معرفی بهترین بازیهای آفلاین دهه ۲۰۱۰ میلادی؛ قسمت پنجم
در این مقاله قصد داریم به قسمت پنجم معرفی بهترین بازیهای آفلاین دهه ۲۰۱۰ پرداخته و بیشتر با هر کدام از آنها آشنا شویم. با مجله بازار همراه باشید.
سرانجام به قسمت آخر سری مقالههای بهترین بازیهای آفلاین دهه ۲۰۱۰ میلادی رسیدهایم. این مقاله عناوین شاخصی را شامل شده که اکثراً تاثیرغیرقابلانکاری را روی صنعت ویدیو گیم گذاشتهاند و به این سادگی از یادها فراموش نخواهند شد. نمونه بارز آن God of War است که عملاً مرز میان گیمپلی و ویدیوهای سینماتیک را از بین برد. همچنین نباید Nier: Automata را فراموش کرد که داستانی احساسی درباره مفهوم زندگی را در خود جای داده یا بازی Super Mario Odyssey که نشاندهنده استعداد بالای نینتندو در خلق عناوین پلتفرمر است.
با معرفی قسمت پنجم معرفی بهترین بازیهای آفلاین دهه ۲۰۱۰ همراه مجله بازار باشید.
Hitman 2
بازی Hitman 2 را میتوان نقطه اوج استودیو IO Interactive در تولید آثار مخفیکاری دانست؛ بازیای که قتل فرد مورد نظر را به یک پازل تبدیل کرده و آزادی عمل بینظیری به گیمر میدهد. داستان، ادامه تلاشهای مامور ۴۷ برای مقابله با دستهای پشت پرده جهان بوده و برای رسیدن به این هدف به اقصی نقاط مختلف سفر میکند؛ از پیست اتومبیلرانی و سواحل گرمسیری گرفته تا محلههای شلوغ شهری. با اینکه نباید انتظار خاصی از داستان داشت، بهعنوان یک بهانه برای قرار دادن مامور ۴۷ در لوکیشنهای مختلف خوب عمل میکند.
طراحی مراحل در Hitman 2 در یک کلام «فوقالعاده» است؛ هر مرحله مثل یک زمین بازی بزرگ طراحی شده که دهها مسیر، هویت جعلی، ابزار و روش خلاقانه را برای حذف هدف در اختیار گیمر میگذارد؛ از ترورهای کاملاً بیسروصدا تا قتلهایی نمایشی و بهظاهر تصادفی. به این موارد باید باید هوش مصنوعی قابلقبول دشمنان را اضافه کرد که باعث شده اجرای نقشهها و برنامهها چندان راحت نباشد. همچنین این تنوع بالا باعث شده بازی ارزش تکرار بسیار بالایی داشته باشد. به هر حال، گیمر میتواند یک هدف را به روشهای مختلف از میان ببرد.
God of War
بازی God of War که در سال ۲۰۱۸ میلادی عرضه شد را میتوان شروعی دوباره برای مجموعه خدای جنگ دانست تا بتواند در میان گیمرهای جدید هم به محبوبیت برسد. کریتوس پس از پشت سر گذاشتن گذشته خونینش در یونان، در سرزمین نورس زندگی میکند. او باید به همراه پسرش آترئوس سفری خطرناک را آغاز کرده و با رسیدن به مرتفعترین نقطه جهان، خاکستر همسر خود را به دست باد بسپارد. از نکات مثبت داستان میتوان به شخصیتپردازی عمیق و دوربین بدون کات اشاره کرد که تجربهای سینمایی را به ارمغان میآورد.
البته همه چیز در داستان جذاب God of War خلاصه نمیشود. سیستم مبارزات با تبر بسیار لذتبخش طراحی شده و میتواند حس قدرت را به گیمر انتقال دهد. همچنین طراحی محیطها بصورت نیمهجهانباز بوده و جزئیات، رازها و اطلاعات محیطی زیادی را در خود جای داده است. حالا که صحبت از داستان شد، نباید فراموش کرد بازی به موضوعاتی مثل پدر بودن، ترس از تکرار اشتباهات و پذیرش گذشته پرداخته و آن را فراتر از یک اکشن معمولی قرار میدهد. بطور کلی، God of War نشان میدهد یک مجموعه قدیمی چطور میتواند هویت خود را حفظ کرده و همزمان متناسب با استانداردهای جدید تغییر کند.
