سریال هری پاتر بزرگترین قانون کتابها را زیر پا میگذارد
وقتی صحبت از سریال تلویزیونی هری پاتر (Harry Potter) میشود، همه ما ناخودآگاه نگران میراثی میشویم که سالها با آن خاطرهبازی کردیم. اما خبرهای جدید نشان میدهد که این سریال قرار است مسیری متفاوت را پیش بگیرد و کاری را انجام دهد که فیلمهای سینمایی به ندرت جرات نزدیک شدن به آن را داشتند: شکستن چارچوبهای سفتوسخت کتابها. البته بگذارید خیالتان را راحت کنیم که این دقیقا همان چیزی است که به آن نیاز داریم.
طبیعتا در هر اقتباس بزرگی، همیشه ذرهبین منتقدان و طرفداران دوآتشه روی میزان وفاداری اثر به منبع اصلی زوم شده است. ما عاشق فیلمهای هری پاتر هستیم، اما بیایید روراست باشیم. آن فیلمها مجبور بودند قیچی سانسور زمانی را دست بگیرند و تغییرات زیادی در رمانها ایجاد کنند یا بدتر از آن، بخشهای مهمی از داستان دنیای جادوگری را کلا حذف کنند. (هنوز هم نبودن «پیو» روح خرابکار یا حذف شدن بخشهای مهمی از گذشته ولدمورت در فیلم ششم روی دلمان سنگینی میکند!)
حالا امید اصلی ما به این ریبوت پرهزینه شبکه HBO این است که با توجه به فرمت سریالی و زمان بسیار طولانیتری که در اختیار تیم سازنده قرار میدهد (احتمالا ۱۰ سال!)، وفاداری بسیار بیشتری به متن اصلی جی.کی. رولینگ داشته باشد. این فضا و زمان بیشتر یعنی دیگر بهانهای برای حذف جزئیات وجود ندارد. اما نکته کلیدی و هیجانانگیز ماجرا اینجاست که وفاداری صرف کافی نیست. این سریال میتواند و باید کمی هم ساختارشکنی کند و با تغییر در ترکیببندی داستان، تجربهای تازه و غیرقابل پیشبینی ارائه دهد. اگر قرار باشد شاتبهشات همان چیزی را ببینیم که خواندهایم، پس هیجان ماجرا کجا میرود؟
اما خبرهایی که از مراحل انتخاب بازیگر و ساخت سریال به گوش میرسد، نشانههای محکمی هستند که سازندگان قصد دارند بزرگترین قانون نانوشته رمانهای رولینگ را بشکنند: زاویه دید هری پاتر. بیایید کمی دقیقتر به ماجرا نگاه کنیم. اگرچه رمانها از زاویه دید سوم شخص روایت میشود و هری خودش راوی داستان نیست، اما دوربین قصه همیشه روی شانه هری کاشته شده و زاویه دید بهشدت محدودی دارد. ما عملا دنیا را از دریچه چشم هری میبینیم و همقدم با او جلو میرویم. ما بهندرت پا از دایره دید هری بیرون میگذاریم و در ۹۰ درصد مواقع، اطلاعات ما دقیقا به اندازه اطلاعات «پسر برگزیده» است.
البته که استثناهایی هم وجود دارد که حکم همان موارد خاص دوستداشتنی را دارند و اتفاقا قانون اصلی را تایید میکنند. واضحترین مثال، فصلهای مقدمه کتابهاست؛ جایی که داستان قبل از رسیدن به هری، فضاسازی میکند (مثل فصل خانه ریدلها در «جام آتش» یا ملاقات وزرای جادو در «شاهزاده دورگه»).
جدا از این مقدمهها، لحظات بسیار نادری هم وجود دارد که داستان مجبور میشود برای نمایش اتفاقات مهم، لنز دوربینش را از روی هری بردارد. مثلا در آن سکانسهای نفسگیر کوییدیچ در کتاب اول (سنگ جادو)، وقتی هری روی جاروی نیمبوس ۲۰۰۰ خودش مشغول جنگ برای بقا بود و کنترل جارو را از دست داده بود، روایت داستان چارهای نداشت جز اینکه سراغ سکوهای تماشاچیان برود. چرا؟ چون برای درک داستان حیاتی بود که ما تلاش هرماینی برای آتش زدن شنل اسنیپ را ببینیم؛ چیزی که هری در آن شلوغی و اضطراب اصلا نمیتوانست متوجهش شود. اما بهجز این لحظات انگشتشمار، ما همیشه در ذهن هری زندانی بودیم.
تغییر زاویه دید در ریبوت هری پاتر؛ سنتشکنی که نتیجه خوبی دارد
به نظر میرسد ریبوت جدید همین حالا هم شمشیر را از رو بسته و قرار است سکانسهای بسیار بیشتری را خارج از زاویه دید هری به ما نشان دهد. البته که هری بدون شک همچنان کانون اصلی توجه و قهرمان داستان باقی میماند، اما سریال قصد دارد جهانش را فراتر از عینک گرد او گسترش میدهد. این یعنی ما صحنههایی را خواهیم دید که قبلا یا حذف شده بودند یا فقط در دیالوگها به آنها اشاره میشد.

