باب اسفنجی شلوارمکعبی حالا چند دهه است که یکی از بزرگترین برندهای نیکلودئون به حساب میآید و خود این شخصیت هم بدون شک یکی از شناختهشدهترین کاراکترهای کارتونی تمام دوران است. همین محبوبیت باعث شده تا فیلمهای سینمایی متعددی از او ساخته شود که جدیدترین آنها The SpongeBob Movie: Search for SquarePants است. با این حال، برخلاف انتظار، این فیلم جدید نتوانسته مثل همبرگرهای خرچنگی فروش انفجاری داشته باشد و همین موضوع نشاندهنده وضعیت فعلی این برند است.
عملکرد مالی نسبتاً کمرنگ فیلم جدید باب اسفنجی با توجه به قدمت طولانی این مجموعه چندان عجیب نیست و این حس نوستالژی، در عین حال که یک نقطه قوت است، میتواند به یک شمشیر دو لبه تبدیل شود. از طرفی، رقابت شدید سینمایی در دسامبر ۲۰۲۵ هم کار را برای این فیلم سختتر کرده است، همانطور که واکنش اولیه طرفداران هم چندان پرشور نبوده است. اگر ظهور پلتفرمهای استریم را هم به این عوامل اضافه کنیم، شاید بتوان گفت دوران سلطنت باب اسفنجی در بیکینی باتم کمکم رو به پایان است.
جدیدترین فیلم باب اسفنجی یک موفقیت بزرگ در گیشه نیست

فیلم جدید باباسفنجی با وجود نقدهای مثبت، نتوانست تماشاگران زیادی را به سینما بکشاند.
فیلم The SpongeBob Movie: Search for SquarePants در دسامبر ۲۰۲۵ اکران شد و برخلاف تصور بسیاری، با واکنشهای نسبتاً مثبت منتقدان روبهرو شد. حتی امتیاز آن در راتن تومیتوز از بعضی رقبای بزرگش مثل Avatar: Fire and Ash هم بالاتر است. با این حال، با وجود این بازخورد خوب، فروش گیشه آن تا این لحظه بسیار پایینتر از چیزی بوده که انتظار میرفت.
در حال حاضر، این فیلم حدود ۱۶ میلیون دلار فروش داشته، در حالی که بودجه تولید آن ۶۴ میلیون دلار بوده است. طبق یک قاعده کلی در سینما، یک فیلم باید حدود دو و نیم برابر بودجهاش بفروشد تا به سوددهی برسد. یعنی این فیلم باید به فروش تقریبی ۱۶۰ میلیون دلار برسد. این عدد تقریباً ده برابر چیزی است که تا حالا به دست آورده. هرچند تعطیلات ممکن است کمی به فروش آن کمک کند، اما هنوز به یک موج جدی از استقبال نیاز دارد. نکته نگرانکننده اینجاست که با وجود نقدهای مثبت، شروع بسیار ضعیف فیلم در گیشه واقعاً عجیب به نظر میرسد.
یکی از مشکلات اصلی، زمان اکران فیلم است. جدیدترین فیلم باب اسفنجی با رقبای غیرمنتظره و بسیار قدرتمندی روبهرو شده است. بزرگترین تهدیدها، قسمت سوم Avatar و بهخصوص Zootopia 2 هستند. دومی حتی فراتر از پیشبینیها ظاهر شده و بعضی معتقدند در پایان اکران جهانی، فروشش از Avatar: Fire and Ash هم بیشتر خواهد بود.
فیلم علمی تخیلی جدید جیمز کامرون مثل همیشه یک تجربه سینمایی پرزرقوبرق است و طبیعی است که بخش زیادی از سالنها را به خودش اختصاص دهد. از طرف دیگر، وقتی فیلمهای بزرگ دیگر را هم در نظر بگیریم و این واقعیت را که Zootopia 2 تقریباً بازار فیلمهای خانوادگی را در اختیار گرفته، میشود فهمید چرا فیلم جدید باب اسفنجی نتوانسته به یک موفقیت بزرگ تبدیل شود. با این حال، این وضعیت نشانه یک مشکل عمیقتر برای این فرنچایز نیکلودئون است. برندی که سالها همهجا حضور داشت، حالا دیگر آن غول فرهنگی دهه ۲۰۰۰ نیست.
پارامونت پلاس چگونه برند باباسفنجی را تضعیف کرد

انتقال فرنچایز به پارامونت پلاس، ضربه بزرگی به دیده شدن باباسفنجی زد.