Portal 2
استودیو Valve محصولی تولید نمیکند اما وقتی این کار را انجام میدهد، مطمئن میشود که محصولش مثل Portal 2 کم نقص باشد. با اینکه عنوان مزبور در سبک معمایی (حل پازل) قرار میگیرد، داستانی پرجزئیات و جذابی را در خود جای داده است. داستان بار دیگر گیمر را در نقش چل قرار میدهد؛ شخصیتی ساکت که اینبار در خرابههای Aperture Science بیدار شده و دوباره با یک هوش مصنوعی به نام GLaDOS روبهرو خواهد شد.
Portal 2 با طراحی مرحلههای خلاقانه و هوشمندانهاش یکی از بهترین بازیهای معمایی تاریخ است؛ معماها بهتدریج پیچیدهتر میشوند و بدون آموزش مستقیم، گیمر را وادار به یادگیری و تفکر میکنند. روایت بازی با المانهای کمدی و شخصیتهایی بهیادماندنی مثل GLaDOS (گلداس) جریان داشته و داستان را پیش میبرد. اضافه شدن مکانیکهای تازه نسبت به نسخه اول، تنوع و عمق بیشتری به تجربه داده و باعث میشود بازی تا پایان تازه و جذاب باقی بماند. Portal 2 نمونهای کمنقص از ترکیب خلاقیت، روایت و طراحی گیمپلی است که هم ذهن را درگیر میکند و هم تجربهای لذتبخش و ماندگار ارائه میدهد.
Mass Effect 2
Mass Effect 2 را میتوان نقطه اوج سهگانه مس افکت و یکی از بهترین نمونههای داستانسرایی در تاریخ بازیهای نقشآفرینی توصیف کرد. تهدیدی ناشناخته به نام جمعکنندگان (Collectors) انسانها را دزدیده و برای مقابله با آن، فرمانده شپرد مجبور میشود با گروه Cerberus همکاری کند. سازندگان ترجیح دادند تمرکز داستان اینبار روی نجات کهکشان نباشد و بیشتر به شخصیتها بپردازند؛ هر عضو تیم گذشته، انگیزه و زخمهای خاص خودش را داشته و ماموریتهای وفاداری (Loyalty Missions) باعث میشوند ارتباطی عمیق میان گیمر و آنها شکل بگیرد. همچنین تصمیمهایی که گیمر در طول بازی میگیرد، نه تنها سرنوشت همراهان، بلکه نتیجه ماموریت پایانی را هم تعیین میکند.
بازی Mass Effect 2 ترکیب بینقصی از داستانسرایی و گیمپلی است. سیستم مبارزات نسبت به نسخه اول سریعتر شده و طراحی مراحل تنوع بالایی دارد اما اصلیترین بخش، هنوز انتخابهای اخلاقی و پیامدهای آنهاست. بازی به گیمر احترام گذاشته و به او اجازه میدهد بواسطه انتخابها، نسخه مخصوص به خودش از فرمانده شپرد را بسازد؛ قهرمان، ضدقهرمان یا چیزی بین این دو. موسیقی حماسی، فضاسازی قدرتمند علمیتخیلی و شخصیتهایی که واقعاً در ذهن میمانند، باعث شده Mass Effect 2 نه فقط یک دنباله موفق، بلکه معیاری برای سنجش دیگر نقشآفرینیهای داستانمحور باشد.
Super Mario Odyssey
Super Mario Odyssey یکی از خلاقانهترین و شادترین نسخههای مجموعه سوپر ماریو بوده و بازگشتی باشکوه به ریشههای سه بعدی این سری به حساب میآید. داستان ساده و کلاسیک نجات شاهدخت پیچ اینبار بهانهای برای سفری جهانی است؛ ماریو با کشتی خود، یعنی ادیسه بین دنیاهایی کاملاً متنوع جابهجا میشود. مهمترین نوآوری بازی مکانیک Capture یا تسخیر است؛ ماریو با استفاده از کلاهش میتواند کنترل دشمنان و اشیای مختلف را به دست گرفته و هر کدام تواناییهای منحصربهفردی دارند که برای حل معماها و عبور از موانع استفاده میشوند. این ویژگی، تنوع فوقالعادهای به گیمپلی بخشیده است.
