تماشای ویدیو: شماهم این بازیهای نوستالژی ویندوزی را بهیاد میآورید؟
27387
1404/07/23
1233
اشتراک گذاری
فراتر از کلیکها و کارتها؛ سفری به دنیای خاطرهانگیز بازیهای کلاسیک ویندوز. در ادامه همراه ما باشید تا ۱۰ بازی نوستالژی ویندوز را به شما معرفی کنیم و در آینده نیز بهصورت یک مقالهی جامع، به آنها بپردازیم.
دوران پیشینِ اینترنتهای پرسرعت، قبل از هجوم بازیهای آنلاین و دنیاهای مجازی بیپایان، یک پناهگاه دیجیتالی ساده در قلب کامپیوترهای شخصی ما وجود داشت. زمانی که صدای بوت شدن ویندوز XP نویدبخش ورود
فراتر از کلیکها و کارتها؛ سفری به دنیای خاطرهانگیز بازیهای کلاسیک ویندوز. در ادامه همراه ما باشید تا ۱۰ بازی نوستالژی ویندوز را به شما معرفی کنیم و در آینده نیز بهصورت یک مقالهی جامع، به آنها بپردازیم.
دوران پیشینِ اینترنتهای پرسرعت، قبل از هجوم بازیهای آنلاین و دنیاهای مجازی بیپایان، یک پناهگاه دیجیتالی ساده در قلب کامپیوترهای شخصی ما وجود داشت. زمانی که صدای بوت شدن ویندوز XP نویدبخش ورود به دنیایی از امکانات بود و مانیتورهای CRT سنگین، پنجرهی ما به سوی این جهان بودند. در آن سکوت و سادگی، این بازیهای پیشفرض ویندوز بودند که نقش همدم را در لحظات بیحوصلگی، استراحتهای کوتاه بین کار یا تکالیف مدرسه و اولین قدمهای ما برای تعامل با کامپیوتر ایفا میکردند. آنها چیزی فراتر از چند خط کد بودند؛ آنها بخشی از داستان بزرگ شدن ما با تکنولوژی بودند.
سهگانهی مقدس اتلاف وقت اما عالی: Solitaire، Minesweeper و Pinball
اگر قرار بود برای بازیهای کلاسیک ویندوز یک کوه المپ در نظر بگیریم، سه تایتان بیرقیب بر قلهی آن نشستهاند. اولین و شاید مهمترین آنها، بازی Solitaire، پادشاه بلامنازع اتلاف وقت اداری و خانگی بود. با آن پسزمینهی سبز رنگ مخملی و طراحی سادهی کارتها، این بازی یک مدیتیشن دیجیتال بود. یک چالش آرام و شخصی که در آن، تنها رقیب شما، خودتان و چینش تصادفی کارتها بودید. لذت واقعی، نه فقط در برنده شدن، بلکه در آن آبشار باشکوه و بیانتهای کارتها در پایان بازی بود؛ یک پاداش بصری ساده برای دقایقی تمرکز و استراتژی. Solitaire به ما صبر و برنامهریزی را به شکلی ناخودآگاه آموزش داد و به بخشی جدانشدنی از فرهنگ کامپیوتری تبدیل شد.
در کنار این پادشاه آرام، یک ملکهی پر از اضطراب به نام Minesweeper (扫雷) قرار داشت. این بازی، با ظاهر ساده و مربعیاش، یک کلاس درس فشرده در منطق، استنتاج و مدیریت ریسک بود. هر کلیک، ترکیبی از اطمینان و وحشت بود. آن اعداد کوچک، تنها سرنخ شما در یک میدان مین دیجیتال بودند و رضایت حاصل از پاکسازی یک بخش بزرگ از صفحه بدون هیچ انفجاری، با کمتر چیزی قابل مقایسه بود. اما تراژدی واقعی زمانی رخ میداد که پس از دقایق طولانی تفکر، مجبور به یک کلیک شانسی میشدید و آن صورتک خندان بالای صفحه، با انفجار مین به یک چهرهی غمگین تبدیل میشد. Minesweeper به ما یاد داد که گاهی یک حرکت اشتباه، میتواند تمام زحمات ما را بر باد دهد.
و اما سومین عضو این سهگانه، 3D Pinball for Windows – Space Cadet، یک سمفونی پر سر و صدا از نور و صدا بود. این بازی، برخلاف دو عنوان قبلی که بر پایهی سکوت و تمرکز بودند، یک تجربهی هیجانانگیز و پرانرژی ارائه میداد. صدای برخورد توپ فلزی با ضربهگیرها، موسیقی الکترونیک و فریادهای مکانیکی برای کسب امتیاز بیشتر، صفحهی مانیتور ما را به یک دستگاه آرکید کوچک تبدیل میکرد. تلاش برای فعال کردن «هایپر اسپیس»، شکستن رکورد قبلی و شنیدن صدای آشنای شروع بازی، تجربهای بود که بسیاری از ما را ساعتها میخکوب میکرد.
