از سینمای ژاپن چند فیلم کمدی خوب میشناسید؟ خب امروز در سری مطالب معرفی فیلمهای مناسب عید، رفتیم سراغ تامپوپو (Tampopo) یک کمدی خلاقانه و لذتبخش که در سال ۱۹۸۷ به موفقیتی بزرگ در سینمای هنری دست یافت. جوزو ایتامی، کارگردان فیلم، با الهام از فیلمهای نوآر آمریکایی، گانگستری، وسترن و احتمالاً کمیکبوکها، اثری کاملاً ژاپنی خلق کرد که تماشاگران سراسر جهان را به وجد آورد. این فیلم فراتر از طنزی عجیب و خندهدار، سرشار از طعم و عطر است. اگر ایتامی موفق شده بود فناوریهایی مانند آرومارَما یا اسمل-او-ویژن را احیا کند، یا کارتهای خراشیدنی معطر برای بازآفرینی بوی سویا، پیاز و واسابی طراحی کند، شاید این فیلم هیچگاه از اکران کنار نمیرفت. اما در عوض، به دست فراموشی سپرده شد. اکنون، با نسخهی بازسازیشدهی ۴K، تامپوپو زندهتر و فریبندهتر از همیشه بازگشته است: باغی از لذتهای حسی که همچون ماجراجویی در یک شهربازی سوررئال به نظر میرسد.
ضربالمثل قدیمی سیسیلی میگوید: «انتقام را باید سرد سرو کرد»، اما در تامپوپو — داستان بیوهای جسور که میآموزد چگونه بهترین رامن توکیو را بپزد و بفروشد — انتقام درون کاسهای از آبگوشت داغ و بخارآلود سرو میشود، با نودلهایی که یک شب استراحت کردهاند، سه بار رول شدهاند، و با برشهای دقیق گوشت خوک و پیازچه تزئین شدهاند. تامپوپو که در ژاپنی به معنی «قاصدک» است، نام شخصیت اصلی فیلم است که نوبوکو میاموتو (همسر ایتامی) نقش او را ایفا میکند.
تامپوپو یک کمدی آشپزی خلاقانه و پرانرژی است که عشق به غذا را با طنز و ماجراجویی ترکیب میکند
هفت سامورایی را تصور کنید، اما در توکیوی دههی ۱۹۸۰، جایی که هدف نه دفاع از دهقانان در برابر راهزنان، بلکه گرفتن انتقام از کسانی است که مهارتهای آشپزی تامپوپو را تحقیر کردهاند و نجات رستوران کوچک او از چنگ رقابتهای قدرتمند و تثبیتشده است. این توصیف میتواند تصوری از تضادهای شگفتانگیز و الهامبخش این فیلم به شما بدهد. تامپوپو، که بیوهای تنها و مادری مستقل است، با تکیه بر ارادهی خود — و کمک گروهی غیرمنتظره — به پیروزی و کمال آشپزی میرسد: گورو (با بازی تسوتومو یامازاکی)، رانندهی کامیونی شبزندهدار با استایل یک کابوی مدرن؛ گان (کن واتانابه)، دستیار وفادارش؛ پیسوکن (ریکییا یاسوئوکا)، یک پیمانکار با استعداد در دکوراسیون؛ استاد رامن (یوشی کاتو)، که تنها با عنوان «استاد» یا سنسی شناخته میشود؛ و شوهی (کینزو ساکورا)، آشپز-رانندهای که توسط یک پیرمرد ثروتمند و عاشق رامن به او قرض داده شده است. حتی اگر این گروه را نتوان «هفت دلاور» نامید، بدون شک میتوان آنها را «پنج شگفتانگیز» دانست.
ایتامی داستان تامپوپو را به شیوهای سرراست روایت نمیکند. او آن را با ماجراجوییهای شهوانی و خوراکی یک گانگستر (با بازی کوجی یاکوشو) و معشوقهی مشتاق و بیپروایش (فوکومی کورودا) در هم میآمیزد. بخشی از طوفانهای آزادانهی تداعی که به لذتهای جسمانی و غذایی میپردازند و در نهایت، در تیتراژ پایانی، به تصویری لطیف از نوزادی که در حال شیر خوردن از مادرش است ختم میشود. انگار با یک بازی «ببینیم چه کسی میتواند از این فراتر برود» طرف هستیم، با این تفاوت که تامپوپو از همان ابتدا غیرمنتظره و شگفتآور است و تا پایان این ویژگی را حفظ میکند، مدام انتظارات ما را به بازی میگیرد. در واقع، یکی از برجستهترین لحظات فیلم در آغاز آن رخ میدهد: جایی که گانگستر خوشپوش با معشوقهاش وارد سینما میشود، سپس رو به دوربین میکند و ما را سرزنش میکند که چرا در سینما با صدای بلند چیپس میجویم و پوشش بستهبندیها را خشخش میکنیم!
