رتبهبندی تمام فصلهای انیمه My Hero Academia از بدترین تا بهترین
انیمه My Hero Academia هیچگاه روند یکسانی را طی نکرده است. تغییر مداوم ژانر و لحن داستانگویی طی زمان پخش این انیمه، دلیلی است که باعث شده در بیشتر رتبهبندیها، کمتر به ایرادگیری از بخشهایی مثل انیمیشن و مبارزات پرداخته شود. در واقع دلیل برتری یک فصل این انیمه نسبت به دیگری، ریتم مناسب، پرداخت درست شخصیتها و روایت احساسی و استادانه داستان است. برخی از فصلهای این انیمه با بهبود بخشهای مختلف آن و به تصویر کشیدن مبارزات نمادین، به نقاط اوج این مجموعه جذاب تبدیل شدند. این در حالی است که تعدادی از قسمتهای «مای هیرو آکادمیا»، ریتم کندتری را در پیش میگیرند و به تمرین شخصیتها و بخشهای سیاسی داستان میپردازند تا انیمه فرصت نفس کشیدن پیدا کند.
اگر چه استراحت دادن به مخاطب در میان داستان لازم است و به خودی خود تصمیم بدی نیست، اما حضور متعدد چنین قسمتهایی ممکن است سرعت داستان را بیش از حد کاهش داده و آزاردهنده ظاهر شود. البته که تمرکز هر فصل روی شخصیت متفاوتی قرار دارد و این به آن معنی است که یک سیزن ممکن بوده برای طرفداران برخی قهرمانها فوقالعاده ظاهر شود و این در حالی است که دیگران در حسرت تماشای بیشتر شخصیت محبوب خود باقی میمانند. راستش را بخواهید، یک فصل از یک انیمه نیاز ندارد تا برای رساندن مجموعه به اوج، از لحظات پرتنش یا اکشن بیوقفه استفاده کند. آنچه برای روایت بینقص داستان طی یک فصل لازم است، هدفمند بودن مسیر انیمه بوده و بیننده با سبک و سنگین کردن داستانسرایی، بررسی کیفیت انیمیشن و تمرکز روی تاثیرگذاری احساسی آن داستان و ارزش تماشای مجددش است که فصل مورد علاقهاش را انتخاب میکند. حالا که با هم بر سر روش انتخاب بهترین فصل مجموعه به توافق رسیدیم، با رتبهبندی تمام فصلهای انیمه My Hero Academia همراه مجله بازار باشید.
فصل پنجم My Hero Academia
ایدههای عالی؛ ریتمی افتضاح
فصل پنجم سری، این افتخار را داشت که با وجود استفاده از بهترین ایدههای ممکن، بدترین فصل این انیمه را رقم بزند. آرک تمرین مشترک (The Joint Training) قرار بود تا نمایشی هیجانانگیز از کلاسهای ۱-A و ۱-B را به تصویر بکشد. راستش را بخواهید، انیمه در فصل پنجم شامل چند مسابقه سرگرمکننده بود و استفاده از کوسهها (Quirk) هم به شکلی هوشمندانه صورت گرفت. با این وجود مشکل اصلی این بخش، ریتم فوقالعاده کند فصل پنجم است، چرا که بخش زیادی از هر قسمت، صرف توضیح بیش از اندازه یک تمرین کاملا بدیهی میشود.
متاسفانه شرور اصلی این فصل و سازمان Endeavor هم آنطور که باید و شاید پرداخت نشدند و فصل پنجم از نظر ارائه یک آنتاگونیست درست و حسابی، ضعیف عمل کرد. البته فراموش نکنید که فصل پنجم نهایتا تجربه بدی نیست، اما آنقدر هم هیجانانگیز نیست که مخاطب را تشنه رسیدن به انتهای داستان کند. در واقع شما میتوانید خیلی آرام آن را تماشا کنید و لحظات نمادین چندانی هم برای به خاطرسپردن این فصل وجود نخواهد داشت. راحت بگویم؛ فصل پنجم My Hero Academia در بهترین حالت ممکن ساخته شده تا زمینهساز ادامه داستان باشد.
