باب اسفنجی
آخرین اخبار باب اسفنجی و پاتریک خبر

تماشا کنید: وقتی باب اسفنجی قرنطینه می‌شود!

ویدیویی که در این مطلب تماشا می‌کنید، مربوط به یکی از قسمت‌های فصل دوازدهم مجموعه باب اسفنجی شلوارمکعبی به نام Kwarantined Krab است. در این قسمت، رستوران کراستی کرب به‌طور اضطراری تحت قرنطینه قرار می‌گیرد، چون یک بیماری مرموز در آن‌جا شیوع پیدا کرده است. مشکل اینجاست که هیچ‌کس نمی‌داند چه کسی ناقل این بیماری ناشناخته است و همین موضوع باعث ایجاد ترس، سوءظن و موقعیت‌های عجیب و طنزآمیز بین شخصیت‌ها می‌شود.

این قسمت در رستوران کراستی کرب آغاز می‌شود؛ جایی که آقای خرچنگ در حال خوش و بش با مهمانانش یعنی خانم پاف و پرل است. در همین حین، وقتی که پاتریک با تاخیر در سفارشش اختاپوس را حسابی کلافه و عصبی کرده، ناگهان و بدون هیچ مقدمه‌ای، بازرس بهداشت محلی وارد رستوران می‌شود. او دستگاهی را بیرون می‌آورد و با آن محیط را اسکن می‌کند و سپس اعلام می‌کند که کراستی کرب از نظر بهداشتی خطرناک است.

انیمیشن «باب اسفنجی: در جستجوی شلوارمکعبی» را در بازار تماشا کنید

بازرس شک دارد که یکی از افراد داخل رستوران به بیماری‌ای به نام آنفولانزای صدفی (Clam Flu) مبتلا شده باشد. به همین دلیل، رستوران را قرنطینه کرده و همه افراد حاضر را داخل رستوران حبس می‌کند. این اتفاق باعث می‌شود که همه به‌جز باب اسفنجی شروع به وحشت‌، جیغ‌زدن و دویدن کنند. پرل شروع به غر زدن و اعتراض می‌کند، اما آقای خرچنگ می‌گوید که در دوران خدمتش در نیروی دریایی، وقتی یکی از ملوان‌ها مریض می‌شد، او را از بقیه جدا کرده و داخل فریزر حبس می‌کردند تا بقیه بتوانند با خیال راحت از سلامت خودشان لذت ببرند.

بعد از آن، آقای خرچنگ از همه می‌پرسد که آیا کسی احساس بیماری می‌کند یا نه، اما هیچ‌کس پاسخی نمی‌دهد. در نتیجه، او یک انبر فلزی برمی‌دارد و به شکلی تهدیدآمیز از آن استفاده می‌کند. این کار باعث می‌شود تا اختاپوس حسابی دستپاچه شود؛ او به عقب می‌پرد و به یک میز می‌خورد و در اثر این برخورد، یک فلفل‌پاش به هوا پرتاب می‌شود و مستقیم داخل بینی باب اسفنجی می‌افتد؛ باب هم ناگهان عطسه می‌کند.

همین عطسه کافیست تا همه فوراً فکر کنند که باب اسفنجی ناقل بیماری است، در حالی که کاملاً واضح است که او هیچ مریضی‌ای ندارد. باب می‌گوید که با وجود سالم بودن، حاضر است داوطلبانه وارد فریزر شود. او سعی می‌کند یک سخنرانی احساسی و فداکارانه انجام بدهد، اما حرفش ناتمام می‌ماند؛ چون آقای خرچنگ درب فریزر را محکم به روی صورتش می‌بندد.

بعد از آن مشخص می‌شود که باب اسفنجی داخل فریزر کاملاً خوشحال و سرگرم است و روی توده‌ای بزرگ از برف سُر می‌خورد. بقیه با دیدن این صحنه نفس راحتی می‌کشند و فکر می‌کنند که بدترین بخش قرنطینه تمام شده است. در این میان، پاتریک متوجه می‌شود که باب یک بستنی قیفی در دست دارد و همین موضوع حسابی وسوسه‌اش می‌کند. برای همین، وانمود می‌کند که مریض شده و با مالیدن سس یا چاشنی روی خودش، تظاهر به بیماری می‌کند. این کار دوباره همه را دچار وحشت می‌کند و در نهایت، پاتریک هم داخل فریزر حبس می‌شود.

