بررسی و مقایسه دو سریال Stranger Things و It: Welcome to Derry
مقایسه دو سریال Stranger Things (استرنجر تینگز) و It: Welcome to Derry (آن: به دری خوشآمدید) این روزها به یکی از موضوعات داغ اینترنت تبدیل شده است. در حالی که یکی از این دو سریال پس از سفری ۱۰ ساله، با پخش قسمت پایانیاش رسماً به پایان راه رسیده، دیگری تازه اولین فصل خودش را آغاز کرده است. اما چرا مردم این دو اثر را با هم مقایسه میکنند؟ آیا واقعاً یکی از آنها از دیگری بهتر است؟ بیایید کمی عمیقتر به این موضوع بپردازیم.
در نگاه اول، این دو مجموعه شباهت چندانی به هم ندارند. Stranger Things ظاهراً یک سریال علمی-تخیلی است، در حالی که It: Welcome to Derry ادامهای گسترشیافته و در عین حال پیشدرآمدی بر رمان ترسناک و نمادین استیون کینگ (Stephen King) یعنی It به حساب میآید. اما اگر دقیقتر نگاه کنیم، متوجه میشویم که این دو اثر با وجود تفاوتهایشان، نقاط اشتراک قابل توجهی هم دارند.
نکته جالب اینجاست که هر دو فرنچایز تقریباً در یک بازه زمانی سفر خودشان را آغاز کردند. اولین قسمت از سریال Stranger Things در اواسط سال ۲۰۱۶ پخش شد و فیلم It: Chapter One هم در سال ۲۰۱۷ روی پرده رفت. هر دو داستان با ناپدید شدن یک کودک شروع میشوند و محور اصلیشان گروهی از بچههاست که تلاش میکنند تا با نیرویی شرور و ترسناک که شهر کوچکشان را تسخیر کرده، مقابله کنند. جالبتر از همه و احتمالاً یکی از دلایل اصلی شکلگیری این مقایسهها، این است که سریال It و فصل پنجم استرنجر تینگز تاریخ انتشار مشترکی داشتهاند؛ موضوعی که طبیعتاً آتش این بحثها را در فضای آنلاین داغتر کرده است.
هر دو فرنچایز طرفداران زیادی دارند و جامعه هواداریشان تا حد زیادی با هم همپوشانی دارد. علاوه بر این، خالقان سریال Stranger Things یعنی برادران دافر (Duffer brothers) در مستند One Last Adventure: The Making of Stranger Things 5 هم اشاره کردهاند که از طرفداران پر و پا قرص آثار استیون کینگ هستند. خود کینگ هم زمانی که این سریال برای اولینبار پخش شد، علاقهاش به محصول نتفلیکس را در شبکه X با مخاطبانش به اشتراک گذاشت. هر دو مجموعه موفق شدهاند تا رابطهای ماندگار و عمیق با طرفدارانشان بسازند؛ اما آیا واقعاً میتوان قضاوت کرد که یکی از آنها از دیگری بهتر است؟
Stranger Things در برابر It: Welcome to Derry: مقایسه دو سریال فراطبیعی نمادین
ژانر
هر دو سریال در دسته ژانر وحشت فراطبیعی قرار میگیرند. با این حال، Stranger Things در اصل یک سریال علمی-تخیلی است که عناصری از معما، ماجراجویی و ترس را در خود دارد. این مجموعه در عین حال یک داستان بلوغ و رشد هم محسوب میشود؛ جایی که مخاطب شاهد بزرگ شدن شخصیتها، تغییرات احساسی آنها و مواجههشان با احساسات مختلف است، آن هم در حالی که همزمان با نیروهای شرور میجنگند. در مقابل، It: Welcome to Derry فضایی به مراتب خشنتر، سردتر و ترسناکتر دارد. این سریال بیشتر به سمت وحشت کلاسیک و سنتی متمایل است و از عناصر شوکآور، خشونت تصویری و زخمهای روانی (trauma) برای ایجاد ترس استفاده میکند.
در حالی که سریال استرنجر تینگز مخاطبان متنوعی را جذب میکند، آن: به دری خوشآمدید بیشتر خوراک طرفداران جدی ژانر وحشت است. با این حال، همانطور که در فیلمهای It هم دیده بودیم، این سریال جدید نیز در کنار وحشت روانشناختی و کیهانی، رگههایی از طنز را در خود جای داده است.
Stranger Things هرچند لحظات تاریک و ترسناک خودش را دارد، اما همچنان برای نوجوانان و جوانان قابل تماشاست؛ سریالی که با وجود شوکها و ترسها، در نهایت حس امید نسبت به سرنوشت بچهها را به مخاطب منتقل میکند. در مقابل، Derry بیرحمتر و خشنتر عمل میکند؛ ترسی که فقط به صحنههای دلخراش محدود نمیشود و حتی بعد از تمام شدن تصاویر خشن، همچنان زیر پوستت میخزد و باقی میماند.
