فرنچایز Smurfs همیشه راه سختی برای جلب نظر مخاطبان داشته است؛ و این چالش فقط به خاطر دنیای پر از موجودات کوچک و آبیرنگش نیست! استودیوی Sony Pictures Animation در سال ۲۰۱۱ با ساخت فیلم The Smurfs تلاش کرد این شخصیتهای کارتونی محبوب را در یک جهان ترکیبی از لایو-اکشن و انیمیشن زنده کند، اما نتیجه چندان موفق نبود و با تنها ۲۱٪ امتیاز در Rotten Tomatoes بهشدت مورد انتقاد قرار گرفت. ادامهی این مسیر با The Smurfs 2 در سال ۲۰۱۳ حتی بدتر پیش رفت و امتیاز ۱۴٪ به دست آورد. در نهایت، ساخت قسمت سوم این مجموعه بهطور کامل کنار گذاشته شد.
سازندگان در سال ۲۰۱۷ با فیلم تمامانیمیشنی Smurfs: The Lost Village رویکرد جدیدی را امتحان کردند که هرچند نسبت به آثار قبلی بهتر بود، اما باز هم نظر مثبت چندانی نگرفت و تنها به ۴۱٪ رضایت منتقدان بسنده کرد. حالا با فیلم جدید Smurfs، استودیوهای Paramount Animation و Nickelodeon Movies دست به همکاری زدهاند تا این فرنچایز را دوباره زنده کنند. این بار با یک اثر موزیکال و حضور ریحانا در صداپیشگی، فیلم در قالبی شبیه به یک ریبوت عرضه شده است. در ادامه همراه ما باشید تا ببینیم این تلاش تازه تا چه حد موفق شده و آیا میتواند جایگاه اسمورفها را در سینما احیا کند یا نه.
داستان فیلم Smurfs درباره چیست؟
اسمورف بدوننام در جستجوی هویت خود
فیلم Smurfs ما را به دهکدهای رنگارنگ و شاد از اسمورفها میبرد که این بار با تهدیدی بزرگ روبهرو شدهاند. اسمورفت با صداپیشگی ریحانا تلاش میکند به اسمورف بینام، با صدای جیمز کوردن، کمک کند تا استعداد و هدف واقعی خود را پیدا کند و بالاخره نامی برای خودش داشته باشد. اما وقتی یک کتاب جادویی به نام Jaunty Grimoire به اسمورف بینام قدرتهای خارقالعادهای میدهد، او ناخواسته توجه گروهی از جادوگران شرور را به خود جلب میکند. این گروه به رهبری رازامل و برادر دوقلویش گارگامل سالهاست در جستجوی این کتاب هستند تا با آن طلسمی بسازند که نیکی را از جهان پاک کند.
با ربوده شدن پاپا اسمورف ماجرا شکل جدیتری به خود میگیرد. حالا اسمورفها باید برای نجات رهبرشان، شکست دادن جادوگران و حفظ دهکدهشان دست به یک ماجراجویی تازه بزنند. فیلم با ترکیب موسیقی، طنز و صحنههای اکشن، سعی دارد حالوهوایی پرهیجان و در عین حال دلنشین بسازد که هم برای طرفداران قدیمی اسمورفها جذاب باشد و هم نسل جدید را سرگرم کند.
داستانی شلوغ و پر از خردهروایتها
پاپا اسمورف، رهبر مهربان اما گرفتار ماجراهای جدید
فیلم Smurfs تلاش میکند داستانی عظیم با جزئیات فراوان ارائه دهد، اما همین جاهطلبی باعث شده روایتش پیچیده و گاهی پراکنده شود. در این قسمت از مجموعه، اسمورفت با گذشتهاش روبهرو میشود و باید با واقعیت تلخ ساخته شدن توسط گارگامل کنار بیاید. از طرفی اسمورف بینام هم مسیری شخصی برای کشف هویت خود طی میکند و این دو خط داستانی، تنها بخشی از روایت شلوغ فیلم هستند.
کتابهای جادویی مرموزی که قدرت نابودی جهان را دارند، محور تهدید اصلی داستاناند. بااینحال، تصمیم برای ربودن فقط پاپا اسمورف بهجای کل روستا، منطقی به نظر نمیرسد. اسمورفها در ادامه گارگامل را دستگیر میکنند و سپس برای پیدا کردن کن، برادر پاپا اسمورف، راهی سفری تازه میشوند. فیلم دنیای جدیدی برای اسمورفها معرفی میکند و حتی به آنها نقشی عظیم در تعادل جهان میدهد، اما این حجم از عناصر مختلف باعث شده داستان انسجام کافی نداشته باشد و اتفاقات گاهی پشت سر هم رخ دهند، بدون اینکه بهطور طبیعی به هم پیوند بخورند.
ترکیب متنوعی از صداپیشگیهای درخشان و متوسط
کن، برادر پاپا اسمورف با صدای نیک آفرمن، از جذابیتهای تازه فیلم
عملکرد صداپیشگان فیلم هم مثل داستان، کیفیتی ترکیبی دارد. ریحانا که تجربه بازیگری موفقی هم دارد، در این فیلم صدایی گوشنواز ارائه میدهد، اما در برخی لحظات حس میشود او فقط در حال خواندن متن است و تلاش چندانی برای خلق شخصیتی متمایز نکرده. جیمز کوردن در نقش اسمورف بینام هم عملکردی قابلقبول اما نهچندان بهیادماندنی دارد.
