نقد و بررسی فیلم Now You See Me: Now You Don’t؛ بازگشت جادویی اسبسواران
مجموعه Now You See Me یکی از خاصترین فرنچایزها در ژانر سرقت به حساب میآید؛ مجموعهای که بهجای اسلحه و تعقیبوگریزهای معمول، جادو و حقههای دیداری را به ابزار اصلی دزدی و افشاگری تبدیل میکند. این انتخاب باعث شده خطر داستان هرگز بیش از حد امن یا بیهیجان به نظر نرسد و همیشه حسی از غافلگیری در دل ماجرا باقی بماند. حالا تقریباً یک دهه بعد، فیلم Now You See Me: Now You Don’t بازمیگردد تا این جهان دوستداشتنی را با ترکیبی از چهرههای قدیمی و شخصیتهای تازه ادامه دهد.
این مجموعه از آن دسته فیلمهایی است که مخاطب تقریباً با انتظارات مشخص وارد سالن سینما میشود. کسی انتظار شاهکار هنری یا انقلاب در تاریخ سینما ندارد، اما در عوض دو ساعت سرگرمی خالص، فرار از واقعیت و ترکیبی از سرقت به سبک Oceans Eleven، هیجان در حالوهوای فیلمهای جاسوسی و مقدار زیادی جادو انتظارش را میکشد. دنیایی سبک، خوشریتم و خوشخوراک که از همان ابتدا میداند چه چیزی میخواهد باشد و چه تجربهای قرار است به تماشاگرش بدهد.
در این قسمت جدید، تمرکز اصلی روی سه شعبدهباز جوان به نامهای چارلی، جون و بوسکو است که توسط یکی از اعضای اصلی چهار سوارکار، یعنی جی دنیل اطلس، برای یک ماموریت بزرگ انتخاب میشوند. هدف آنها افشای یک مجرم خطرناک بازار سیاه و سرقت یک الماس بینهایت ارزشمند است. در ادامه، شخصیتهای آشنای مجموعه مثل هنلی ریوز، جک وایلدر و مریت مککینی دوباره وارد ماجرا میشوند و همهچیز برای اجرای یکی از بزرگترین و پیچیدهترین حقههای این فرنچایز آماده میشود؛ نمایشی که قرار است هم به گذشته ادای احترام کند و هم مسیر آینده را بسازد. در ادامه، قرار است ببینیم این بازگشت تا چه حد موفق بوده و آیا جادو هنوز همان تأثیر قدیمی را دارد یا نه.
Now You See Me 3 به گذشته ادای احترام میکند، بدون اینکه تکراری شود

نمایش قدرت در سکوت؛ جایی که یک الماس ساده به مرکز بزرگترین شعبده فیلم تبدیل میشود.
یکی از ویژگیهای دنبالههایی که با فاصله زمانی زیاد ساخته میشوند، ورود «خون تازه» به داستان است. معمولاً چنین فیلمهایی به سمت الگوی دنبالههای میراثی میروند؛ یعنی شخصیتهای قدیمی برمیگردند، اما تمرکز اصلی روی چهرههای جوانتر قرار میگیرد تا فضای مجموعه تازه شود. مثلا مجموعه Scream تا حد زیادی از این فرمول جواب گرفته است. البته این مدل همیشه موفق نیست و نمونههای ناموفق کم ندارد. با این حال، در Now You See Me: Now You Don’t مفهوم میراث به شکلی هوشمندانهتر استفاده شده است. اینجا شخصیتهای قدیمی کنار گذاشته نمیشوند و هنوز نقش مهمی دارند. با وجود اینکه فیلم حداقل هفت شخصیت اصلی دارد، به طرز قابل توجهی زمان را میان همه تقسیم میکند، طوری که هرکدام لحظه درخشش خودشان را دارند و هیچکدام صرفاً اضافهشده یا تزئینی به نظر نمیرسند.
اطلس بهترین نمونه این تعادل است. او نه دقیقاً نقش یک استاد خردمند را دارد و نه یک رهبر کلاسیک. بیشتر شبیه راهنمایی است که کمی کلافه شده و مجبور است با گروهی کار کند که فکر میکند به اندازه خودش خوب نیستند، اما چاره دیگری هم ندارد. همین موقعیت، لایه تازهای به شخصیتش اضافه میکند. اطلس حالا باید به آدمهایی اعتماد کند که تازه آنها را شناخته و عملاً جانش را به دستشان بسپارد. این تغییر باعث میشود جنبههایی از شخصیت او دیده شود که قبلاً فرصتی برای بروز نداشتند. در نتیجه، در نقش مغز متفکر گروه حسابی میدرخشد و به شکل خوبی زمینه را برای رشد بقیه شخصیتها هم فراهم میکند.