البته تنوع، تنها نقطه قوت Super Mario Odyssey نیست. مراحل طوری طراحی شدهاند که گیمر باید با استفاده مکانیک تسخیر کنجکاوی کند، آزمونوخطا کند و خلاقیت به خرج دهد تا بتواند راه حل را بیابد. از همه مهمتر، برای حل مشکلات به روشهای مختلف پاداش از جمله صدها Power Moon در نظر گرفته شده است. تنوع محیطها (از شهر مدرن New Donk City تا سرزمینهای فانتزی و رنگارنگ) در کنار موسیقی و کنترل فوقالعاده دقیق، تجربهای را به ارمغان میآورد که هم برای تازهواردها لذتبخش است و هم برای طرفداران قدیمی چالشبرانگیز. بطور خلاصه، Super Mario Odyssey ثابت نینتندو هنوز در طراحی بازیهای پلتفرمر بیرقیب است.
Disco Elysium
Disco Elysium یک نقشآفرینی متفاوت بوده و برخلاف بسیاری از عناوین مشابه، تمرکز آن روی انتخابها و پیامدهای انسانی است. داستان بازی درباره یک کارآگاه بوده که شرایط روحی خوبی نداشته و در شهری سیاسی و نابود به نام Revachol به هوش میآید. او چیزی را از گذشته به یاد نیاورده و باید یک پرونده قتل را حل کند؛ پروندهای که در واقع یک بهانه است تا سازندگان از طریق آن به مفاهیم مهمی مثل هویت، ایدئولوژی، شکستهای شخصی و مسائل اجتماعی بپردازند. در ضمن، روایت بازی دیالوگهای عمیق و چندلایهای دارد.
نقطه قوت اصلی Disco Elysium در سیستم نقشآفرینی منحصربهفرد آن است؛ انتخابها نه تنها روند داستان را تغییر میدهند، بلکه باعث میشوند شخصیت اصلی دچار تحول شده و گزینههای دیالوگها تغییر کند. همچنین خبری از مبارزات سنتی نبوده و بازی بطور ویژه روی شخصیت اصلیاش متمرکز است تا گیمر بیشتر با او آشنا شود. نبود مبارزه سنتی، موسیقی غمانگیز و فضاسازی هنری خاص، Disco Elysium را به تجربهای تبدیل کرده که برای هر گیمری مناسب نیست.
Horizon: Zero Dawn
Horizon: Zero Dawn یک ماجراجویی جهانباز بوده و در آیندهای پساآخرالزمانی روایت میشود که تمدن بشری سقوط کرده، زمین در اختیار رباتهای عظیم و حیوانمانند قرار گرفته و انسانها در قالب قیبله و با امکانات اولیه زندگی میکنند. شخصیت اصلی یک شکارچی جوان به نام اِیلوی است که سعی دارد گذشته خودش را کشف کند و ببینند والدینش چه کسی هستند و چرا او را رها کردند. در همین حین، به رازهای مهمی درباره بشریت و نحوه سقوط این تمدن میرسد.
نقطه قوت اصلی Horizon: Zero Dawn در تلفیق گیمپلی تاکتیکی با طراحی دشمنان خلاقانه است؛ خبری از سلاحهای مدرن نبوده و شخصیت اصلی با نیزه و تیر و کمان به نبرد با دشمنان میرود. در نبرد با رباتها باید نقاط ضعفشان را شناخت و هوشمندانه عمل کرد، در غیر اینصورت شکست حتمی است. جهان بازی هم مناظر متنوع و چشمنواز زیادی را در خود داشته و سیستم پیشرفت شخصیت، ساخت تجهیزات تازه و ماموریتهای جانبی جذابیت بازی را افزایش میدهد.
Outer Wilds
Outer Wilds یک بازی ماجراجویی بوده و ساختاری جهانباز دارد. گیمر در نقش یک فضانورد تازهکار قرار گرفته و وارد یک منظومه خورشیدی میشود که هر سیاره و قمر آن پر از معماهای طبیعی است. چیزی که بازی را منحصربهفرد میکند، چرخه زمانی ۲۲ دقیقهای است؛ هر بار که زمان به انتها میرسد، همه چیز از نو شروع میشود. البته اطلاعات و تجربیاتی که گیمر بدست آورده، همراهش باقی میمانند. او همچنین باید سرگذشت یک گونه از بیگانگان به نام نومایی را کشف کرده و بفهمد چرا این چرخه زمانی ۲۲ دقیقهای شکل گرفته است.

