رتبهبندی ۸ انیمه برتر از نظر نویسندگی در ۱۰ سال گذشته
طی دهه گذشته شاهد آن بودیم که صنعت انیمه به عنوان یک رسانه، به سطح جدیدی از محبوبیت رسیده و به طور کامل وارد جریان اصلی سرگرمی شده است. اگرچه در این میان برخی از انیمههای تماشایی مثل شیطان کش (Demon Slayer) بیشتر روی مبارزات تمرکز دارند و اثری مثل سولو لولینگ (Solo Leveling)، جز زیبایی بصری حرف چندانی برای گفتن ندارد، اما برای بسیاری از طرفداران، کیفیت نویسندگی همچنان اولویت اصلی یک انیمه است.
ممکن است یک انیمه با استفاده از کیفیت بصری خوب، ضعفهای نویسندگیاش را بپوشاند، اما آثاری که استادانه نوشته شدهاند، حتی اگر انیمیشن و تولید کلی آنها ضعیف باشد، باز هم در میان بهترینها قرار میگیرند. بسیاری از انیمههای شونن مانند چینسا من (Chainsaw Man) یا آثاری مثل خاطرات یک داروساز (The Apothecary Diaries) از بهترین مثالها برای یک اثر خوشساخت در بخش نویسندگی محسوب میشوند. با مجله بازار و نگاهی به بهترین آثار این دسته، همراه باشید.
انیمه March Comes in Like a Lion
بهترین درام نسل جدید
در ۱۰ سال گذشته شاهد نمایش چندین درام فوقالعاده، مانند انیمههای Odd Taxi و Violet Evergarden بودهایم، اما هیچکدام در بخش نویسندگی نتوانستند در حد و اندازه مارس همچون شیر از راه میرسد (March Comes in Like a Lion) قرار بگیرند. این اثر به لطف نویسندگی واقعگرایانه و گیرایی که دارد، بیننده را کاملا با ذهنیت یک پسر نوجوان که دچار اضطراب اجتماعی است همراه میکند. این انیمه قصهای ساده در سبک برشی از زندگی (Slice of Life) درباره بازیکن جوان شوگی (Shogi) است که تلاش میکند دوست پیدا کند. با این وجود اگرچه ایده کلی داستان ساده است، اما کیفیت روایت، آن را به تجربهای تبدیل کرده که تماشای آن برای هر مخاطبی ضروری باشد.
داستان این انیمه روایتگر زندگی ری کیریاما (Rei Kiriyama) است و ماجرای یک نابغه شوگی را تعریف میکند که از افسردگی عمیق و تنهایی شدید رنج میبرد. البته که او در ادامه با کمک سه خواهر کاریزماتیک و برونگرا، قادر به درک معنای خوشبختی شده و مسیر خود را پیدا میکند. شخصیتهای این انیمه به درستی پرداخته میشوند و نویسنده از طنز کافی برای متعادل کردن درام سنگین داستان استفاده میکند. البته اشتباه نکنید. ماهیت «سینن» این مجموعه به این معنا بوده که قرار است با جزئیات عمیقی وارد موضوعات احساسی سنگین شده و آنها را بررسی کنید. البته که اگر از طرفداران انیمههای ورزشی هم باشید، این مجموعه شما را با مسابقات شوگی که «ری» در آنها شرکت میکند، سرگرم خواهد کرد.
انیمه Cyberpunk: Edgerunners
بزرگترین انیمه اکشن علمی-تخیلی قرن
طرفداران جدید دنیای انیمه، به وضوح به ترکیبی از نویسندگی عمیق، اکشن خونین و تراژدی دردناک علاقهمند شدهاند. محبوبیت بسیار زیاد انیمههایی مثل Devilman Crybaby هم مهر تاییدی بر این نظریه است. اما انیمه کوتاه Cyberpunk: Edgerunners، این ترکیب را بهتر از هر اثر دیگری اجرا میکند. این اقتباس کوچک از بازی محبوب سایبرپانک ۲۰۷۷ توانست در حد و اندازه سریال جذابی مثل آرکین (Arcane) ظاهر شود و حتی با آن برای کسب عنوان بهترین اقتباس صورت گرفته از یک بازی ویدیویی رقابت کند. این انیمه یک اکشن علمی-تخیلی تقریبا بینقص است که مملو از شخصیتهای دوستداشتنی بوده و عمق عاطفی آن، سنگینترین قلبها را هم به درد میآورد و یک خط داستانی پرتنش و دلخراش را ارائه میدهد.
