رتبهبندی بهترین قسمتهای فصل پنجم سریال Stranger Things
در این مقاله قصد داریم نگاهی به فصل پنجم سریال Stranger Things انداخته و قسمتهای آن را رتبهبندی کنیم. با مجله بازار همراه باشید.
فصل اول سریال Stranger Things در سال ۲۰۱۶ میلادی منتشر شد و فصل پنجم و آخرش هم در ماههای پایانی سال ۲۰۲۵ به تدریج در اختیار مخاطبان قرار گرفت. طبق گمانه زنیها، فصل اول قرار بود یک مینیسریال باشد اما استقبال گستردهاش باعث شد که سرویس استریم نتفلیکس موافقت خود را با ساخت ادامهاش نشان دهد. از نظر کیفیت، فصل دوم عملکرد قابل قبولی داشت، فصل سوم با وجود جاهطلبی بالا ضعفهای زیادی از خود نشان داد و فصل چهارم تا حد زیادی توانست سریال را به مسیر درست بازگرداند. فصل پنجم اما تجربهای متفاوت و بحثبرانگیز بود که واکنشهای متناضی را از سوی مخاطبان و منتقدان برانگیخت. در ادامه، قسمتهای فصل پنجم سریال Stranger Things از لحاظ کیفیت و جذابیت رتبهبندی شدهاند.
۸- قسمت هفتم: پل (The Bridge)
دفاع کردن از قسمت هفتم فصل پنجم Stranger Things کمی سخت است؛ چون قسمت The Bridge واکنشهای منفی زیادی را دریافت کرده است. جدا از همه دلایلی که باعث نارضایتی برخی مخاطبان شده (به خصوص صحنه مربوط به صحبتهای ویل بایرز با دیگران)، یک نکته را میتوان با اطمینان گفت: اتفاق مهمی در این قسمت نمیافتد. درست است که قسمتِ قبل از قسمت آخر معمولاً یک زمینهچینی بوده و باید همه چیز را برای نبرد نهایی مهیا کند اما این به معنی کم رمق بودن داستانش هم نیست.
قسمت The Bridge بیشتر از هر چیز حس درجا زدن دارد. این قسمت بیشتر از حد روی تعداد زیاد شخصیتهای اصلی تاکید میکند اما نماهای گروهی که قرار است مفهوم اتحاد و کار تیمی را نشان دهند، بیشتر یادآور شلوغی بیش از اندازه سریال و عدم مرگ شخصیتهای اصلی هستند. بدین ترتیب، تمرکز داستانی از بین رفته و هیچ لحظه واقعاً تاثیرگذار یا تعلیق جدیای شکل نمیگیرد. البته که لازم نبود غافلگیریهای بزرگی رخ دهند اما انتظار میرفت در این نقطه حساس از داستان اتفاق مهمتری رخ داده و مخاطب را برای پایانی جذاب آماده کند.
۷- قسمت دوم: ناپدید شدن هالی ویلر (The Vanishing of Holly Wheeler)
قسمت The Vanishing of Holly Wheeler به چند دلیل قابلتوجه است؛ عنوان اولیه این قسمت عمداً ناقص انتخاب شده بود تا هویت فردی که ناپدید میشود، پنهان بماند تا مخاطب خودش حین تماشای سریال هویتِ قربانیِ جدید وکنا را کشف کند. این نحوه نامگذاری یادآور اولین قسمت فصل اول، یعنی The Vanishing of Will Byers است؛ زمانی که همه اتفاقات عجیب سریال آغاز شد. این شباهت، نوعی بازگشت نمادین به نقطه شروع داستان به حساب میآید.
از نظر داستانی، قسمت The Vanishing of Holly Wheeler تنشهای متعددی را شامل شده اما در اجرا دچار مشکل است. نحوه تقابل دموگورگن با شخصیتهای اصلی و فرعی در مقایسه با سربازان بینامونشان چندان منطقی به نظر نمیرسد. اینکه موجودی که قرار است ترسناک باشد، با یک بطری شکسته توسط کارن ویلر شکست بخورد، بیشتر حالت اغراقآمیز و غیرمنطقی دارد. این اتفاق باعث میشود مخاطب گمان کند دموگورگنها دیگر آن تهدید جدی سابق نیستند و همین مسئله باعث کاهش محسوس حس خطر و هیجان کلی سریال میشود.