البته هر فیلم سرقتی خوب، به عملکرد شخصیتهای مکملش هم وابسته است و اینجا جک، هنلی و مریت دقیقاً همان چیزی را تحویل میدهند که از آنها انتظار داریم. هرکدام مجموعهای از بهترین ویژگیهای گذشتهشان را نمایش میدهند تا یادمان بیاورند چرا اینقدر دوستداشتنی بودند. از پرتاب کارتهای جک گرفته تا فرار هنلی از تلهها و هیپنوتیزمهای مریت، چهار سوارکار دوباره میدرخشند و نشان میدهند هنوز چیزی از جذابیتشان کم نشده است. اما نکته جالب این است که با وجود تمام این بازگشتها، فیلم هنوز هم چندین حقه پنهان دیگر در آستین دارد که منتظرند در لحظه مناسب رو شوند.
چهرههای جدید Now You See Me 3 جای خود را در فرنچایز تثبیت میکنند

اسبسواران قدیمی در کنار نسل تازه؛ ترکیبی از تجربه و جسارت.
با اینکه در Now You See Me: Now You Don’t فقط سه شعبدهباز جدید معرفی میشوند، اما هرکدام بهقدری خوب ظاهر میشوند که در کنار شخصیتهای محبوب فیلمهای قبلی گم نشوند. جاستیس اسمیت که قبلاً با آثاری مثل Dungeons & Dragons، Jurassic World و Detective Pikachu شناخته شده بود، در نقش چارلی بُعد تازهای از تواناییهایش را نشان میدهد. چارلی شخصیتی مرموز دارد که او را به یکی از دوستداشتنیترین کاراکترهای کل مجموعه تبدیل میکند. در ظاهر آدمی خجالتی و کمحرف است، اما در دنیای جادو فوقالعاده بااستعداد است و تیپ شخصیتی متفاوتی را وارد گروه میکند که قبلاً در میان چهار سوارکار وجود نداشت.
جون با بازی آریانا گرینبلت هم فاصله زیادی با نقشهای قبلیاش مثل Barbie یا حضور کوتاهش بهعنوان گامورا در Avengers: Infinity War دارد. اینجا او یک جیببُر باهوش و سریع است که عملاً قلب تپنده این سهنفر محسوب میشود و نقش مهمی در حفظ تعادل گروه دارد. یکی از ویژگیهای جذاب او مهارتش در پارکور است که در چند صحنه تماشایی به کار میآید، اما متأسفانه آنطور که باید و شاید در روند داستان پرداخت نمیشود و خیلی به نتیجه نمیرسد. این موضوع کمی ناامیدکننده است، اما چون جون در زمینههای دیگر هم توانمند است، این ضعف چندان به چشم نمیآید.
در نهایت، بوسکو با بازی دومینیک سسا شاید کاریزماتیکترین عضو تیم جدید باشد. او استاد تقلید و تغییر چهره است و بهخوبی میتواند هر نقشی را بفروشد. همین ویژگی او را به یکی از غافلگیرکنندهترین شخصیتهای تازه فیلم تبدیل میکند. سسا که این نقش یکی از مهمترین کارهایش محسوب میشود، شخصیتی خلق کرده که شبیه نسخهای بیپرواتر از اطلس است و تعاملش با او لحظات سرگرمکنندهای میسازد. در مجموع، هر سه شخصیت جدید چیزی تازه به ترکیب اصلی اضافه میکنند، بدون اینکه جای شخصیتهای قدیمی را تنگ کنند. آنها مثل قطعات جدید یک پازل هستند که تصویر نهایی را کاملتر میکند. تنها سؤال باقیمانده این است که آیا فرنچایز میتواند این انرژی را در آینده حفظ کند یا نه، چون شروع کار برای این گروه کمی پرنوسان بود تا بالاخره بازیگران به ریتم درست رسیدند.
از دستاندازهای ابتدایی تا یک پایان رضایتبخش

جادو همیشه از تمرین شروع میشود، نه از صحنه.
