در دنیای تلویزیون، سریالهای ترسناک زیادی وجود دارد، اما شاید کاملترین نمونهای که بتوان پیدا کرد، چیزی نباشد جز SpongeBob SquarePants. شبکه نیکلودئون میزبان برخی از بهترین سریالهای انیمیشنی تاریخ است و موفقترین آنها تا امروز، که هنوز هم نشانهای از توقف ندارد، بدون شک باباسفنجی شلوارمکعبی است؛ مجموعهای که نسلهای مختلفی با آن بزرگ شدهاند.
این سریال که توسط استیون هیلنبرگ ساخته شده، مخاطب را به اعماق اقیانوس میبرد تا با شخصیت اصلی و دوستانش آشنا شود. ماجراهای روزمره باباسفنجی گاهی بازتابی از زندگی واقعی هستند و گاهی کاملاً عجیب و غیرمنطقی به نظر میرسند. نکته جالب اینجاست که بسیاری از این داستانها، در واقع ساختاری شبیه داستانهای ترسناک دارند و همین موضوع باعث میشود SpongeBob SquarePants به شکلی غیرمنتظره، کاملترین سریال ترسناکی باشد که میتوان پیدا کرد. در ادامه قرار است دقیقتر ببینیم این «ترس» در قالب چه ژانرهایی ظاهر شده و چرا نگاه به باباسفنجی از این زاویه، تصویر کاملاً متفاوتی از آن میسازد.
انواع مختلف وحشت در SpongeBob SquarePants

وقتی شخصیتها در یک بدن ترکیب میشوند و مرز میان کمدی و وحشت کاملاً از بین میرود.
همانطور که یکی از کاربران تیکتاک با نام hairychestington خیلی خوب توضیح داده، اگر دقیقتر نگاه کنیم میشود تقریباً همه گونههای وحشت را در فصلهای مختلف SpongeBob SquarePants پیدا کرد. هرچند این سریال چند قسمت مشخص با حالوهوای ترسناک یا مخصوص هالووین دارد، مثل قسمت معروف «Graveyard Shift»، اما واقعیت این است که عنصر وحشت بیشتر در قسمتهایی دیده میشود که اصلاً قرار نبوده ترسناک باشند.
برای مثال، «Squeaky Boots» نمونهای از وحشت روانشناختی است، «SB-129» به وحشت کیهانی نزدیک میشود، و «Hooky» ساختاری شبیه فیلمهای اسلشر دارد. وحشت کالت را میتوان در «Club SpongeBob» و ماجرای صدف جادویی دید. «One Krab’s Trash» حالوهوای زامبیوار دارد و به لطف شخصیت Flying Dutchman هم نمونههای مختلفی از وحشت ماورایی در سریال دیده میشود.
اما شاید واضحترین و پررنگترین نوع وحشت در SpongeBob SquarePants، وحشت جسمی باشد. قسمتهای زیادی در این دسته قرار میگیرند، اما مشهورترین و احتمالاً شوکهکنندهترین آنها «SquidBob TentaclePants» است. در پایان این قسمت، به خاطر یک اختراع خراب از سندی، اختاپوس، باباسفنجی، پاتریک، سندی، آقای خرچنگ، پرل و خانم پاف همگی در یک بدن واحد با هم ترکیب میشوند؛ تصویری که هم عجیب است، هم خندهدار و هم بهطور ناخوشایندی ترسناک.
در مجموع، تعداد زیادی از قسمتهای SpongeBob SquarePants یا بهطور مستقیم عناصر وحشت دارند یا در اصل داستانهای ترسناکی هستند که زیر لایهای از طنز پنهان شدهاند. قسمتهایی مثل «Rock Bottom» یا «!Krab Borg» نمونههای خوبی از این موضوعاند. این نگاه تازه باعث میشود سریال از زاویهای کاملاً متفاوت دیده شود؛ زاویهای که هم برخی از مهمترین نقاط قوت آن را برجسته میکند و هم بعضی از ضعفهایش را بهتر نشان میدهد.
نمونههای وحشت در SpongeBob و نشانههای افت سریال