در مقابل، برخی بازیگران صداپیشه کاملاً میدرخشند. جان گودمن به شخصیت پاپا اسمورف عمق و وقار خاصی میدهد و نیک آفرمن در نقش برادرش، کن، لحظات طنز جالبی میسازد. جیپی کارلیک با صداپیشگی دو برادر شرور داستان به کاراکترهایش زندگی میبخشد، و ناتاشا لیون در نقش مامان پوت، شخصیت خشمگین اما بامزهای خلق کرده است. از دیگر نقاط قوت صداپیشگی میتوان به امی سداریس در نقش کتاب جادویی Jaunty Grimoire و دن لوی در نقش دستیار شوخطبع جادوگر اشاره کرد که هر دو انرژی خاصی به فیلم دادهاند.
پایانی جذاب، اما پیشینهای اغراقآمیز
طنز و شوخیهای اسمورفها همچنان بخش مهم داستان است
فیلم در سکانس پایانی به اوج خلاقیت خود میرسد. مبارزهی اسمورفها با گروه جادوگران و استفاده از سبکهای متنوع انیمیشن، از جمله یک بخش جذاب خمیری (Claymation)، فضای تازهای به فیلم میدهد. این سکانس پرانرژی، هم از نظر بصری چشمنواز است و هم ترکیبی از طنز و اکشن را بهخوبی ارائه میکند.
بااینحال، تلاش برای تبدیل اسمورفهای کوچک و بامزه به «مدافعان نهایی نیکی در جهان» کمی اغراقآمیز به نظر میرسد و با فضای سنتی این مجموعه همخوانی ندارد. در حالیکه دادن نقش و اهمیت بیشتر به آنها میتواند جذاب باشد، جهش ناگهانی از موجودات کوچک و بامزه به قهرمانان کهکشان کمی باورپذیری داستان را کاهش میدهد.
هزینه ساخت و عملکرد فروش: بازگشتی کمرمق برای اسمورفها
گاراگامل دوباره با نقشههای شیطانیاش بازگشته است
فیلم Smurfs با بودجهای حدود ۵۸ میلیون دلار ساخته شد؛ بودجهای که بخش زیادی از آن صرف جلوههای بصری، طراحی دقیق دنیای اسمورفها و صداپیشگی ستارگان شناختهشده شد. انتخاب قالب موزیکال و ریبوت کامل فرنچایز تصمیمی جاهطلبانه بود و نشان میداد استودیوها قصد دارند اسمورفها را دوباره به اوج محبوبیت برسانند. با این حال، این سرمایهگذاری سنگین در عمل به نتیجهای که انتظار میرفت نرسید.
اکران فیلم با فروش حدود ۱۱ میلیون دلاری در هفتهی اول آغاز شد که ضعیفترین افتتاحیه در تاریخ این مجموعه است. فروش جهانی نیز تاکنون به حدود ۶۹ میلیون دلار رسیده که فاصلهای چشمگیر با فروش فیلم اول در سال ۲۰۱۱ دارد؛ اثری که بیش از ۵۶۰ میلیون دلار در گیشه فروخت. حتی در مقایسه با نسخهی انیمیشنی سال ۲۰۱۷، این ریبوت تا اینجا عملکرد پایینتری داشته است. به نظر میرسد تغییرات گسترده، از موزیکال شدن گرفته تا معرفی شخصیتهای جدید، نتوانسته است آنطور که باید مخاطبان را به سالنهای سینما بکشاند. البته باید دید در ادامه مسیر اکران، فروش فیلم بهبود پیدا میکند یا نه؛ هرچند فعلاً به نظر نمیرسد Smurfs بتواند در گیشه موفقیت چشمگیری به دست بیاورد.
اسمورفها؛ فیلمی شلوغ اما پیشرفتی نسبت به گذشته؟
فیلم Smurfs اثری است پر از ایدههای مختلف که گاهی بیش از حد شلوغ و نامنسجم به نظر میرسد. داستان همزمان دو قهرمان، دو ضدقهرمان، بحرانی بزرگ و تعداد زیادی شخصیت جانبی را دنبال میکند و مخاطب را بین دنیاهای مختلف میبرد. این حجم از عناصر داستانی باعث شده روایت فیلم پراکنده و نیازمند تمرکز بیشتری باشد. بااینحال، نسبت به نسخههای قبلی پیشرفت محسوسی دارد. طراحی انیمیشن باعث شده اسمورفها دوباره ظاهری کارتونی و جذاب پیدا کنند و از ظاهر غیرطبیعی نسخه ۲۰۱۱ فاصله بگیرند. حتی بخشهای خلاقانهای مانند سکانسهای آزمایشی فیلم، تجربهای تازه و چشمنواز برای مخاطب رقم زده است.
صداپیشگیهای فیلم هم در مجموع کیفیت خوبی دارند و هرچند برخی شخصیتهای اصلی میتوانستند صدایی متمایزتر داشته باشند، هیچ اجرایی در سطح ضعیف قرار نمیگیرد. در نهایت، Smurfs با وجود پیشرفت در طراحی بصری و اجرای هنرمندان، همچنان از شلوغی روایت و نبود انسجام داستانی رنج میبرد. اگر فیلم روایت سادهتر و داستانی منسجمتر داشت، میتوانست به یکی از آثار ماندگار فرنچایز تبدیل شود. نظر شما چیست؟ آیا فکر میکنید با این ریبوت، آیندهی این فرنچایز روشن است یا باید با آن خداحافظی کنیم؟
منبع: مجله بازار
بهترین بازی سولزلایک تاریخ چیه؟ میزگیم با امیدلنون @omidlennon
نظرات