
چرا انیمه دیمن اسلیر اورریتد است و طرفداران همچنان آن را دوست دارند؟
چه از آن متنفر باشید و چه عاشقش، نمیتوان تاثیر عظیم سریال دیمن اسلیر بر صنعت انیمه را انکار کرد؛ تاثیری که عظمت آن در دنیای سرگرمی، دستکمی از هیاهوی ساختههای راکستار و بازی موردانتظار جی تی ای 6 ندارد.
در چند سال اخیر، ماجراجویی تانجیرو برای پیدا کردن موزان و گرفتن انتقام خانوادهاش، به لطف گروهی از شخصیتهای دوستداشتنی، لحظات ماندگار و انیمیشن خیرهکننده، نه تنها به یک نماد در ژانر شونن (Shonen) تبدیل شده، بلکه به عنوان نمایندهای برای کل این مدیوم شناخته میشود.
در طول این سالها، بسیاری از مخاطبان ایرادات منطقی و ملموسی در این اثر پیدا کردهاند که طرفداران سرسخت فرنچایز معمولا تمایل دارند آنها را نادیده بگیرند؛ درست مثل طرفداران متعصب راکستار که گاهی نمیخواهند هیچ نقدی را درباره پروژههای بزرگی مثل جی تی ای 6 بپذیرند. البته این موضوع به این معنا نیست که Demon Slayer هیچ نقطه قوتی ندارد، چرا که این انیمه ویژگیهای مثبت بیشماری را در خود جای داده است، اما با این وجود، دلایل متعددی وجود دارد که ثابت میکند محبوبیت این اثر تا حد زیادی اغراقآمیز است.
انیمیشنی که یک داستان ضعیف را پنهان میکند

دیمن اسلیر داستان بدی ندارد، اما در مقایسه با سایر انیمههای محبوب، در این مورد در رتبه پایینتری قرار میگیرد
طرفداران انیمه در سراسر جهان به خوبی میدانند که انیمه Demon Slayer یکی از زیباترین جلوههای بصری را در کل این صنعت دارد. با وجود تحسینبرانگیز بودن این دستاورد، بسیاری از مخاطبان معتقدند که این ویژگی اغلب برای توجیه داستان کلیشهای و سطحی آن استفاده میشود. اگرچه نمیتوان گفت با داستان بدی روبهرو هستیم، اما المانهای زیادی هم برای متمایز کردن آن با سایر داستانها وجود ندارد. این انیمه به جای اینکه طرفداران را با خطوط داستانی پیچیده، دوراهیهای عمیق فلسفی یا شخصیتهایی کمنظیر جادو کند، برای درگیر نگه داشتن مخاطبان خود به شدت روی گرافیکهای اغراقآمیز تکیه میکند. بیشتر نظرات مثبتی که پیرامون این سریال وجود دارد، منحصرا درباره کیفیت انیمیشن آن است؛ گویی که تمام هایپ و هیجان یک اثر صرفا روی کیفیت بصری آن متمرکز شده باشد.
سیستم قدرت منطق و پایه و اساس قابل قبولی ندارد

این موضوع که قهرمانان داستان دقیقا در بزنگاهها و مناسبترین زمانهای ممکن، بدون هیچ دلیل واقعی و مشخصی ارتقای قدرت دریافت میکنند، به شدت آزاردهنده است
یکی از مهمترین ویژگیهایی که یک انیمه شونن مبارزهای مثل دیمن اسلیر میتواند داشته باشد، یک سیستم قدرت منسجم است تا مخاطبان بتوانند آن را به خوبی درک کنند و در عین حال به اندازه کافی خوب باشد تا داستان را به جلو ببرد. تواناییها و قدرتهای ماوراءطبیعی که هم توسط نژاد شیاطین و هم توسط شیطانکُشها به نمایش گذاشته میشود، متاسفانه تقریبا از همه جهات در برآورده کردن شرط اول (انسجام و منطق) ناکام میمانند.
نه تنها مهارتهای مورد استفاده توسط آنتاگونیستها به شکلی ناعادلانه نسبت به قهرمانان قویتر به نظر میرسند (به طوری که قدرتمندترین شیاطین در دنیای دیمن اسلیر قادر به دستکاری خود واقعیت هستند)، بلکه این اختلاف قدرت هیچ توجیه واقعی و منطقیای هم ندارد. منشا خون شیطان (Demon Blood) یا سبکهای تنفس (Breathing Styles) هرگز به درستی توضیح داده نمیشوند و همین امر باعث میشود تا ماهیتی مبهم داشته باشند.

ویژگیهای شخصیتی بیش از حد اغراقآمیز هستند

شخصیت تانجیرو اغلب به عنوان یک روح کاملا پاک به تصویر کشیده میشود که برداشتی به شدت غیرواقعگرایانه است
تانجیرو و دوستانش، پیش از هر چیز، جنگجویانی پرانرژی هستند که حس عدالتخواهی آنها به اندازه مهارتشان در شمشیرزنی تحسینبرانگیز است. اما حتی این قهرمانان الهامبخش در انیمه دیمن اسلیر ویژگیهایی دارند که اغلب میتوانند مخاطبان منطقی را آزار دهند. یکی از بزرگترین نمونههای این موضوع، شخصیت زنیتسو (Zenitsu) است؛ کاراکتری که ترسو بودن و توجه غیرعادی و آزاردهندهاش به زنان میتواند به سرعت توجه مخاطب را به سمت خود جلب کند. متاسفانه، این رویکرد در دیمن اسلیر منجر به شکلگیری چندین شوخی تکراری، زورکی و بیمزه شده است که نه تنها ریتم سریال را به هم میزنند، بلکه خلق لحظات خندهدار، صرفا طرفداران را کلافه میکنند. از طرف دیگر، معصومیت و شخصیت بیش از حد قهرمانانه تانجیرو نیز میتواند کمی غیرطبیعی به نظر برسد.
اتکای بیش از حد به پیشزمینههای داستانی تراژیک

اینکه تمام شخصیتهای پلید بدون استثنا پیشزمینه داستانی غمگین دارند، به مرور زمان تاثیر احساسی خود را از دست میدهد
یک داستان خوب داستانی است که نه تنها طرفداران را سرگرم میکند، بلکه در سطح احساسی نیز با آنها ارتباط برقرار کرده و اجازه میدهد چیزی فراتر از شادی و خنده را تجربه کنند. متاسفانه، این ایده گاهی اوقات به افراط کشیده میشود و انیمه دیمن اسلیر گواهی بر این پدیده است. در طول آرکهای (Arcs) داستانی متعدد این سریال، با چند استثنای محدود، هر زمان که نبرد با یک شرور به نقطه اوج خود میرسد، طرفداران با داستان گذشته و پیشزمینه او روبهرو میشوند. بیشتر شیاطینی که تانجیرو و دوستانش برای نابودی آنها در دنیای دیمن اسلیر فرستاده میشوند، در طول زندگی انسانی خود رنج زیادی کشیده و در نهایت به هیولاهای امروزی تبدیل شدهاند.
اگرچه این رویکرد به بسیاری از بینندگان کمک کرد تا با درد و رنج آنها همذاتپنداری کنند و شرورها را چیزی فراتر از ماشینهای کشتار بیاحساس ببینند، اما تکرار مداوم این کلیشه به سرعت خستهکننده شد و دیگر آن تاثیر مطلوب و اولیه را روی مخاطبان ندارد.
منبع: Gamerant
بررسی بازی اساسینز کرید بلک فلگ ریمیک؛ میزگیم با امید لنون










نظرات