فصل اول My Hero Academia
یک شروع مناسب
فصل اول انیمه My Hero Academia، بنیانگذار اصلی این انیمه محبوب است و بیراه نیست اگر عامل موفقیت کلی مجموعه را همین فصل اول بدانیم. قسمتهای ابتدایی این مجموعه یک جامعه ابرقهرمانی جذاب را در کنار سیستم قدرتی منحصر به فرد به نام کوسه معرفی کرد و میراث قهرمانی افسانهای به نام آل مایت (All Might) را به تصویر کشید. همچنین این فصل شخصیت دکو (Deku) را به عنوان یک کاراکتر ضعیف و نهچندان بااستعداد به مخاطب معرفی کرد که بیننده احساس نزدیکی با او برقرار میکرد. فضای اولیه مدرسه هم بسیار دلنشین بود، به خصوص که دانشآموزان آن به جای القای حس قهرمانانی شکستناپذیر، شبیه نوجوانانی ناپخته و خام بودند.
با این وجود این فصل در معرفی شخصیتهای فرعی زیادهروی کرد و نتوانست آنطور که باید و شاید به آنها بپردازد. همچنین ریتم کلی انیمه آنچنان پایدار نیست و کاملا مشخص است که سازندگان مجموعه در حال آزمون و خطا کردن انیمه هستند. برای مثال حادثه USJ یک آزمون اولیه برای دانشآموزان بود، اما این فصل هنوز اعتماد به نفس لازم برای حفظ تنش موجود در طولانی مدت را نداشت. در نهایت اگرچه این فصل پایهگذار یکی از جذابترین انیمههای دهه گذشته بود، اما از نظر مقیاس کلی، در برابر باقی بخشهای سری، حرف چندانی برای گفتن ندارد.
فصل چهارم My Hero Academia
پیش به سوی تاریکی
فصل چهارم My Hero Academia، یک فصل پرهیجان با لحظاتی بینظیر و اتفاقاتی شوکهکننده است. خط داستانی The Shie Hassaikai، انیمه را به قلمرو ژانرهایی مثل درام جنایی با تمی تاریکتر برد و با معرفی قهرمانان باتجربهتر، شبکههای زیرزمینی و تمرکز روی عواقب تصمیمات شخصیتها، تاثیری ماندگار به جای گذاشت. این فصل همچنین با استفاده از شخصیت اری (Eri)، یکی از احساسیترین داستانهای سری را روایت کرد و توانست به کمک او، مفهوم قهرمان و حفاظت از مردم را بازتعریف کند. با این وجود پس از اتمام این آرک داستانی، ریتم باقی فصل چهارم به شدت کند میشود و انیمه با ارائه محتوایی درباره آموزشهای جبرانی و فستیوال مدرسهای، فضایی آرام را برای تنفس مخاطب ایجاد میکند.
مشکل اصلی فصل چهارم، ترتیب جایگذاری آرکها و خطهای داستانی در طول روایت آن است. پس از درگیری قهرمانهای ما با اورهال (Overhaul)، تغییر سریع لحن انیمه به تجربهای سادهتر و آرام، حس کشیدن ترمز در سریعترین بخش داستان را به شکلی ناگهانی به مخاطب القا میکند و این اصلا جالب نیست. البته که این فصل دوباره با نزدیک شدن به پایان خود، تمرکزش را روی قهرمانان حرفهای و مشکلات بزرگسالانه معطوف کرد و ریتم آن دوباره بهبود یافت. با این وجود اگر قرار باشد تا کل فصل چهارم را به صورت یک بسته کامل بررسی کنیم، شاهد یکی از نامنسجمترین دوران این مجموعه خواهیم بود.
فصل هفتم My Hero Academia
زمینهسازی یک حماسه
فصل هفتم این انیمه وظیفه دشواری را بر عهده داشت. سازندگان در این فصل باید داستان را به سمت پایان بازی حرکت میدادند و این کار باید به گونهای انجام میشد که کماکان ارزش قصهگویی به عنوان یک فصل کامل حفظ میشد. این فصل در نهایت روی معرفی شخصیتهای مهم، افشای هویت مخفی یک خائن و اولین موج واقعی از درگیری نهایی مجموعه تمرکز کرد. شخصیتها بالاخره موقعیت خود را روی صفحه شطرنج نبرد نهایی پیدا کردند، متحدان قهرمانها مشخص شدند و وضعیت نهایی کاراکترها و جامعه به ثبات رسید.
شاید بار اول که این فصل را تماشا کنید، تشخیص ارتباط میان بخشهای مختلف داستان کار سختی باشد، اما در نهایت نباید نقاط اوج داستان در سیزن هفتم را فراموش کرد. در این فصل، لحن داستان به مراتب بالغانهتر از اوایل مجموعه بود و انیمه سرانجام نوجوانهای خود را در قالب شخصیتهایی باتجربهتر به تصویر کشید. شاید این بخش از روایت داستان از نظر احساسی کمرنگتر شده باشد، اما کاملا حس و حال حرکت به سمت یک پایان حماسی و ویژه را به مخاطب خود القا میکند.
فصل دوم My Hero Academia
واجب است که این فصل را دوباره تماشا کنید!
فصل دوم My Hero Academia، همان نقطهی بود که مدرسه قهرمانانه من را به یک پدیده تبدیل کرد. یکی از مهمترین دلایل محبوبیت این فصل، آرک فستیوال ورزشی (The Sports Festival) بود که یکی از جذابترین بخشهای مجموعه را به تصویر میکشید. در این خط داستانی ابرقدرتهای شخصیتها به شکل خلاقانهای استفاده میشدند، رقابت کاراکترها بسیار شخصی به نظر میرسد و رشد شخصیتها بیشتر از آن که از طریق تمرینهایشان صورت بگیرد، از تشکیل شدن ایدئولوژیهایشان نشات میگیرد. همین فصل است که شخصیتی مثل شوتو تودوروکی به قهرمانی فراتر از یک پسربچه با قدرتهای یخی تبدیل میشود و در همین موقعیت است که قهرمان ما یعنی «دکو»، یاد میگیرد که قهرمان بودن چه وظیفه سختی محسوب میشود.
خط داستانی قاتل قهرمان (Hero Killer) هم که پس از آرک فستیوال ورزشی فرا میرسد، یکی دیگر از برگ برندههای فصل دوم است. برای مثال شرور این بخش یعنی استین (Stain)، صرفا یک تبهکار با انگیزه پایان دادن به دنیا نیست و عقایدش عمیقا تاثیرگذار است، چرا که قصد دارد با فرهنگ پرستش قهرمانها مقابله کند. در کل باید گفت که فصل دوم درباره این نیست که چه کسی قویتر است، بلکه در مورد این است که چه کسی صادق است و چه کسی برای تشویق شدن توسط مردم، تظاهر به خوب بودن میکند. جالب است که بخش امتحانات پایانی در آخر این فصل هم با متمرکز روی کار گروهی شخصیتها، ریتم کلی داستان را حفظ میکند تا با یکی از بهترین دوران مجموعه روبهرو شویم. خلاصه که فصل دوم My Hero Academia بارها ارزش تماشای مجدد دارد و پر از لحظات تعیینکنندهای است که موفقیت امروزی مجموعه را رقم زدند.
فصل سوم My Hero Academia
نقط عطفی در مجموعه
فصل سوم My Hero Academia اولین سیزن رویدادمحور واقعی انیمه بود، جایی که هر انتخاب گرفته شده توسط شخصیتها، عواقبی بعضا جبران ناپذیر داشت. آرک کمپ تمرینی جنگل (The Forest Training Camp) با حال و هوای آشنای مدرسه آغاز شد، سپس مسیر داستان به سمت یک ماجرای تاریک تغییر پیدا کرد. در واقع شرورهای این فصل دانشآموزان را مجبور به شرکت در نبردی کردند که تا آن لحظه برای آن آماده نبودند. خط داستانی یورش به مخفیگاه (Hideout Raid) هم ایستگاه بعدی این فصل بود، جایی که این انیمه روی لحظات احساسی بیش از قبل تمرکز کرد و مفاهیمی مثل فداکاری قهرمانها را به تصویر کشید. سوالات فلسفی در این بخش از داستان به اوج خود رسید و نویسندگان بیش از پیش از نمادگراییهای مختلف در قصهگویی خود استفاده کردند.
این فصل باعث شد هم قهرمانان و هم شرورها به خلاء امنیت ایجاد شده واکنشهای متفاوتی نشان دهند. حتی بینندگان هم این خلاء امنیت را احساس کردند و حس تنش و بحران در این فصل به اوج خود رسید. خط داستانی آزمون گواهینامه موقت (Provisional License Exam) هم اگر چه با وجود ضربههای سنگین وارده به قهرمانها طی بخش اول آرامتر به نظر میرسید، اما هدف مهمی را دنبال میکرد. این آرک نشان داد که دانشآموزان در حال تطبیق و یادگیری بقا به عنوان بخشی از آموزههای خود هستند. در نهایت میتوان گفت که فصل سوم پر از لحظات نمادین است و با این حال، جهت داستان را به اتفاقاتی بزرگتر سوق میدهد.