نقد فیلم باب اسفنجی: جست‌وجو برای شلوارمکعبی

سپس آقای خرچنگ، اختاپوس، خانم پاف و پرل که دور یک میز نشسته‌اند، با بدبینی و اضطراب به همدیگر نگاه می‌کنند و مدام نگرانند که نکند یک نفر دیگر هم به بیماری مبتلا شده باشد. اختاپوس بازویش را می‌خاراند و همین کافیست تا پرل او را متهم کند که به آنفولانزای صدفی مبتلا شده است. آقای خرچنگ هم بدون معطلی اختاپوس را داخل فریزر پرت می‌کند.

کمی بعد، خانم پاف خمیازه می‌کشد و همین خمیازه باعث می‌شود که آقای خرچنگ حسابی دستپاچه شود؛ او فکر می‌کند که این هم نشانه بیماریست و خانم پاف را هم در فریزر حبس می‌کند. بعد از آن، پرل به یاد می‌آورد که هنوز از آخرین باری که به مرکز خرید رفته، کمی پول برایش باقی مانده. این حرف باعث می‌شود آقای خرچنگ به این نتیجه برسد که بیماری حتماً روی ذهن پرل اثر گذاشته و به همین دلیل، او را هم به فریزر می‌فرستد.

باب اسفنجی

داخل فریزر، همه آن‌ها در یک ایگلو (igloo – کلبه یخی) دور هم جمع می‌شوند و اختاپوس متوجه می‌شود که هیچ‌کدام از افراد داخل فریزر در واقع مریض نیستند. در این لحظه، خانم پاف نتیجه‌گیری می‌کند که در حقیقت این آقای خرچنگ است که به بیماری مبتلا شده؛ حرفی که باعث می‌شود پرل به گریه بی‌افتد. اختاپوس تصمیم می‌گیرد که تنها راه حل این است که از فریزر فرار کنند و این بار آقای خرچنگ را داخل آن حبس کنند.

همه با هم از فریزر بیرون می‌آیند و این اتفاق آقای خرچنگ را کاملاً غافلگیر می‌کند. پاتریک سعی می‌کند به او حمله کند، اما آقای خرچنگ خودش را کوچک می‌کند و زیر گریل آشپزی قایم می‌شود. باب اسفنجی هم به دنبالش زیر گریل می‌رود و تلاش می‌کند تا آقای خرچنگ را راضی کند که داوطلبانه بیرون بیاید، اما آقای خرچنگ قبول نمی‌کند و از طریق یک لوله که به تله چربی (grease trap) وصل است، پایین می‌لغزد.

بررسی منشأ و روند خلق انیمیشن باب اسفنجی شلوارمکعبی

در این لحظه، پاتریک گریل را بلند می‌کند و اختاپوس را با زور داخل لوله هل می‌دهد و در نتیجه اختاپوس غرق در چربی و کثیفی می‌شود. آقای خرچنگ با دیدن اختاپوس و شنیدن عطسه‌ او و تصور وجود میکروب‌های بیماری‌زا، از تله چربی فرار می‌کند و وارد سالن غذاخوری می‌شود. در ادامه، پاتریک آقای خرچنگ را گیر می‌اندازد و آن دو با هم درگیر می‌شوند.

باب اسفنجی

پاتریک با زبانش آقای خرچنگ را می‌گیرد و او را به سمت خانم پاف پرت می‌کند. همین باعث می‌شود تا خانم پاف باد کند و زباله‌ها به اطرافش پخش شوند. بعدتر، در همان شب و پس از آن همه شلوغی و درگیری، بازرس بهداشت دوباره به کراستی کرب برمی‌گردد. او اعتراف می‌کند که اشتباه کرده و وقتی روز قبل برای بازرسی آمده بود، دستگاه ردیابش را وارونه گرفته بوده و در واقع هیچ‌کس اصلاً به آنفولانزای صدفی مبتلا نبوده است.

تاریک‌ترین تئوری‌های باب اسفنجی | گذشته تاریک خانم پاف

اما ماجرا به همین‌جا ختم نمی‌شود. بازرس متوجه می‌شود که حالا، بعد از تمام آن دعواها و اتفاقات، هرکدام از افراد به یک بیماری متفاوت دچار شده‌اند. از همه بدتر این‌که آقای خرچنگ به خاطر درگیری‌ها و نقشه ناموفق برای برگرداندنش به فریزر، ترکیبی از هر پنج بیماری را همزمان گرفته است. بازرس بهداشت با دیدن این وضعیت وحشت‌زده می‌شود، از رستوران فرار می‌کند و با فریاد می‌گوید که همه واقعاً مریض هستند و بلافاصله یک قرنطینه فوق‌العاده شدید را اعلام می‌کند.

نظر شما درمورد این قسمت از انیمیشن باب اسفنجی چیست؟ دیدگاه خود را از طریق کامنت با تیم بازار و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.

منبع: SpongeBob Fandom 


رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سک‌شات – قسمت اول

میزگیم سک‌شات

Loading

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها