
۵ مجموعه انیمیشنی نتفلیکس که حتی یک قسمت ضعیف هم ندارند
در حدود یک دههای که نتفلیکس برای رقابت با شبکههایی مانند HBO و AMC به تولید سریالهای سطح بالا مشغول بوده، در دنیای انیمیشن نیز برای خود نامی دستوپا کرده است. این کمپانی در بخش انیمیشنهای بلند، آثاری مانند کلاوس (Klaus) را به ما هدیه داده که به یک کلاسیک مدرن کریسمسی تبدیل شده؛ میچلها در برابر ماشینها (The Mitchells vs. the Machines) را ساخته که شاهکاری سرگرمکننده برای تمام سنین و همتراز آثار پیکسار محسوب میشود؛ اقتباس استاپموشن مسحورکننده پینوکیو (Pinocchio) به کارگردانی گیرمو دل تورو (Guillermo del Toro) را ارائه کرده و همچنین در زمینه سریالهای انیمیشنی نیز رقابت سختی برای شبکههایی مانند فاکس، ادالت سویم و کارتون نتورک ایجاد کرده است.
نتفلیکس مجموعه ترمیناتور (Terminator) را به یک انیمه سریالی تبدیل کرد و نتیجه، بهترین اثری بود که این فرنچایز در سالهای اخیر ارائه داده است. همچنین انیمیشن طلسمشدگان (Disenchantment) را در اختیار گرفت؛ یک کمدی فانتزی قرونوسطایی که آثاری مانند گیم آف ترونز (Game of Thrones) و ارباب حلقهها (The Lord of the Rings) را به طنز میکشد. کتابخانه نتفلیکس پر از مجموعههای انیمیشنی عالیست؛ از آنتولوژی خلاقانه عشق، مرگ و رباتها (Love, Death & Robots) گرفته تا احیای سهبخشی اربابان جهان (Masters of the Universe)؛ با این حال، حتی این دو مجموعه نیز در طول پخش خود چند قسمت ضعیف داشتند. اینکه یک سریال تلویزیونی حتی یک قسمت بد هم نداشته باشد، اتفاقی نادر است؛ اما برخی از آثار موفق شدهاند این دستاورد کمنظیر را به نام خود ثبت کنند.
Castlevania (کسلوانیا)

انیمیشن کسلوانیا شباهت چندانی به مجموعه بازیهای ویدیویی مشهور و نمادینی که از روی آن ساخته شده ندارد. زمانی که از وارن الیس (Warren Ellis)، نویسنده سرشناس کتابهای کمیک، دعوت شد تا این بازیها را به یک مجموعه انیمیشنی تبدیل کند، او آشنایی چندانی با این فرنچایز نداشت؛ اما با دیدن طراحی بصری و حالوهوای آن، یاد فیلمهای ترسناک کلاسیک استودیوی Hammer افتاد؛ آثاری که در دوران کودکی عاشقشان بود.
همین الهام بصری نقطه آغاز کار او شد و تصمیم گرفت مسیر خودش را برود و اثری کاملاً متفاوت و منحصربهفرد خلق کند. شاید وارن الیس اقتباسی وفادار و مستقیم از بازیهای کسلوانیا ارائه نکرده باشد، اما کاری که او با آن ایده و پیشفرض اولیه انجام داد، بهخودی خود اثری فوقالعاده و ارزشمند از آب درآمد.
Cyberpunk: Edgerunners (سایبرپانک: اجرانرز)

وقتی بازی Cyberpunk 2077 برای نخستین بار عرضه شد، پر از باگها و مشکلات فنی بود؛ اما با گذشت زمان، سازندگان بازی به تدریج ایرادها را برطرف کردند و در کنار آن، یک مجموعه انیمیشنی تقریباً بینقص بر اساس این جهان در نتفلیکس ساخته شد. در نتیجه، نام سایبرپانک اعتبار خود را بازیافت و بسیاری از طرفداران سرسخت نیز اشتباهات اولیه این فرنچایز را بخشیدند.