وقتی بدن باباسفنجی به صحنهای از کابوس تبدیل میشود.
SpongeBob SquarePants مثل بسیاری از انیمیشنهای طولانیمدت دیگر، مثل The Simpsons، دیگر در همان سطح سالهای ابتدایی خود نیست. کیفیت سریال مدتهاست که رو به افت رفته و اگر از زاویه وحشت به آن نگاه کنیم، این موضوع حتی واضحتر هم میشود.
بسیاری از بهترین قسمتهای SpongeBob SquarePants و همینطور قویترین نمونههای وحشت در این سریال، متعلق به دورهای هستند که به «دوران هیلنبرگ» معروف است؛ زمانی که خالق اصلی سریال هنوز بهطور مستقیم در ساخت آن نقش داشت. آن قسمتها هم بامزه بودند، هم قابل همذاتپنداری و هم هوشمندانه. آنها به موضوعات مهم میپرداختند و عناصر ژانرهای بهظاهر بزرگسالانهتری مثل وحشت و علمیتخیلی را به شکلی خلاقانه وارد دنیای کودکانه سریال میکردند.
اما در سالهای اخیر، SpongeBob SquarePants بارها به خاطر تغییر لحن و سبک انیمیشن مورد انتقاد قرار گرفته است. شوخیها بیشتر به سمت طنز چندشآور رفتهاند، شخصیتها سادهلوحتر و ناهماهنگتر شدهاند و داستانها گاهی حتی بدبینانه و بیرحمانه به نظر میرسند. نمونهاش همان قسمت جنجالی که در آن پلانکتون تلاش میکند خودش را بکشد. در این دوره، دیگر خبری از آن شوخطبعی هوشمندانه و ارجاعات خلاقانهای که زمانی هویت اصلی سریال بودند، نیست.
SpongeBob SquarePants همچنان یک سریال ترسناک است؛ اما به بدترین شکل ممکن!
با این که شوخیهای هوشمندانه و داستانهای خلاقانه سالهاست از SpongeBob SquarePants فاصله گرفتهاند، این سریال همچنان به نوعی یک اثر ترسناک باقی مانده است، اما نه از آن جنس ترسی که سرگرمکننده یا معنادار باشد. همانطور که اشاره شد، سبک انیمیشن در طول زمان تغییر زیادی کرده و حالا بیش از حد اغراقآمیز و عصبی به نظر میرسد؛ حرکات سریع، چهرههای بیش از اندازه کشیده یا دفرمه و واکنشهایی که گاهی بیشتر شبیه کابوس هستند تا یک انیمیشن کودکانه. این سبک جدید در بعضی لحظات یادآور فضای آشفته و عجیب Ren & Stimpy است، با این تفاوت که در SpongeBob این تغییر بیشتر حس بینظمی و خستگی میدهد تا خلاقیت.
در نتیجه، SpongeBob SquarePants امروز بیشتر از این که ترسناکِ جالب باشد، ترسناکِ ناخوشایند است. ترسی که از اغراق بیش از حد، شوخیهای سطحی و شخصیتهایی میآید که دیگر آن عمق و جذابیت سابق را ندارند. سریالی که زمانی میتوانست با زیرمتنهای هوشمندانه و فضاهای عجیب، هم کودکان و هم بزرگترها را جذب کند، حالا بیشتر شبیه نسخهای شلوغ و پر سر و صدا از خودش شده است. با این حال، هنوز هم برای بسیاری از مخاطبان قدیمی، SpongeBob یادآور دورانی است که وحشت در آن به شکلی خلاقانه، بامزه و حتی تأملبرانگیز ارائه میشد. نظر شما چیست؟ آیا SpongeBob هنوز هم میتواند به همان کیفیت گذشته برگردد یا این تغییر مسیر، دیگر غیرقابل جبران است؟
منبع: SCREENRANT

نظرات