داستان Cyberpunk: Edgerunners در جهنمی دیستوپیایی و فرا-سرمایهداری به اسم نایت سیتی (Night City) جریان دارد. این انیمه در واقع روایتگر داستان زندگی یکی از افسانههای این شهر یعنی دیوید مارتینز (David Martinez) است. اجرانز نشان میدهد که چگونه شرایط بیرحمانه دنیای اطراف، یک جوان خوشقلب که به دنبال حمایت از مادرش و رسیدن به نوک قله است را به رهبر یک باند بیرحم و آسیبدیده تبدیل میکند. این انیمه از ابتدا تا انتها به طرز دردناکی تاریک است و این درحالیست که لحظات شیرین و طنز فراوانی هم در سراسر آن وجود دارد. به لطف رابطه عاشقانه و تأثیرگذار بین دیوید و لوسی (Lucy) و دوستی صمیمانه بین دیوید و ربکا (Rebecca)، هر بینندهای که با ژانر سایبرپانک آشنا باشد، از همان ابتدا میتواند بگوید که این داستان، پایان خوشی نخواهد داشت.
انیمه Chainsaw Man
اثری که با انتشار آرک رزه، کیفیت واقعیاش را به رخ کشید
نویسندگی فصل اول «مرد ارهای» حسابی بالاتر از اکثر انیمههای شونن مبارزهای سالهای اخیر، مثل مدرسه قهرمانانه من (My Hero Academia)، جوجوتسو کایسن (Jujutsu Kaisen) و حتی شیطانکش (Demon Slaayer) بود، اما از نظر مقیاس حتی به آنها نزدیک هم نمیشد. با این حال، انیمه سینمایی این مجموعه یعنی Chainsaw Man – The Movie: Reze Arc که اخیرا اکران شده، در بخش نویسندگی یک اثر ۱۰ از ۱۰ مطلق است. پس از تماشای این فیلم بود که طرفداران مطمئن شدند این مجموعه مسیر درستی را در پیش گرفته و از این به بعد فقط بهتر خواهد شد. به طور خاص میتوان حدس زد که فصل دوم این انیمه به عنوان بهترین فصل شونن در تاریخ ثبت شود.
انیمه مرد ارهای داستان دنجی (Denji) را روایت میکند، یک پسر نوجوان فقیر، کمهوش و بیسواد که برای اولین بار با این مسئله روبرو میشود که واقعا ز زندگی چه میخواهد؟ درحالیکه او روزمرگی خود را با هدف بقا میگذراند، طی اتفاق دردناکی با شیطان خانگیاش ترکیب شده و به یک شکارچی شیاطین (Devil Hunter) تبدیل میشود. دنجی در ادامه داستان با شخصیتهایی از جمله پاور (Power) و آکی (Aki) یک رابطه دوستی فوقالعاده دوستداشتنی را آغاز کرده و خود را وقف ماکیما (Makima)، فرمانده شکارچیان شیاطین میکند. جالب است بدانید که در کنار این اسامی، حتی شخصیتهای مکملی مثل انجل (Angel) و هیمنو (Himeno)، آنقدر پرداخت دقیقی دارند که همتایان خود در دیگر انیمههای شونن را شرمنده میکنند. مرد ارهای ممکن است شهرت خود را بر اساس اکشن خونین و جسورانهاش ساخته باشد، اما به لطف گروه صداپیشگان بینظیر و نوع داستانسرایی غنیاش، خیلی زود به یک گنجینه داستانگویی تبدیل شده است.
