اخبار سینما و انیمیشن خبر

مشکل مرگ شخصیت‌ها، پایان سریال Stranger Things را به نابودی کشاند

فصل پنجم سریال استرنجر تینگز (Stranger Things) بالاخره دفتر داستان این مجموعه پرطرفدار نتفلیکس (Netflix) را بست، اما بزرگ‌ترین ایراد همیشگی سریال، هرگونه شانس برای رقم زدن یک پایان‌بندی واقعاً رضایت‌بخش را از بین برد. داستان که در شهر خیالی هاوکینز (Hawkins) در ایالت ایندیانا و در حال‌وهوای دهه ۱۹۸۰ می‌گذرد، نخستین بار نزدیک به ۱۰ سال پیش توانست جای خود را در قلب و ذهن مخاطبان تلویزیون باز کند؛ روایتی که گروهی از نوجوانان طردشده را دنبال می‌کرد که پس از ناپدید شدن دوستشان، ناخواسته درگیر خطراتی ماوراءالطبیعی شدند.

این سریال ترسناک علمی-تخیلی در طول پنج فصل، هم‌زمان با پرداختن به قوس‌های شخصیتی ایلون (Eleven) با بازی میلی بابی براون (Millie Bobby Brown)، مایک ویلر (Mike Wheeler) با بازی فین ولفهارد (Finn Wolfhard)، داستین هندرسون (Dustin Henderson) با بازی گیتن ماتارازو (Gaten Matarazzo)، لوکاس سینکلر (Lucas Sinclair) با بازی کیلب مک‌لاگلین (Caleb McLaughlin) و بسیاری دیگر، شخصیت‌های دوست‌داشتنی جدیدی را نیز به فهرست بازیگرانش افزود. زمانی که استرنجر تینگز فصل نهایی خود را اکران کرد، هیچ شکی در تأثیر فرهنگی آن وجود نداشت.

توضیحات برادران دافر درباره سرنوشت هیولاها در نبرد نهایی Stranger Things

با این حال، سوءمدیریت و رویکرد اشتباه نویسندگان در قبال سرنوشت شخصیت‌ها، باعث شد فصل ۵ به یک ناامیدی تمام‌عیار بدل شود. در چهار فصل نخست استرنجر تینگز، حتی یک شخصیت اصلی جان خود را از دست نداد و این روند در فصل ۵ نیز پابرجا ماند. امتناع و سرسختی سریال در نکشتن حتی یک نفر از اعضای گروه مرکزی دوستان یا اعضای خانواده آن‌ها، حتی پیش از فصل نهایی نیز مورد انتقاد قرار گرفته بود. با این همه، تصمیم خالقان اثر، مت و راس دافر (Matt and Ross Duffer)، مبنی بر زنده نگه داشتن (یا دست‌کم باز گذاشتن احتمال زنده بودن) تمام شخصیت‌های اصلی در پایان قصه، اشتباهی فاحش بود.

 

نیازی نبود استرنجر تینگز مثل سریال بازی تاج‌وتخت (Game of Thrones) شخصیت‌ها را چپ‌وراست سلاخی کند، اما «مصونیت داستانی» (Plot Armor) همیشگی سریال برای چهره‌های شاخصش که از همان ابتدا وجود داشت، باورپذیری خطرات عظیم داستان و مهلکه‌هایی را که شخصیت‌ها مدام در آن گرفتار می‌شدند، زیر سوال برد.

فقدان مرگ شخصیت‌های اصلی؛ پاشنه آشیل فصل ۵

جای تعجب نیست که در فصل ۵ استرنجر تینگز، قهرمانان موفق می‌شوند وکنا (Vecna) با بازی جیمی کمپبل باور (Jamie Campbell Bower) را که از انسان به هیولایی دنیوی استحاله یافته، و همچنین ارباب او یعنی مایند فلایر (Mind Flayer) را شکست دهند. تنها شخصیت غیرشروری که در این میان می‌میرد، هم‌تای ایلون در آزمایش‌های دوران کودکی یعنی کالی (Kali) با بازی لینیا برتلسن (Linnea Berthelsen) است؛ شخصیتی که تنها در دو اپیزود از فصل دوم حضور داشت و در فصل ۵ صرفاً به عنوان یک شخصیت فرعی بازگشت.