Bloodborne
Bloodborne یک اکشن نقشآفرینی بوده که توسط استودیو FromSoftware ساخته شده و بهخاطر سختی زیادش شهرت دارد. گیمر در نقش یک شکارچی وارد شهر گوتیک Yharnam میشود؛ جایی که یک بیماری اسرارآمیز ساکنان را به هیولاهای خونآلود تبدیل کرده است. او باید همزمان رازهای شهر را کشف کرده و منبع گسترش این بیماری را پیدا کند. مانند فرنچایز دارک سولز، خبری از داستانسرایی مستقیم نبوده و گیمر باید از طریق محیط و آیتمهای موجود در آن سرگذشت Yharnam و ساکنانش را کشف کند.
یکی از تفاوتهای اصلی Bloodborne با مجموعه دارک سولز، گیمپلی سریع آن است. به لطف یک مکانیک جدید به نام Rally System، اگر گیمر بلافاصله پس از آسیب دیدن به دشمن حمله کند، بخشی از سلامتی از دسترفته را پس میگیرید. همین سیستم او را به سمت حملات پی در پی سوق داده و هیجان مبارزات را دو چندان میکند. همچنین سلاح گرم بجای اینکه کاربرد تهاجمی داشته باشد، برای دفع کردن حملات دشمنان استفاده میشود. باسفایتها هم بسیار چالشبرانگیز طراحی شده و به همین دلیل، مرگ بخشی از روند یادگیری است. در ضمن، شهر Yharnam با الهام از آثار نویسنده مشهور اچ. پی. لاورکرافت (H. P. Lovecraft) و لوکیشنهای واقعی در کشور جمهوری چک ساخته شده و اتمسفری سنگین دارد که گیمر را در خود غرق میکند.
Journey
Journey ساخته Thatgamecompany بوده و یک تجربه بصری و احساسی بینظیر است . گیمر در نقش شخصیتی ناشناس وارد یک صحرای وسیع و رمزآلود شده و باید خود را به یک کوه در دوردست برساند. بازی هیچ دیالوگ یا متن توضیحی نداشته و داستان از طریق محیط، موسیقی و تعامل با دیگر گیمرهای آنلاین روایت میشود؛ چیزی که حس اکتشاف را دوچندان میکند.
بازی Journey طراحی هنری خیرهکننده و موسیقی متن حماسیای دارد که به لطف عدم وجود هر گونه موارد اضافی (از دیالوگ تا نام شخصیتها) تاثیرگذاریشان بیشتر شده است. همچنین راه رفتن، سر خوردن روی شنها و پروازهای کوتاه مکانیکهای اصلی بوده و گیمر باید جدا از طی کردن مسیر، معماهای محیطی را حل کند. سیستم همکاری با دیگر گیمرها هم هیچ تعامل صوتیای را شامل نشده و تنها از طریق یک صدای میتوانند ارتباط برقرار کنند. هدف سازندگان از سادهسازی محیط و رابط کاربری، افزایش حس اکتشاف بود که به هدفشان رسیدند.
Bayonetta
بازی Bayonetta ساخته استودیو PlatinumGames بوده و یک بازی اکشن ماجراجویی است. گیمر در نقش جادوگری قدرتمند به نام بایونتا قرار میگیرد که گذشته خود را به یاد نیاورده و سعی دارد آن را بفهمد. جهان داستانی Bayonetta واقعاً خاص است؛ مردها در آن هیچ قدرتی نداشته و تنها زنها دارای قدرتهای فراطبیعی هستند. همچنین شخصیت اصلی موهای بلندی داشته که میتواند با استفاده از آن موجودات قدرتمندی را در جریان نبرد فرا بخواند.
