۱۰ موردی که در پایان سریال Stranger Things با عقل جور نمیآیند
در این مقاله قصد داریم به ۱۰ موردی اشاره کنیم که در پایان سریال Stranger Things با عقل جور در نمیآیند. با مجله بازار همراه باشید.
پس از نزدیک به یک دهه، سریال Stranger Things با قسمتی به نام The Rightside Up (دنیای غیروارونه) به پایان رسید. این سریال که از زمان پخش نخستین قسمتش در ۲۰۱۶ میلادی به یک پدیده فرهنگی تبدیل شده بود، همزمان به بسیاری از سوالها پاسخ داد و سوالهای متعددی را هم بدون جواب رها کرد. در ادامه مقاله قصد داریم به ۱۰ موردی بپردازیم که به پایان سریال Stranger Things ربط داشته و اصلاً با عقل جور در نمیآیند.
ارتباط بین زمین و بُعد ایکس
زمانی که الون موفق شد هنری کریل را از طریق شکافی میان بُعدی از دنیای انسانها تبعید کند، این تئوری شکل گرفت که غیر از دنیای وارونه جهان دیگری هم وجود دارد. با شروع فصل پنجم مشخص شد این جهان ناشناخته با نام بُعد ایکس یا دنیای ورطه شناخته شده و در واقع خانه اصلی مایند فلایر (سلاخ ذهن) و تمام موجوداتی است که از مسیر دنیای وارونه وارد جهان انسانها شدهاند. بدین ترتیب، دنیای وارونه که گمان میشد یک جهان موازی باشد، مشخص شد یک گذرگاه یا پل میان جهانهاست. با این حال، سریال Stranger Things هرگز توضیح نمیدهد که ارتباط اولیه زمین با دنیای ورطه چگونه شکل گرفته یا چرا سلاخ ذهن به زمین علاقهمند شده تست.
مخاطبان قبلاً فکر میکردند پرتاب شدن هنری توسط الون به درون شکاف میانبعدی نخستین تماس با بُعد ایکس بوده اما قسمت پایانی یعنی The Rightside Up نشان میدهد این ارتباط بسیار قبلتر آغاز شده است. در این قسمت، هنریِ نوجوان سنگی مرموز را پیدا میکند که او را به سلاخ ذهن متصل کرده و به شکلی غیرعادی در بدنش جذب میشود. منشا این سنگ هرگز در سریال مشخص نمیشود. البته نمایش Stranger Things: The First Shadow سرنخهایی ارائه میدهد اما خود سریال پاسخی ندارد. بدین ترتیب، این سوال بدون جواب مانده است: سلاخ ذهن چگونه و از چه راهی نخستینبار با زمین ارتباط برقرار کرد؟
عدم حضور هیولاها در نبرد نهایی
اوایل فصل پنجم سریال Stranger Things مشخص میشود بُعد ایکس سکونتگاه اصلی دمـوگورگونها، دموداگها، دموباتها و دیگر موجودات ترسناک است. آنها به ذهن جمعی سلاخ ذهن متصل بوده و از آنجایی که تحت کنترل وکنا بودهاند، به دنیای وارونه رفتند تا بتوانند نقشههای آن را عملی کنند. با این حال، زمانی که شخصیتهای اصلی از دنیای وارونه عبور کرده و وارد دنیای ورطه میشود، هیچ موجودی دیده نمیشود؛ بهجز وکنا و سلاخ ذهن. این غیبت اصلاً و ابداً قابلدرک نیست.
ویل در قسمت Sorcerer چند دمـوگورگون را همزمان از بین برد و بعید است تعدادشان به همین موارد انگشت شمار محدود شود. با توجه به اینکه وکنا مدتها برای یکی شدن زمین و بعد ایکس برنامهریزی کرده بود، پیشبینی میشد حداقل تعدادی از این موجودات را برای محافظت از مخفیگاه خود استفاده کند؛ مشابه کاری که دموباتها در فصل چهارم برای محافظت از خانه کودکی او انجام میدادند. بسیاری از طرفداران این غیبت را سهلانگاری تیم نویسندگی میدانند. برخی دیگر که سعی دارند نیمه پر لیوان را ببینند، احتمال میدهند سلاخ ذهن از موجودات ترسناک برای ساختن حالت فیزیکی خود استفاده کرده باشد.
بد نیست بدانید برادران دافر (Duffer Brothers) در یکی از مصاحبههای خود گفتند وکنا اصلاً و ابداً انتظار نداشت شخصیتهای اصلی به بُعد ایکس آمده و آنجا حمله کنند. از همین رو، هیچ کدام از موجودات ترسناک را اطراف مخفیگاه خود قرار نداد تا از آن محافظت کند.
