
۱۰ سریال فانتزی که عمیقترین لور و جهانسازی را دارند (قسمت اول)
یکی از مهمترین ارکان ژانر فانتزی، لور یا پیشینه و جهانسازیست و بعضی از سریالها عملکرد فوقالعادهای در این زمینه دارند.
دنیای فانتزی بیش از هر ژانر دیگری از مخاطب میخواهد که قوانین جهان داستان را بپذیرد و باور خود به واقعیت را تا حدی کنار بگذارد. هرچند بسیاری از مشهورترین مجموعههای فانتزی از عناصر آشنایی مانند اژدها، جادو و سفرهای قهرمانانه بهره میبرند، اما برخی از بهترین سریالهای فانتزی ثابت کردهاند که برای موفقیت، وجود چنین عناصری الزامی نیست.
کتابهای فانتزیای که از غنیترین لور و جهانسازی برخوردارند، معمولاً گزینههای ایدهآلی برای اقتباسهای تلویزیونی هستند؛ زیرا سریالها میتوانند برخی از بهیادماندنیترین صحنههای اثر اصلی را به تصویر بکشند. بعضی از این اقتباسها چنان در نمایش جهان غنی خود موفق بودهاند که حتی میتوانند تحسین استاد بیبدیل ژانر فانتزی یعنی جی آر آر تالکین (J.R.R. Tolkien) را نیز برانگیزند.
آرکین (Arcane)

سریال انیمیشنی آرکین که بر اساس بازی ویدیویی لیگ آف لجندز (League of Legends) ساخته شده، تصمیم خلاقانه و در عین حال جسورانهای گرفت؛ این مجموعه به جای اینکه اقتباسی مستقیم از داستان بازی باشد، تلاش کرد تا روح، حالوهوا و فضای آن را به تصویر بکشد. همین رویکرد به کلید موفقیت یکی از بهترین اقتباسهای تاریخ بازیهای ویدیویی تبدیل شد و راه را برای آثار مشابه دیگر نیز هموار نمود.
داستان آرکین در جهانی جریان دارد که شکاف عمیق طبقاتی و نابرابری بر آن سایه افکنده است. در این میان، ظهور یک نظام جادویی تازه، تعادل شکننده میان دو شهر مهم را در آستانه فروپاشی قرار میدهد. رابطه محوری میان دو خواهر، وای (Vi) و جینکس (Jinx)، قلب تپنده داستان آرکین است؛ اما اگر جهان داستان پیش از پیچش شوکهکننده مربوط به جینکس به خوبی پایهریزی نشده بود، این روایت هرگز نمیتوانست چنین تأثیر عاطفی عمیقی بر مخاطب بگذارد.
جادوگران (The Magicians)

سریال جادوگران، اقتباسی از مجموعه رمانهای لِو گروسمن (Lev Grossman) است و داستان خود را با فضایی آشنا آغاز میکند. شخصیت اصلی برای آموزش جادو وارد مدرسهای میشود و خیلی زود درمییابد که برخلاف تصورش، جادو کردن از نظر جسمی و روحی بسیار طاقتفرساست. در ابتدا، فضای داستان شباهت زیادی به هری پاتر دارد؛ اما سریال خیلی زود مسیر متفاوتی را در پیش میگیرد و به یک حماسه فانتزی با لور و جهانسازی غنی تبدیل میشود.

این سریال سرشار از موجودات افسانهای، داستانهای عاشقانه پرتنش و گروهها و جناحهاییست که در عین رقابت با یکدیگر، هویت و تواناییهای جادویی خود را نیز از دیگران پنهان میکنند. در بسیاری از آثار فانتزی، جادو راهحلی برای مشکلات دنیای داستان به شمار میرود؛ اما جادوگران با نگاهی متفاوت، خودِ جادو را بخشی از مشکل میداند؛ نیرویی که در بسیاری از مواقع، اوضاع جهانش را پیچیدهتر و وخیمتر میکند.
نیرویهای اهریمنی او (His Dark Materials)

داستان این سریال در جهانی روایت میشود که در آن روح هر انسان، بیرون از بدنش در قالب موجودی به نام دیمن (Daemon) تجسم مییابد و معمولاً به شکل یک حیوان ظاهر میشود. ماهیت این دیمنها به تدریج به محور داستانی درباره جزماندیشی مذهبی تبدیل میشود؛ روایتی که در نهایت به یک چندجهانی فانتزی گسترده میانجامد.
آنچه که این سریال را به اثری متمایز تبدیل میکند، این است که لور و جهانسازی آن بازتابی از مباحث روانشناختی و دینیست که همچنان در دنیای امروز نیز موضوعیت دارند. در عین حال، سریال هرگز از عناصر شگفتانگیز و خیالانگیزی که برای یک اثر فانتزی ضروری هستند، غافل نمیشود.
زینا: شاهدخت جنگجو (Xena: Warrior Princess)

این سریال، داستان جنگجویی به نام زینا را دنبال میکند که به دلیل اعمال گذشتهاش منفور شده و اکنون در مسیر رستگاری و جبران اشتباهات خود قدم برمیدارد. مسیر تحول این شخصیت نخستین بار در سریال هرکول: سفرهای افسانهای (Hercules: The Legendary Journeys) روایت شد؛ اما محبوبیت فوقالعاده زینا باعث شد تا او صاحب اسپینآف اختصاصی خود شود.

زینا: شاهدخت جنگجو، برداشت تازهای را از اسطورههای یونان باستان ارائه میدهد و شخصیتهایی مانند اریس، پاندورا و هیدیس را وارد داستان میکند. این سریال فانتزی، دو سال پیش از پخش بافی قاتل خونآشامها (Buffy the Vampire Slayer) روی آنتن رفت؛ مجموعهای که بعدها تأثیر بزرگی بر تلویزیون گذاشت. با این حال، زینا در بسیاری از جنبهها حتی از بافی نیز فراتر میرود و اثری جلوتر از زمان خود محسوب میشود.
سوپرنچرال (Supernatural)

فصلهای ابتدایی سوپرنچرال تفاوت زیادی با مجموعهای داشت که بعدها به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد. این سریال در آغاز از ساختار «monster of the week» پیروی میکرد؛ فرمولی که در آن هر قسمت روی یک موجود یا پرونده ماورایی مستقل تمرکز داشت. اما به تدریج، این قالب جای خود را به لور و جهانسازی گستردهای داد که مفاهیمی مانند بهشت، فرشتگان و حتی برداشتهای خاص خود از خدا و مرگ را نیز در بر میگرفت.
سوپرنچرال با نگاهی خلاقانه، مجموعهای از قوانین و اسطورهشناسی منحصربهفرد را برای دنیای خودش خلق کرد؛ قوانینی که هویت مستقل این سریال را شکل دادند. با این حال، سوپرنچرال تنها به ترکیب اسطورههای مدرن و باستانی بسنده نمیکند؛ بلکه فرهنگ هواداری (Fandom) را نیز به بخشی از لور و جهان داستانی خود تبدیل میکند و از موفقیت خودش برای گسترش این جهان بهره میبرد.
نظر شما درمورد این سریالهای فانتزی چیست؟ دیدگاه خود را از طریق کامنت با ما به اشتراک بگذارید.
منبع: Screenrant
تاریخچه مجموعه اساسینز کرید؛ پرونده با امید لنون














درود
جای stranger things توی لیست خالی بود.