فصل هشتم My Hero Academia
یک پایان شگفتانگیز و بینقص

انیمه My Hero Academia
فصل هشتم My Hero Academia بهترین نتیجهگیری ممکن از داستان را ارائه داد. تا این مرحله، انیمه سالها از زمان مخاطب را صرف پرداخت به اتفاقات احساسی و مقطعی کرده بود تا که زمان نتیجهگیری از تمام آن اتفاقها فرا رسید. نبردهای نهایی این فصل نشان دادند که قهرمان بودن در زمانی که یک جامعه درحال فروپاشی است چه معنایی دارد. در این بخش از داستان مرز میان مفهوم نجات دادن مردم و مقابله با تهدیدها بسیار باریک شد و چالش قهرمانها به اوج خود رسید. نهایتا در پایان این فصل، رقابت میان شخصیتها پایان یافت، سوالات دیرینه پیرامون میراث قهرمانها پاسخ داده شد و شخصیتها به سرنوشت نهایی خود رسیدند. شما در ادامه میتوانید تیتراژ این فصل از انیمه My Hero Academia را تماشا کنید:
داستان طی فصل هشتم به نهایت پختگی رسید و نویسندگان کاملا دریافتند که چه زمانی باید سرعت خود را کم کرده تا بینندگان لذت پیروزی نهایی را پس از اکشنی پر از آدرنالین بچشند. تنها مشکل عمده فصل هشتم آن است که مجبور میشود داستان را در زمان محدودی به پایان برساند. نویسندگان با وجود زمان پخش کوتاهتر، شدت و تنش را بالا نگه داشته بودند و این نکته باعث شد که به نسبت دیگر فصلها، فضای کمتری برای پرداختن به شخصیتهای فرعی وجود داشته باشد. با این حال، فصل هشتم My Hero Academia به زیباترین شکل ممکن به میراث خود احترام گذاشت و پایانی در خورد مخاطبین خود به تصویر کشید.
فصل ششم My Hero Academia
هیجانی خالص از جنس ابرقهرمانی
فصل ششم، My Hero Academia حداکثر تنش را به تصویر کشید، جایی که داستان تاریکترین لحظات خود را به نمایان کرد. آرک جنگ آزادسازی فراطبیعی (The Paranormal Liberation War) مقیاسی بزرگتر از همیشه را ارائه داد و این در حالی بود که قصه نهایی فوقالعاده شخصی به نظر میرسید. در این بخش بود که کاراکترهای نوجوانی که تا این لحظه نهایتا درباره رتبهبندی نمراتشان با هم بحث میکردند، مجبور انتخابهایی بر سر مرگ و زندگی دوستان خود شدند و داستان به بالغانهترین سطح خود نزدیک شد. البته که این پایان ماجرا نبود و خط داستانی قهرمان تاریک (The Dark Hero) شخصیت دکو را به انزوا کشاند و به مسائلی مثل تروما پرداخت.
فصل ششم همچنین شرورهای داستان را به شخصیتهایی عمیقتر تبدیل کرد و نشان داد که چگونه ایدئولوژی و اندوه یک شخصیت میتواند او را به یک هیولا تبدیل کند. پیشامدهای جنگ در این بخش از داستان همه شخصیتها را تحت تأثیر قرار میدهد و نویسندگان اطمینان حاصل کردند که مخاطب اوج فاجعه را از طریق رفتار همکلاسیها، قهرمانهای حرفهایها و واکنش شرورها احساس کند. ضرباهنگ فصل ششم فوقالعاده قوی است و تهدیدهای آن کاملا جدی به نظر میرسند. در واقع اگر فصل سوم اولین نقطه عطف بزرگ این مجموعه بود، این فصل ششم بود که ثابت کرد My Hero Academia لیاقت این همه طرفدار را دارد.
نظر شما در مورد انیمه مدرسه قهرمانانه من چیست؟ کدام فصل این اثر را بهتر از سایرین میدانید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: CBR
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات