بهترین قسمتهای باب اسفنجی براساس IMDB: کابوس همبرگر خرچنگی
آقای خرچنگ تصمیم میگیرد رستوران خرچنگی را برای تمام ۲۴ ساعت باز بگذارد تا پول بیشتری درآورد. اما این موضوع و خستگی شدید باب اسفنجی باعث میشود او از همبرگر خرچنگی بترسد و آن را بزرگترین کابوس خود در دنیای واقعی و هنگام خواب در نظر بگیرد.
اولین قسمت از فصل چهارم سریال SpongeBob SquarePants فصل را فوقالعاده آغاز میکند. این اپیزود از دو بخش با نامهای fear of a Krabby Patty و Shell of a Man تشکیل شده که هر کدام از آنها به شیوه خاص خود باب اسفنجی را تحت فشار میگذارند. البته مسبب این فشارها آقای خرچنگ است که برای نفع خود کارمند بیچارهاش را تحت شرایط سختی قرار میدهد و اصلا به فکر سلامتی او نیست.
در بخش اول که Fear of a Krabby Patty نام دارد آقای خرچنگ پلانکتون را میبیند که رستوران خود را ۲۳ ساعت در روز باز میگذارد. آقای خرچنگ هم برای اینکه کم نیاورد تصمیم میگیرد رکورد پلانکتون را بزند و رستورانش را برای ۲۴ در روز باز نگه دارد؛ به گونهای که باب اسفنجی حتی یک دقیقه هم فرصت استراحت نداشته باشد. هدف پلانکتون از انجام این کارها این است که باب خسته شود و به نحوی فرمول همبرگر خرچنگی را تسلیم وی کند.
در ابتدا باب هیچ نشانهای از خستگی نشان نمیدهد و مثل یک ماشین خستگیناپذیر کار میکند. منتها پلانکتون با یک اسم تقلبی به رستوران خرچنگی زنگ میزند و سفارش ۱۰,۰۰۰ همبرگر خرچنگی را میدهد. باب هم به مدت ۴۳ روز و بدون حتی یک دقیقه استراحت سفارش را تکمیل میکند؛ منتها عقلش را از دست میدهد و از همبرگرهای خرچنگی ترس پیدا میکند. آقای خرچنگ هم که میبیند آشپزش دیگر نمیتواند عین سابق کار کند تصمیم میگیرد او را به یک روانشناس بفرستد. پلانکتون هم دوباره خود را به عنوان یک روانشناس جا میزند تا باب به پیش او مراجعه کند.
آقای خرچنگ از اینکه مثل قبل قدرتمند و مردانه نیست خجالت میکشد
پلانکتون که میخواهد فرمول همبرگر خرچنگی را از باب اسفنجی بگیرد او را هیپنوتیزم کرده و او را به عالم رویا میفرستد. باب در عالم رویا همبرگرهای خرچنگی را شکست میدهد و موفق میشود بر ترس خود غلبه کند. بدین ترتیب پلانکتون به شکلی ناخواسته باب را درمان میکند و او قادر میشود دوباره به سر کار خود باز گردد. منتها این دفعه آقای خرچنگ سخاوت به خرج میدهد و ساعت کاری را به ۲۳ ساعت در روز کاهش میدهد تا باب یک ساعت وقت استراحت داشته باشد.
اما در بخش دوم داستان که Shell of a Man نام دارد، آقای خرچنگ یاد دوران جوانی میکند. او به پایگاه مخفی خود میرود و باب اسفنجی را صدا میکند. آقای خرچنگ در این پایگاه مخفی یادگاریهای زمانی که در نیروی دریایی خدمت میکرد را نگه میدارد تا آنها را از یاد نبرد. او به باب میگوید که او و همرزمهای سابقش یک گردهمایی دارند تا دوباره یکدیگر را ببینند و خاطرات باشکوه گذشته را زنده کنند. منتها آقای خرچنگ مثل اول جوان و مردانه نیست و خجالت میکشد که نسخه پیر و چاق خود را به همرزمهای قدیمی نشان دهد.
بدین ترتیب آقای خرچنگ لاک خود را در میآورد تا باب اسفنجی آن را بپوشد و به جای او در مراسم شرکت کند. باب به روی صحنه میرود و در قالب آقای خرچنگ یک جایزه هم میگیرد؛ منتها پس از مدتی لو میرود و مشخص میشود که او آقای خرچنگ نیست. آقای خرچنگ هم که اوضاع را میبیند از بین بوتهها خارج میشود و راست قضیه را میگوید. این اظهار میکند که از اینکه مانند قبل قوی و مردانه نیست خجالت میکشد و به همین دلیل خودش در مراسم حاضر نشد. منتها ظاهرا سایر همرزمهای او هم پیر شدهاند و نواقص خود را به نحوی پنهان کردهاند. بدین ترتیب همه میخندند و اپیزود به شکل راضی کنندهای به اتمام میرسد.
نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: IMDB
ترسناکترین دختر یوتیوب فارسی کیه؟ میزگیم با مهدیس
نظرات