داستان
داستان سریال Stranger Things در شهر خیالی هاوکینز از ایالت ایندیانا روایت میشود و با ناپدید شدن پسری ۱۱ ساله به نام ویل (Will) آغاز میگردد؛ کودکی که به دنیای موازی و تاریکی به نام دنیای وارونه (Upside Down) کشیده شده است. این دنیا که نوعی پل ارتباطی میان دو بُعد متفاوت محسوب میشود، محل حضور موجودات ترسناک و هیولاهایی مثل دموگورگنهاست (demogorgon) که باعث ایجاد آشوب و فجایع در دنیای واقعی میشوند؛ اتفاقاتی که دولت از آنها برای اهداف نظامی و آزمایشهای خطرناک سوءاستفاده میکند.
در ادامه مشخص میشود که پشت تمام این هرج و مرجها، دشمنی بزرگتر به نام وکنا (Vecna) یا همان هنری کریل (Henry Creel) قرار دارد که دموگورگنها را کنترل میکند. با این حال، هسته اصلی Stranger Things فقط درباره هیولاها و دنیاهای موازی نیست؛ این سریال در اصل داستان دوستی، خانواده انتخابی و بزرگ شدن در دل بحرانی است که میتواند پایان دنیا را رقم بزند.
سریال It: Welcome to Derry پیشدرآمدی بر داستان It است که به تاریخ تاریک، تلخ و نفرینشده شهر دری در ایالت مِین میپردازد. این شهر کوچک سالهاست که توسط موجودی وحشتناک و تغییرشکلدهنده تسخیر شده؛ موجودی که محبوبترین و شناختهشدهترین چهرهاش پنیوایز (Pennywise)، دلقک رقصان است. این موجود هر ۲۷ سال یکبار بیدار میشود تا کودکان شهر را شکار کند.
در دو فیلم It میبینیم که چگونه گروهی از بچهها در نهایت کنار هم جمع میشوند تا پنیوایز را برای همیشه شکست دهند؛ اما در قالب این سریال، مخاطب با رویاروییهای پیشین او، چرخه وحشت در دورههای مختلف و همچنین داستان منشأ این موجود شیطانی آشنا میشود. این سریال نیز، درست مانند Stranger Things، با ناپدید شدن کودکان در شهر آغاز میشود و در این میان، دولت نقشی تاریک، بیرحمانه و شرورانه را ایفا میکند.
کودکان در برابر شر
محور اصلی هر دو سریال، مبارزه کودکان با یک نیروی شیطانیست. این آثار به خوبی نشان میدهند که کودک بودن در دنیایی پر از وحشت تا چه حد ترسناک است؛ به ویژه زمانی که هیچکس حرفهایت را باور نمیکند یا درکی از آنچه که از سر میگذرانی ندارد. در Stranger Things بچهها آنقدر دانش و هوش دارند که بتوانند مفاهیم علمی نسبتاً پیچیده را درک کنند و از آنها برای پیدا کردن دوستشان استفاده کنند.
در نهایت، با تکیه بر دوستی، عشق و وفاداری، گروه هاوکینز موفق میشود وکنا را شکست دهد. اما در Welcome to Derry اوضاع کاملاً متفاوت است؛ بچهها تقریباً هیچ ایدهای ندارند که چطور میتوان پنیوایز را از بین برد. بهترین امید آنها نه پیروزی، بلکه فرار از این چرخه تکرارشونده وحشت است.
روایت داستان
سریال Stranger Things جهان خود را فصل به فصل گسترش میدهد. برادران دافر شخصیتهای جدیدی معرفی کردند، روابط بین آنها را بررسی نمودند و به هر شخصیت به مرور زمان به صورت عمیقتر پرداختند. این روش باعث شد که سریال هر فصل بزرگتر و گستردهتر شود. اگرچه برخی از پرسشها بیپاسخ باقی ماندند، اما سریال تلاش میکند تا قوانین دنیای وارونه را از طریق نظریهها و سرنخهای مختلف برای مخاطب توضیح دهد. در نقطه مقابل، سریال Welcome to Derry با وفاداری به آثار اصلی استیون کینگ، با نیرویی شرور و باستانی سر و کار دارد. این سریال با فیلمها به خوبی همپیوند شده و همزمان، تماشاگر را با حسی مداوم از وحشت و دلهره تنها میگذارد.