داستان دربارهی یک زن بیوهی سرسخت است که میخواهد بهترین رامن توکیو را بپزد و در این راه از گروهی شخصیتهای غیرمعمول کمک میگیرد
اما این گانگستر، برخلاف چهرهی خشنش، آداب غذا خوردن خاصی دارد: دستیارانش در برابر او یک میز شیک کافهای باز میکنند و ضیافتی باشکوه را از درون کیفهایشان بیرون میآورند. با پیشروی داستان، او حرکات عجیبی انجام میدهد: با معشوقهاش وارد بازی شهوانی زردهی تخممرغ میشود، به شکلی که زردهی لغزنده را میان دهانهایشان حرکت میدهند تا اینکه در اوج لذت، ترکیده و جاری میشود. او یک خوشگذران تمامعیار است: حتی وقتی که هنگام بلعیدن یک صدف لبش را میبُرد، یک پری دریایی کمسن و سالِ غواص، صدف را از کف دستش به دهان او میگذارد.
ایتامی در سراسر فیلم، از صدای خوردن صدف، تخممرغ و بهویژه نودل لذت میبرد: همان «هورت کشیدن» معروف! که مثل یک ترند رقص دههی ۶۰ میلادی به نظر میرسد. اما اینجا آنقدر اغواکننده است که آدم میتواند با آن برقصَد! برخلاف بسیاری از فیلمهایی که موسیقی بیش از حد بر آنها غلبه دارد، تامپوپو هرچه بیشتر صداها را تقویت میکند، خندهدارتر میشود. ایتامی از موسیقی و افکتهای صوتی برای برانگیختن حواس ما استفاده میکند، نه برای تحتالشعاع قرار دادن آنها. صدای ترکیدن، خشخش کردن و مکیدنهایی که از دهانهای مشتاق بیرون میآید، جذابیتی همچون شوخیهای صوتی در فیلمهای کلاسیک دارند.
فیلم با ساختاری غیرخطی، علاوه بر روایت اصلی، صحنههای فرعی و طنزهای هوشمندانهای دربارهی فرهنگ غذا خوردن و لذتهای حسی زندگی ارائه میدهد
حتی استفادهی ایتامی از سمفونی شمارهی ۱ مالر و «پیشدرآمدها»ی لیست نیز دلنشین است. او این قطعات را با نوعی جنون افسردهوار به کار میبرد، تا فراز و فرودهای تیم تامپوپو (و گانگستر) را نشان دهد و البته کمی هم آنها را به سخره بگیرد.
مسیر رسیدن به کمال در هنر نودلسازی پر از دستانداز است. تامپوپو به همهی آنها برخورد میکند، اما هر بار با کمک دوستانش از آنها عبور میکند. این فیلم نوعی دموکراسی سرراست و بیتکلف دارد، چیزی شبیه به ریو براوو: هر شخصیت چیزی به این سوپ اضافه میکند. سنسی، که زمانی متخصص زنان و زایمان بوده اما به دلیل وسواسش نسبت به رامن، کلینیکش را به همسر و مدیرش باخته است، مرجع نهایی طعم آبگوشت محسوب میشود. شوهی، سرآشپز-راننده، مأموریت دارد تا نودلها را به سطحی بالاتر برساند. پیسوکن، که ابتدا به نظر میرسد یک خلافکار محلی است (اولین درگیریاش با گورو داستان را به حرکت درمیآورد)، در نهایت استعدادهای شگفتانگیزی را آشکار میکند، از جمله طراحی زیبا و جدید رستوران نودل و دستور پخت اختصاصیاش برای سوبای پیازچه.
گورو، مردی سرسخت و خوشذائقه، در حالی وارد شهر میشود که کلاه کابوییاش را هرگز از سر برنمیدارد، درست مثل دین مارتین در Some Came Running. او نقش رهبر تیم تامپوپو، مربی بدنی، کارشناس بهرهوری و مشاور آدابورسوم رستورانداری را بازی میکند. پس از گرد هم آوردن اعضای تیم، گورو اعلام میکند که خودش و گان قرار است به ماجرا «درخشش» بدهند. او نقششان را اینطور خلاصه میکند: «ما کارگردانها خواهیم بود.»
کارگردان، جوزو ایتامی، با الهام از وسترنها، فیلمهای گانگستری و آثار بونوئل، تجربهای منحصربهفرد خلق کرده که هم عجیب و هم بینهایت سرگرمکننده است
ایتامی کارگردانی آزاداندیش و پرجنبوجوش است، نه خشک و کلیشهای. او یک حداکثرگرا است، نه یک حداقلگرا. او بهصورت غریزی فرمی را مییابد که میتواند هم روایتهای واقعگرایانه و طنزآمیز را در خود جای دهد، هم ماجراجوییهای فانتزی گانگستر، هم همخوانی گروهی در اردوگاه بیخانمانها و هم حماسهی پرمشقت آشپزخانهی تامپوپو.