۶- قسمت پنجم: شاک جک (Shock Jack)
بخش اول فصل پنجم Stranger Things شامل چهار قسمت بود و این بخش بواسطه قسمت چهارم پایان نسبتاً قدرتمندی داشت. اما بخش دوم که از سه قسمت تشکیل شده، شروع چندان محکمی ندارد. قسمت هفتم کمی بهتر از قسمت قبلی است اما نمیتواند هیجانی که در پایان قسمت چهارم شکل گرفته بود را حفظ کند.
قسمت Shock Jack بیشتر شاهد جمع شدن دوباره شخصیتها، مرور اتفاقات و ادامه برنامهریزیها هستیم. تواناییهای ویل همچنان وجود داشته و در داستان نقش دارد اما نه به شکلی که انتظار میرفت یا نه به اندازهای که پایان قسمت چهارم نویدش را میداد. یک تعلیق پایانی هم مطرح میشود که حول شلیک به چیزی میچرخد که ظاهراً نباید به آن شلیک شود اما این اتفاق هم کمکی به تندتر شدن ریتم داستان نمیکند.
۵- قسمت ششم: فرار از کامازاتز (Escape from Camazotz)
قسمت ششم فصل پنجم با عنوان Escape from Camazotz شناخته شده و در مجموع بهترین قسمت بخش دوم به حساب میآید. البته این جمله را نباید به معنای عدم وجود نقاط ضعف در نظر گرفت. مشکلات همیشگی این بخش از فصل مثل ریتم ناپایدار و روایت همزمان چند خط داستانی جدا از هم در قسمت ششم دیده میشود. با این حال، گفتوگوی نانسی و جاناتان نقطه قوت مهمی است؛ صحنهای که به یکی از روابط اصلی سریال سرانجام مشخصی داده و بالاخره حسوحال یک فصل پایانی را منتقل میکند.
خط داستانی مکس و هالی هم در قسمت Escape from Camazotz به پایان رسیده و گفتوگوی احساسی میان آنها از نظر نقشآفرینی و دیالوگ قابل قبول است اما طولانی شدن این صحنه کمی غیرمنطقی است. به بیان دیگر، وکنا هر لحظه ممکن است از راه رسیده و آنها باید زودتر از کامازاتز خارج شوند، نه اینکه یک گفتگوی طولانی داشته باشند.
بخشهای مربوط به بیمارستان در ابتدا هیجانانگیز هستند اما خیلی زود به سمت اغراق میروند؛ از واکنشهای عجیب دموداگها گرفته تا سرعت غیرقابلتوجیه آنها و نحوه شکست خوردنشان. اینکه کارن ویلر موفق میشود دموداگها را با آن وضعیت سلامتیاش شکست دهد نه تنها جالب نیست، بلکه شدیداً توی ذوق میزند. در نهایت، چند لحظه خوب و نقشآفرینیهای قوی باعث میشوند این قسمت سقوط نکند اما در مجموع Escape from Camazotz نتوانسته انتظارات را برآورده کند.
۴- قسمت اول: خزش (The Crawl)
چیز زیادی نمیتوان درباره قسمت The Crawl گفت. این قسمت بهعنوان آغاز فصل پنجم وظیفهاش را در حد قابل قبول انجام داده و پایش را فراتر نمیگذارد. بعضی از سوالها و موارد مهم از پایان فصل چهارم تا حدی در این قسمت مرور میشوند اما آن حس ترس و نگرانی که در انتهای فصل قبل شکل گرفته بود، در حالوهوای داستان چندان دیده نمیشود. در واقع، شرایط هاوکینز و ساکنینش بهگونهای است که انگار نه انگار شهرشان از وسط شکاف برداشته و ارتش آنجا را بهطور کامل قرنطینه کرده است. البته فضا کاملاً عادی هم نبوده و شخصیتهای اصلی داستان نیمچه نگرانیای راجع به آینده دارند.
از نکات مثبت قسمت اول این است که سعی نمیکند عناصر جدید زیادی وارد داستان کند. اگر یادتان باشد، معمولاً در قسمتهای نخست فصل جدید شاهد معرفی چهره یا چهرههایی تازه بودیم. سازندگان که میدانستند تعداد شخصیتهای موجود زیاد بوده، سعی کردند در قسمت The Crawl نیم نگاهی به گذشته داشته و یادآوری کنند چرا اوضاع هنوز نگرانکننده است. همچنین پایان قسمت نوید اتفاقی بزرگ و غیرعادی را داده و هیجان زیادی را در مخاطب ایجاد میکند اما این روند با شروع قسمت دوم چندان خوب ادامه پیدا نمیکند؛ موضوعی که باعث شده آغازِ سریال نتواند تاثیرگذاری مد نظر را داشته باشد.