به نظرم در این اقتباس، شما خیلی فراتر از متن کتابها را تجربه خواهید کرد. کتابها شدیدا از دید هری روایت میشد بود و از همین رو محدودیتهای زیادی داشت. البته تجربه فوقالعادهای هم بود و فیلمهای سینمایی هم دقیقا همین مسیر را طی کردند. اما فکر میکنم فرانچسکا [گاردینر] و مارک [مایلود] (که سکانداران اصلی سریال هستند) در مصاحبههایشان به صراحت در این مورد صحبت کردهاند؛ قرار است در این سریال چیزهای بسیار بیشتری ببینید و دنیای بزرگتری را کشف کنید.
حرفهای او یک پیام واضح دارد: این تازه شروع ماجراست! اطلاعاتی که تا امروز لو رفته، شاید فقط گوشهای از دنیای گستردهای باشد که سازندگان برای فصل اول تدارک دیدهاند؛ دنیایی که حتی همین اطلاعات اندک هم نشان میدهد بسیار فراتر از مرزهای کتابها و فیلمهای قبلی رفته است. این ایده پتانسیل عجیب و غریبی دارد چون میتواند به شخصیتهای فرعی جانی تازه بدهد و خطهای داستانی را طوری پر و بال دهد که هیچوقت در زاویه دید محدود هری ممکن نبود.
این دقیقا همان چیزی است که میتواند این اقتباس را هم غنیتر کرده و حال و هوای تازهای به آن ببخشد. شاید بگویید بعضی از این صحنهها برای پیشبرد داستان اصلی حیاتی نیستند و مثل آن لحظات خاص کتابها حکم مرگ و زندگی را ندارند. اما اتفاقا نکته مثبت ماجرا همینجاست! این صحنههای اضافه میتوانند تنوع فوقالعادهای به سریال بدهند و چندین خط داستانی موازی را همزمان پیش ببرند تا ریتم کار همیشه جذاب بماند. تصور کنید به جای اینکه فقط منتظر بمانیم هری از کلاس معجونسازی بیرون بیاید، ببینیم در همان لحظه در دفتر دامبلدور یا خانه هگرید چه توطئههایی در جریان است.

اینجاست که اضافه کردن صحنههای جدید و گسترش دادن آنچه روی صفحات کتاب آمده (و حتی مهمتر از آن، پر کردن جاهای خالی بین خطوط) میتواند به داد سازندگان برسد. این محتوای تازه و بکر نه تنها زمان سریال را به درستی پر میکنند، بلکه به آن هویت مستقلی هم میبخشند تا دیگر زیر سایه سنگین فیلمهای سینمایی نماند.
این یعنی سریال میتواند بدون اینکه ذرهای از وفاداریاش به متن اصلی کم کند، شخصیتی متفاوت و جذاب برای خودش دستوپا کند و ماجراهایی را نشان دهد که حتی خود جی.کی. رولینگ هم فرصت پرداختن به آنها را نداشت. لازم به ذکر است که طرفداران باید تا اوایل سال ۲۰۲۷ برای پخش سریال هری پاتر از شبکه HBO و سرویس HBO Max منتظر بمانند.

اگر تیم سازنده بتواند این تعادل ظریف بین «وفاداری به روح کتاب» و «نوآوری در روایت» را حفظ کند، شاید چند سال دیگر این سریال را به عنوان کاملترین و دقیقترین تصویر از دنیای جادوگری بشناسیم؛ اثری که دیگر زیر سایه نوستالژی فیلمها نیست و خودش به یک استاندارد جدید تبدیل شده است.
منبع: Comicbook
رازهای یوتوب فارسی؛ میزگیم با سکشات – قسمت اول
نظرات