وقتی تلفن دوباره زنگ میزند؛ چرا «بلک فون ۲» کابوس را جدیتر از قبل ادامه میدهد؟
181
1404/10/12
1
اشتراک گذاری
اگر تلفنی که سالها خاموش بوده دوباره زنگ بخورد، جواب میدهی؟اگر آن طرف خط، صدایی از دل گذشته و کابوس باشد، چه؟
«بلک فون ۲» دقیقاً از همین نقطه شروع میشود؛ جایی که خیال میکردیم همهچیز تمام شده، شر شکست خورده و قربانیان بالاخره نفس راحتی میکشند. اما دنبالهی جدید اسکات دریکسون به ما یادآوری میکند که بعضی کابوسها نهتنها نمیمیرند، بلکه با گذر زمان بالغتر، پیچیدهتر و خطرناکتر میشوند. این
اگر تلفنی که سالها خاموش بوده دوباره زنگ بخورد، جواب میدهی؟ اگر آن طرف خط، صدایی از دل گذشته و کابوس باشد، چه؟
«بلک فون ۲» دقیقاً از همین نقطه شروع میشود؛ جایی که خیال میکردیم همهچیز تمام شده، شر شکست خورده و قربانیان بالاخره نفس راحتی میکشند. اما دنبالهی جدید اسکات دریکسون به ما یادآوری میکند که بعضی کابوسها نهتنها نمیمیرند، بلکه با گذر زمان بالغتر، پیچیدهتر و خطرناکتر میشوند. این فیلم دیگر صرفاً دربارهی نجات از یک زیرزمین تاریک نیست؛ دربارهی زندگی بعد از ترس است، دربارهی زخمی که بسته نشده و دربارهی این سؤال آزاردهنده که «اگر شر واقعاً تمام نشده باشد چه؟»
فیلم چند سال پس از وقایع قسمت اول میگذرد و تمرکز روایت حالا بهوضوح تغییر کرده است. گوئن، خواهری که در فیلم اول بیشتر نقش هشداردهنده داشت، اینبار در مرکز داستان قرار میگیرد. قدرتهای ذهنیاش رشد کردهاند و رؤیاهایش حالا فقط نشانه نیستند؛ بلکه مسیر حرکت داستان را تعیین میکنند. در مقابل، فینی را میبینیم که با وجود زنده ماندن، هنوز اسیر گذشته است؛ خشمگین، سردرگم و ناتوان از کنار آمدن با چیزی که پشت سر گذاشته. «بلک فون ۲» بهجای قهرمانسازی ساده، سراغ پیامدهای روانی وحشت میرود و همین انتخاب، لحن فیلم را تلختر و جدیتر کرده است.
یکی از جذابترین تغییرات فیلم، گسترش دنیای آن است. اینبار فقط با یک قاتل زنجیرهای طرف نیستیم؛ بلکه با اسطورهای مواجهایم که گذشته، جهنم، مذهب و خاطرات خانوادگی را به هم گره میزند. فیلم تلاش میکند توضیح بدهد شر از کجا میآید، چطور بازمیگردد و چرا بعضی آدمها بیشتر از بقیه در معرض آن قرار میگیرند. این جاهطلبی روایی، گاهی فیلم را سنگین و پرجزئیات میکند، اما در عوض، جهان «بلک فون» را از یک داستان محدود به روایتی گستردهتر و بحثبرانگیزتر ارتقا میدهد.
در قلب این کابوس، همچنان گرَبِر قرار دارد؛ و اتان هاک شاید ترسناکترین نسخهی این شخصیت را ارائه میدهد. حضور او دیرهنگام است، اما وقتی وارد میشود، فیلم را کاملاً در اختیار میگیرد. گرَبِر دیگر فقط یک آدمربای مرموز نیست؛ او حالا شبیه یک حضور فرازمینی است، چیزی بین انسان، خاطره و نفرین. همین تغییر باعث میشود هر صحنهای که او در آن حضور دارد، وزن و اضطراب بیشتری پیدا کند.
از نظر بصری و کارگردانی، «بلک فون ۲» همچنان امضای اسکات دریکسون را حفظ کرده است؛ قابهای سرد، رؤیاهای دانهدانه و فضایی که مدام میان واقعیت و وهم در نوسان است. فیلم شاید همیشه دقیق و بینقص نباشد، اما میداند چطور حس ناامنی را به مخاطب منتقل کند و او را تا پایان درگیر نگه دارد.
در نهایت، «بلک فون ۲» فیلمی است برای کسانی که از وحشت صرف عبور کردهاند و دنبال ترسی عمیقتر میگردند؛ ترسی که فقط ناگهانی نیست، بلکه زیر پوست داستان میخزد. اگر دوست دارید بدانید بعد از زنده ماندن چه اتفاقی میافتد، اگر کنجکاوید ببینید شر چطور شکل تازهای به خود میگیرد و اگر هنوز از زنگ خوردن یک تلفن خاموش مضطرب میشوید، این فیلم دقیقاً برای شما ساخته شده است.
0 نظر