سلاخ ذهن بسیار ساده شکست خورد
همانطور که پیشبینی میشد، سلاخ ذهن اصلیترین شرور بود؛ موجودی که از همان فصل اول در سریال Stranger Things حاضر بوده و بطور مداوم در الهامها و نقاشیهای ویل بایرز حضور داشت اما هیچ وقت بطور مستقیم وارد جریان داستان نشد. اما برای موجودی که ظاهراً قدمتی طولانی دارد، نابود شدنش بیش از حد سریع و ساده رقم خورد.
در فصل سوم سریال Stranger Things، سلاخ ذهن با استفاده از بیلی میفیلد توانست برای خود شکلی فیزیکی بسازد و شکست دادن آن در مرکز خرید استارکورت نیازمند تلاش و همکاری همه شخصیتها بود. حالت فیزیکی سلاخ ذهن در بعد ایکس بسیار بزرگتر از حالت فیزیکی آن در فصل سوم بود. به همین دلیل، انتظار میرفت یک دشمن بسیار قدرتمند و سرسخت باشد اما نبرد نهایی بسیار ساده پیش رفته و شخصیتهای اصلی با چند شعلهافکن و یک سلاح اتوماتیک آن را شکست میدهند. همچنین نباید فراموش کرد وکنا و موجوداتش در فصل پنجم در برابر گلولههای ارتشیها مقاوم بودند. در ضمن، نباید فراموش کرد سلاخ ذهن در سکونتگاه خودش میجنگید و طبیعتاً باید دست بالاتر را میداشت اما هیچ کدام از اینها مشاهده نشد.
علاوه بر این، نباید فراموش کرد نبرد نهایی سلاخ ذهن و شخصیتهای اصلی کوتاهتر از آن چیزی بود که انتظار میرفت؛ زیرا تیم نویسندگی تصمیم گرفته بود تقریباً نیمی از قسمت آخر سریال چیزهای عجیب را به نمایش سرنوشت شخصیتها بعد از شکست وکنا اختصاص دهد.
آیا زنان باردار همگی کشته شدند؟
یکی از شخصیتهای فراموششده که در فصل پنجم سریال Stranger Things باز میگردد، کالی است. او در یکی از گفتگوهای خود به الون میگوید پروژهای که دکتر برنر آغاز کرده بود متوقف نشده و این بار دکتر کی با استفاده از خون کالی آزمایشهای جدیدی را پیش میبرد. او زنان باردار را تحت آزمایش قرار میدهد تا بتواند DNA تغییریافته را به جنینهای آنها منتقل کند؛ همان چیزی که باعث شکلگیری قدرتهای کالی و دیگران شده بود. ال و کالی تصور میکنند نابود کردن دنیای وارونه میتواند جلوی ادامه این آزمایشهای دولتی را بگیرد. آنها به خواسته خود رسیده و موفق میشوند دنیای وارونه را نابود کنند و هیچ اشارهای به سرنوشت زنان باردار نمیشود.
برخی از طرفداران سریال Stranger Things که سعی در توجیه اشتباهات دارند، معتقد هستند فلش بکِ مربوط به زنان باردار برای مدتها قبل بوده و مشخص نیست کالی چه مدت در اسارت دکتر کی بوده است. از همین رو، آنها احتمال میدهند زنانِ باردار قبل از اجرای نقشه نهایی گروه علیه وکنا و نابودی دنیای وارونه جان خود را از دست بودند. با این حال، سریال هیچ پاسخ روشنی به این موضوع نمیدهد و آن را در هالهای از ابهام باقی میگذارد. اگر هم فرض را بر این بگذاریم که زنان باردار هنوز در دنیای وارونه حضور داشتهاند و قهرمانان داستان آن را منفجر کردهاند، باید قتل چندین نفر را به پایشان بنویسیم!
آیا خانواده ترنبو میدانند چه بلایی سرشان آمد؟
برای نجات درک ترنبو، شخصیتهای اصلی تصمیم میگیرند خانواده ترنبو را بیهوش کرده و بهطور مخفیانه بدزدند تا وکنا و موجودات ترسناکش نتوانند پیدایشان کنند. آنها خانواده را به یک انبار متروکه منتقل کرده و برای حفظ امنیتشان در گوشهای رها میکنند. در این میان، خودِ درک به گروه میپیوندد تا به نجات دیگر کودکان کمک کند؛ تلاشی که البته موفق نیست. با این حال، سریال Stranger Things اصلاً توضیح نمیدهد خانواده ترنبو چه زمانی به هوش آمدند، چه مدت از اتفاقات بیخبر بودند یا آیا اصلاً فهمیدند چه کسانی آنها را ربوده و خانهشان را به آن وضع درآوردهاند.
