۱۰ اتفاقی که دوستداریم در پایان فصل پنجم Stranger Things رخ دهد
در این مقاله قصد داریم به ۱۰ اتفاقی اشاره کنیم که انتظار میرود در پایان فصل پنجم Stranger Things رخ دهند. با مجله بازار همراه باشید.
نیمه اول فصل پنجم Stranger Things چندی پیش در دسترس علاقهمندان قرار گرفت و باقی قسمتها در آینده نزدیک از راه میرسند. سریال چیزهای عجیب طی فصلهای گذشته خطوط داستانی متعددی را معرفی کرده و چهار قسمت باقی مانده آخرین فرصت برای جمعبندی تمامی آنها است. اتفاقات زیادی طی فصلهای گذشته چیزهای عجیب رخ داده و طرفداران میخواهند ببینند هر کدام از چهرههای اصلی در انتهای فصل آخر به چه سرنوشتی میرسند. در این مطلب، ۱۰ اتفاقی که انتظار میرود در پایان فصل پنجم Stranger Things رخ دهد را مرور میکنیم.
مکس از کما خارج شود
مکس در مقایسه با دیگر شخصیتهای اصلی دیرتر وارد جریان داستان سریال Stranger Things شد اما در همین مدت کمتر، بلاهای زیادی را بصورت غیرمستقیم یا مستقیم پشت سر گذاشته است. او تقریباً یک فصل تمام را تلاش کرد تا از چنگ وکنا فرار کند اما در نهایت در نفرینی گیر افتاد که شاید هرگز از آن نجات پیدا نکند. اگر او بمیرد، تمام تلاشهایی که شخصیتهای داستان در فصل چهارم کرده بودند بینتیجه میماند. به همین خاطر، انتظار میرود مکس از کما خارج شود.
عدالت برای ادی مانسون
ادی مانسن یکی از مهمترین چهرههایی بود که در فصل چهارم Stranger Things وارد داستان شد و خیلی زود یکی از محبوبترین شخصیتها بین طرفدارها لقب گرفت. او رهبر گروه هلفایر بود و از همان اول، پلیس و دیگران بهخاطر ماجرای قتل کریسی به او شک داشتند.
ادی وقتی در دنیای وارونه با یک گیتار الکتریک جلوی ارتشی از هیولاها ایستاد، جایگاهی را بدست آورد که هیچ کس نمیتواند تصاحبش کند. حضورش در سریال چیزهای عجیب خیلی کوتاه بود و انتظار میرود مرگش جبران شده و همه باید بفهمند او یک قهرمان بود. ادی مانسون ویژگی شاخص دیگری هم غیر از شجاعت داشت. او دیوانه بازی رومیزی Dungeons & Dragons بود و یک نوجوان سرکش و متفاوت نسبت به بقیه به شمار میرفت.
نانسی باید به مثلث عشقی خاتمه دهد
رابطههای عاشقانه از همان اول بخش مهمی از سریال Stranger Things بودند؛ هاپر و جویس، مایک و الِون یا داستین و سوزی. اما هیچ کدام به اندازه نانسی در مرکز یک مثلث عشقی بین استیو و جاناتان نبودهاند. زندگی عاشقانه نانسی همیشه یکی از خطهای اصلی سریال بوده اما در فصلهای سوم و چهارم او از نظر شخصیتی خیلی رشد کرد و دیگر رابطه عاطفیاش تمام هم و غمش نبود.
نانسی حالا قوی، باهوش و یک جنجگوی کاربلد است که میتواند شانه به شانه بقیه مقابل وکنا و نیروهای شیطانیاش بجنگد. روابط عاشقانه بخش جالبی از مسیر شخصیتی اوست اما همانطور که خودش نشان داده، اصلاً مهمترین یا جذابترین بخش نیست. وقتش رسیده که نانسی آن مثلث عشقی را کنار گذاشته و راه خودش را برود. یا حداقل مثلث به یک جمعبندی رسیده و شاهد رقابت میان استیو و جاناتان نباشیم.
