ساخت جیپ واقعی در ماینکرفت
۲۵۸ بازدید
در ادامه تماشا کنیم؛ چه میشد اگر پروفسور اسنیپ در فیلمهای هریپاتر زنده میماند؟ + ویدیو. سایهای که به خانه بازگشت: اگر سوروس اسنیپ زنده میماند سکانس کشته شدن اسنیپ در فیلم «هری پاتر و یادگاران مرگ – قسمت دوم»، یکی از دراماتیکترین لحظات کل مجموعه است. خون او که در ظرفی جمع میشود و آخرین نگاهش به چشمان هری که یادآور لیلی بود. اما بیایید تصور کنیم که اسنیپ، استاد مسلم
در ادامه تماشا کنیم؛ چه میشد اگر پروفسور اسنیپ در فیلمهای هریپاتر زنده میماند؟ + ویدیو.
سکانس کشته شدن اسنیپ در فیلم «هری پاتر و یادگاران مرگ – قسمت دوم»، یکی از دراماتیکترین لحظات کل مجموعه است. خون او که در ظرفی جمع میشود و آخرین نگاهش به چشمان هری که یادآور لیلی بود. اما بیایید تصور کنیم که اسنیپ، استاد مسلم معجونسازی، از قبل برای چنین لحظهای آماده بود. او که میدانست ولدمورت هر لحظه ممکن است به وفاداری او شک کند یا برای تصاحب «ابرچوبدستی» او را از میان بردارد، معجون ضد سم قدرتمندی را پیش از ملاقات خورده بود.
اولین چالش اسنیپ پس از سقوط ولدمورت، رویارویی با جامعهای است که او را یک قاتل، یک خائن و منفورترین مرد دنیای جادویی میداند. در حالی که هاگوارتز در حال بازسازی است، اسنیپ احتمالاً توسط وزارت سحر و جادو بازداشت میشد.
تصور کنید صحنهی دادگاه در طبقات زیرین وزارتخانه چقدر تکاندهنده میبود. در حالی که جمعیت برای اعدام یا حبس ابد او فریاد میزنند، هری پاتر به عنوان قهرمان جنگ برمیخیزد. هری با ارائه خاطرات اسنیپ در قدح اندیشه (Pensieve)، حقیقت بیست ساله را برای همگان فاش میکند. اسنیپ، مردی که دامبلدور را به درخواست خودِ او کشت؛ مردی که تمام این سالها از هری محافظت کرد. این دادگاه، اسنیپ را از یک جنایتکار به یک «قهرمانِ تلخ» تبدیل میکرد؛ عنوانی که اسنیپ احتمالاً از آن متنفر میبود.
بزرگترین تغییر در صورت زنده ماندن اسنیپ، در رابطهی او با هری رخ میداد. هری حالا میداند که چرا اسنیپ همیشه به چشمان او نگاه میکرد. اما آیا اسنیپ ناگهان با هری مهربان میشد؟ هرگز.
شخصیت اسنیپ بر پایه تلخی و زخمهای گذشته بنا شده است. او احتمالاً همچنان با کنایه با هری صحبت میکرد، اما این کنایهها دیگر بوی مرگ نمیدادند. هری احتمالاً سعی میکرد به او نزدیک شود، اما اسنیپ با دیوار دفاعی همیشگیاش او را دور نگه میداشت. با این حال، یک پیوند ناگفته میان آنها شکل میگرفت. هری اولین کسی میبود که هر سال در سالگرد مرگ لیلی، اسنیپ را در «دره گودریک» ملاقات میکرد، بدون اینکه کلمهای بینشان رد و بدل شود.
پس از جنگ، اسنیپ دیگر دلیلی برای جاسوسی نداشت. او احتمالاً از مقام مدیریت هاگوارتز استعفا میداد. اما آیا او به زندگی عادی برمیگشت؟
زنده ماندن اسنیپ برای مرگخوارانی که به آزکابان نرفته بودند، یک کابوس بود. او تمام اسرار آنها را میدانست. اسنیپ احتمالاً به عنوان مشاور ارشد کارآگاهان (Aurors) به کینگزلی شکلبولت (وزیر سحر و جادو) کمک میکرد تا بقایای تفکرات ولدمورت را ریشهکن کند. او که زمانی در میان آنها بود، بهترین گزینه برای شناسایی نفوذیها میبود.
