پس از ۲۸ سال، وان پیس بالاخره بزرگترین معمای داستانیاش را حل کرد
از همان روزهای اولی که داستان مانکی دی. لوفی (Monkey D. Luffy) شروع شد، یک نفر بود که بیش از هر کس دیگری نگاه او به دنیا را شکل داد: شنکس (Shanks). این دزد دریایی مو قرمز، اولین راهنمای لوفی در دنیای دریانوردی بود و حالا در عصر جدید، به باثباتترین و قدرتمندترین امپراتور دریا (Emperor of the Sea) تبدیل شده است. اما همیشه یک سؤال بزرگ درباره او وجود داشت که حالا پاسخ آن روشن شده است.
شنکس با فدا کردن دستش، زنجیر اتصال به دولت جهانی را پاره کرد
فصل ۱۱۶۸ وان پیس که با عنوان «برفهای الباف» (The Snows of Elbaph) منتشر شده، اگرچه خود شنکس را نشان نمیدهد، اما غیبت او کلید اصلی ماجراست که وقایع این فصل را رقم میزند. ماجرا به ۱۴ سال پیش برمیگردد؛ زمانی که شنکس در فهرست نهایی نامزدها برای مقام «شوالیه خدا» (Knight of God) قرار داشت، اما درست در حین آخرین مأموریتش، به دلایلی نامعلوم ناپدید شد.
به خاطر همین غیب شدن ناگهانی، پادشاه هارالد (King Harald) جایگزین او شد و به مقام شوالیه خدا رسید. نکته تکاندهنده فصل ۱۱۶۸ همینجاست: مشخص میشود که تمام شوالیههای خدا توسط نشانی به نام «پیمان اعماق» (Depths Covenant) به اراده ایمو (Imu) متصل هستند. بلافاصله بعد از افشای این موضوع، میبینیم که این پیمان چطور عمل میکند؛ اراده مستقل هارالد از کار میافتد و او کاملاً تحت فرمان ایمو قرار میگیرد. حالا سؤال اساسی این است: آیا شنکس از عواقب این پیمان خبر داشت؟
قبل از این ماجراها، هم شنکس و هم هارالد حامل نوع ضعیفتری از این نشان بودند که «پیمان کمعمق» (Shallows Covenant) نامیده میشد. اگرچه هنوز دقیقاً نمیدانیم این نسخه چه کارکردی دارد، اما با شناختی که از ایمو داریم، بعید است چیز بیخطری باشد. ایمو در تمام تعاملاتش با شخصیتهای داستان ثابت کرده که ذاتی شرور و خطرناک دارد.
اگر فرض کنیم که همین پیمان کمعمق هم نوعی ارتباط ذهنی یا کنترلی بین ایمو و خدمتگزارانش ایجاد میکند، آن وقت ماجرای قطع شدن دست شنکس در دوران کودکی لوفی کاملاً منطقی میشود. حادثه حمله پادشاه دریا (Sea King) تنها دو سال بعد از جدایی شنکس از اژدهایان آسمانی (Celestial Dragons) رخ داد. این یعنی او احتمالاً تا همان لحظه آخر مردد بوده و در آن لحظه حساس تصمیم نهاییاش را گرفته است.
با این دیدگاه، فداکاری شنکس دیگر یک لحظه عجیب از سر بیحواسی نیست که نویسنده نتواند توجیهش کند؛ بلکه یک شورش آگاهانه است. شنکس با اجازه دادن به هیولا برای خوردن دست چپش، عملاً بخشی از بدنش که حامل پیمان بود را حذف کرد و نفوذ باقیمانده ایمو بر خودش را برای همیشه از بین برد.
این اتفاقات در فصلهای اخیر، جایگاه شنکس را در داستان بهکلی دگرگون میکند. اگرچه او هنوز هم یکی از شخصیتهای مثبت و محبوب داستان است، اما حالا میدانیم دلبستگی او به گرند لاین (Grand Line) و فداکاریاش برای نجات لوفی، لایههای بسیار عمیقتری داشته است.
بازگشت به اژدهایان آسمانی؛ شنکس جاسوس دوجانبه بود؟
هواداران وان پیس سالهاست که شک داشتند شنکس خون اژدهایان آسمانی را در رگهایش داشته باشد، بنابراین تأیید ارتباط او با خانواده فیگارلند (Figarland Family) خیلی شوکهکننده نبود. اما نکتهای که ورق را برمیگرداند این است که شنکس واقعاً به میان اژدهایان آسمانی برگشت، در سیستم آنها رشد کرد و تا یکقدمی تبدیل شدن به شوالیه خدا پیش رفت؛ و همه اینها درست کمی قبل از ملاقات سرنوشتسازش با لوفی بود.
وقتی یادمان میآید که او در شورش بردگان فیشمن به فیشر تایگر (Fisher Tiger) کمک کرد، مشخص میشود که شنکس حتی زمانی که به عنوان «شمشیر فدایی خدا» (Devoted Blade of God) خدمت میکرد، در دلش مخالف اژدهایان آسمانی بود. کنار هم گذاشتن این تکههای پازل نشان میدهد که شنکس به احتمال زیاد فقط برای نفوذ و سر درآوردن از کار آنها وارد سیستم شد و حتی پیمان کمعمق را پذیرفت تا اطلاعات کسب کند.
حالا که وان پیس با سرعت به سمت حماسه پایانی خود میرود، پردهها یکییکی کنار میروند. شنکس به جز چند درگیری کوچک، هنوز قدرت واقعیاش را نشان نداده و وارد میدان اصلی نشده است. تقریباً مطمئن هستیم که ایچیرو اودا (Eiichiro Oda) در آینده نزدیک جزئیات خیلی بیشتری از انگیزههای پنهان او رو میکند.
اگر اودا توانسته برای حفره داستانی قطع شدن دست شنکس چنین دلیل قانعکنندهای بتراشد، پس میتوانیم مطمئن باشیم که داستان گذشته و زندگی این دزد دریایی مو قرمز، یکی از هیجانانگیزترین بخشهای تاریخ وان پیس خواهد بود.
منبع: cbr
نظرات