
۸ سریال علمی-تخیلی که دید شما به واقعیت را به چالش میکشند (قسمت اول)
بعضی از بهترین سریالها و فیلمهای علمی-تخیلی صرفا روایتهایی تکبُعدی از فناوریهای آینده یا دنیاهای بیگانه نیستند؛ بلکه آنها قدرت این را دارند که درک بیننده از واقعیت را کاملا دگرگون کنند و باعث شوند جهان را از زاویهای متفاوت ببیند. فیلم ماتریکس (Matrix) شاید بهترین نمونه باشد؛ فیلمی که عنوانش به استعارهای برای سیستمهای پنهان دنیای واقعی و دروغهای ساخته و پرداخته تبدیل شده است.
در دنیای سریالها هم بسیاری از برترین آثار علمی-تخیلی تاریخ، هدفشان فقط پیشبینی آینده نیست. آنها مخاطب را در روایتهای جاهطلبانهای از سفر در زمان، دوگانگی ذهن و جسم، جبر، اختیار و دهها ایده و مفهوم فلسفی دیگر غرق میکنند. برخی از این سریالها چنان تاثیرگذارند که پس از تماشای آنها دیگر همان آدم سابق نیستید؛ چون نگاهتان به واقعیت برای همیشه تغییر کرده است.
پانتئون (Pantheon)

سریال انیمیشنی پانتئون با کسب امتیاز کامل ۱۰۰ درصد در وبسایت راتن تومیتوز، یک شاهکار علمی-تخیلی دو فصلی است که مخاطب را با پرسشهای عمیقی درباره ماهیت خاطرات و تاثیر آنها بر آگاهی روبهرو میکند. این سریال شما را به فکر فرو میبرد که اگر خاطره، هویت و احساسات صرفا الگوهایی از داده باشند، آیا میتوان آنها را بازتولید کرد یا حتی برای همیشه از بین برد؟

سریال پانتئون در مقیاسی کیهانی نشان میدهد که اگر ذهنهای دیجیتالی بتوانند جهانهای مجازی خود را با دقتی تا سطح ذرات زیراتمی خلق کنند، مرز میان واقعیت پایه و یک شبیهسازی فوقالعاده دقیق عملا از بین میرود. البته اینها تنها بخشی از ایدههای بلندپروازانهای هستند که پانتئون در طول دو فصلش مطرح میکند تا ذهن مخاطب را مدام درگیر نگه دارد.
آقای ربات (Mr. Robot)

سریال آقای ربات از همان دقایق ابتدایی، مخاطب را وارد دنیای روایت غیرقابلاعتماد شخصیت اصلی یعنی الیوت میکند. حتی در قسمت نخست، چندین صحنه وجود دارند که بعدها مشخص میشود چیزی جز سناریوهای خیالی در ذهن او نبودهاند. سریال با همین لحظات به زیبایی این نکته را جا میاندازد که نمیتوانیم همیشه به آنچه میبینیم اعتماد کنیم. با پیشروی داستان، آقای ربات روایتی پساسایبرپانکی از انزوا، بیگانگی و قدرت مهارنشده شرکتهای بزرگ ارائه میدهد.
این سریال علمی-تخیلی نشان میدهد که چگونه نظامهای مالی، بدهی، ابرشرکتها و عادتهای مصرفگرایانه، بیسروصدا رفتار انسانها را شکل میدهند و با القای توهم حق انتخاب، تودهها را مطیع نگه میدارند. برخی از تکاندهندهترین لحظات سریال، بیننده را وادار میکنند فراتر از روزمرگیهایش فکر کند و از خود بپرسد که آیا او هم مانند الیوت، در حال فرار از واقعیتی تلخ است که توان روبهرو شدن با آن را ندارد؟
لژیون (Legion)

لژیون با به تصویر کشیدن اسکیزوفرنی شخصیت اصلی و قدرتهای ذهنی شبهخدایی او به شکلی که از یکدیگر قابل تشخیص نیستند، پرسشهای هولناکی درباره تعریف ما از بیماری روانی مطرح میکند و این باور را به چالش میکشد که تجربههای ذهنی غیرمتعارف را میتوان به سادگی نادیده گرفت یا صرفا بیمارگونه دانست. این سریال علمی-تخیلی همچنین سرشار از مونولوگهای فلسفی است که نشان میدهند دلیل وجود بسیاری از حقیقتهای به ظاهر بدیهی، این است که انسانها به صورت جمعی به آنها باور دارند.

حتی تصویرسازی لژیون از حافظه انسان نیز نشان میدهد که نمیتوان خاطرات را سندی قابلاعتماد از گذشته عینی دانست. حافظه میتواند دچار تحریف شود، تغییر کند یا حتی به طور کامل از بین برود. در مجموع، لژیون شاید بهترین انتخاب برای کسانی باشد که میخواهند درک کنند واقعیت ما کمتر از حقیقتهای عینی جهان پیرامونمان شکل میگیرد و بیشتر محصول شیوهای است که خودمان جهان را ادراک و تفسیر میکنیم.
جداسازی (Severance)

سریال جداسازی یا تفکیک، ایده ساده و روزمره برقراری تعادل میان کار و زندگی را به شکلی هوشمندانه به کابوسی دیستوپیایی درباره کنترل شرکتها و تکهتکه شدن درک انسان از هویت خودش تبدیل میکند. این سریال شخصیتهای متعددی را به تصویر میکشد که هویتشان به دو بخش درونی (innie) و بیرونی (outie) تقسیم شده است. در ابتدا، برای بیننده سخت است که این هویتها را چیزی جز همان افراد اصلی بداند. با این حال، وقتی درونیها به تدریج هویتهای مستقل و متمایز خودشان را شکل میدهند، حتی بیننده هم ناچار میشود از خود بپرسد که آیا آنها واقعا بخشی از یک آگاهی واحد و یکپارچه هستند یا نه.
این موضوع پرسشهای زیادی را درباره این مسئله مطرح میکند که ما در طول عمرمان چه مقدار از زندگی خود را آگاهانه و با میل خود به روالهای کاری و شرکتی واگذار میکنیم؛ بدون اینکه در آن بخش از زندگی، حضور و آگاهی فعالی داشته باشیم. حتی تصویری که این سریال علمی-تخیلی از مسائلی مانند فرقهگرایی در شرکتها و توهم آزادی در محیطهای کاری ارائه میدهد، بسیار قابللمس است. جداسازی چشم مخاطب را به روی بیعدالتیهایی باز میکند که ممکن است بدون اینکه حتی متوجه باشیم، در حال تحمل کردنشان باشیم.
سریال علمی-تخیلی مورد علاقه شما از این لیست کدام است؟ نظرات خود را در قسمت کامنت برای ما بنویسید.
منبع: Screenrant
چرا بازیهای قدیمی جالبتر بودن؟ پرونده با امید لنون














[…] […]