش را ندیده بودند.
منبع: Gamerant
پرونده با امید لنون؛ کدوم بازیهای خفن کنسل شدن؟












چرت و پرت نگین بابا هیچ کدوم نصف اونجر هم قشنگ نیست
بچه سالی یوسف ؟