
۵ صحنه از ادیسه که بیصبرانه منتظریم در فیلم کریستوفر نولان ببینیم
طرفداران داستان ادیسه (Odyssey) بدون شک منتظر دیدن صحنههای خاصی در فیلم کریستوفر نولان (Christopher Nolan) هستند.
فیلم ادیسه در تاریخ ۱۷ جولای ۲۰۲۶ (۲۶ تیر ۱۴۰۵) روی پرده سینما میرود و احتمالاً یکی از بزرگترین موفقیتهای سال خواهد بود. علاوه بر اینکه نام کریستوفر نولان به تنهایی تقریباً موفقیت بزرگ در گیشه را تضمین میکند، این فیلم همچنین به عنوان یک حماسه عظیم ساخته شده است؛ با حضور ستارههای بزرگ سینما و داستانی فانتزی و کلاسیک که یکی از قدیمیترین روایتهای ثبتشده در تاریخ به شمار میرود.
با این حال، برخی لحظات در ادیسه همچنان از نمادینترین صحنههای تاریخ داستانهای فانتزی محسوب میشوند؛ حتی در مقایسه با بسیاری از آثاری که پس از آن نوشته شدهاند. انتظار میرود این فیلم که مت دیمون (Matt Damon) را در نقش ادیسیوس دارد، به شعر اصلی وفادار بماند و سفر خطرناک این جنگجو برای بازگشت به خانه را به تصویر بکشد؛ سفری که فرصتی فراهم میکند تا برخی از شگفتانگیزترین لحظات این داستان را روی پرده بزرگ سینما ببینیم.
غار سایکلاپس

در ادیسه هومر (Homer)، ادیسیوس و گروهی از افرادش که برای شناسایی منطقه رفتهاند، در غار پولیفیموس (Polyphemus) گرفتار میشوند؛ یک غول سایکلاپس (موجودی غولپیکر با یک چشم) که فرزند پوسایدون (Poseidon)، خدای دریا، است. این اتفاق به یکی از هولناکترین لحظات داستان منجر میشود؛ جایی که پولیفیموس چند نفر از همراهان ادیسیوس را میبلعد، تا اینکه ادیسیوس نقشهای برای فرار طراحی میکند.

در همین بخش است که ادیسیوس نقشه معروف خود را اجرا میکند و سایکلاپس را فریب میدهد تا باور کند نام او هیچکس (Nobody) است؛ به این ترتیب، وقتی هیولا برای کمک فریاد میزند، سایکلاپسهای دیگر نمیتوانند منظور او را بفهمند و درخواست کمکش را اشتباه برداشت میکنند. نفرینی که پولیفیموس بر ادیسیوس میگذارد، عامل اصلی بسیاری از اتفاقات سفر ۱۰ ساله او برای بازگشت به خانه است و همه اینها به دلیل غرور ادیسیوس رخ میدهد، زیرا پس از فرار، نام واقعی خود را فاش میکند.
مبارزه با امواج پوسایدون

پس از نفرین پولیفیموس، از آنجا که او یکی از پسران پوسایدون است، این پدر اوست که صدای نفرین را میشنود و به دنبال ادیسیوس و همراهانش میآید. پوسایدون در سراسر این شعر، بزرگترین دشمن الهی ادیسیوس به شمار میرود و او را به دلیل نابینا کردن پولیفموس مجازات میکند. این خشم خدای دریا باعث میشود طوفانها و امواج سهمگینی ایجاد شوند که مسیر سفر ادیسیوس را برای سالها مختل میکنند.
دیدن اینکه کریستوفر نولان چگونه این صحنهها را به تصویر میکشد، میتواند بسیار تماشایی باشد. برای کارگردانی که علاقه زیادی به استفاده از جلوههای ویژه عملی دارد و همیشه به دنبال خلق بزرگترین تجربه سینمایی ممکن است، جالب خواهد بود ببینیم که چگونه با اقیانوس و طوفانهای پوسایدون کار میکند. این صحنهها ممکن است از باشکوهترین لحظات نسخه آیمکس (IMAX) فیلم ادیسه باشند.
غار سیلا