از آنجایی که درک توسط وکنا ربوده شد، قطعاً چند روزی در کنار خانوادهاش نبوده اما در تمام این مدت هیچ اشارهای به واکنش یا جستجوی والدینش نمیشود. ظاهراً درک پس از بازگشت و خاتمه ماجرا، همه چیز را برای خانوادهاش تعریف نکرده و آنها هم مشکلی با رفت و آمد او با هالی ویلر ندارند؛ موضوعی که نشان میدهد به مایک و دوستانش مشکوک نشدهاند. با این حال، نادیده گرفتن کامل خانواده ترنبو بعد از این ماجرا کمی عجیب است. به خصوص اینکه قبل از بیهوش شدن، اریکا برایشان کیک آورده بود.
هاپر و جویس هرگز اشارهای به هنری نکردند!
داستانسرایی درست یعنی مخاطب نیاز نداشته باشد یک اثر دیگر را بخواند یا ببیند تا به درک درستی از اتفاقاتش برسد اما این موضوع برای فصل پنجم سریال Stranger Things صدق نمیکند. با اینکه سازندگانش گفته بودند تماشای تئاتر Stranger Things: The First Shadow اجباری نیست، بسیاری از جزئیاتش در سریال وجود ندارد. طبق این پیشدرآمد، جویس، هاپر و حتی باب نیوبی در دوران دبیرستان با هنری کریل هممدرسهای بودهاند. بر اساس فلاشبکهای ذهنی هنری به هاوکینز دهه ۱۹۵۰، خانوادههای هرینگتون و ویلر هم در همان دوره حضور داشتهاند. با این حال، در خود سریال نه جویس و نه هاپر هیچ وقت اشارهای به آشناییشان با هنری نکرده و حتی به اتفاقات عجیب نمایش مدرسه (همان نمایشی که در خاطرات هنری دیده شده و طی آن او نزدیک بود خواهر باب را بکشد) اشارهای نمیشود.
بعضی از طرفداران سریال چیزهای عجیب احتمال میدهند جویس و هاپر شناخت چندانی از هنری نداشتهاند اما نباید فراموش کرد این موضوع چند بار به شکل مستقیم و غیرمستقیم مطرح شد. حتی زمانی که وکنا وارد ذهن هاپر میشود، فقط از ترسهای او استفاده کرده و هیچ اشارهای به گذشته مشترکشان در هاوکینز ندارد. جویس هم در نهایت هیولا را برای نجات فرزندانش و دوستان آنها از بین میبرد، بدون اینکه کوچکترین اشارهای به هویت انسانی گذشته او داشته باشد. با توجه به تمرکز فصل پنجم روی این مقطع از زندگی هنری، منطقی به نظر نمیرسد که جویس و هاپر هیچ اشارهای به گذشته نداشته باشند.
مکس و چیزهایی که با عقل جور در نمیآیند
بازگشت مکس از چنگ وکنا و زنده ماندنش پایان فصل چهارم و در فصل پنجم Stranger Things بدون شک یکی از لحظات خوشحالکننده سریال بود. خط داستانی او در ذهن هنری و همکاریاش با هالی برای فرار از آن هزارتو هم یکی از قویترین بخشهای فصل پنجم به شمار رفته و جایگاه مکس را بهعنوان یکی از شخصیتهای کلیدی سریال چیزهای عجیب تثبیت کرد. با این حال، با توجه به شدت آسیبهایی که به او وارد شده بود (شکستن استخوانها، خونریزی از چشمها و از دست دادن بینایی) بهبود کامل جسمی او حتی بعد از گذشت حدود یک و نیم سال چندان باورپذیر نیست.
درست است که مکس بعد از بههوش آمدن روی ویلچر نشسته و مدتی طول میکشد تا دوباره بتواند راه برود اما بازگشت ناگهانی بیناییاش هیچ توضیح روشنی ندارد. نکته عجیبتر این است که او چگونه پس از نزدیک به دو سال کما، بدون مشکل خاصی همراه دوستانش از دبیرستان فارغالتحصیل میشود! سریال پاسخی به این سوال نمیدهد. علاوه بر این، غیبت کامل مادرش، سوزان هارگریو هم سوالبرانگیز است؛ شخصیتی که پس از فصل چهارم دیگر نه در بیمارستان کنار دخترش دیده شد و نه در مراسم فارغالتحصیلی او حضور دارد.