فیلمهای سرقتی همیشه باید در همان پرده اول ضربه اصلی را بزنند و پایههای داستان را محکم بچینند تا در پایان همه چیز به شکلی منسجم کنار هم قرار بگیرد. از معرفی شخصیتها گرفته تا طرح کلی ماجرا، اطلاعات زیادی باید منتقل شود. Now You See Me: Now You Don’t در رساندن مفهوم کلی موفق است، اما واقعیت این است که در نیمه اول کمی بیش از حد بار روی دوش خودش میگذارد. معرفی شخصیتهای جدید روانترین بخش این قسمت است، اما وقتی سرقت بزرگ شروع میشود، حجم اطلاعات آنقدر سریع و پشت سر هم ارائه میشود که در ابتدا دنبال کردنش سخت است. البته این وضعیت خیلی طول نمیکشد، اما حس میشود فیلم قبل از اینکه به غذای اصلی برسد یک پیشغذای خیلی بزرگ سرو کرده است.
با این حال، جادوی واقعی فیلم دقیقاً در همینجاست. اینکه چطور با این همه توضیح و اطلاعات، به مخاطب اعتماد میکند و انتظار دارد همراه داستان بماند تا به افشاگریهای بزرگ برسد. وقتی فیلم به آن نقطه میرسد، تازه جذابیت اصلی خودش را نشان میدهد. هر شخصیت فرصت درخشش پیدا میکند و درست وقتی فکر میکنی همه چیز را فهمیدهای، سرنخهای تازهای برای پیچش بزرگ داستان داده میشود. برخلاف قسمتهای قبلی که حدس زدن غافلگیری نهایی نسبتاً آسان بود، این بار فیلم اطلاعات را جلوی چشم مخاطب پنهان میکند و همان جمله معروف را به یاد میآورد: هرچه فکر کنی به حقیقت نزدیکتری، در واقع کمتر میبینی.
در نهایت، Now You See Me: Now You Don’t نمایشی از بهترین ویژگیهای این فرنچایز است و ثابت میکند هنوز حرفهای زیادی برای گفتن دارد. مدتی بود حس میشد مجموعه دارد نفسش میگیرد، اما حالا انگار دوباره جان تازهای پیدا کرده است. شخصیتهای جدید دوستداشتنی هستند، کاراکترهای قدیمی با انرژی تازه برگشتهاند و رازهای بیشتری در راه است. این فیلم نه پایان یک دوره، بلکه شروع مسیری جدید است. شاید پروازش خیلی نرم و بیدردسر نباشد، اما در نهایت اوج میگیرد و فرودی رضایتبخش دارد که هم مخاطب را راضی میکند و هم او را برای ادامه این دنیای جادویی هیجانزدهتر از قبل نگه میدارد.
سرگرمی خالص، بدون ادعا
تماشای Now You See Me: Now You Don’t یادآور این واقعیت ساده است که همه فیلمها قرار نیست شاهکار باشند تا ارزش دیدن داشته باشند. بعضی فیلمها فقط میخواهند سرگرمکننده باشند و همین هدف را هم بهخوبی انجام میدهند. این فیلم دقیقاً میداند چیست و برای چه مخاطبی ساخته شده است. نه ادعای عمیق بودن دارد و نه تلاش میکند مرزهای سینما را جابهجا کند. در عوض، با اعتماد به نفس روی هویت خودش میایستد و همان ترکیب آشنای سرقت، جادو، شوخی و شخصیتهای پررنگ را ارائه میدهد. نتیجه هم فیلمی است که شاید خیلی ماندگار نباشد، اما در لحظه تماشای آن کاملاً لذتبخش است.
در دورانی که بسیاری از فیلمها دنبال جدی بودن، پیامهای بزرگ یا پرستیژ هستند، چنین تجربهای به شکل عجیبی دلنشین است. فیلمی پرسر و صدا، کمی شلوغ، پر از انرژی و بدون عذاب وجدان بابت اینکه فقط میخواهد خوش بگذراند. Now You See Me: Now You Don’t شاید بهترین قسمت این سهگانه نباشد، اما همچنان همان جرقه و جذابیتی را دارد که مخاطب انتظارش را میکشد. فیلمی که میتوانی بدون درگیری ذهنی بنشینی و تماشا کنی و از لحظاتش لذت ببری. آیا شما هم از این نوع فیلمهای صرفاً سرگرمکننده خوشتان میآید، یا ترجیح میدهید حتی فیلمهای سرگرمکننده هم حتماً حرفی جدی برای گفتن داشته باشند؟
منبع: مجله بازار

نظرات