یکی از مشکلات بزرگی که این روزها گریبان باب اسفنجی را گرفته، گسترش پلتفرمهای استریم است، بهخصوص سرویس +Paramount. این نمونهای از همان روندی است که در آن شبکهها و استودیوها تصمیم گرفتند هرکدام اپلیکیشن اختصاصی خودشان را راهاندازی کنند، حتی اگر منطقیتر بود محتوایشان را روی پلتفرمهای بزرگتر و عمومیتر منتشر کنند. در نهایت، هنوز هم نتفلیکس، هولو و پرایم ویدیو شناختهشدهترین سرویسهای استریم هستند. در مقایسه با آنها، HBO Max و حتی دیزنی پلاس هم به نوعی محدودتر به حساب میآیند، چون رقابت در این حوزه از همان ابتدا بسیار سنگین بوده است.
در این میان، سرویسهایی مثل Peacock و +Paramount تقریباً گمنامتر هستند. به همین دلیل، فیلم یا سریالی که روی این پلتفرمها منتشر میشود، طبیعتاً مخاطب بسیار کمتری پیدا میکند. این مسئله برای آثار کودک و نوجوان حتی بدتر است، چون دقیقاً همان گروه هدفی که باید این محتوا را ببیند، کمتر به چنین پلتفرمهایی دسترسی دارد یا اصلاً از وجودشان خبر دارد.
باب اسفنجی یکی از شناختهشدهترین فرنچایزهای خانوادگی است که عملاً روی +Paramount گیر افتاده است. لاکپشتهای نینجا هم وضعیت مشابهی دارند. اگر باب اسفنجی روی نتفلیکس یا هولو پخش میشد، بدون نیاز به اشتراک اضافه، احتمالاً فیلم جدیدش خیلی بیشتر دیده میشد و فروش بالاتری هم داشت. اما حالا کاملاً مشخص است که حضور روی یک پلتفرم کمتر دیدهشده، به ضرر باب اسفنجی و پاتریک تمام شده است.
برای کودکانی که والدینشان تلویزیون کابلی را کنار گذاشتهاند و فقط اشتراک سرویسهای بزرگ را دارند، تقریباً غیرممکن است با این فرنچایز روبهرو شوند. نتیجه این میشود که یک نسل جدید شکل گرفته که هیچ ارتباطی با باب اسفنجی ندارد و این همان نسلی است که پارامونت و نیکلودئون باید امیدوار باشند والدینشان آنها را به دیدن فیلم جدید ببرند. در واقع، با این تصمیمهای کوتاهمدت، پارامونت عملاً شانس محبوب شدن دوباره باب اسفنجی بین نسل بعد را از بین برده است. به این ترتیب، دوران سلطه بیرقیب او بین مخاطبان جوان که ۲۶ سال ادامه داشت، به پایان میرسد. آن هم در شرایطی که شیوه معرفی و عرضه فیلم جدید هم کمکی به بهبود اوضاع نکرده است.
«جستوجو برای شلوارمکعبی» بیش از حد ارزان به نظر میرسد

تبلیغات ضعیف و تریلر ناامیدکننده، تصویر اولیه فیلم را خراب کرد.
یکی از بزرگترین مشکلات فیلم جدید باب اسفنجی، همان برداشت اولی بود که به مخاطب میداد؛ برداشتی که نه برای طرفداران قدیمی جذاب بود و نه برای نسل جدید. بسیاری اشاره کردند که انیمیشن فیلم ظاهر ارزان و کمکیفیتی دارد، که با توجه به بودجه نسبتاً پایین آن، دستکم در مقایسه با دیگر انیمیشنهای سینمایی، چندان هم دور از انتظار نیست. جالب اینجاست که در ابتدا قرار بود این فیلم یک فیلم ویدیویی باشد و در سینما اکران نشود و تمرکز اصلی آن بیشتر روی آقای خرچنگ باشد تا خود باب اسفنجی، اما در نهایت این ایده کنار گذاشته شد.
متأسفانه نسخه نهایی فیلم آن پرداخت و جلای سینمایی لازم را دریافت نکرد، بهخصوص اگر آن را با نمونههای مشابهی مثل Moana 2 دیزنی مقایسه کنیم که تبدیل بسیار موفقی از یک اثر تلویزیونی به فیلم سینمایی داشت. علاوه بر انیمیشنی که تا حدی خام و آماتوری به نظر میرسید، شوخیها و گگهایی که در اولین تریلر دیده میشدند هم سطح پایینی داشتند، حتی برای استانداردهای خود این فرنچایز. بعضیها این موضوع را نشانهای از افت کلی طنز باب اسفنجی در سالهای اخیر دانستند، هرچند در عمل این تریلر تصویر کاملی از خود فیلم ارائه نمیداد.