۳- قسمت سوم: تله ترنبو (The Turnbow Trap)
شاید حین تماشا قابل حدس نباشد اما فرانک دارابونت (Frank Darabont)، کارگردان The Shawshank Redemption، وظیفه ضبط دو قسمت از فصل پنجم Stranger Things را بر عهده داشته که یکی از آنها The Turnbow Trap است. با توجه به سابقه او در ساخت چند اقتباس از آثار استیون کینگ (Stephen King)، حضورش در تیم تولید چندان غیرمنتظره نیست؛ زیرا سریال چیزهای عجیب بخشهای زیادی از فضای داستانی خود را از آثار کینگ، به خصوص It الهام گرفته و ردش در همین قسمت دیده میشود.
قسمت The Turnbow Trap از لحاظ ساختار کاملاً یک قسمت معمولی از فصل پنجم است: شخصیتها دوباره کنار هم جمع میشوند، نقشه میکشند و در نهایت بدون سختی زیاد از پس هیولاها برمیآیند؛ شاید به این دلیل که سالهاست با چنین موقعیتهایی روبهرو شدهاند اما سادگیِ بیش از حد جلوی ایجاد اضطراب و استرس را میگیرد. در مجموع، قسمت سوم نه اثر درخشانی است و نه ضعیف؛ بیشتر یک قسمت قابلقبول و نسبتاً خوشساخت به حساب میآید.
۲- قسمت هشتم: دنیای غیروارونه (The Rightside Up)
قسمت پایانی با عنوان The Rightside Up بینقص نیست اما در مقایسه با دیگر قسمتهای فصل پنجم تجربه سرگرمکنندهتری ارائه میدهد. بسیاری از مشکلات کلی فصل همچنان در این قسمت هم دیده میشوند؛ از عدم کشته شدن شخصیتهای اصلی گرفته تا دیالوگهای نهچندان قوی و شلوغی بیش از اندازه قابها. با این حال، روند اصلی داستان طوری پیش میرود که میتواند هیجانِ مورد انتظار از یک قسمت نهایی را در مخاطب بوجود بیاورد.
البته قسمت The Rightside Up آنقدر قدرتمند نیست که سریال Stranger Things را بهعنوان یکی از بزرگترین آثار تاریخ تثبیت کند اما فاصله زیادی با سریالهایی دارد که پایانشان یک ناامیدی به تمام معنا محسوب میشوند. همانطور که گفته شد، قسمت The Rightside Up رویکردی محافظهکارانه داشته و آنطور که باید و شاید شخصیتهای اصلی را دچار چالش نمیکند. از همه مهمتر، نبرد نهایی خیلی زود به پایان رسیده و بخش نسبتاً زیادی به سرنوشت شخصیتها بعد از نابودی دنیای وارونه اختصاص دارد. با وجود همه نقاط ضعف، قادر است خطوط داستانی را به جمعبندی رسانده و همین موضوع برای یک قسمت پایانی حائز اهمیت است.
۱- قسمت چهارم: جادوگر (Sorcerer)
قسمت Sorcerer نیمه اول فصل پنجم Stranger Things را به بهترین شکل ممکن جمعبندی میکند. این قسمت بهترین صحنههای اکشن فصل را در خود داشته و وکنا در آن بیشتر از هر زمان دیگری تهدیدآمیز، قدرتمند و ترسناک به نظر میرسد.
جدا از صحنههای اکشن هیجانانگیز و حضور شکوهمندانه وکنا به عنوان شرور اصلی، قسمت Sorcerer با یک پیچش قدرتمند به پایان میرسد؛ پیچشی که علیرغم پیشبینیها درباره رخ دادنش در زمانی درست رقم خورد و انتظارها را بیش از حد بالا برد و متاسفانه قسمتهای بعدی نتوانستند همان سطح کیفیت را حفظ کنند. داشتن تنها یک قسمت واقعاً درخشان از میان هشت قسمت اصلاً ایدهآل نیست اما قسمت Sorcerer در کنار چند قسمت نسبتاً خوب دیگر باعث شدهاند فصل پنجم با دریافت لقب «شکست بزرگ» فاصله زیادی داشته باشد.
نظر شما در رابطه با رتبهبندی قسمتهای فصل پنجم سریال Stranger Things چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
ما که راضی بودیم