دراکو مالفوی پس از جنگ دچار فروپاشی روانی شده بود. اسنیپ تنها کسی بود که میتوانست دراکو را درک کند، چرا که هر دو مسیر اشتباهی را طی کرده بودند. اسنیپ احتمالاً به راهنمای معنوی دراکو تبدیل میشد تا او را از غرق شدن در ناامیدی نجات دهد. او به دراکو میآموخت که چگونه با ننگِ داشتن «علامت شوم» روی دست، به زندگی ادامه دهد.
در دنیای واقعی (کتابها)، هری نام پسرش را «آلبوس سوروس» گذاشت تا از او قدردانی کند. اگر اسنیپ زنده بود، این نامگذاری چقدر عجیب میشد!
تصور کنید آلبوس سوروس پاتر وارد هاگوارتز میشود و با پروفسور اسنیپِ پیر و بداخلاق روبرو میشود. اسنیپ احتمالاً وقتی میفهمید هری نام او را روی پسرش گذاشته، ابتدا عصبانی میشد (چون آن را یک جور نمایشِ پاتری میدانست)، اما در خفا، از آلبوس سوروس پاتر بیشتر از هر دانشآموز دیگری مراقبت میکرد؛ البته با کسر امتیازهای بیپایان از اسلیترین یا گریفیندور به دلایل واهی!
بزرگترین سوال این است: آیا اسنیپ بدون ولدمورت و بدون نیاز به محافظت از هری، میتوانست خوشحال باشد؟
حقیقت تلخ این است که اسنیپ با «گناه بازمانده» زندگی میکرد. او هنوز خود را مسئول مرگ لیلی میدانست. زنده ماندن برای او، مجازاتی برای دیدن جهانی بود که لیلی در آن حضور ندارد. اما احتمالاً در سالهای پایانی عمرش، وقتی میدید که دنیای جادویی در صلح است و هری پاتر زندگی خوبی دارد، لبخندی بسیار محو (که شاید فقط تابلوی نقاشی آلبوس دامبلدور در دفتر مدیر آن را میدید) بر لبانش نقش میبست.
اگر اسنیپ زنده میماند، احتمالاً در سنین بالا به مرگ طبیعی از دنیا میرفت. مراسم تشییع جنازه او بزرگترین مراسم قرن میبود. او در کنار آلبوس دامبلدور دفن میشد و روی سنگ قبرش فقط یک کلمه حک میشد: “Always”.
زنده ماندن اسنیپ، داستان هری پاتر را از یک تراژدی به یک درام روانشناختی تبدیل میکرد. او شخصیتی نبود که مدال افتخار «مرلین» را به گردن بیندازد و در جشنها شرکت کند. او مردی بود که در تاریکی میماند تا دیگران در نور زندگی کنند. زنده ماندن او به ما فرصت میداد تا ببینیم که رستگاری، یک مقصد نیست، بلکه مسیری طولانی و دردناک است که او هر روز طی میکرد. اسنیپ زنده، یادآوری زندهای بود که آدمها نه سیاه هستند و نه سفید؛ بلکه خاکستریهایی هستند که با انتخابهایشان تعریف میشوند.
۲۵۸ بازدید
۱.۳ هزار بازدید
۱.۸ هزار بازدید
۲.۱ هزار بازدید
۱۳۵.۲ هزار بازدید
۶۹.۲ هزار بازدید
۱۰۵.۱ هزار بازدید
۱۲۸.۷ هزار بازدید
۱۰۱.۴ هزار بازدید
۶۹.۷ هزار بازدید
۷۲.۷ هزار بازدید
۱۲۴ هزار بازدید
۸۳.۳ هزار بازدید
0 نظر