گسترش میزِ کارت: Hearts، Spider Solitaire و FreeCell
برای کسانی که از سادگی Solitaire کلاسیک عبور کرده بودند، ویندوز گزینههای پیچیدهتری را نیز ارائه میداد. Spider Solitaire (蜘蛛纸牌) نسخهی حرفهای و بیرحم بازی اصلی بود. با دو دسته کارت و قوانین سختگیرانهتر، این بازی یک چالش ذهنی واقعی بود که نیازمند برنامهریزی چند مرحلهای و تفکر عمیق بود. بردن در این بازی، حس یک دستاورد واقعی را به همراه داشت. FreeCell نیز با این ویژگی که تقریباً تمام چینشهای آن قابل حل بودند، بیشتر بر مهارت خالص و استراتژی تأکید داشت تا شانس.
در این میان، Hearts (红心大战) تجربهای متفاوت ارائه میداد. این یک بازی چهارنفره (با سه حریف کامپیوتری) بود که در آن هدف، نه بردن، بلکه نباختن بود. تلاش برای نگرفتن کارتهای قلب و به خصوص ملکهی پیک، یک بازی روانی ظریف بود. لذت “شلیک به ماه” (گرفتن تمام کارتهای امتیازدار و انداختن آن به گردن حریفان) یکی از آن لحظات اوج بازی بود که بازیکن را به وجد میآورد.
رنسانس گرافیکی ویندوز ویستا و ۷: دوران جدید بازیها
با ورود ویندوز ویستا و ۷، بازیهای پیشفرض نیز یک جهش بصری و مفهومی را تجربه کردند. Purble Place با گرافیک کارتونی و رنگارنگ خود، مستقیماً کودکان را هدف گرفته بود. این مجموعه شامل سه بازی کوچک بود که معروفترین آنها، Comfy Cakes، ما را در نقش یک قناد قرار میداد که باید با سرعت و دقت، کیکهایی مطابق سفارش مشتری میساخت. این بازی، هماهنگی چشم و دست را به شکلی شیرین و سرگرمکننده تقویت میکرد. Chess Titans و Mahjong Titans نیز با گرافیک سهبعدی و ظاهر شیک خود، بازیهای فکری کلاسیک را به سطح جدیدی بردند. امکان چرخاندن صفحهی شطرنج، طراحی زیبای مهرهها و انیمیشنهای روان، تجربهای بسیار مدرنتر و جذابتر از نسخههای قدیمی ارائه میداد. این بازیها نشاندهندهی گذار ویندوز از یک سیستمعامل صرفاً کاربردی به یک پلتفرم سرگرمی خانوادگی بودند.
یک استثنای فراموشنشدنی: وقتی غرب وحشی به ویندوز آمد
لیست ما بدون نام بردن از غولی سرکش که اگرچه پیشفرض ویندوز نبود اما روح آن دوران از بازیهای کامپیوتری را تسخیر کرده بود، کامل نمیشود. بازی Grand Theft Auto: Vice City برای بسیاری از ما، دروازهی ورود به دنیای بازیهای جهانباز و داستانمحور بود. این بازی، با فضای نئونی و الهامگرفته از دهه ۸۰ میلادی، موسیقی متن افسانهای و آزادی عملی که به بازیکن میداد، یک انقلاب محسوب میشد. Vice City نمایندهی جهشی از سرگرمیهای ساده و چند دقیقهای به تجربههای عمیق و چند صد ساعته بود. این بازی ثابت کرد که کامپیوتر شخصی، پلتفرمی برای روایت داستانهای بزرگ و ساختن دنیاهای فراموشنشدنی است.
این بازیها، از سادهترین کلیک در Minesweeper تا رانندگی در خیابانهای آفتابی Vice City، تنها نرمافزار نبودند. آنها معلمان بیصدای ما در یادگیری مهارتهای اولیه کامپیوتر، همراهان ما در لحظات تنهایی و پنجرههای کوچکی به دنیاهای دیگر بودند. شاید امروز در مقایسه با بازیهای عظیم و پر زرق و برق مدرن، ساده و پیش پا افتاده به نظر برسند اما ارزش واقعی آنها در خاطراتی است که برای ما ساختهاند. آنها بخشی جدانشدنی از داستان ما با دنیای دیجیتال هستند.
نظر شما چیست؟ شما کدام یک از بازیها را به یاد آوردید؟نظراتتان را با ما و دیگر کاربران عزیزمان به اشتراک بگذارید.
یادش بخیر
هنوزم لپ تاب قدیمیم رو روشن میکنم تا بازیش کنم هعی…
وای 🤣🤣