اولین تریلر The SpongeBob Movie: Search for SquarePants بیشتر روی بخشهایی تمرکز کرده بود که چندان جذاب یا قابل بازاریابی نبودند. این رویکرد شباهت زیادی به شیوه تبلیغات پارامونت برای شکست سال ۲۰۲۴ یعنی Transformers One داشت. نتیجه این شد که طرفداران قدیمی با دیدن تریلر دلسرد شدند و مخاطبان کمسنتر هم احساس کردند با فیلمی طرف هستند که نه خیلی بامزه است و نه آنقدر جذاب که برایشان هیجانانگیز باشد.
در واقع، تلاش برای فروش چنین فیلمی به مخاطبی که هم بهتدریج ارتباطش با باب اسفنجی را از دست داده و هم دائماً در معرض انیمههای جدیتر و پرجزئیاتتر قرار دارد، از همان ابتدا محکوم به شکست بود. از طرف دیگر، مسئله استریم دوباره خودش را در بحث تبلیغات نشان میدهد. نمایش تیزرها و یادآوری مداوم وجود فیلم بیشتر از طریق شبکههای کابلی انجام شد، شبکههایی که برای بسیاری از خانوادهها دیگر اهمیت گذشته را ندارند. همه اینها نشانهای است از اینکه نماد تقریباً همیشگی نیکلودئون دیگر در اوج دوران خود نیست.
سلطه باب اسفنجی بیش از دو دهه ادامه داشت، اما گذر زمان باعث شده حفظ این جایگاه روزبهروز سختتر شود. وضعیت کمی عجیب است، چون از یک طرف این شخصیت هنوز حس نوستالژی قدرتمندی ایجاد میکند و بسیاری با خاطرات کودکیشان به یادش میآورند. از طرف دیگر، همان نسل حالا خودشان صاحب فرزند شدهاند و با توجه به تغییرات گستردهای که استریم در شیوه مصرف محتوا ایجاد کرده، ممکن است حتی اشتراک +Paramount را هم نداشته باشند تا فرزندانشان بتوانند باب اسفنجی را دنبال کنند.
پایان یک دوران طلایی برای باب اسفنجی؟
همه اینها نشانههایی از تعلق باباسفنجی به دورهای دیگر است؛ دورانی که شاید خیلی هم دور به نظر نرسد، اما از نظر فرهنگی تفاوتهای زیادی با امروز دارد. ۲۶ سال حضور مداوم برای یک شخصیت کارتونی عدد کمی نیست، اما با توجه به سرعت تغییر سلیقه مخاطبان و تحولات گستردهای که در این سالها رخ داده، این زمان حتی طولانیتر هم احساس میشود. تعریف موفقیت در سینمای امروز کاملاً تغییر کرده است. حالا وقتی از یک انیمیشن پرفروش صحبت میکنیم، بیشتر به موفقیت فیلمهای انیمه فکر میکنیم که حتی در بازارهای غربی هم مخاطبان زیادی پیدا کردهاند و صفهای طولانی برای دیدنشان تشکیل میشود. در چنین فضایی، فیلم جدید باب اسفنجی دیگر آن جذابیت سابق را ندارد.
به نظر میرسد باب اسفنجی، با وجود نقدهای نسبتاً مثبت و جایگاه نوستالژیکی که هنوز دارد، دیگر آن نماد بیرقیب گذشته نیست. مخاطبان جدید گزینههای متنوعتر و جذابتری دارند و مخاطبان قدیمی هم بیشتر با خاطراتشان زندگی میکنند تا با نسخههای جدید این فرنچایز. انگار این اسفنج دوستداشتنی کمکم در حال خشک شدن است؛ نه به این معنا که کاملاً فراموش شده، بلکه به این معنا که دیگر مرکز توجه فرهنگ عامه نیست. شما چه فکر میکنید؟ به نظر شما هنوز شانسی برای بازگشت باب اسفنجی به دوران اوج وجود دارد یا باید قبول کنیم که دوران طلایی او برای همیشه به گذشته تعلق دارد؟
منبع: CBR


نظرات