اعتماد بیش از حد به ویل بایرز
یکی از نکات مهمی که قسمت پایانی Stranger Things عملاً نادیده میگیرد، نقش ویل بهعنوان جاسوس وکنا است. ویل در فصل دوم بطور ناخواسته تحت تاثیر سلاخ ذهن قرار داشت و در فصل آخر هم وکنا از او برای پیدا کردن محل مکس در دنیای واقعی استفاده میکند تا دموداگها را به سراغ او بفرستد. با توجه به اینکه ویل هر زمان که به ذهن جمعی متصل است میتواند از طریق وکنا جهان را ببیند، این احتمال وجود دارد که ارتباط دوطرفه باشد. در چنین شرایطی، منطقی به نظر نمیرسد که اعضای گروه با خیال راحت درباره نقشه نهایی نابودی وکنا آن هم در حضور ویل صحبت کنند.
از آنجا که هیچ کس نمیتواند مطمئن باشد وکنا چه زمانی در حال نفوذ به ذهن ویل است (همانطور که خود هنری هم از نفوذ ویل مطلع نمیشود) این تصمیم ریسکی بشدت زیاد دارد. البته که ویل به لطف قدرتهایش نقش مهمی در نجات دنیا ایفا میکند اما وارد کردن او به تمام مراحل طراحی نقشه، خطر بزرگی برای گروه بود. منطقیتر این بود که جزئیات اصلی در زمانی با او در میان گذاشته شود که دیگر فرصتی برای واکنش وکنا باقی نمانده باشد. در غیر این صورت، ویل بیش تر از اینکه یک نقطه قوت باشد، یک نقطه ضعف است.
کالی نمیتوانست برای مدتی طولانی زنده بماند
در انتهای قسمت The Rightside Up، مایک هنوز نتوانسته با اتفاق تلخی که برای الون رخ داده، کنار بیاید و به همین دلیل، یک تئوری درباره چگونگی زنده ماندنش ارائه میدهد. این تئوری قابلقبول به نظر رسیده و میتواند بسیاری از ابهامها را برطرف کند اما به یک پیشفرض مهم وابسته است: اینکه کالی باید زنده مانده باشد و فرصت کافی برای عملی شدن این نقشه وجود داشته باشد. بر اساس این تئوری، فردی که از داخل کامیون ناپدید شد و سپس به داخل دنیای وارونه قدم گذاشت تا نابود شود، در واقع توهمی بوده که کالی برای تمامی افراد حاضر در پایگاه نظامی ایجاد کرده بود. همزمان با این توهم، الون بطور مخفیانه از مهلکه فرار کرد.
میتوان احتمال داد که زخم کالی آنقدرها جدی نبوده یا حتی مرگش یک توهم دیگر بوده تا هاپر او را رها کند اما کمی بیش از حد خوشبینانه است. با این حال، در مقایسه با گزینههای دیگر، منطقیترین تئوری محسوب میشود؛ چون با وجود پرتابگرها الون نمیتوانست از میان نیروهای نظامی عبور کند، دوباره به دروازه بازگشته و سپس وارد ذهن مایک شود.
بازگشت به زندگی عادی؟!
بزرگترین سوال و ابهام احتمالاً به سرنوشت شخصیتهای اصلی مربوط میشود؛ چگونه بعد از تمام اتفاقاتی که در هاوکینز رخ داد، ماموران دولتیای که کشتند و اطلاعاتی که درباره پروژههای بسیار محرمانه دولتی داشتند، به زندگی عادی بازگشتند. الون، هاپر و نانسی تعداد زیادی سرباز را کشتند، مایک، جویس و ویل سعی کردند کودکان را از زیر دست نیروهای نظامی بیرون بکشند و دکتر کی تمام تحقیقاتش را در جریان نابودی دنیای وارونه از دست داد. با در نظر گرفتن این موارد، آزادیِ بدون محدودیتشان کمی غیرقابلباور است. حتی اگر الون۳ نابود شده باشد.
پلیس شدن هاپر هم از آن دست اتفاقات دیگری است که تقریباً هیچ مخاطبی انتظارش را نداشت. با این حال، عدهای از طرفداران خوشبین سریال چیزهای عجیب احتمال میدهند دکتر سم اوونز از نفوذ خود در دولت ایالات متحده آمریکا بهره برد و توانست آزادی را برای متحدان سابق خود به ارمغان بیاورد. هر چند، نباید فراموش کرد رابطه او و دولت در یک برهه زمانی شکرآب شده بود.
نظر شما در رابطه با پایان سریال Stranger Things چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
موقعی که الون از کامیون میاد بیرون اگر حرکت ویدیو رو آهسته کنید به طور واضح می بینید مه سرباز دست الون رو لمس میکنه اصلا قسمت اخرش خیلی باگ های عجیب و غیر منطقی داشت