 

قسمت آخر سریال حتی نتوانست پای مرگ فداکارانه ایلون بایستد، چرا که مایک بعدها این تئوری را مطرح می‌کند که کالی یک توهم ایجاد کرده تا به ایلون کمک کند از هاوکینز بگریزد. پایان‌بندی ایلون که با این ابهام بی‌ارزش و لوث شده است، نماد بارز بی‌میلی استرنجر تینگز برای پذیرش ریسک‌هایی است که ممکن است خاطر مخاطبانش را مکدر کند. به‌طرز حیرت‌آوری، نبرد نهایی علیه وکنا و مایند فلایر بسیار ناامیدکننده و ضعیف به پایان می‌رسد، زیرا این شرورهای به‌ظاهر قدرتمند حتی موفق نمی‌شوند به کسی آسیب جدی وارد کنند.

گویا شلیک‌های جسته و گریخته با شعله‌افکن و تفنگ به سمت مایند فلایر، برای از پا درآوردن این هیولای غول‌پیکر کافی است. در همین حال، ایلون برای کشتن وکنا تقریباً هیچ مشکلی ندارد؛ وکنایی که در فصل ۵ هرگز به اندازه فصل ۴ تهدیدآمیز و رعب‌آور ظاهر نشد. کمی قبل‌تر در همین فصل، دموجورگن‌ها (Demogorgons) که زمانی کابوس بینندگان بودند، نمی‌توانند حتی یک خراش روی پوست نوجوانانی که هیچ آموزش نظامی ندیده‌اند بیندازند، اما همین موجودات می‌توانند به‌راحتی ارتشی از سربازان نظامی را تکه‌تکه کنند.

واکنش بازیگر داستین به سرنوشت مبهم الون در پایان Stranger Things

برای اینکه فصل ۵ بتواند حق مطلب را درباره خطرات هولناکی که سریال زمینه‌چینی کرده بود ادا کند، وقوع حداقل یک مرگ در میان شخصیت‌های اصلی الزامی بود. اما در عوض، مصونیت بی‌پایان شخصیت‌های اصلی، تمام تعلیق و هیجان داستان را از بین برد. مرگ‌های دروغین بی‌شمار در فصل ۵ استرنجر تینگز، با روی هم انباشته شدن، تنها حس کلافگی را در مخاطب تشدید کردند. جیم هاپر (Jim Hopper) با بازی دیوید هاربر (David Harbour) برای بار چندم تا آستانه مرگ رفت و هواداران بار دیگر شاهد سناریوی تکراری «تقریباً مردن» استیو هرینگتون (Steve Harrington) با بازی جو کری (Joe Keery) بودند.

 

اعتراف احساسی و لحظه جدایی میان جاناتان بایرز (Jonathan Byers) با بازی چارلی هیتون (Charlie Heaton) و ننس ویلر (Nancy Wheeler) با بازی ناتالیا دایر (Natalia Dyer) که در اتاقی که به‌طور شومی با ماده‌ای لزج و غلیظ پر می‌شد گیر افتاده بودند، می‌توانست به عنوان یکی از ماندگارترین سکانس‌های تاریخ سریال ثبت شود؛ البته اگر واقعاً لحظات پایانی عمر این شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشید. اما نجات معجزه‌آسای جاناتان و ننس، آن مکالمه صمیمانه و قلبی را عملاً پوچ و بی‌معنی کرد.