حالا وقت درخشش ویل است
مخاطب حین تماشای Stranger Things به احتمال زیاد گمان میکند الون شخصیت اصلی است یا حتی مایک نقش رهبر گروه را دارد. اما ویل بایرز در واقع مهمترین شخصیت سریال است. ویل بخش زیادی از فصل اول را در دنیای وارونه گرفتار شده بود و ارتباط عمیق و ریشهداری با وکنا دارد که حتی از ارتباط الون هم فراتر میرود؛ ارتباطی که حالا شکل و شمایل مهمتری پیدا کرده است.
سرانجام مشخص شده ویل بایرز قدرتهای فراطبیعی زیادی داشته و زمانش رسیده که رهبر شخصیتهای اصلی باشد و از حاشیه بیرون بیاید. او نباید دیگر یک شخصیت فرعی یا مکمل باشد که وقت کمی جلوی دوربین دارد؛ ویل حالا بالاخره اعتماد به نفس لازم را پیدا کرده و میتواند در نبرد نهایی پا به پای الون و کالی پیش بیاید. از همین رو، انتظار میرود در قسمتهای نهایی خودنمایی بیشتری داشته باشد.
الون باید از نهایت قدرتش استفاده کند
زندگی برای الون همیشه مثل یک ترن هوایی پر فراز و نشیب بوده است؛ از دست دادن و دوباره پیدا کردن دو پدر، حضور در یک آزمایشگاه سری دولتی از همان بچگی و پی بردن به گذشتهاش از طریق مجموعهای از اتفاقات وحشتناک. درک و کنار آمدن با هیچ کدام هم برایش آسان نبوده است.
اگرچه سوالات زیادی پیرامون ماهیت الون و چگونگی شکلگیری قدرتها از همان بچگی وجود دارد، با اطمینان میتوان گفت تنها بخشی از پتانسیل نهایی او را دیدهایم. در فصل چهارم Stranger Things دیدیم که الون با قدرتهایش به مشکل خورده و دوباره وارد آزمایشهایی میشود تا تواناییهایش را بازگرداند. همچنین مشخص شد که او در کودکی توانسته نسخه انسانی وکنا (همان هنری) را به دنیای وارونه پرت کند. فصل پنجم تا به اینجای کار آمادگی جسمانی بیشتر او در به کارگیری قدرتهایش را به نمایش گذاشته اما هنوز پتانسیل نهاییاش را ندیدهایم.
استیو باید یک قهرمان شایسته باشد
استیو بدون شک یکی از بهترین تحولهای شخصیتی را در تمام سریال Stranger Things داشته است؛ از یک ورزشکار قلدر به فردی با اخلاق فوقالعاده، شجاع و دلسوز نسبت به اطرافیانش تبدیل شد. او با داستین صمیمیترین دوست شد، گذشته عاشقانهاش با نانسی را رها کرد تا بتواند با جاناتان خوشحال باشد، با افرادی مثل رابین دوستیهای مهمی ساخت و همراه دوستانش مقابل وکنا و هیولاهایش ایستاد.
استیو هرینگتون بدون تردید یک قهرمان است اما یک چیز همیشه جلوی پیشرفت کاملش را گرفت: ماجراهای عاشقانهاش با نانسی و رابین. روابط عاشقانه او معمولاً سرانجام خوبی نداشته و با اینکه فصل چهارم دوباره جرقههایی از احساس بین او و نانسی را نشان داد، این رابطه فقط جلوی رشد شخصیتی هر دوی آنها را گرفته است. انتظار میرود از زیر سایه روابط عاشقانه بیرون آمده و سرانجام به قهرمانی تبدیل شود که تمام این مدت در حال تلاش برای تبدیل شدن به آن بوده است.