سایبرپانک: اجرانرز داستانی مستقل و جدا از خط داستانی بازی را در دنیای گسترده و دیستوپیایی نایت سیتی روایت میکند و حتی بدون در نظر گرفتن ارتباطش با این فرنچایز، اثری ارزشمند و تماشاییست. این مجموعه تقریباً همه چیز را درست انجام میدهد: از تصاویر خیرهکننده و غرق در نورهای نئونی گرفته تا شخصیتهای جذاب و پرداخت دقیق و گیرا به دنیاسازی این جهان آیندهنگرانه.
Devil May Cry (دویل می کرای)

انیمیشن دویل می کرای از نتفلیکس در میان طرفداران قدیمی این فرنچایز واکنشهای متفاوتی برانگیخته است؛ اتفاقی که معمولاً برای اقتباسهای آثار محبوب رخ میدهد. با این حال، منتقدان و مخاطبان عادی استقبال بسیار گرمی از آن داشتهاند. داستان انیمیشن درباره یک شکارچی شیاطین قدرتمند و بیباک است که تلاش میکند از هجوم نیروهای اهریمنی به زمین جلوگیری کند.
این مجموعه بهخوبی حالوهوای فانتزی شهری را به تصویر میکشد؛ زیرژانری که با وجود ظرفیتهای فراوانش، در هالیوود امروز کمتر به آن پرداخته میشود. دویل می کرای در خلق فضایی تاریک، پرهیجان و مملو از عناصر فراطبیعی بسیار موفق عمل کرده است. همچنین با توجه به اینکه این مجموعه برای فصل سوم و پایانی تمدید شده، اکنون بهترین زمان برای تماشای آن است.
BoJack Horseman (بوجک هورسمن)

شخصیت اصلی بوجک هورسمن شاید یک اسب سخنگو باشد، اما از نظر عمق، پیچیدگی و انسانیت، از ۹۹ درصد شخصیتهای دیگر تلویزیون واقعیتر و ملموستر به نظر میرسد. این مجموعه در ظاهر یک انیمیشن رنگارنگ، عجیب و طنزآمیز است که در دنیایی پر از حیوانات سخنگو جریان دارد؛ اما این ظاهر فریبنده تنها ابزاری هوشمندانه است تا مخاطب را به سفری تلخ و تکاندهنده در دل موضوعاتی مانند آسیبهای روانی، اعتیاد، سوءاستفاده، افسردگی و سلامت روان بکشاند.
بوجک همانقدر ضدقهرمانی جذاب و چندلایه است که شخصیتهایی مانند تونی سوپرانو (Tony Soprano) و والتر وایت (Walter White) بودند؛ با این تفاوت که او یک اسب سخنگو است. بوجک هورسمن نمونهای نادر از سریالیست که از همان ابتدا کیفیت بالایی داشت، خیلی زود هویت واقعی خود را پیدا کرد و با هر فصل بهتر و بهتر شد تا سرانجام به یکی از رضایتبخشترین و بینقصترین پایانبندیهای تاریخ تلویزیون رسید.
Arcane (آرکین)

اگرچه آرکین در دنیای بازی لیگ آف لجندز (League of Legends) جریان دارد، اما برای لذت بردن از آن نیازی نیست هیچ آشناییای با این بازی داشته باشید. آرکین داستانی کاملاً مستقل و خودبسنده است که زندگی دو خواهر را روایت میکند؛ دو نفری که در بحبوحه نبرد میان ساکنان فرودست و محروم دنیای زیرین و طبقه حاکم و ثروتمند دنیای بالایی، در دو سوی متفاوت این درگیری قرار میگیرند.
تقریباً در هر قسمت از آرکین یک غافلگیری، پیچش داستانی یا اتفاق غیرمنتظره وجود دارد که مخاطب را تا پایان درگیر روایت نگه میدارد. آرکین یک شاهکار واقعیست؛ مجموعهای با انیمیشنی خیرهکننده، داستانی قدرتمند و احساسی و صداپیشگی تأثیرگذار از الا پورنل (Ella Purnell) و هیلی استاینفلد (Hailee Steinfeld) در نقش دو شخصیت اصلی. این مجموعه ثابت کرد که اقتباس از بازیهای ویدیویی میتواند در بالاترین سطح هنری نیز قرار بگیرد.
مجموعه انیمیشنی مورد علاقه شما از نتفلیکس کدام است؟ دیدگاه خود را از طریق کامنت با تیم بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Screenrant
تاریخچه کنسولهای رترو؛ میزگیم با علیرضا از رترو ایران!











دهنتوಠ,_」ಠಠಗಠ