شوک بزرگ در پایان مدرسه قهرمانی من؛ سرنوشت دابی فاش شد
فصل پایانی انیمه محبوب مدرسه قهرمانی من (My Hero Academia) با پخش جدیدترین قسمت خود وارد فاز مؤخره و جمعبندی داستان شده است؛ قسمتی که با یک افشاگری تکاندهنده آغاز میشود: یکی از شرورهای کلیدی نبرد نهایی بر خلاف انتظار زنده مانده و حالا وضعیت فعلی او برای مخاطبان روشن شده است. در آن رویارویی عظیم نهایی، شاهد حضور شرورهای قدرتمند و متعددی به رهبری شیگاراکی تومورا (Shigaraki Tomura) و لیگ تبهکاران (League of Villains) بودیم که هر کدام تهدیدی مرگبار محسوب میشدند و مسیر داستان را بهشکلهای مهمی تغییر دادند.
با پیشروی مبارزات و فروکش کردن گرد و خاک جنگ، اینطور به نظر میرسید که تنها اسپینر (Spinner)، آن شرور هترومورف، جان سالم به در برده و دستگیر شده است؛ در حالی که تصور میشد شیگاراکی، دابی (Dabi) و توگا (Toga) همگی جان خود را از دست دادهاند. اما ورق برگشت و آخرین قسمت انیمه فاش کرد که آن شرور تراژیک، یعنی دابی یا همان تویا تودوروکی (Toya Todoroki)، در واقع زنده مانده است.
قسمت ۱۶۸ مدرسه قهرمانی من با عنوان «مؤخره، خانواده جهنمی تودوروکی: نهایی»، تمام اعضای خانواده تودوروکی را دور هم جمع میکند تا پرده از این راز بردارد که پسر ارشد خانواده، تویا، از مهلکه نبرد جان سالم به در برده است. او اکنون تحت شدیدترین تدابیر پزشکی و غل و زنجیرهای سنگین نگهداری میشود و وضعیت جسمانیاش بهگونهای است که تنها توانایی صحبت کردن برای چند دقیقه در روز را دارد. اگرچه این صحنهها زنده بودن دابی را تایید میکند، اما کاملاً پیداست که او زمان زیادی برای زندگی نخواهد داشت. در همین فرصت محدودی که باقی مانده، اندور (Endeavor) سوگند یاد میکند که بار سنگین نفرت پسرش را به دوش بکشد و بالاخره آن وجود و هویتی را که تویا همیشه آرزوی دیده شدنش را داشت، به رسمیت بشناسد.
ماهیت و چیستی دابی به عنوان یک شخصیت شرور، انکارناپذیر تحت تاثیر پدرش، اندور شکل گرفت؛ پدری که همیشه رویای داشتن پسری را در سر میپروراند که در قدرت آتش از خودش پیشی بگیرد و جایگاهی بالاتر از آل مایت (All Might) پیدا کند. اشتیاق دوران کودکی دابی برای برآورده کردن انتظارات سنگین پدرش، با وجود اینکه پتانسیل لازم را در اختیار نداشت، او را به بیراههای تاریک کشاند و در نهایت از او یک شرور با سرنوشتی غمانگیز ساخت. نبرد پایانی او و لحظهای که تمام اعضای خانواده برای پذیرش مسئولیت گرد هم میآیند، نشان میدهد که تکتک آنها تا چه اندازه خود را در قبال سرنوشت شوم او پاسخگو میدانند.
به همین دلیل است که پس از پایان جنگ، همه آنها به دیدار دابی میروند تا نقش خود را در اشتباهات گذشته بپذیرند و تلاش کنند مرهمی بر زخمهای کهنه بگذارند. طبیعتاً اندور که عامل اصلی سقوط و تباهی پسرش بوده، تمام مسئولیت این فاجعه را گردن میگیرد. او که حالا دست راستش را از دست داده و محکوم است باقی عمرش را روی ویلچر بگذراند، به دابی اعلام میکند که دیگر به عنوان یک قهرمان فعالیت نخواهد کرد. در عوض، او عهد میبندد که باقیمانده زندگیاش را صرف عذرخواهی و جبران گناهان گذشته کند، بی آنکه چشمداشتی داشته باشد. او آماده است هرگونه نفرتی را که از سمت خانواده یا هر کس دیگری به سویش روانه میشود، با جان و دل بپذیرد.
شاید در نگاه اول، افشای غافلگیرکننده زنده ماندن دابی ضروری به نظر نمیرسید، اما این اتفاق گامی حیاتی و مهم برای بستن پرونده پرفراز و نشیب خانواده تودوروکی و تکمیل قوس شخصیتی و رستگاری اندور است. هرچند هیچچیز نمیتواند ظلمی را که او در حق خانوادهاش روا داشته کاملاً پاک کند، اما این لحظه قدم کوچکی به سمت بهبودی است.
وقتی شوتو (Shoto) از تویا درباره غذای محبوبش میپرسد و تویا پاسخ میدهد، نمادی از آغاز این پروسه است؛ شروعی شاید ناقص، اما کافی برای اینکه خانوادهای که زمانی «جهنمی» خطاب میشد، به سمت فضایی نزدیکتر به یک زندگی عادی هدایت شود. داستان مدرسه قهرمانی من تا دو قسمت دیگر به پایان میرسد و با ارائه یک پایانبندی درخور برای یکی از تراژیکترین شرورها و شخصیتهای مرتبط با او، شروعی قدرتمند در ایستگاه پایانی خود داشته است.
منبع: comicbook
نظرات