پنیوایز در برابر وکنا
پنیوایز و وکنا هر دو از نمادهای شاخص ژانر وحشت هستند و در زنجیره ترس دنیای خودشان در بالاترین سطح قرار دارند. هر دو نیروی شر طبیعت هستند که کودکان را قربانی میکنند و از ترس و زخمهای روانی آنها به عنوان سلاح استفاده مینمایند. پنیوایز یکی از چندین شکل موجودیت باستانی و کیهانی It است که برای ترساندن انسانها ظاهر میشود. این موجود که خارج از محدودیت زمان وجود دارد، از ترس کودکان تغذیه میکند و هر ۲۷ سال یکبار بازمیگردد. این موجود خلق نشده است؛ بلکه درست مانند نیروهای اساطیری، ماهیتی افسانهای و ذاتی دارد.
در مقابل، وکنا نتیجه طمع و خطاهای انسانیست. هنری کریل در ابتدا یک انسان معمولی به دنیا میآید؛ اما مسیر زندگیاش هنگامی که در کودکی با مایند فلیر (mind flayer) مواجه میشود، به کلی تغییر میکند. متأسفانه او مجبور بود با این نیروی شر به تنهایی روبهرو شود و هیچ کس در کنار او نبود. در نتیجه، شخصیت او با تروما، انزوا و خشم شکل میگیرد و حتی سالها در آزمایشگاه هاوکینز مانند یک موش آزمایشگاهی زندانی میماند. وکنا قدرت فوقالعادهای با تواناییهای روانی دارد، اما فانی است و انسان میماند.
حکم نهایی: Stranger Things یا It: Welcome to Derry، کدام سریال بهتر است؟
هیچ پاسخ واحدی برای اینکه کدام سریال بهتر است وجود ندارد؛ زیرا هر دو مجموعه مخاطبان متفاوتی را هدف قرار میدهند. در Stranger Things شدت وحشت کم است و تمرکز بیشتری روی علمی-تخیلی، دوستیها و عشق دارد. این سریال ژانرهای مختلف را با هم ترکیب میکند و نسلی از کودکان با آن بزرگ شدهاند و پیوندهای عاطفی عمیقی با داستان و شخصیتها شکل دادهاند. استرنجر تینگز فضای کافی برای تفسیرها، نظریهها و بحثهای طرفداران دارد و همین باعث شده تا پایان سریال بیش از پیش در معرض نقد و بررسی قرار بگیرد.
در مقابل، سریال Welcome to Derry اجازه نمیدهد هیچگاه احساس امنیت کنید. هر بار که فکر میکنید کسی در امان است، سریال خلاف آن را ثابت میکند. این مجموعه درباره تروما و ترس نسلی است. همانند فیلمها، داستان سریال هم در بازههای ۲۷ ساله روایت میشود؛ It: Chapter One در سال ۱۹۸۹ و Chapter Two در سال ۲۰۱۶ اتفاق میافتد. اولین فصل سریال در سال ۱۹۶۲ جریان دارد و سازندگان با ظرافت شخصیتها را به فیلمها پیوند دادهاند تا داستان به صورت خطی و هماهنگ دنبال شود. در این سریال شما از قبل میدانید که پایان چیست؛ اما لذت آن در این است که میبینید همه چیز چگونه آغاز شد و طی سالها چگونه پیش رفت. سریال فرصت چندانی برای تحلیل و ایجاد نظریههای طرفداری فراهم نمیکند؛ اما در هیجان و وحشت هیچ کمبودی ندارد.
در نهایت، هر دو سریال به شیوه خودشان منحصربهفرد هستند و ارزش دیدن دارند. نمیتوان بهطور قطعی گفت که یکی از آنها از دیگری بهتر است. با این حال، با وجود پیوند عاطفی عمیقتر Stranger Things با مخاطبانش، پایان فصل پنجم بسیاری از طرفداران را ناامید کرد؛ در حالی که Derry توانسته طرفداران جدیدی از دوستداران ژانر وحشت را جذب کند. فرقی نمیکند که کدامیک را انتخاب کنید؛ هر دو در رده بالاترین آثار ژانر خود قرار دارند و تجربهای ارزشمند را به مخاطب ارائه میدهند.
نظر شما درمورد این دو مجموعه چیست؟ سریال مورد علاقه شما کدام است؟ اگر هر دو سریال را تماشا کردهاید، فکر میکنید کدامیک برای مدت بیشتری در ذهن مخاطبان باقی میماند؟ لطفا دیدگاه خود را از طریق کامنت با ما و دیگر کاربران بازار به اشتراک بگذارید.
منبع: Prestigeonline
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
فصل ۱ stronger thing قشنگ بود اما فصل اخر خیلی تکراری و مسخره شده بود اما itفوق العاده بود