نباید نزدیک این برج ماینکرفت شوید!
۵۹ بازدید
ماه رمضان همیشه برای تلویزیون ایران فصل ویژهای بوده است؛ فصلی که در آن سریالها نهفقط برای سرگرم کردن مخاطبان بلکه برای ساختن تجربهای جمعی میان خانوادهها ساخته میشدند. از اوایل دهه ۸۰ تا اواخر همین دهه، مجموعهای از سریالها پخش شد که هنوز هم در حافظه جمعی ما زندهاند. این آثار به دلیل ترکیب جذابِ داستانهای خانوادگی، موقعیتهای اخلاقی، چاشنی طنز و گاهی نگاه ماورایی، تبدیل به یکی از
ماه رمضان همیشه برای تلویزیون ایران فصل ویژهای بوده است؛ فصلی که در آن سریالها نهفقط برای سرگرم کردن مخاطبان بلکه برای ساختن تجربهای جمعی میان خانوادهها ساخته میشدند. از اوایل دهه ۸۰ تا اواخر همین دهه، مجموعهای از سریالها پخش شد که هنوز هم در حافظه جمعی ما زندهاند. این آثار به دلیل ترکیب جذابِ داستانهای خانوادگی، موقعیتهای اخلاقی، چاشنی طنز و گاهی نگاه ماورایی، تبدیل به یکی از پرمخاطبترین جریانهای تلویزیونی شدند. حالا که سالها از آن دوران گذشته، مرور دوباره پنج سریال مهم این دوره نشان میدهد چرا این آثار تا این اندازه ماندگار شدند.
«خانهبهدوش» در سال ۱۳۸۳ یکی از همان سریالهایی بود که با بیان طنزآمیز مشکلات زندگی طبقه متوسط، دلِ مخاطبان را به دست آورد. داستان مردی که در تلاش برای بهتر کردن شرایط خانوادهاش مدام با بحرانهای تازه روبهرو میشود، برای بسیاری از بینندگان آشنا بود و همین صمیمیتِ قصه، مجموعه را به یک موفقیت بزرگ تبدیل کرد. طنز شیرین رضا عطاران و نگاه انساندوستانه سریال باعث شد «خانهبهدوش» از مرز یک کمدی ساده فراتر برود و به روایتی درباره پیچیدگیهای زیستن در یک جامعه پرتلاطم تبدیل شود.
یک سال بعد، «او یک فرشته بود» مسیر کاملاً متفاوتی را انتخاب کرد. فضای ماورایی، شخصیتهای دوگانه و داستان وسوسه و توبه، حال و هوای تازهای به آثار رمضانی داد. این سریال به لطف فضاسازی رازآلود، بازیهای تأثیرگذار و متن روان، مخاطبان فراوانی جذب کرد و تبدیل به یکی از بحثبرانگیزترین آثار تلویزیون آن سال شد. بسیاری از بینندگان با شخصیتهایی که میان خیر و شر معلقاند همذاتپنداری میکردند و همین باعث شد اثر تا مدتها مورد تحلیل قرار گیرد.
سال ۱۳۸۶ نقطهای ویژه در سنت سریالهای ماه رمضان بود، زیرا دو مجموعه پرمخاطب در این سال پخش شد: «میوه ممنوعه» و «اغما». «میوه ممنوعه» درامی اخلاقی درباره لغزشهای یک پیرمرد متدین بود؛ داستانی که تضاد میان ایمان، وسوسه و مسئولیت خانوادگی را تصویر میکرد و به دلیل شخصیتپردازی قوی و اجرای بازیگران، بسیار دیده شد. «اغما» نیز با ترکیب فضای پزشکی و درامی روانشناختی، فروپاشی تدریجی یک پزشک را روایت میکرد. این دو سریال در کنار هم نشان دادند که آثار رمضانی میتوانند هم سرگرمکننده باشند و هم به موضوعات عمیقتر بپردازند.
در سال ۱۳۸۷ عطاران دوباره به تلویزیون برگشت و «بزنگاه» را ساخت؛ سریالی طنز اما تلخ درباره خانوادهای آشفته که پس از مرگ پدر، درگیر اعتیاد، دعواهای خانوادگی و بحرانهای اقتصادی میشود. «بزنگاه» ترکیبی از خنده و واقعیتهای گزنده بود و شاید همین صراحتش آن را به یکی از متفاوتترین آثار آن دوره تبدیل کرد.
مرور این پنج سریال نشان میدهد چرا مجموعههای ماه رمضان در آن دوران اینقدر محبوب بودند: قصههایی نزدیک به زندگی مردم، شخصیتهایی باورپذیر، و مهمتر از همه، توانایی تلویزیون در ساختن تجربهای مشترک میان خانوادهها. هنوز هم یاد آن شبهایی که بعد از افطار همه دور هم مینشستیم و منتظر قسمت جدید سریال میماندیم، بخشی از نوستالژی تصویری ماست.
۵۹ بازدید
۴۳۲ بازدید
۷۲۴ بازدید
۱.۱ هزار بازدید
۱۰۶.۴ هزار بازدید
۷۷.۲ هزار بازدید
۹۵.۴ هزار بازدید
۷۹.۴ هزار بازدید
۴۹.۸ هزار بازدید
۱۰۳ هزار بازدید
۴۷.۳ هزار بازدید
۶۴.۸ هزار بازدید
۵۳.۹ هزار بازدید
0 نظر