انیمه !Haikyu
بهترین داستان ورزشی تمام دوران
انیمه هایکیو (!Haikyu) از آن دسته از آثاری است که به لقب «بینقص» حسابی نزدیک شده است. نویسندگی درخشان و شخصیتمحور این اثر، تنها یکی از نقاط قوت بسیار آن است. انیمه هایکیو! تقریبا به عنوان بزرگترین انیمه ورزشی تمام دوران شناخته میشود و جالب است بدانید که این شهرت را با انجام کار عجیب و غریبی به دست نیاورده است. در واقع این مجموعه با به کمال رساندن کلیشههایی که این ژانر به آنها معروف است، اطمینان حاصل کرد که هر شخصیتی که معرفی میکند، هرچقدر هم که جزئی به نظر برسند، آنقدر دوستداشتنی باشند که بیننده بتواند طرفدارش باشد و او را شخصیت مورد علاقه خود خطاب کند. شما در ادامه میتوانید تیتراژ دوم این انیمه جذاب را تماشا کنید:
در سمت دیگر ماجرا اما، انیمهای مثل بلو لاک (Blue Lock) ممکن است به خودی خود استثنایی به نظر برسد، یا اثری همچون مگالو باکس (Megalo Box) ممکن است لحظات خاص خود را خلق کند، اما هیچکدام از آنها به سطح سرگرمی، محبوبیت یا جذابیتی که هایکیو ارائه میدهد، نزدیک هم نمیشوند. داستان هیناتا شویو (Hinata Shoyo)، پسری با قد کوتاه که رویای تبدیل شدن به یک ستاره والیبال را در سر میپروراند، خیلی زود به یک داستان رویایی، اما واقعگرایانه تبدیل شد. گروه صداپیشگان هم با بازی خندهدار و شگفتانگیزی که ارائه کردند، ارزش رشد انسانی شخصیتها را به زیبایی به تصویر کشیدند و درسهای مهم زندگی را چه به ورزشکاران و چه اوتاکوها، آموزش دادند.
انیمه Kaguya-sama: Love is War
یک درام، کمدی و عاشقانه فوقالعاده
از همان ابتدا، مشخص بود که انیمه Kaguya-sama: Love is War، قصد دارد یکی از خندهدارترین نویسندگیها را در میان تمام انیمههای کمدیای که تاکنون ساخته شدهاند، ارائه دهد. سناریوهایی که این انیمه در قسمتهای اولیهاش ارائه میدهد بینقص هستند و درحالیکه کاگویا (Kaguya) و شیروگانه (Shirogane) را معرفی میکند که در یک نبرد هوشمندانه و فوقالعاده خندهدار، پرمخاطره و اغراقآمیز درگیر میشوند تا یکدیگر را مجبور به اعتراف به عشق خود کنند.
انیمه Kaguya-sama با عمق محضی که به شخصیتهایش، از جمله کاگویا و شیروگانه میدهد، حتی آنها را در ابعاد کارتونی و طنزشان ارتقا میبخشد. البته که همانقدر که ایده مبارزه این دو نفر بر سر عشقشان کارتونی و کمدی به نظر میرسد، نویسنده روی بخشهای عاطفی هم حسابی کار کرده و اگر قصد دارید تا به عنوان یک اثر عاشقانه به تماشای این انیمه بنشینید، باز هم میتوانید از آن لذت ببرید و خاطرات خوشی را برای خود رقم بزنید.
انیمه Frieren: Beyond Journey’s End
حاصل یک کارگردانی استادانه
اثری که در ادامه معرفی خواهیم کرد، در جایگان نخست وبسایت مایانیمهلیست (MyAnimeList) قرار دارد. به همین دلیل هم که شده، نباید ذرهای به کیفیت نویسندگی انیمه فریرن (Frieren: Beyond Journey’s End) شک کنید. درحالیکه بخش زیادی از تحسین جهانی که این انیمه دریافت میکند به خروجی استودیو Madhouse و برخی از بزرگترین کارگردانان انیمه تلویزیونی نسبت داده میشود، اما در نهایت این داستان منحصر به فرد، کند، درونگرایانه، فلسفی و آرام این انیمه است که در اصل توسط کانهیتو یامادا (Kanehito Yamada) و سوکاسا آبه (Tsukasa Abe) روایت شده و آن را بسیار خاص میکند.
در عصری که انیمههای ایسکای (Isekai) بر ژانر فانتزی تسلط دارند و آثار فانتزی خالص در آستانه نابودی هستند، این واقعا فوقالعاده است که ببینیم داستان این مجموعه عمدتا روایت اپیزودیک یک جادوگر الف هزارساله را به تصویر میکشد. فریرن که با دخترخوانده و پسرخواندهاش در یک دنیای فانتزی-حماسی کاملا سنتی سفر میکند، نه به دنبال شکست یک ارباب شرور، بلکه به دنبال درک بهتر دنیا و مردم اطرافش است. شاید به خاطر همین هدف منحصر به فرد و متفاوت بود که این انیمه تا این حد تحسین منتقدها و طرفداران را به دست آورد. البته که در سال ۲۰۲۴، انیمه Delicious in Dungeon هم خروجی درخشانی داشت، اما با تمام نقاط قوتش، «فریرن» با شخصیتهای غنیتر، لحظات عمیقا عاطفی و ساختار داستانی منحصر به فردش، با اختلاف از آن پیشی میگیرد.
