
نوروز، فراتر از آغاز یک سال نو، فرصتی است برای مکث، تماشای زیباییها و بازگشت به لحظاتی ناب و لذتبخش. در میان دید و بازدیدها و سفرهای نوروزی، زمانی برای نشستن در کنار خانواده یا حتی خلوتی دلچسب با خود و غرق شدن در دنیای فیلمها فراهم میشود.
در مجموعهی «عید چی ببینیم؟»، هر روز یکی از فیلمهای تماشایی و متفاوت را معرفی میکنیم تا به سهم خود، لحظههایی شیرینتر را در تعطیلات شما رقم بزنیم. امروز و در دوازدهمین روز از تعطیلات نوبت یکی از غیرمتعارفترین آثار دنیای ابرقهرمانیست؛ فیلمی که با شوخی، طعنه و شکستن قواعد، روایت متفاوتی را پیش روی مخاطب قرار میدهد. این شما و این هم فیلم ددپول (Deadpool) محصول سال ۲۰۱۶!
معرفی و نقد فیلم ددپول

در ایام نوروز که فرصتی مناسب برای استراحت و تماشای آثار سینمایی فراهم میشود، انتخاب فیلمی متفاوت میتواند تجربهای بهیادماندنی رقم بزند. اگر به دنبال اثری خارج از کلیشههای رایج ابرقهرمانی هستید، ددپول گزینهای جسورانه و قابل تأمل است.
ددپول اثری خشونتآمیز، مملو از طنز تلخ ((Dark Humor و آگاه از وجود خود است؛ ضدقهرمانی که با لحنی گزنده و رفتاری ساختارشکن، قواعد ژانر را زیر سوال میبرد. این فیلم را میتوان خندهدارترین نقشآفرینی رایان رینولدز از زمان Van Wilder دانست.
ددپول همچنین لبریز از شوخیهای ریز و درشت فرهنگیست و در آن، اشارات متعدد به فرهنگ عامه با لحنی تند و گزنده بیان میشوند. فیلم از همان لحظات ابتدایی با تمسخر کلیشههای رایج سینمای ابرقهرمانی آغاز میکند و در تیتراژ ابتدایی، بهجای نام عوامل، تنها به تیپهای شخصیتی اشاره میکند؛ مانند «شرور بریتانیایی» و غیره. با اینهمه، ددپول به لطف ریتم سریع و بارِش بیوقفهی ارجاعات طنزآمیز، موفق میشود مخاطب را با خود همراه کند؛ حالتی شبیه به یک شوک شیرین اما زودگذر.
رایان رینولدز در نقش ددپول بازی میکند؛ شخصیتی که اینبار فیلم مستقل خود را دریافت کرده است. او پیشتر تنها حضوری کوتاه و فرعی در فیلم X-Men Origins: Wolverine (محصول سال ۲۰۰۹) داشت.
ددپول مزدوری جهشیافته با زبانی تند و تیز، تواناییهای جنگی خارقالعاده و قابلیتی بینظیر در ترمیم تمام بخشهای بدنش است؛ بهجز چهرهی زشتی که یک ماسک، آن را پنهان میکند. در واقع، او به نوعی جوجه اردک زشت خانوادهی X-Men است!
در صحنهی آغازین فیلم، ددپول را در صندوق عقب یک تاکسی میبینیم که مصمم است تا از شخصیت شرور بریتانیایی، «ایجکس» با بازی اد اسکرین (بازیگر Game of Thrones) انتقام بگیرد. آشوب اکشن پیشرو با صحنههایی خوشساخت و حرکات آهستهای به سبکbullet-time نمایش داده میشود؛ هرچند این لحظات به پای سکانس معروف شخصیت Quicksilver در فیلم X-Men: Days of Future Past نمیرسند.
در ادامه، با فلشبکهایی به گذشتهی «وید ویلسون» (هویت واقعی ددپول) مواجه میشویم؛ عضو سابق نیروهای ویژه که عاشق زنی به نام «ونسا» (مورنا باکارین) میشود. اما سرنوشت، او را به سمت و سویی متفاوت میکشاند و او را از تمام آنچه که دوستشان داشت دور میکند.
ددپول در ادامهی مسیر آثاری چون Kick-Ass و Watchmen قرار میگیرد و حتی شباهتهایی به Mystery Men با بازی بن استیلر نیز دارد. در این میان، شباهتهایی نیز با Kill Bill ساختهی تارانتینو دیده میشود، از جمله در شیوهی روایت و تلفیق طنز با خشونت سبکپردازانه. با اینحال، آنچه در The Incredibles میبینیم، یعنی درک واقعی بارِ عاطفی و اخلاقی قهرمان بودن، در ددپول جایی ندارد. این فیلم بیشتر در قلمروی طنازی و کنایهزدن حرکت میکند.
رینولدز در این فیلم، با شوخطبعیای شبیه به بازیهای جرج کلونی و لحن سریع و جوانپسندی شبیه به رابرت داونی جونیور در نقش آیرونمن ظاهر میشود. با اینحال، شاید یکی از نقاط ضعف فیلم در آن باشد که با واگذاری فضای طنازانه به شخصیت اصلی، فضای چندانی برای عرضاندام «شخصیت منفی» باقی نمیماند؛ حضوری که اگر با چهرهای کاریزماتیکتر مانند آلن ریکمن یا ایان مککلن همراه میشد، اثرگذاری بیشتری داشت.
سخن پایانی
ددپول نه یک فیلم ابرقهرمانی معمولیست، نه روایتی که از آن انتظار پند و اندرز یا قهرمانی کلاسیک داشته باشیم. این اثر، با طنز گزنده، ساختارشکنی جسورانه و شخصیتپردازی خاص، تجربهای متفاوت و سرگرمکننده را رقم میزند؛ روایتی که در عین شوخیهای مختلف، به لایههایی از درد، ازخودگذشتگی و جستوجوی معنا نیز میپردازد.
اگر در این نوروز، بهدنبال فیلمی هستید که هم بخنداند، هم غافلگیر کند و هم در پس ظاهر پرهیاهوی خود، چیزی برای تأمل باقی بگذارد، ددپول انتخابی شایسته خواهد بود.
تا فردا و معرفی فیلم بعدی، تماشای لذتبخشی را برایتان آرزو میکنیم!
منبع: The Guardian
داستان زندگی بزرگترین یوتوبر ماینکرافت | میزگیم با عرفان تاکسیک
نظرات