سیلا (Scylla) هیولایی ۶ سر است که گردنهایی بلند و ردیفهای سهگانهای از دندانهای شبیه دندان کوسه دارد و در غاری بر فراز صخرهای بلند کمین کرده است. ادیسیوس در مسیر سفرش تلاش میکند از غار او عبور کند؛ اما خدمهاش بهای سنگینی میپردازند و چندین نفر از آنها جان خود را از دست میدهند. سیلا در برابر کاریبدیس (Charybdis)، گرداب عظیم دریایی، قرار دارد و این دو با هم تنگهای مرگبار را شکل میدهند. عبور از هر یک از این دو مسیر به قیمت از دست دادن تعدادی از افراد ادیسیوس تمام خواهد شد.
هنگامی که کشتی از کنار سیلا عبور میکند، این هیولا ۶ نفر از بهترین و نیرومندترین پاروزنان ادیسیوس را مستقیماً از روی عرشه میقاپد. ادیسیوس در شعر هومر این صحنه را اندوهبارترین منظره تمام سفر خود توصیف میکند؛ لحظهای که صدای فریاد زدن نامش توسط افرادش را میشنود، در حالی که هیولا آنها را میبلعد.
ظهور زئوس پس از نابودی گلههای هلیوس به دست خدمه ادیسیوس

پس از ماجرای سیلا، افراد ادیسیوس علیه او شورش میکنند. وقتی آنها درمییابند که ادیسیوس حاضر است همه آنها را از دست بدهد تا خودش به خانه نزد همسر و پسرش برسد، تصمیم میگیرند از خودشان محافظت کنند و در زمانی که ادیسیوس در میانشان نیست، برخلاف هشدارها، بهترین گاوها را برای غذا ذبح میکنند.

این گاوها از گلههای هلیوس (Helios)، خدای خورشید، هستند و هلیوس خواهان انتقام میشود. در نتیجه، زئوس ظاهر شده و صاعقهای از آسمان فرو میفرستد که کشتی را متلاشی کرده و تمام خدمه را میکشد؛ تنها ادیسیوس زنده میماند. این صحنه کاملاً مناسب سبک نولان است؛ ترکیبی از درماندگی اخلاقی، خشم خدایان و یک سکانس عظیم و ویرانگر که در آن تقریباً همهچیز نابود میشود.
بازگشت ادیسیوس و بازپسگیری تاجوتختش

لحظه بزرگ پایانی ادیسه باید بینقص باشد تا پایانبندی فیلم به خوبی اجرا شود. آتنا (Athena)، ادیسیوس را به شکل یک گدای پیر درمیآورد تا بتواند بدون شناختهشدن در کاخ خودش رفتوآمد کند. یکی از تأثیرگذارترین لحظات این بخش زمانیست که سگ پیر او، آرگوس (Argos)، بلافاصله صاحبش را میشناسد و پیش از مرگ، دمش را برای او تکان میدهد. این صحنه، با وجود دردناک بودن، حتماً باید در فیلم وجود داشته باشد.
با این حال، پس از اینکه در طول فیلم میبینیم خواستگاران، همسر و پسر ادیسیوس را آزار میدهند و زندگی آنها را به جهنم تبدیل میکنند، نقطه اوج داستان باید کشتار کامل آنها را به تصویر بکشد تا نتیجه آن سفر طولانی و طاقتفرسا به سرانجام برسد. لحظهای که ادیسیوس کمان خود را آماده میکند و برای انتقام بازمیگردد، همان لحظه اوج و پاداش داستان است؛ لحظهای که میتواند ادیسه را به یکی از بهترین فیلمهای فانتزی سال تبدیل کند.
نظر شما درمورد فیلم ادیسه چیست؟ شما منتظر تماشای کدام صحنه هستید؟ دیدگاه خود را با ما به اشتراک بگذارید.
منبع: Screenrant
پرونده با امید لنون: از قیمت جی تی ای ۶ چی فهمیدیم؟












نظرات