واکنش‌های ضدونقیض به پایان سریال Stranger Things و توافق روی یک مورد

بدون وجود عواقب قطعی و دائمی، تمام خطر و وحشتی که شخصیت‌های اصلی استرنجر تینگز متحمل شدند، هیچ معنایی پیدا نمی‌کند. فارغ از نبود تنش و خطر، فصل ۵ استرنجر تینگز از تراکم و ازدیاد شخصیت‌ها نیز رنج می‌برد. برخی از شخصیت‌هایی که پیش‌تر حیاتی بودند، مانند ایلون و مایک، در هفت قسمت از هشت قسمتِ فصل، عملاً به حاشیه رانده شدند. هم‌زمان، فصل ۵ اعضای گروه اصلی را برای مدتی بیش‌ازحد طولانی از هم جدا کرد و تنها در قسمت ماقبل آخر همه را دوباره گرد هم آورد.

 

تقریباً هیچ‌کس به جز ویل بایرز (Will Byers) با بازی نوآ اشنپ (Noah Schnapp) و هالی ویلر (Holly Wheeler) با بازی نل فیشر (Nell Fisher)، زمان کافی برای به سرانجام رساندن کامل قوس شخصیتی خود در اختیار نداشت. در نتیجه، بسیاری از لحظات پراحساس بین شخصیت‌ها در اپیزود نهایی، توخالی و سطحی جلوه می‌کند. این مشکل با فاصله زمانی سه سال و نیمی بین انتشار فصل ۴ و ۵ وخیم‌تر هم شد. اگر استرنجر تینگز جسارت به خرج می‌داد و چند شخصیت اصلی را در فصل‌های گذشته حذف می‌کرد، شاید فصل نهایی می‌توانست پایانی رضایت‌بخش و شایسته برای همه رقم بزند.

استرنجر تینگز هرگز شجاعت کشتن شخصیت‌های اصلی را نداشت

حتی پیش از رسیدن به ایستگاه فصل ۵، استرنجر تینگز هرگز حاضر نشد یکی از مهره‌های کلیدی خود را از صفحه بازی حذف کند. مرگ بارب هالند (Barb Holland) با بازی شانون پرسر (Shannon Purser) در فصل ۱، باب نوبی (Bob Newby) با بازی شان آستین (Sean Astin) در فصل ۲، بیلی هارگرو (Billy Hargrove) با بازی دیکر مونتگومری (Dacre Montgomery) در فصل ۳ و ادی مانسون (Eddie Munson) با بازی جوزف کوئین (Joseph Quinn) در فصل ۴، هیچ‌کدام آن بار احساسی و تکان‌دهنده‌ای را که مرگ یک شخصیت اصلی می‌توانست داشته باشد، به همراه نداشتند. حالا و پس از پایان فصل ۵، پرواضح است که استرنجر تینگز نیاز داشت تا به طرفداران و سایر شخصیت‌های داستانی، سوژه مهمی برای سوگواری بدهد.

 

اگر مرگ فداکارانه ظاهری هاپر در پایان فصل ۳ یا به کما رفتن مکس در انتهای فصل ۴ دائمی و غیرقابل‌بازگشت بود، استرنجر تینگز می‌توانست ردپای بسیار عمیق‌تری بر ذهن بینندگان بر جای بگذارد. در طول کل دوران پخش سریال، به‌ندرت لحظه‌ای پیش آمد که بتوان اضطراب و نگرانی واقعی برای زنده ماندن یک شخصیت محوری را حس کرد. این تمایل به انتخاب همیشگی «مسیر امن»، به میراث هنری استرنجر تینگز لطمه جبران‌ناپذیری زد؛ چرا که فرمول کهنه و تکراریِ شکست‌ناپذیری شخصیت‌های اصلی، در نهایت به عامل سقوط و شکست فصل ۵ تبدیل شد.

منبع: Comicbook


رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سک‌شات – قسمت اول

رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سک‌شات - قسمت اول

Loading

تگ ها

نظرات

اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
ودف
پاسخ

داداش اسمش الونه. تو دقیقا با چه منطقی Eleven رو ایلون خوندی؟

Bruh
پاسخ

دیس ایز ایلون ماسک💀