روسها چه چیزی از دنیای وارونه میخواستند؟
روسها در فصل سوم Stranger Things به دشمن اصلی شخصیتهای داستان تبدیل شدند. آنها طی اتفاقاتی نامشخص به وجود دنیای وارونه پی برده و تلاش کرده بودند دروازهای پایدار به آنجا باز کنند. بعد هم در فصل چهارم نقش نسبتاً مهمی در ماجرای هاپر داشتند و مشخص شد که چند موجود از دنیای وارونه را دستگیر کردهاند. تمامی اتفاقات مزبور، این سوال را در ذهنها بهوجود آورده که اصلاً روسها چه ارتباطی با دنیای وارونه دارند؟
تحقیقی که توسط دولت آمریکا روی الون و بقیه بچهها انجام میشد، در مقایسه با چیزی که روسها درباره دنیای وارونه میدانند، فقط یک آزمایش کوچک به نظر میرسد. با این حال، روسها اطلاعات زیادی دارند و علاقه شدیدی هم به دنیای وارونه و هیولاهایش نشان دادهاند. فصل پنجم باید بالاخره این ارتباط را روشن کند و نشان بدهد روسها دقیقاً کجای ماجرا هستند و میخواهند به چه چیزی برسند؟
قصه داستین و سوزی یک پایان خوش داشته باشد
شخصیت سوزی در فصل سوم Stranger Things معرفی شد و معشوقه داستین به شمار میرفت. دیگر شخصیتهای داستان در ابتدا امید چندانی به جدی بودن رابطه آنها نداشتند تا اینکه در پایان فصل سوم و با اجرای معروفشان از آهنگ A Never-Ending Story همه را شوکه کردند. سوزی در فصل چهارم Stranger Things بهطور فیزیکی در داستان حضور یافت اما داستین همراه دیگر شخصیتهای داستان نبود. بنابراین، هنوز لحظه مشترکی روی صفحه نمایش نداشتهاند.
داستین یکی از بهترین شخصیتهای سریال چیزهای عجیب بوده و همیشه تمرکزش روی حل مشکلات بزرگتر است. حالا وقتش رسیده که داستین بالاخره پایان خوشش را با سوزی تجربه کرده و آنها بدون ترس از وکنا و دیگر تهدیدات دنیای وارونه لحظات شادی کنار هم داشته باشند.
جویس و هاپر باید رسماً ازدواج کنند
میتوان گفت جویس و هاپر هر دو بار زیادی روی دوش دارند. با توجه به دیالوگها، آنها از سالها قبل تمایلی نسبت به یکدیگر داشتند اما غمهای قدیمی و ترس از دست دادن عزیزترین افراد زندگیشان باعث شده تا فرصت کافی برای برقراری تعامل و ایجاد یک رابطه عاشقانه را نداشته باشند؛ چون همیشه چیزهای دیگری مانع شدهاند.
با خاتمه یافتن سریال چیزهای عجیب در فصل پنجم و تمام شدن تهدید وکنا و دنیای وارنه، انتظار میرود مسئولیتهای قهرمانانه هاپر و جویس پایان یافته و سرانجام فرصت یک زندگی عاشقانه، آن هم بطور رسمی در کنار هم را داشته باشند.
دنیای وارونه چیست؟
دنیای وارنه از همان ابتدا نقش بسیار مهمی در سریال Stranger Things داشته است. این دنیا نسخهای ترسناک و عجیب از واقعیت بوده، انگار در زمان گیر کرده و پر از موجودات وحشتناک است. در فصل چهارم، متوجه شدیم این جهان باعث شد هنری به وکنا تبدیل شود اما چگونگی شکلگیری آن بهعنوان یک جهان موازی هنوز مورد کندوکاش قرار نگرفته و اطلاعاتی دربارهاش نداریم.
برادران دافر میتوانند سریال را بهطور مرتب و کامل به پایان برسانند و به بچهها فرصتی بدهند تا باقی زندگیشان را در هاوکینز بدون ترس از وکنا و هیولاها تجربه کنند اما قبل از آن باید به سوالات پیرامون ماهیت دنیای وارنه پاسخ دهند. انتظارات شما از پایان فصل پنجم Stranger Things چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
بتلفیلد ۶ بهتره یا کالاف دیوتی؟ میزگیم با گلخان و شایان
نظرات