سیستم مبارزه ترکیبی از مبارزات سریع، جای خالی دادن، کمبوهای مختلف، حرکات آکروباتیک و استفاده از جادو بوده و هر لحظهاش پر از المانهای سینمایی است. به ریتم بالای مبارزات باید موسیقی تند و جلوههای بصری خیرهکننده را اضافه کرد که هیجان درگیریها را زیاد میکند. با اینکه کشتن دشمنان سخت است، تعادل خوبی برقرار شده تا هم گیمرهای تازهوارد و هم طرفداران این سبک بازیها از تجربه لذت ببرند. در ضمن، بایونتا شخصیت شدیداً کاریزماتیکی داشته و به لطف دیالوگهای طعنهآمیزی که به زبان میآورد، احتمالاً تا مدتها در ذهن گیمر خواهد ماند.
The Binding of Isaac
بازی The Binding of Isaac ساخته ادموند مکمیلن (Edmund McMillen) یک عنوان روگلایک دو بُعدی است که گیمر را در دنیایی تاریک قرار میدهد. بازی داستان پسربچهای به نام آیزک (اسحاق) را روایت میکند که از مادرش فرار کرده و وارد زیرزمینی پر از هیولاها، تلهها و موجودات عجیب میشود. او حالا باید برای نجات جانش از دست هیولاها فرار کند. هر دور بازی نقشه، دشمنان و آیتمهای تصادفی متفاوتی داشته و این ویژگی باعث میشود هیچ تجربهای شبیه به هم نباشد. در ضمن، داستان با الهام از ماجرای حضرت ابراهیم و تلاش برای قربانی کردن اسماعیل (اسحاق) الهام گرفته شده است.
ویژگی مهم The Binding of Isaac، عمق گیمپلی و تنوع بسیار زیاد آیتمها و قدرتهاست که به گیمر اجازه میدهد استراتژیها و سبکهای بازی متنوعی را امتحان کند. تنوع قدرتها و آیتمهایی که شخصیت اصلی میتواند استفاده کند و بصورت تصادفی مقابلش قرار میگیرند آنقدر بالا است که عملاً تکرار جایی در آن ندارد. همچنین محیطها و هیولاها طراحی ترسناک و چندشآوری داشته که با فضای کلی داستان در ارتباط است.
NieR Automata
بازی NieR: Automata، دیگر اثر استودیو PlatinumGames، یک تجربه اکشن نقشآفرینی و فلسفی است که گیمر را به دنیایی پساآخرالزمانی میبرد. دو ربات به نام تو-بی و ناین-اس به سیاره زمین فرستاده میشوند تا بازماندگان انسانی را پس از حمله ماشینها نجات دهند؛ ماشینهای متخاصمی که توسط بیگانگان ساخته شدهاند. گیمر باید سه بار داستان را به انتها برساند و هر بار از دیدگاه شخصیتی مختلف روایت میشود. در هر بار روایت، نکات متفاوتی از نبرد بیپایان میان انسانها و ماشینها کشف شده که در کنار هم روایت کلی داستان را شکل میدهند. در ضمن، تصمیمات گیمر روی پایانبندی تاثیر مستقیم دارد.
ویژگی شاخص بازی NieR: Automata تلفیق بینقص اکشن سریع، مبارزات جذاب و تنوع سبکهاست. از اکشن هک اند اسلش تا تیراندازی و عناصر نقشآفرینی همگی در این عنوان جای گرفته و موسیقیِ شرقیِ احساسی و طراحی هنری بینظیررا هم نباید فراموش کرد. جدا از سلاحها و قابلیتهای متنوع، کشتن دشمنان نیازمند استراتژیهای متفاوتی است. برخی از آنها با استفاده از گلوله و برخی دیگر فقط با ضربات شمشیر کشته شده و همین موضوع، جلوی تکراری شدن مبارزات را میگیرد. همچنین گاهی اوقات سبک بازی بسته به داستان به دو بُعدی و ایزومتریک تغییر میکند. در ضمن، اگر همچنان در تجربهاش شک دارید، توصیه میشود افتتاحیه اکشن و نفسگیرش را تجربه کنید تا برای اتمامش مجاب شوید.
نظر شما در رابطه با قسمت پنجم بهترین بازیهای آفلاین دهه ۲۰۱۰ چیست؟ نظراتتان را با ما و دیگر کاربران مجله بازار به اشتراک بگذارید.
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول

نظرات