قرار است بازی سایلنت هیل: تاونفال (Silent Hill: Townfall) گیمرها را به لوکیشن ترسناک و تازهای ببرد. ظاهرا این عنوان همان مسیری را پیش گرفته که پیشتر در سایلنت هیل اف (Silent Hill f) دیده بودیم. تریلر سایلنت هیل تاونفال دقیقا همان حس وحشت و دلهره آشنا را به تصویر میکشد که هواداران این مجموعه قدیمی همیشه انتظارش را دارند. با این وجود، وقتی متوجه شدیم داستان در شهر ساحلی سنت آملیا (St. Amelia) روایت میشود، کمی غافلگیر شدیم. سایلنت هیل اف هم محیط کلاسیک شهر نیوانگلند را کنار گذاشته بود، اما نسخههای اخیر مثل ریمیک سایلنت هیل ۲ (Silent Hill 2 remake) تمرکز شدیدی روی لوکیشن اصلی و اتمسفر خاص آن داشتند.
همین تغییر مکان، یکی از جذابترین و موثرترین بخشهای سایلنت هیل اف به حساب میآمد. این بازی ثابت کرد کانسپت اصلی فرنچایز محدود به یک جا نیست و میتوان داستانهای متفاوتی را در لوکیشنهای تازه تعریف کرد. نتیجه کار اثری بود که کاملا متمایز از سایر قسمتهای سری به نظر میرسید، هرچند که لحن روایت و مدل ترساندن مخاطب کاملا با استانداردهای این مجموعه همخوانی داشت. حالا سایلنت هیل تاونفال هم دقیقا در همین مسیر قدم برمیدارد. چنین رویکردی یک اتفاق امیدوارکننده برای آینده این فرنچایز محسوب میشود و به خوبی تصمیم کونامی (Konami) برای انتشار نسخههای متعدد را توجیه میکند؛ تصمیمی که هم طرفداران را راضی نگه میدارد و هم به بازیسازها اجازه میدهد تا قصههای خودشان را خلق کنند.
سایلنت هیل یک وضعیت ذهنی است، نه فقط یک شهر
داستان سایلنت هیل تاونفال مرزهای شهر اصلی را پشت سر میگذارد و این اتفاق میتواند نشانه فوقالعادهای برای آینده این سری باشد. در نسخههای ابتدایی سایلنت هیل (Silent Hill)، لوکیشن بازی کاملا مشخص بود و افراد را با دلایل مختلفی به سمت خود میکشاند؛ گاهی بر اثر یک اتفاق تصادفی مثل تصادف ماشین هنری میسون (Henry Mason) و گاهی به خاطر تروماها و آسیبهای روانی گذشته. مثلا با خاطرات شیرین جیمز ساندرلند (James Sunderland) بازی میکرد تا او را در چنگال خود گرفتار کند. بعضی از نسخهها ایده روایت داستان در مکانهای دیگر را امتحان کرده بودند، اما خیلی از قسمتهای سایلنت هیل اصرار داشتند که این فضا هم یک موقعیت جغرافیایی ثابت و هم یک بعد مرموز بین جهانها است.
چیزی که همیشه به این بازیها ارزش بیشتری داده، تاکید بر این موضوع است که سایلنت هیل قبل از هر چیز یک وضعیت ذهنی به شمار میرود. همین نگاه است که به شخصیتها، داستان و تم اصلی بازی شکل میدهد. سایلنت هیل اف با بردن داستان به کشور ژاپن، این ایده را به بهترین شکل ممکن پیاده کرد. سازندگان توانستند المانهای تثبیتشده ترس در این فرنچایز را با نمادهای فرهنگی و ویژگیهای خاص یک روستا در ژاپنِ دهه ۱۹۶۰ ترکیب کنند.
اکنون به نظر میرسد سایلنت هیل تاونفال هم برنامه مشابهی دارد و ما را با شهر ساحلی سنت آملیا آشنا میکند. ظاهرا تمرکز داستان بیشتر روی ناتوانی سایمون اوردل (Simon Ordell) در درک شرایط زندگیاش و ارتباط او با این شهر جدید است، تا اینکه بخواهد به سوالات بیپاسخ مانده درباره افسانه شهر اصلی سایلنت هیل بپردازد. تریلری که در رویداد استیت آف پلی سونی (Sony State of Play) پخش شد، به خوبی نشان میدهد که این عنوان میخواهد از حس انزوای طبیعی محیط خود نهایت بهره را ببرد. این رویه تازه میتواند مسیر درخشانی را برای بازیهای بعدی باز کند.
سایلنت هیل لزوما نباید در شهر سایلنت هیل اتفاق بیفتد
مهمترین دلیلی که سایلنت هیل را به یکی از بهترین نمونههای داستانسرایی در ژانر وحشت تبدیل کرده، ویژگیهای اسرارآمیز آن است. تجربه هر فرد از این شهر مستقیما با گذشته و زخمهای روانی خودش گره خورده و همین موضوع باعث خلق هیولاهای عجیب و تصاویر دلهرهآور متفاوتی میشود. مه غلیظ و شوم بازی یک نماد عالی برای نشان دادن نفوذ شهر است، اما اگر قرار بود بازیکنان همیشه در همان لوکیشن آمریکایی همیشگی گیر بیفتند، این مجموعه دیر یا زود به ورطه تکرار میافتاد.
سایلنت هیل اف به همه ثابت کرد که فضا و لحن کلی این سری میتواند با مکانها و فرهنگهای مختلف سازگار شود. این بازی حتی از حال و هوای کلاسیک آمریکایی فاصله گرفت و هنجارهای فرهنگی یک دوره زمانی متفاوت را به چالش کشید. سایلنت هیل تاونفال هم دقیقا در همین مسیر حرکت میکند؛ داستان خودش را در دهه ۱۹۹۰ پایهگذاری کرده و هیولاهایی را به تصویر میکشد که انگار ریشه در یک مشکل اورژانسی پزشکی دارند. این موضوع کاملا با وضعیت شخصیت اصلی همخوانی دارد، چون در تریلر دیدیم که او اخیرا در یک بیمارستان بستری بوده است.
این تغییر مسیر، تصمیم بسیار هوشمندانهای است که بازیها را از تکراری شدن نجات میدهد. با توجه به اینکه کونامی قصد دارد نسخههای جدید را با فاصله زمانی کمتری منتشر کند، جلوگیری از تکرار اهمیت زیادی پیدا کرده است. این استراتژی همچنین به استودیوهای مختلف فرصت میدهد تا با ورود به این مجموعه، امضا و سبک خاص خودشان را به جا بگذارند. دقیقا مثل کاری که استودیو نیوباردز اینترتینمنت (NeoBards Entertainment) با سایلنت هیل اف کرد و داستانی ساخت که هم با چارچوب اصلی فرنچایز همخوانی داشت و هم کاملا متعلق به خودشان بود. اگر گیمرها میخواهند سایلنت هیل همچنان به پیشرفت خود ادامه دهد، این انعطافپذیری برای تازه ماندن هر نسخه ضروری است و دیدن چنین رویکردی در هسته اصلی سایلنت هیل تاونفال، امیدها را برای آینده بالا میبرد.
منبع: Comicbook
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات