برترین اسپیدران بازی God of War با اختلاف همین است!
44
1404/12/07
2
اشتراک گذاری
ویدیوهای فان بازی God of War 2018 تمامی ندارند اما این بار قضیه فرق میکند. آیا میخواهید بازی God of War Ragnarok را بازی کنید اما اتفاقات نسخهی قبلی را فراموش کردهاید؟ میخواهید بدون تجربه این اثر داستانش را بدانید؟ حوصله بازی کردن آن را ندارید (در واقع از فریادهای کریتوس فرار میکنید)؟ پس همراه مجله بازار باشید که هم با این ویدیو و هم در ادامه، برترین اسپیدران بازی
ویدیوهای فان بازی God of War 2018 تمامی ندارند اما این بار قضیه فرق میکند. آیا میخواهید بازی God of War Ragnarok را بازی کنید اما اتفاقات نسخهی قبلی را فراموش کردهاید؟ میخواهید بدون تجربه این اثر داستانش را بدانید؟ حوصله بازی کردن آن را ندارید (در واقع از فریادهای کریتوس فرار میکنید)؟ پس همراه مجله بازار باشید که هم با این ویدیو و هم در ادامه، برترین اسپیدران بازی God of War را مشاهده و تجربه کنیم.
کمربندها را محکم ببندیدزیرا قصد داریم در بدون رعایت قواعد، وقایع سال ۲۰۱۸ نروژ را مرور کنیم. هدف ما در این ماموریت، رساندن خاکستر همسر متوفی به نوک قله است و موانع ما، خدایان سیریش، غولهای بیاعصاب و پسری هست که مدام میپرسد چرا. بازی با قطع کردن یک درخت شروع میشود. کریتوس (که حالا ریش داشته و سعی میکند عصبانی نباشد) با پسرش، آترئوس، مشغول آمادهسازی مراسم هستند. ناگهان یک غریبهی لاغر و تتوکرده دم در ظاهر میشود که ادعا میکند چیزی حس نمیکند. کریتوس هم برای اینکه به او کمک کند، کل کوهستان را روی سرش خراب میکند. غریبه (بالدور) موقتاً به فضا پرتاب میشود و سفر ما رسماً آغاز میگردد.
پدر و پسر راهی بلندترین قله میشوند اما کاشف به عمل میآید که مسیر مسدود شده که در ادامه آنها یک موجود عظیمالجثه که زبانش را فقط یک نفر میفهمد و کلاً دهانش بوی ماهی میدهد و جادوگری که به آنها کمک کرده اما رازهای خانوادگیاش را فاش نمیکند را ملاقات میکنند سپس چون بدون نور آلفهایم نمیشود از مه عبور کرد و یک جنگ داخلی بین الفهای روشن و تاریک هم در جریان است، طبق معمول کریتوس با قلعوقمع کردن هر دو طرف، صلح را برقرار میکند. در ادامهی این ماجرا آترئوس جوگیر میشود و فکر میکند چون خداست، میتواند به همه دستور بدهد و همین غرور باعث شده که او مریض شود. کریتوس برای نجات او ناچاراً به زیرزمین میرود و سلاحهای قدیمیاش (بلیدز آو کیاس-همان که کل خدایان یونان را با آن کشت) را از انباری درمیآورد.
کریتوس به سوی هلهایم (جهنم یخی) روانه شده و موفق به کشتن نگهبان جهنم، گرفتن قلب او و درمان پسر شده که نتیجهاش به هوش آمدن آترئوس اما با کمی چاشنی بیادبی محسوب میگردد. کریتوس و پسر بالاخره به نوک قله میرسند اما متوجه میشوند بلندترین قله واقعاً اینجا نیست زیرا در یوتونهایم (سرزمین غولها) قرار دارد. فراموش نکنید که بالدور دوباره برمیگردد (چون خیلی سمج است) اما کریتوس با یک گیاه دارویی طلسم ضدضربه بودن بالدور را باطل میکند که باعث شده تا یک درگیری خانوادگی شدید رخ دهد که نتیجهی آن منجر به بازنشستگی ابدی بالدور میشود.
فریا (مادر بالدور) هم قسم میخورد که روزگار کریتوس را سیاه کند که مهم نیست. در نهایت پدر و پسر به یوتونهایم میرسند و روی دیوارها میبینند که کل داستان زندگیشان قبلاً توسط غولها نقاشی شده پس خاکستر را پخش میکنند و متوجه میشوند نام اصلی آترئوس، لوکی است. با این اوصاف ماموریت با موفقیت انجام شده و کریتوس یک قدم به پدر نمونهی سال (خودش پدرش را کشت) نزدیکتر شد، حالا وقت آن رسیده که به خانه برگردیم و برای بازی بعدی بخوابیم، چون ثور (خدای رعد) پشت در منتظرکرتوس مانده. توانستید بهترین بازی سال ۲۰۱۸ را اینطوری درک کنید؟ نظر شما دربارهی این داستان چیست؟ دیدگاهتان را با سایر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
0 نظر