همهی خردهروایتها — چه در دل داستان اصلی و چه خارج از آن — با یکدیگر پیوند میخورند و روشن میکنند که تقریباً تراژدیها و پیروزیهای تامپوپو چطور رقم میخورند. در حالی که سفر تامپوپو به یک تمثیل از کمالگرایی خلاقانه تبدیل میشود، بقیهی فیلم ما را بر هدف نهایی او متمرکز نگه میدارد: خلق لذتی عمیق و رضایتبخش.
این فیلم شهوانیت نهفته در خوردن غذا را میستاید و در عین حال نشان میدهد که چگونه غذا در ذات رفتارهای غریزی ما تنیده شده است: مثلاً زنی که به نظر میرسد در آستانهی مرگ است، وقتی همسرش از او میخواهد که غذا بپزد، بهطور موقت از خواب مرگ بیدار میشود.
تامپوپو در واقع بیشتر به جذابیت پنهان بورژوازی ساختهی بونوئل شباهت دارد؛ فیلمی که تماماً حول محور افرادی میچرخد که تلاش میکنند به شام برسند. بونوئل شیفتهی آیینهای طبقهی متوسط در خوردن غذا بود و ایتامی در چندین صحنهی بامزه، طنز گزندهی بونوئل را در قالبی کاملاً ژاپنی ارائه میدهد.
تامپوپو پر از تصاویر وسوسهبرانگیز از غذاست و با اغراقهای کمیک، مفاهیم فرهنگ، سنت، قدرت و اشتیاق را از دریچهی آشپزی به تصویر میکشد
در یکی از این صحنهها، یک کارمند دونپایه نظم فرهنگی شرکتش را بر هم میزند، آنهم فقط به این دلیل که در رستوران از منوی فرانسوی غذا سفارش میدهد، بهجای آنکه مانند رؤسای ناآگاهش همان چیزی را بگیرد که بقیه سفارش دادهاند. فیلم از این ضیافت خصوصی به صحنهی دیگری میپرد، جایی که یک معلم آداب معاشرت در حال آموزش گروهی از زنان جوان و آراسته است تا در خوردن اسپاگتی، کاملاً بیصدا باشند. اما اوضاع زمانی از کنترل خارج میشود که آنها تحتتأثیر یک غربی که در سوی دیگر رستوران نودلهایش را با صدای بلند هورت میکشد، ناگهان خود را درگیر یک «هورتکشی دستهجمعی» مییابند.
بااینحال، ایتامی بیش از آنکه به هجوهای اجتماعی بونوئل علاقهمند باشد، درگیر خوردن بهعنوان یک تجربهی حسیِ جهانی و غریزی است. درحالیکه فیلمهای متأخر بونوئل خنک و خشک بودند، تامپوپو داغ و پرشور است، غرق در رنگ و احساس.
هر بار که تصور میکنید ایتامی فقط در حال غرق شدن در فضایی پر از غذاهای اشتهابرانگیز است، ناگهان با یک ضربهی کمدی، شما را غافلگیر میکند. تامپوپو در حالی که یک امپراتوری آشپزی برای تمام حواس خلق میکند، مخاطبش را تا سرحد جنون سرگرم نگه میدارد.
روزهای عید تامپوپو ببینید و یک نودل خوشمزه با آن میل کنید!
فیلم از همان ابتدا با لحنی جسورانه و بازیگوش، کلیشههای سینمایی را به چالش میکشد و مدام بین کمدی، هجو اجتماعی و لحظات احساسی واقعی جابهجا میشود
تامپوپو فقط یک فیلم دربارهی نودل نیست؛ یک ماجراجویی آشپزی، یک کمدی عجیبوغریب و یک جشن بیپایان برای حواس است. ایتامی با ترکیبی از طنز بونوئلی، درام سامورایی، ماجراهای گانگستری و عشق بیحدوحصر به غذا، اثری خلق کرده که نهتنها اشتهای شما را تحریک میکند، بلکه شما را به خنده، تفکر و حتی کمی حیرت وامیدارد.
این فیلم روایتگر تلاش تامپوپو، یک زن بیوه و سرسخت، برای رسیدن به کمال در هنر نودلسازی است. اما راه رسیدن به نودل بینقص، پر از دستانداز است، و او تنها نیست. گروهی از شخصیتهای فراموشنشدنی، از یک کابوی رانندهی کامیون گرفته تا یک استاد اسرارآمیز رامن، در این مسیر به او کمک میکنند. در کنار داستان اصلی، ایتامی ما را به دل داستانهای فرعی خندهدار، ماجراهای شهوانی یک گانگستر و حتی کلاسهای آداب معاشرت برای خوردن اسپاگتی میبرد و لحظهای به ما اجازه نمیدهد که پیشبینی کنیم صحنهی بعدی چه خواهد بود.
تامپوپو فیلمی است که باید با شکم گرسنه و دل آماده برای یک تجربهی سینمایی متفاوت تماشا کنید. اگر عاشق غذا، سینما و کمی دیوانگی هستید، این فیلم را از دست ندهید!
منبع: Film Comment
داستان زندگی بزرگترین یوتوبر ماینکرافت | میزگیم با عرفان تاکسیک
نظرات