انیمه The Apothecary Diaries
یک نویسندگی بینقص
درحالیکه انیمه خاطرات یک داروساز (The Apothecary Diaries) اغلب به عنوان اثری حاشیهای و ضعیفتر از «فریرن» در نظر گرفته میشود، اما این مجموعه، بودجه کمتر خود را با نویسندگی برترش جبران میکند. مجموعه خاطرات یک داروساز یک اثر تاریخی است که المانهای رازآلود و عاشقانه را با هم ترکیب میکند و در عین حال، دوز متعادلی از تعلیق و اکشن را هم ارائه میدهد. این انیمه تا به امروز با ارائه دو فصل کاملا ۱۰ از ۱۰ مخاطبان را شگفتزده کرده و این در حالی بوده که فصل سوم هم در راه است.
انیمه خاطرات یک داروساز، داستان مائومائو (Maomao) را دنبال میکند. او یک داروساز جوان بوده که آرزو دارد مورد توجه دیگران قرار نگیرد و زندگی فروتنانهای داشته باشد، اما در عوض خود را به عنوان حلکننده اصلی مشکلات امپراتور مییابد و عاشق ولیعهد کشورش میشود! حقیقتا از نظر نویسندگی و گستردگی داستان در ۱۰ سال گذشته، هیچ انیمه قابل قیاسی با این اثر وجود ندارد. در واقع هیچ اثر دیگری نخواهید یافت که با ترکیب صداپیشگانی درخشان، داستان عاشقانهای فوقالعاده، رمز و رازهای بینقص و داستانگویی بلندمدتی که به طور یکپارچه تدوین شده، پیچشهای هوشمندانه و لحظات عاطفی خود را با چنین سطحی از کیفیت ارائه دهد.
انیمه Takopi’s Original Sin
۶ قسمت کمال خالص
هرچقدر هم که «فریرن» و «خاطرات یک داروساز» خارقالعاده باشند، هیچکدام نتوانستند سطحی از تاثیرگذاری را که گناه اصلی تاکوپی (Takopi’s Original Sin) در طول ۶ قسمت ارائه کرد، به تصویر بکشند. بهترین انیمه سال ۲۰۲۵ از نظر نویسندگی، هنوز هم جایگاه خود را حفظ کرده و با هر قسمت، بینندگان را شوکه و از نظر عاطفی وحشتزده میکند. این انیمه بیننده را به نقطه شکست میرساند، چرا که که ظاهر رنگارنگ و علمی-تخیلی و بیگانه بامزهاش، خلقشدهاند تا بیننده را به یک کاوش واقعگرایانه در دل بیماریهای روانی، مسائلی مثل خودکشی، قلدری و لایههای تاریک انسانها ببرند.
طی دهه گذشته شاهد نمایش انیمههای ترسناکی مثل Higurashi: When They Cry و The Summer Hikaru Died بودیم و انیمههای علمی-تخیلی بسیاری مانند Pluto و Link Click هم حسابی ورد زبانها شدند، اما هیچکدام از آنها موفق نمیشوند به اندازه این انیمه عالی باشند. داستان درباره موجود فضایی سادهلوحی است که فقط میخواهد شادی را گسترش دهد و عمدتا در این راه شکست میخورد. در طول داستان او تصمیم میگیرد تا به سه کودک آسیبدیده که به نظر میرسد هیچ خوشبختی در آیندهشان وجود ندارد کمک کند و در این راه با مسائل واقعا تاریکی روبهرو میشود. هر قسمت از گناه اصلی تاکوپی به شکل جداگانهای بینقص است و در نهایت همه آنها به شکل بیعیب و نقصی به هم میپیوندند. در طول همین ۶ قسمت، تاکوپی (Takopi)، شیزوکا (Shizuka)، مارینا (Marina) و نائوکی (Naoki) همگی آرکهای کامل و پالایش شدهای دریافت میکنند، طرح داستانی بیعیب و نقص پیش میرود با یک سری پیچشهای نهایی شگفتانگیز و راهحلهای دردناک به نتیجه میرسد. در نهایت هم یک پایان رضایتبخش و تلخ و شیرین به دست میآید که برای بینندگانی که خود از بیماری های روحی رنج میبرند، پیامهای مهمی به جا میگذارد.
نظر شما در مورد آثار معرفی شده چیست؟ کدامیک را بهترین انیمه ۱۰ سال اخیر از نظر نویسندگی میدانید؟ نظرات خود را با ما در میان بگذارید.
منبع: CBR

نظرات