غمگینترین اپیزودهای باب اسفنجی: خیانت گری به باب
باب اسفنجی و گری رابطه عاطفی عمیقی با یکدیگر دارند و باب، بدون حلزون خانگی خود نمیتواند زندگی کند. ولی با وجود رابطه طولانی مدتی که بین این دو نفر برقرار است، یک روزی گری صاحب اصلیاش را رها میکند و به دنبال پاتریک میرود؛ موضوعی که باب را از لحاظ روحی به مرز فروپاشی میرساند.
سازندگان سریال SpongeBob SquarePants، گری را مانند گربهها طراحی کردهاند. با وجود اینکه در مورد یک حلزون خانگی صحبت میکنیم، اما رفتارها و صداهایی او که از خود در میآورد آدم را ناخودآگاه به یاد یک گربه میاندازد. همانطور که خودتان به احتمال زیاد میدانید، گربهها آنقدر به صاحب خود وابسته نیستند یا حداقل این وابستگی را زیاد بروز نمیدهند. همین ویژگیها در مورد گری هم صدق میکند؛ به گونهای که در اپیزودی به اسم Dumped، حسابی اشک باب اسفنجی را در میآورد.
این اپیزود که به فصل دوم سریال مربوط میشود، در حالی آغاز میگردد که باب اسفنجی و گری در حال بازی کردن هستند. منتها زمانی که پاتریک به جمع آنها اضافه میشود، گری صاحب اصلی خود را رها کرد و به پاتریک میچسبد. رفتارهای او به گونهای است که انگار پاتریک را به باب ترجیح میدهد و دوست دارد در کنار ستاره دریایی صورتی رنگ زندگی کند. گری یک شب هم در خانه پاتریک میخوابد، اما حتی صبح روز بعد هم حاضر نیست به خانه قبلی خود بازگردد. هنگامی که باب و پاتریک گری را در یک دو راهی میگذارند تا او یکی را انتخاب کند، حلزون مرموز باز هم پاتریک را ترجیح میدهد.
باب اسفنجی سعی میکند گری را جایگزین کند، اما هیچ حیوانی نمیتواند جای او را بگیرد
باب اسفنجی که قلبش حسابی شکسته است، سعی میکند با آوردن حیوانات دیگر جای خالی گری را پر کند. او برای این هدف به سراغ حیواناتی مثل کرم و حتی یک حلزون جدید میرود، اما هر یک از آنها رفتارهای زنندهای دارند و خیلی سریع او را ترک میکنند. حتی یک حلزون که رفتار خوبی دارد، نمیتواند جای خالی گری را پر کند. در این وهله پاتریک خطاب به دوستش میگوید بهتر است با واقعیت کنار بیاید و بپذیرد که گری او را ترجیح میدهد.
مدتی میگذرد و پاتریک مجبور میشود برای شستن لباسهای خود به خانه باب اسفنجی برود. منتها درست همان زمانی که پاتریک شلوارش را در میآورد تا آن را بشوید، گری بیخیال پاتریک شده و دنبال شلوار را میگیرد. در این نقطه قلب پاتریک هم میشکند و تصور میکند که گری او را فقط به خاطر شلوارش دوست داشت. گری که به سمت شلوار پاتریک رفته بود، یک کلوچه از جیبش درآورد و شروع به خوردن آن کرد. در این نقطه از داستان مشخص میشود که گری نه به پاتریک علاقه دارد و نه به شلوار او، بلکه تمام این مدت به دنبال کلوچه بوده است.
هنگامی که کلوچه به پایان میرسد گری به سمت باب اسفنجی میرود و در آغوش صاحب اصلی خود قرار میگیرد. اما در سمت دیگر پاتریک واقعا ناراحت شده. او فکر میکرد که با گری رابطه عاطفی واقعی برقرار کرده و چیز ویژهای بین آنها شکل گرفته بود. به همین دلیل با چشمهایی پر از اشک خانه باب را ترک میکند و اپیزود در این نقطه به اتمام میرسد. نظر شما در این باره چیست؟ دیدگاههای خود را با تیم بازار و سایر کاربران به اشتراک بگذارید.
منبع: SpongeBob.fandom
داستان زندگی بزرگترین یوتوبر ماینکرافت | میزگیم با عرفان تاکسیک
نظرات